کد خبر : 76373
/ 20:16
گفت‌وگو با «مصطفی آقایی»؛ هنرمندی که تاکنون به 2هزار نفر از بانوان مشهدی، هنرهای دستی را به رایگان آموزش داده است

خادم هنر

مصطفی آقایی از سال 1380 دست به سوزن می‌شود و مسیر جدیدش را آغاز می‌کند. او در این مسیر طی چهارسال به 2هزار نفر از بانوان شهر مشهد به‌طور رایگان انواع دوخت‌های سنتی را آموزش می‌دهد تا وارد بازار کار شوند.

خادم هنر

حمیده صفائی- این زیارتش با همیشه فرق داشت، گویا امام رضا(ع) می‌خواست مسیر جدیدی را به او نشان دهد. شاید برای همین بود که وقتی از زیارت برمی‌گشت، خانمی متکدی سر راهش قرار گرفت و از او درخواست کمک کرد. نمی‌دانست کمک کند یا نه. از تکدی‌گری بیزار است و آن را خلاف کرامت انسانی می‌داند. با خودش فکر کرد، اگر کمک کند گداپروری کرده و اگر بی‌تفاوت از کنارش بگذرد و او هم واقعاً مستحق باشد پیش وجدانش مسئول است. این ماجرا ذهنش را درگیر کرد. او که مدت کوتاهی دور از وطن بود از خودش پرسید: «برای زنان ایرانی چکار کنم؟»، اما به نتیجه‌ای نرسید؛ برای همین، موضوع را با پدرش مطرح کرد و از او راهنمایی خواست. پدرش  گفت: «راهش دانشگاه یا قانون نیست. راهش همان چیزی است که خدا در صندوق وجودت گذاشته، همان چیزی که در ژنت و در خانواده‌ات وجود دارد و به تو رسیده است.». هرچه با خودش فکر می‌کند چیزی غیر از هنر، که میراث خانوادگی‌اش باشد، نمی‌بیند. مصطفی آقایی از همان سال (1380) دست به سوزن می‌شود و مسیر جدیدش را آغاز می‌کند. او در این مسیر می‌تواند طی چهارسال به 2هزار نفر از بانوان شهر مشهد به‌طور رایگان انواع دوخت‌های سنتی را آموزش دهد تا وارد بازار کار شوند.
106869.jpg

هنر، ارثیۀ خانوادگی
دوختن را از پدرش یادگرفت؛ هرچند تا 24سالگی علاقه‌ای به آن نداشت و کاری در این زمینه انجام نداده بود، اما اکنون در هنرهای سنتی حرفی برای گفتن دارد. انگار ماجرای آن زن برایش تلنگری بود تا مسیر جدیدی در زندگی‌اش آغاز شود.
پدرش طراح لباس است و در این سال‌ها لباس‌های زیادی طراحی کرده است. مادرش هم در گذشته ابریشم‌دوزی می‌کرد. به‌قول خودش خانوادۀ مادری‌اش صبّاغ (رنگرز و نگارگر) هستند. زمانی‌که او به دنیا آمد، دیگر خبری از این‌دست کارها نبود، اما ژن هنرهای خانوادگی در او نهادینه شده بود. با سابقۀ خانوادگی‌ای که داشت و با درنظرداشتن حرف پدرش، به این نتیجه رسید که برای رسیدن به هدفش نیاز به محصولات جدیدی دارد؛ برای همین به‌دنبال آموزش رفت و کم‌کم انواع دوخت‌های سنتی را یاد گرفت. او مجبور بود برای یادگیری دوخت‌ها شهربه‌شهر و روستابه‌روستا برود.
مصطفی آقایی می‌گوید: «برای رسیدن به هرهدفی سه‌چیز لازم داریم: «کتاب یا همان دانش»، «طرح و برنامه و قدرت اجرایی»، «منابع انسانی و سرمایه‌های مالی». دانش را از دوخت‌های سنتی و صنایع دستی گرفتیم، طرح و برنامه را با کارآفرینی و دانش مدرن تلفیق کردیم. سرمایۀ انسانی نیاز داشتیم که در راستای نگاه اسلامی، به‌نیت امام رضا(ع) نذر کردیم به 11هزارنفر به‌طور رایگان 8هزار محصول را آموزش دهیم.». عدد 8 برایش مقدس است، 8هزار محصول به نیت امام هشتم تولید کرده و 11هزار نفری که می‌خواهد آموزش دهد نیز به نیت 11امام معصوم(ع) است که به شهادت رسیده‌اند.

280پایۀ دوخت
برای برخی جای سؤال است که این 8هزار محصول را چطور می‌خواهند تولید کنند؟! عدد کمی نیست. آقایی دراین‌باره توضیح می‌دهد: «در صنعت دوخت‌های اصیل،80پایۀ دوخت‌ سنتی داریم که آن‌ها را به 280پایه ارتقاء داده‌ایم تا تولیدات بیشتری داشته باشیم. علاوه‌برآن 14رویکرد در صنایع دستی وجود دارد، مانند دوخت‌های سنتی بر روی لباس‌های اقوام ایرانی، چرم‌دوزی، صنعت وابسته به چوب، صنعت وابسته به فلز، صنعت وابسته به سنگ‌های قیمتی و نیمه‌قیمتی و... که هریک از این‌ها را با هم تلفیق کنیم محصولات متنوعی را به‌دست می‌آوریم. یک‌دوخت بلوچستان را به 700محصول تبدیل کرده‌ایم. این دوخت می‌تواند سرآستین، جلوِ لباس، روی کیف یا در چرم‌دوزی کار شود. این به هنر و خلاقیت هنرمند برمی‌گردد.».
106870.jpg

2هزار نفر آموزش دیده‌اند
متولد 1355 است و در شهرستان بجنورد به دنیا آمده است. از دوران کودکی‌اش، روزهای جنگ را به‌خاطر دارد که پدرش به‌دنبال جمع‌آوری کمک‌های مردمی و ارسال آن‌ها به جبهه بود. از دوران مدرسه هم شیطنت‌هایش را بیشتر به‌خاطر می‌آورد؛ شیطنت‌هایی که منجر به اخراج از کلاس درس می‌شد و ساعت بعد که به کلاس می‌آمد بازهم آرام نمی‌نشست. برعکسِ مدرسه در خانه آرام بود و بیشتر همراه پدر. او از سیستم آموزشی گلایه دارد. به‌قول خودش «شخصیت‌های اجتماعیِ آدم‌ها برایم مهم بود. می‌خواستم مطالعات اجتماعی بخوانم، اما مجبور شدم در شاخه‌های فنی دیپلم بگیرم.».
علاوه‌بر مدرسه از 14سالگی در حوزه هم مشغول به تحصیل بوده است: «از کودکی شعر و موسیقی و تجارت را دوست داشتم و ترجیح می‌دادم کارهای مدیریتی انجام دهم. اعتقاد دارم هرکاری را که انجام می‌دهیم باید توجیه اقتصادی داشته باشد، در غیر این‌صورت انجام آن کار اشتباه است.». او از سال 1380 تا 1391به‌دنبال آموزش و ارتقای هنرش بود تا توانست 8هزار محصول را تولید کند. کاری را ابداع کرده بود که هیچ‌دستگاه مدرنی نتواند آن را انجام دهد و تمامش هنر بانوان ایرانی باشد.
کم‌کم در کنار گروه‌های مختلف قرار گرفت و کار اجرایی انجام می‌داد تا اینکه سال 1394 با خیریۀ «گل نرگس» آشنا شد و با همکاری مسئولان خیریه، آموزش خود را در سطح گسترده‌تری آغاز کرد. پس از آن به فرهنگ‌سرای «خادم‌الشریعه» رفت و بعد هم به دعوت «بنیاد شهید»، با این سازمان همکاری می‌کند. او بدون هیچ تبلیغی تاکنون توانسته 2هزار نفر را به‌طور رایگان آموزش دهد.

کارش تولیدمحور است
در بسیاری از هنرها فردی که می‌خواهد آموزش ببیند، چندسالی باید خاک بخورد تا آب‌دیده شود. تازه پس از سه‌چهارسال آموزش ممکن است هنرش به تولید برسد یا نرسد؛ اما آموزش‌های آقایی فرق دارد. کارش تولیدمحور است. کارآموز بعد از 10جلسه‌ای که آموزش می‌بیند، می‌تواند خودش تولیدکننده شود. این هنرمند محلۀ جهان‌آرا توضیح می‌دهد: «هر هنرجوی ما پس از 10جلسه آموزش، وارد چرخۀ تولید می‌شود. هرچند تاکنون توانسته‌ایم 2هزارنفر را آموزش دهیم، اما هنوز نتوانسته‌ایم همۀ هنرجویان را به چرخۀ تولیدمان بیاوریم. تقاضا زیاد است و عرضه، کم. هنرجوی ما پس از یادگیری، اول از همه برای خودش و خانواده‌اش تولید می‌کند، سپس برای اطرافیان. ممکن است بعد از گذشت یکی‌دو سال که برای خودش تولید می‌کند، بتواند با ما همکاری داشته باشد یا نه.».

در‌حال‌حاضر عرضه و تقاضای ما با هم تناسب ندارد
چهارسال است که آموزش می‌دهد. 2هزار نفر هم تعداد کمی نیست. با این وجود سفارش دارند، اما هنرمندی، که برای آن‌ها محصول تولید کند، ندارند. آقایی می‌گوید: «هنوز خروجی‌ای را که می‌خواستیم نداریم. در‌حال‌حاضر عرضه و تقاضای ما با هم تناسب ندارد؛ هرچند از نگاه ما ایرادی نیست. هدف ما از این آموزش، تولید و اشتغال بود، چه برای خودشان یا مجموعۀ ما. مهم این است که بانوی ایرانی ارزش و جایگاهش مشخص باشد و هنر و اصالت خودش را بشناسد.». او از آینده‌ای نه‌چندان دور برایمان می‌گوید، از روزی که 11هزار هم‌استانی‌اش را آموزش خواهد داد و کارش را در سطح فرا استانی آغاز خواهد کرد. در گام دوم می‌خواهد 8میلیون نفر را در سطح کشور آموزش دهد؛ باز هم به نیت امام هشتم.
106871.jpg

خرید جنس چینی ممنوع
کلاس‌های آموزشی او تنها به آموزش هنرهای دستی ختم نمی‌شود. او به‌دنبال این است که روح این افراد را ارتقاء دهد و به آن‌ها بیاموزد قدر و منزلت خودشان را بیشتر بدانند. افرادی که در کلاس‌های او آموزش می‌بینند، زشت می‌دانند جنس چینی بخرند. آن‌ها به این دانش رسیده‌اند که خرید کالای چینی یعنی نان از سفرۀ همسایه‌ات بدزدید و او را بیکار ‌کنید. مصطفی آقایی اعتقاد دارد که آموزش باید همراه با نکات اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی باشد:
«من تلاش می‌کنم و دوست دارم که آنقدر آموزش ‌دهم و تولید کنم تا به چین فشار بیاید و عقب بکشد. وقتی بازار خودمان اشباع باشد و مردم بتوانند جنس ایرانی خوب را تهیه کنند، دیگر نیازی به اجناس چینی نخواهند داشت. ما هنرمند نداشتیم؛ خالی بودیم، اما می‌خواهم با آموزش 11هزار نفر این خلأ را پر کنم.».
بعد با لبخندی از رضایت می‌گوید: «انگار خانم‌های مشهدی منتظر چنین پروژه‌ای بودند. تاکنون استقبال خوبی از این طرح شده است. فکر می‌کنم هدیۀ امام رضا(ع) به من، کاربردی و کارآفرینی‌کردن این پروژه بود.».
او ادامه می‌دهد: «فقر فرهنگی زنان ایرانی بس است. تا کی دختران و زنان ما ندانند از چه چیزی الگو بگیرند و چه چیزی بپوشند؟ دختران ما وقتی لباس اقوام ایرانی را ندیده  اند، آن‌وقت چه چیزی را باید انتخاب کنند؟ اگر زنان ما هنر داشته باشند، درصورت بروز مشکلات اقتصادی در زندگی می‌توانند از آن بهره ببرند. زنان هنرمند وقت آن را ندارند که زمانشان را به بطالت بگذرانند. روح و جسمشان تحت‌تأثیر فرهنگ و اصالت خودشان است.».

ائمه را آن‌طور که باید به مردم معرفی نکرده‌ایم
آقایی از اینکه نتوانسته‌ایم ائمه را آن‌طور که باید به فرزندانمان بشناسانیم، گله‌مند است. او می‌گوید: «همه‌جا می‌گویند امام یتیم‌ها. اشکال ندارد خوب است از این ویژگی‌های امام می‌گوییم، اما چه اشکالی دارد در روضۀ 30دقیقه ای، سه‌دقیقه هم از کارآفرینی حضرت بگوییم؟ حضرت چاه می‌کند، زمینی را آباد می‌کرد و مسجد می‌ساخت و از عایدی آن زمین برای مسجد هزینه می‌کرد. حضرت علی(ع) در مدیریت‌های کلان کشوری و مدیریت‌های فردی در سطح بالایی بودند، چقدر برای جوانانمان از این‌ها گفته‌ایم؟ کجا مطرح می‌کنیم که حضرت زهرا(س) به‌همراه فرزندانشان عبا می‌بافتند؟».
106872.jpg

برای هنر کتک هم خورده‌ام
برای یادگیری هر دوختی باید به شهرهای مختلف سر می‌زد و آموزش می‌دید. این کار ساده ای نبود. برای خیلی از افراد، با فرهنگ‌های متفاوت، راحت نبود که اجازه بدهند جوانی که نمی‌شناسند در کنار همسرشان بنشیند و هنر یادبگیرد، اما با هرسختی‌ای که بود آن‌ها را قانع می‌کرد تا دوخت‌ها را به او بیاموزند. او تعریف می‌کند: «یک‌بار در فرودگاه محو تماشای دوخت سنتی لباس خانمی بودم که ناگهان همسرش آمد و با من درگیر شد. هرچه به او می‌گفتم که من کارم دوخت‌های سنتی است، نمی‌پذیرفت تا اینکه پس از مدتی صحبت و دعوای با من، متوجه شد قصدی نداشته‌ام.
دوختن، ژن مشترک همۀ انسان‌هاست. یک‌زمان خورجین، چادر و خیمه و... درست می‌کردند و حالا به‌نوعی دیگر از آن استفاده می‌کنند. در گذشته فرزندانمان در 12سالگی آنچه را پدر و مادرشان می‌آموختند، یاد می‌گرفتند و برای 20سالگی برنامه‌ریزی می‌کردند، اما جوانان امروز ما در 30سالگی هم نمی‌دانند چه می‌خواهند. دلسوزِ هنر نداریم. نمایشگاه می‌گذارند، اما برای غرفه‌ها هزینه می‌گیرند.
پتانسیل هیئتیِ مردم زیاد است. ما باید مردم را راه بیندازیم و سرداران اقتصادی آموزش ‌دهیم. 4سال مستمر دارم آموزش می‌دهم و برایم ارزشمند است که 2هزار نفر از زنان شهرم را به سلاح هنر مجهز کرده‌ام.».

کار من در اولویت مسئولان نیست
او از طرح‌های زیادی که دارد سخن می‌گوید: دهکدۀ مشاهیر، دهکدۀ هنرهای دستی و دهکدۀ سکه‌های ایرانی و سکه‌هایی که در ایران و اسلام ضرب شده است. این طرح‌هایی است که مطرح شده، اما استقبالی از آن نشده است. آقایی توضیح می‌دهد: «کار من در اولویت مسئولان نیست. بارها گفته‌ام همۀ زائران و مسافرانی که به مشهد می‌آیند در حرم نیستند. اگر بخواهیم از حضور گردشگران سرمایه کسب کنیم بهتر است هر گردشگری که به شهر می‌آید به‌جای دو روز، سه روز در مشهد بماند و برای ماندنش باید بهانه‌ای باشد. چندسالی است که رهبر معظم انقلاب دربارۀ «تولید ملی» و «اقتصاد مقاومتی» می‌گویند، اما یک همایش   در این زمینه تاکنون نگذاشته‌اند. کارآفرینی زمان و آموزش می‌خواهد، اما تاکنون چیزی در این راستا ندیده‌ایم.». 
کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی