کد خبر : 76265
/ 20:13
آغاز به کار نهمین شعبۀ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مشهد در طوس

کانونی بزرگ محصور در اتاقی کوچک

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نام بزرگی است که کودکی بسیاری از ما با آن گره خورده است. وقتی شنیدیم پای این کانون به طوس هم باز شده، بسیار خشنود شدیم

کانونی بزرگ  محصور در اتاقی کوچک

    در همین فضای کوچک هم می‌توان کارهای بزرگ انجام داد
آدرسش را که می‌پرسیم، می‌گویند انتهای باغ آرامگاه فردوسی. به‌دلیل خانۀ کودک و شاهنامه‌ای که تا دو سال پیش در آن سوئیت جا داشت، بلافاصله یادمان می‌آید. گویی حالا جایش را به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان داده است اما مگر کانونی که در ذهن ما بود، با آن همه عظمت و برنامه، در این سوئیت کوچک و غریب در انتهای باغ جامی‌گرفت؟ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نام بزرگی است که کودکی بسیاری از ما با آن گره خورده است. وقتی شنیدیم پای این کانون به طوس هم باز شده، بسیار خشنود شدیم، چراکه می‌دانستیم با سابقۀ درخشانی که دارد، مطمئناً می‌تواند اوقات خوبی را برای کودکان طوسی رقم بزند اما راستش را بخواهید، همان‌طور که به انتهای باغ می‌رفتیم، به شکمان اضافه می‌شد. وارد که شدیم، کمی توی ذوقمان خورد. توقع می‌رفت بعد از بیست‌وخرده‌ای سال، امروز با کانون پیشرفته‌تری مواجه شویم؛ کانونی که در مرکز باشد و توجه هر کودکی را به خود جلب کند اما این کانون در یک گوشۀ دنج و کوچک چطور می‌تواند توجه بچه‌های امروز را به خود جلب کند؟ سر صحبت را که با مربیان کانون و سپس بچه‌ها باز کردیم، از قضاوت اولیۀمان فاصله گرفتیم و متوجه شدیم که در همین فضای کوچک هم می‌توان کارهایی بزرگ انجام داد. گرچه مساحت شعبۀ9 کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان واقع در طوس، از آنچه در ذهنمان بود، کوچک‌تر است، اما در این شعبه که به‌تازگی و از اردیبهشت امسال افتتاح شده، اتفاقات خوبی رقم خورده است. لبخند رضایت‌بخشی که از روی لب کودکان پاک نمی‌شود، بیش از هرچیز تأییدکنندۀ این سخن است.

106734.jpg

   افتتاح نهمین مرکز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در طوس
اطهر سیدموسوی، کارشناس کانون پرورش فکری طوس، با اشاره به افتتاح این مرکز در اردیبهشت امسال گفت: «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، سازمانی فرهنگی، ادبی و هنری ویژۀ پرورش دانش‌آموزان سرتاسر کشور است و به همین منظور مراکزی را در شهرهای مختلف کشور تأسیس کرده است. در مشهد نیز پس از 8کانون، اردیبهشت امسال هم‌زمان با مراسم بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، نهمین مرکز   پرورش فکری کودکان و نوجوانان با حضور استاندار و جمعی از مسئولان فرهنگی و ادبی در مجموعۀ فرهنگی آرامگاه فردوسی افتتاح شد.».

   کتابخانه‌ای با 4هزار جلد کتاب و 140عضو
موسوی با اشاره به تجهیز این مرکز به کتاب‌های مختلف در حوزۀ سنی کودک و نوجوان افزود: «بخش عمده‌ای از فعالیت‌های کانون ارتباط نزدیکی با کتاب و کتاب‌خوانی دارد؛ به همین دلیل از همان ابتدای افتتاح مرکز، شورای کتاب‌های کانون 4هزار جلد کتاب برایمان ارسال کرد. درواقع تمامی کتاب‌های مراکز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان را به‌دلیل حساسیت‌های موجود و ریزه‌کاری‌های تربیت و پرورش کودکان و نوجوانان، خود کانون تأمین می‌کند و مراکز پرورش فکری مجاز به گرفتن کتاب از افراد و مؤسسات دیگر نیستند. در این مدت کوتاه که از افتتاح کانون طوس می‌گذرد، بخشی از فعالیت ما صرف ثبت و شماره‌گذاری این کتاب‌ها و گرفتن عضو جدید برای کتابخانه شده است. در حال حاضر کتابخانۀ کانون 140عضو فعال دارد که اکثرشان از بچه‌های محدودۀ منفصل طوس و برخی از روستاهای اطراف هستند. برای عضویت در کتابخانۀ کانون، تنها دو قطعه عکس و مبلغ 5هزارتومان لازم است که این مبلغ هم در هفتۀ کودک حذف شده و عضوگیری‌ ما رایگان است. سن مجاز برای اعضای کتابخانه هم بین 6 تا 16سال است.».

  خاک طوس، ادیب‌پرور است
موسوی در ادامه با اشاره به فعالیت‌های مختلف کانون افزود: «عمده فعالیت‌های کانون در 3حوزۀ فرهنگی، ادبی و هنری خلاصه می‌شود.». البته با توجه به محدودیت‌ امکانات در طوس بیشتر فعالیت‌های این مرکز روی پاشنۀ فرهنگی می‌چرخد، چراکه دو مربی فعلی نیز در همین حوزه متخصص‌اند. موسوی توضیح داد: «حوزۀ فرهنگی ارتباط نزدیکی با کتاب و کتاب‌خوانی دارد و ما با برگزاری مسابقات کتاب‌خوانی، شعر و داستان‌نویسی برای کودکان و نوجوانان به‌دنبال ترویج فرهنگ کتاب‌خوانی در بین آن‌ها هستیم. با توجه به مجاورت و آشنایی کودکان این محله با آرامگاه فردوسی، بخشی از کتاب‌های موجود در این مرکز به شخصیت‌ها و داستان‌های شاهنامه اختصاص دارد و ما سعی کرده‌ایم از طریق این داستان‌ها علاوه‌بر آشنایی کودکان با شاهنامه و فردوسی، ویژگی‌های انسانی و اخلاقی شخصیت‌های شاهنامه را نیز به آنان آموزش دهیم. آن‌ها نیز به‌خوبی از عهده برآمده‌اند و با فردوسی و شاهنامه آشنایند. حتی برخی کودکان عضو کتابخانه بعد از خواندن داستان‌های شاهنامه به شاهنامه‌خوانی و نمایش داستان‌های شاهنامه علاقه‌مند شده‌اند. گویی آب و خاک این منطقه ادیب‌پرور است. کودکان این محله با توجه به مجاورت و همسایگی با سخنور نامی، فردوسی، استعداد خدادادی ویژه‌ای در زمینۀ نوشتن دارند. این را یکی از کارشناسان ادبی کانون تأیید کرده است. ما از کودکان می‌خواهیم اگر داستانی نوشتند، در اختیار ما بگذارند تا برای کارشناسان بفرستیم. آن‌ها نیز پس از مطالعه، آثار را نقد می‌کنند و به همراه یک جایزه، دوباره برای بچه‌ها می‌فرستند. کارشناسان کانون بعد از مطالعۀ مطالبی که کودکان این مرکز نوشته بودند، اعلام کردند مطالب این کودکان نسبت به   هم‌سن‌وسال‌هایشان پخته‌تر و ادبی‌تر بوده است و در وجود آن‌ها استعداد ویژه‌ای در زمینۀ نویسندگی نهفته است.».

    مطالعۀ 70کتاب در عرض 3ماه توسط برخی کودکان
محمود سالاری، دیگر کارشناس این مرکز، با اشاره به استقبال خوب کودکان و نوجوانان از کتابخانۀ کانون گفت: «روزانه بین 25 تا 30نفر از اعضای کتابخانه برای گرفتن کتاب به مرکز مراجعه می‌کنند که این تعداد نسبت‌به کل اعضای کتابخانه درصد بالایی را شامل می‌شود. علاقۀ آن‌ها به کتاب‌خوانی به قدری است که برخی بچه‌ها که در ابتدا برای خواندن جملات با مشکل روبه‌رو بودند، الان کتاب‌ها را تندخوانی می‌کنند. در همین تابستان برخی بچه‌ها بیش از 70جلد کتاب خواندند. زمانی که ما سؤالاتی دربارۀ متن کتاب از آن‌ها می‌کردیم، آن‌ها با توصیف و توضیح کامل به ما پاسخ می‌دادند که این موضوع نشان‌دهندۀ آن بود که کودک، کتاب را بادقت خوانده است.».

   اگر این نقص‌ها هم برطرف شود....
البته با تمام خوبی‌های عنوان‌شده، نکاتی منفی نیز کماکان وجود دارد و بی‌شک رفع آن به مفیدتر شدن کانون کمک خواهد کرد. مکان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در باغ آرامگاه فردوسی واقع است؛ مکانی گردشگری که کودکان زیادی همراه والدینشان به آنجا می‌آیند و می‌خواهند با فردوسی و شاهنامه آشناتر شوند. قطعاً اینجا فضای مناسبی برای آن‌هاست اما این کانون برنامه‌ای برای فرزندان گردشگران ندارد و تنها به اعضایش که کودکان ساکن در محدودۀ طوس هستند، خدمات می‌دهد. علاوه‌بر این، محل کانون بسیار دور از دسترس است و مطمئناً اگر کسی پیش‌تر آن را ندیده باشد، نمی‌تواند پیدایش کند. فضای کانون کوچک است و برای ارائۀ تکنولوژی‌های جدیدتری به کودکانِ عصر تکنولوژی باید به‌روز شود.

    مشکلات اولیه کانون
این‌ها را که گفتم، موسوی توجهمان را به کمبودهای بسیار اولیه‌‌ای جلب کرد و گفت: «اولین مشکل ما در این مرکز نداشتن فضای کافی برای انجام فعالیت‌هاست. به دلیل همین محدودیت مکانی ما از انجام بسیاری از فعالیت‌ها معذوریم. مشکل دیگر مرکز، نداشتن خط تلفن ثابت است که باعث ارتباط بسیار محدود ما با مخاطبان شده است و در جذب افراد و اطلاع‌رسانی با مشکل روبه‌رو هستیم. البته به‌دنبال آن هستیم که با مدیر مجموعه آرامگاه گفتگویی داشته باشیم تا جایی بهتر و در مسیر رفت‌وآمد مسافران در اختیار ما قرار دهد. نبود گاز یکی دیگر از مشکلات مرکز است که باور آن برایم خیلی سخت است. در کنار این مشکلات، کافی نبودن پرسنل و کارشناس برای اجرای برنامه‌های ادبی و هنری و نیز وسایل و تجهیزات کمک‌آموزشی مانند تلویزیون، پروژکتور و... نیز بر کم شدن فعالیت‌های مرکز تأثیر زیادی گذاشته است که امیدواریم با برطرف کردن این مشکلات در آینده بتوانیم فعالیت‌های خوبی را انجام دهیم.».

106735.jpg

  این قسمت را با کودک درونتان بخوانید
خوشبختانه هوا خوب است و کودکانی که از دبستان شهادت به اینجا آمده‌اند، در فضای بیرون، دور میز نشسته‌اند و مشغول کتاب‌خوانی و جمعی هم در حال سفالگری هستند. می‌خواهیم خودشان را معرفی کنند. هنگام معرفی اول یک شماره یا کد می‌گویند. به مربی که نگاه می‌کنیم، می‌گوید این شمارۀ عضویتشان است. 97 می‌شود محمدعرفان محمدی نه‌ساله، 37 محمد رستگار دوازده‌ساله، 67 امیرمحمد شمشیری نه‌ساله، 42 محمدحسین مغنی ده‌ساله، 43 امیرمحمد مغنی یازده‌ساله، 48 ابراهیم زارعی دوازده‌ساله، 38 امیرحسین عرفانی دوازده‌ساله، 22 حسین ایمانی یازده‌ساله، میثم مغنی ده‌ساله و حسین گل‌اندام ده‌ساله هم هنوز شمارۀ عضویت نگرفته‌اند و امروز برای اولین بار به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شعبۀ9 طوس واقع در آرامگاه فردوسی آمده‌اند.

 اینجا از مدرسه بهتر است
اولین پرسشمان را از محیط کانون می‌پرسیم. همه می‌گویند: «خیلی دوستش داریم. از مدرسه خیلی بهتر است، چون هرکاری دوست داریم، انجام می‌دهیم، اما در مدرسه فقط باید مشق بنویسیم.». کارهایی را که دوست دارند، چنین برمی‌شمارند: «کتاب می‌خوانیم، سفالگری می‌کنیم، شطرنج بازی می‌کنیم، هفت‌سنگ و...». می‌پرسیم بیشترین چیزی که اینجا یاد گرفتید، چه بوده که می‌گویند: «کتاب خواندن.». آن‌ها می‌توانند از کانون کتاب به امانت بگیرند و در خانه بخوانند. برخی‌هایشان در طول تابستان 70جلد کتاب خوانده‌اند. واقعاً آمار عجیبی است. می‌پرسیم چه کتابی را بیشتر دوست داشتید؟ کلی نام ردیف می‌کنند. معلوم است که واقعاً کتاب‌هایی را که به امانت گرفته‌اند، خوانده‌اند.

   افتخار می‌کنیم که فردوسی همسایۀ ماست
 از شخصیت‌های داستانی موردعلاقه‌شان برایمان می‌گویند. یکی سندباد و ماجراجویی‌هایش را دوست دارد و خودش هم مایل است مانند او شود. دیگری حسن کچل را دوست دارد اما نمی‌خواهد مثل او باشد. همین‌طور که مشغول گفتن نام شخصیت‌های موردعلاقه‌شان هستند، ناگهان یکی‌شان با صدای بلند می‌گوید من رستم و سهراب را خواندم و دوستشان دارم. با شنیدن نام این دو پهلوان خطۀ طوس، توجهمان جلب می‌شود. می‌پرسیم قبلا هم با رستم و سهراب آشنا بودی؟ می‌گوید پدربزرگم کمی برایم داستانش را گفته بود اما وقتی کتابش را خواندم، چیزهای بیشتری یاد گرفتم. بقیه وقتی واکنشمان را به رستم و سهراب می‌بینند، شروع می‌کنند به تعریف کردن از داستان‌هایی که از شاهنامه خوانده و درس‌هایی که گرفته‌اند. یکی از فردوسی می‌گوید و افتخارش که همسایۀشان است.

   اگر شهردار بودیم
وقتی علاقه‌شان را به فردوسی می‌بینیم، از محلۀشان می‌پرسیم؛ محلۀ فردوسی را واقعاً دوست دارید؟ یک‌صدا می‌گویند: «خیلی!». خودشان خنده‌شان می‌گیرد! می‌گویند مثل خندوانه گفتیم! می‌پرسم اگر شهردار بودید، برای محله چه می‌کردید؟ اولین چیزی که بر زبان می‌آورند، آسفالت است. گویی این مشکل، بزرگ و کوچک ندارد. خاکی بودن کوچه‌ها برای بچه‌ها مشکل ایجاد کرده. بعد از آن می‌گویند پارک می‌ساختیم و برای بچه‌ها وسیلۀ بازی می‌گذاشتیم اما خیلی رویش تکیه نمی‌کنند. بلافاصله وارد محیط مدرسه شده و درخواست‌هایشان به جایی محدود می‌شود که بیشترین وقتشان را در آنجا می‌گذرانند؛ تهیۀ نیمکت، تور دروازه و مربی ورزش. این‌ها همۀ کارهایی است که اگر این کودکان شهردار بودند، انجام می‌دادند.  

 کاش انگیزه‌هایمان کودک بماند!
می‌خواهید در آینده چه‌کاره شوید؟ این سؤالی است کلیشه‌ای که البته بعد از پرسیدنش هم پاسخ‌هایی کلیشه‌ای از بچه‌ها دریافت کردیم: «‌پلیس، آتش‌نشان، مهندس جوشکاری، خواننده، نیروی هوایی، معلم، دکتر، هنوز تصمیم نگرفتم!». اما انگیزۀ بچه‌ها از انتخاب این شغل‌ها برایم جالب است. همگی دلیلشان برای انتخاب شغل‌ها را «کمک به مردم و نیازمندان» عنوان می‌کنند. کاش بزرگ هم که شدند، همین انگیزه‌ها را با خود حفظ کنند!

  خویشتن‌داری در مقابل تکنولوژی
از اوقات فراغت و بازی‌هایشان در فصل تابستان می‌پرسیم. آن‌ها بلافاصله نام کانون را می‌آورند و می‌گویند بیشتر اوقاتشان را اینجا گذراندند. قدری هم جلوی باغ فردوسی فوتبال بازی کردند. می‌پرسم با تبلت و موبایل رابطه‌تان چگونه است؟ تنها یکی دو نفر دست بلند می‌کنند و آن‌ها هم زمان بازی‌شان را محدود اعلام می‌کنند. یکی فقط پنجشنبه و جمعه‌ها بازی می‌کند و دیگری می‌گوید خیلی کم بازی می‌کنم و گاهی هم وارد اینترنت می‌شوم، اما بیشتر خودم دوست دارم کتاب بخوانم. جای تقدیر دارد که کودکان امروز این‌قدر دربرابر وسایل تکنولوژی، خویشتن‌دار هستند!

  اختراع روبات‌هایی که مشق می‌نویسند
بچه‌ها را با خود به آینده می‌بریم و می‌خواهیم تصوراتشان را از دنیای بزرگ‌سالی‌شان بگویند. ناگهان دنیایی سرشار از تکنولوژی پیش رویمان به تصویر می‌کشند. از ماشین‌های برقی و خورشیدی می‌گویند. روبات‌هایی که مانند روبات پسر فضایی در یکی از کتاب‌هایی که خوانده‌اند، همۀ کارشان را انجام می‌دهد، تکالیفشان را می‌نویسد، به‌جای آن‌ها امتحان می‌دهد و...

  خودمان یک کانون می‌سازیم و آقای سالاری را مدیر می‌کنیم
سؤال آخرمان را که می‌پرسیم، گویی برای چند ثانیه شوکه می‌شوند. انگار شوخی بدی کرده‌ایم. می‌پرسیم: «اگر اینجا تعطیل شود، چه‌کار می‌کنید؟» چند دقیقه‌ای سکوت می‌کنند. تنها در همین دقایق است که صدای خندۀشان قطع شده، اما بچه‌ها کم نمی‌آورند. دوباره می‌خندند و می‌گویند: «یک کانون دیگر می‌سازیم و آقای سالاری را هم مدیرش می‌کنیم.».

کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی