کد خبر : 76147
/ 09:06
مدیرکل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان خراسان رضوی:

آموزش ابتدایی به کانون واگذار شود

الهام ظریفیان- امروز روز جهانی کودک است. در میان دستگاه‌ها و سازمان‌های عریض و طویلی که در این حوزه ایفای نقش می‌کنند بیش از همه نظرمان به کانونی جلب شد که می‌بایست محل پرورش فکری کودکان و نوجوانان باشد.

آموزش ابتدایی به کانون واگذار شود

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، سابقه‌ای پنجاه‌و‌دوساله در کشور دارد و جزو معدود نهادهای فرهنگی است که بعد‌از انقلاب هم، با همان آرم و تشکیلات، منتها با رویکردهای اصلاح‌شده و منطبق با انقلاب اسلامی فعالیت‌های خود را ادامه داد. کانون از‌نظر تشکیلاتی وابسته به وزارت آموزش‌وپرورش است و مسئولیت آموزش‌های غیررسمی کودکان و نوجوانان بین ٧ تا ١٧ سال را- که طبعاً دانش‌آموزان مدارس هستند- برعهده دارد. با‌این‌حال نگاهی آماری به تعداد مراکز کانون پرورش فکری و تعداد دانش‌آموزان درحال تحصیل در مدارس کشور نشان می‌دهد که تشکیلاتی که قرار است خلأهای موجود در نظام رسمی آموزش‌وپرورش کشور را در جهت پرورش و رشد فکری و خلاقیت دانش‌آموزان پر کند، خود دچار خلأ بسیار بزرگی است. جواد محقق‌نیشابوری، مدیرکل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان خراسان رضوی می‌گوید: «کانون سال‌های سال در حاشیه و در پیلۀ خود مانده بود و متأسفانه این نهاد آموزشی فوق‌العاده را کوچک نگه داشته بودند.». او که قبل‌از هر چیز خود را نویسنده، شاعر و پژوهشگر ادبیات می‌داند، عضو هیئت‌علمی دانشگاه فرهنگیان است و در تمام سال‌های پس‌از انقلاب در دستگاه‌های مختلف فرهنگی از‌جمله فرهنگ و ارشاد اسلامی، جهاد دانشگاهی و آموزش‌وپرورش، کار اجرایی یا آموزشی‌پژوهشی انجام داده است. دربارۀ آنچه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در استان خراسان رضوی باید باشد و آنچه هست، با وی گفتگو کرده‌ایم. این گفتگو را در ادامه بخوانید.

﷯ 

آقای دکتر! طبق آمار آموزش‌وپرورش، حدوداً یک‌میلیون‌و‌٢٠٠هزار دانش‌آموز در استان داریم. ۴۶‌مرکز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در خوش‌بینانه‌ترین حالت چند دانش‌آموز را می‌توانند تحت پوشش قرار دهند؟

اگر بخواهیم همۀ این یک‌میلیون و ٢٠٠هزار دانش‌آموز را تحت پوشش قرار دهیم، اگر نگویم به تعداد تمام مدارس استان خراسان، لااقل نصف یا یک‌سوم آن باید مرکز ثابت کانون داشته باشیم. ولی متأسفانه این‌طور نیست. ما الان در هشت شهرستان خراسان‌رضوی که جدید‌التأسیس هستند، مثل خوشاب، فیروزه، بینالود، زاوه و... اصلا مرکز فرهنگی کانون نداریم. در خراسان رضوی ٧٢ شهر و شهرستان وجود دارد که لااقل یک مرکز ثابت کانون برای آن‌ها لازم است. اگر بخواهیم در هر شهری، یک کانون و در شهرهای بزرگ چند کانون داشته باشیم، احتیاج داریم که مراکز کانون خراسان رضوی را به سه‌برابر آنچه هست، افزایش دهیم. الان با کمال تأسف باید بگویم اعضای دائم کانون‌های ما فقط حدود ٢درصد از دانش‌آموزان استان خراسان رضوی را تشکیل می‌دهند. گفتم اعضای دائم، چون کانون برای اینکه بتواند بر دانش‌آموزی تأثیر بگذارد، لازم است که او عضو دائم باشد و حداقل دو سال به‌طور مداوم به کانون رفت‌و‌آمد کند.

﷯ 

در کشوری که در چشم‌انداز‌١۴٠۴ می‌خواهد در منطقه الگو باشد و سیاست‌های کلی آن مبتنی‌بر افزایش جمعیت است، چه پیش‌بینی‌ای برای فضاهایی که به بچه‌ها اختصاص داده شده، وجود دارد؟ به نظر می‌رسد همۀ برنامه‌ریزی‌ها برای پاسخ‌گویی به نیازهای بزرگ‌سالان است، درحالی‌که نقش‌های بزرگ‌سالان به ثمر رسیده است. چرا کانون برای این نقش‌ها فکری ندارد؟

البته علاوه‌بر‌آن حدود ٢‌درصد، کانون در جامعه افراد بیشتری را هم به شکل غیر‌مستقیم، تحت تأثیر قرار می‌دهد. مثلا یک بخش انتشارات داریم که کتاب‌های مختلف و استاندارد را با تیراژهای زیاد منتشر می‌کند. در جشنواره‌های استانی، ملی و بین‌المللی کانون و نیز نمایشگاه‌های مختلف فصلی و دائم، کانون مخاطبان زیادی را جذب می‌کند. همچنین سالانه ده‌ها‌هزار زبان‌آموز در «کانون زبان ایران» تحت آموزش قرار می‌گیرند. علاوه‌براین مسئولیت تأیید استاندارد اسباب‌بازی‌ها و بازی‌های فکری کودکان و نوجوانان به‌عهدۀ کانون قرار داده شده. اما کار اصلی آن چیزی است که در مراکز ثابت کانون اتفاق می‌افتد و آمار آن حدود ٢درصد دانش‌آموزان خراسان رضوی است‌.

﷯ 

فکر می‌کنید این حجم کار متناسب‌با اهداف و برنامه‌هایی است که کانون برای خودش تعریف کرده‌؟

من نظر شخصی خودم را می‌‌گویم. اگر از من بپرسید به‌عنوان فردی که حداقل ٣۵‌سال است در کار مسائل اجرایی‌فرهنگی است و دستگاه‌های مختلف فرهنگی را می‌شناسد، می‌گویم «نه». به نظر من، تمام سیستم آموزش‌و‌پرورش، لااقل در دورۀ دبستان، باید تحویل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شود و کانون تولی آموز‌ش‌های رسمی شش‌سالۀ دبستان را به‌عهده بگیرد. تمام تشکیلات و سیستم و معلمان برگردند و وقتی که کانونی شدند، از در کانون برای آموزش وارد مدرسه شوند.

﷯ 

تحلیلتان چیست؟ برچه اساسی چنین ادعایی دارید؟

تحلیلم این است که ما در سال‌های گذشته، یعنی از ابتدای تأسیس آموزش‌وپرورش در دهۀ اول قرن جدید تا الان، در آموزش‌های رسمی موفق نبوده‌ایم. البته زحمات زیادی کشیده شده و توفیقاتی هم داشته‌ایم، ولی آموزش و پرورشی که باید کشور را متحول می‌کرد، نداشته‌ایم، آن‌طور‌که ژاپن، فنلاند و کشورهای پیشرفته را متحول کرد. پس اشکالات اساسی وجود دارد. من الان نمی‌خواهم به نقد این مسئله بپردازم. ما در کانون به شیوه‌های غیرمستقیم و هنری آموزش می‌دهیم و در‌نهایت خروجی آن، انسانی است متعادل، تمام‌ساحتی، با توانایی نقد و تحمل، با شناخت دقیق از خود و استعدادهایش، دارای هوش اجتماعی بالا، اخلاق‌مدار‌، محترم و دین‌مدار. این همان چیزی است که دستگاه‌های آموزشی به‌دنبال آن‌اند و آرزوی آن را دارند. شیوه‌های آموزشی ما در کانون، که متولی آموزش غیررسمی است، دقیقاً شیوه‌هایی است که کشورهای پیشرفته در آموزش رسمی‌شان دارند.

﷯ 

چیزی که شما می‌گویید یک تحول خیلی بزرگ است. فکر می‌کنید نظام آموزشی ما آن را بپذیرد؟

یک حرکت انقلابی می‌خواهد. کار ساده‌ای نیست. اول باید تمام معلمان آموزش‌و‌پرورش بپذیرند که باید بیایند و در کانون یاد بگیرند.

﷯ 

که تا الان نپذیرفته‌اند؟

نه. نپذیرفته‌اند، چون عموما نمی‌دانند چه خبر است. تمام معلمان پرورشی با کمال ادب و احترامی که برایشان قائل هستم، باید باید بیایند دوزانو در‌کنار مربیان کانون بنشینند و از آن‌ها یاد بگیرند. منظورم این نیست که هیچ‌کدامشان بلد نیستند. من دارم از یک کلیت صحبت می‌کنم، چون اگر درست می‌بود خروجی آن تا حالا جواب می‌داد، ولی در کانون جواب داده. تعصب را باید کنار بگذارند.

﷯ 

ولی فکر می‌کنم این نگاه وجود ندارد و حتی آموزش‌وپرورش دارد به‌سمت مخالف می‌رود.

بله، من این را به جناب آقای دانش‌آشتیانی، وزیر سابق هم گفتم. ایشان می‌فرمودند اصلا آموزش‌وپرورش ریل‌گذاری‌اش غلط است. گفتم این چیزهایی که شما در نظام آموزش‌وپرورش آرمانی‌تان می‌گویید دقیقاً دارد در کانون اجرا می‌شود. این ریل وجود دارد، منتها کمی کند و زنگ‌زده‌ است. نمی‌خواهد ریل را عوض کنید. همین ریل را تقویت کنید. همه چیزهایی که شما می‌گویید در آموزش‌وپرورش باید اتفاق بیفتد. ما ۵٠‌سال است که در کانون داریم اجرا می‌کنیم. البته یک کار انقلابی بزرگ است که می‌تواند مرحله به مرحله اتفاق بیفتد.

﷯ 

یعنی فکر می‌کنید در این صورت کانون می‌تواند خلأهای موجود در این نظام را در جهت پرورش و رشد فکری و خلاقیت دانش‌آموزان پر کند؟

من فکر می‌کنم می‌تواند این کار را بکند. نباید آمار و ارقام کوچک کانون و آمار درشت برنامه‌های مدارس، متولیان امر را گول بزند و خیال کنند در کانون اتفاقی نمی‌افتد و در حوزۀ پرورشی آموزش‌وپرورش غوغا می‌شود. یک پژوهش علمی و دانشگاهی انجام دهند تا ببینند یک مرکز فرهنگی کوچک صد‌متر‌مربعی کانون در یک شهرستان تأثیرات بسیار گسترده‌تر و عمیق‌تری از یک مجتمع فرهنگی ٣‌هزار‌متر‌مربعی دیگر در همان شهرستان به جا می‌گذارد. مسئولان فرهنگی و آموزشی باید در این مورد تحقیق و تأمل کنند. اگر درست بود لااقل به حرف ما کانونی‌ها گوش بدهند. ما الان دوست نداریم به دبستان‌ها برویم و کانون تأسیس کنیم، چون احتمال می‌دهیم که بچه‌ها از آنجا خاطرۀ خوشی نداشته باشند. تغییر از در و دیوار مدرسه باید شروع شود تا سیستم آموزشی و ورود و خروج بچه‌ها و نحوۀ آموزش. بعد ما احتمالا این کتاب‌ها را خمیر می‌کنیم. محتوای آن‌ها را برمی داریم و به شیوۀ جدید ارائه می‌دهیم؛ یعنی از کتب درسی تا ساختمان مدرسه و شیوۀ معلمان و خود معلمان باید نوآیین یعنی «کانونی» شوند. اگر یک چنین روحیه انقلابی‌ای هست، بسم‌الله.

﷯ 

فکر می‌کنم چنین مطالبه‌ای در مردم هم نیست. هست؟ مردمی که با این سیستم خو گرفته‌اند و خانواده‌هایی که می‌خواهند از همین الان بچه‌ها را برای کنکور آماده کنند.

نه، آن‌ها هم عموما آشنا نیستند. کار ساده‌ای نیست، و‌گرنه تا حالا انجام می‌شد. من معتقدم آن‌ها هم اطلاعات خیلی دقیقی ندارند. آن‌هایی که فرزندانشان‌ به‌طور مداوم آمده‌اند و تغییر را در آن‌ها دیده‌اند طرفدار هستند. باید آگاهی داده شود. حتی در کنکور هم موفق‌تر می‌شوند.

﷯ 

اصلا با این سیستمی که می‌گویید چیزی به اسم کنکور دیگر معنی ندارد. درست است؟

بله، به این شکلی که من می‌گویم دراصل نیازی به کنکور نیست.

﷯ 

این همان چیزی است که سند تحول به‌دنبال آن است یا اینکه شما فراتر از آن دارید می‌گویید؟

نه‌، خیلی از این‌ها در سند تحول پیش‌بینی شده. منتها آنجا راه‌ها را نگفته. سند تحول یک اساس‌نامه است و آیین‌نامه نیست. سند تحول، سند راهبردی است. روش‌های ما همان نتایج را به‌دست می‌دهد.

﷯ 

یعنی حتی اگر بخواهیم براساس چشم‌اندازهای کلی کشور و اسناد بالادستی فکر کنیم، باید ساختارها را عوض کنیم؟

باید ساختارها را عوض کنیم و من معتقدم می‌ارزد. می‌ارزد که ما در هر شهر، لااقل در یکی‌دو مدرسه به‌صورت پایلوت این کار را انجام دهیم. شش سال دبستان را با همان محتوا بدهند. همان امکاناتی را هم که برای مدرسه خرج می‌کنند، به کانون بدهند. بعد‌از شش سال ببینند که خروجی کانون چیست و خروجی مدارس چگونه است. اگر خوب بود برای بقیه هم اعمال کنند.

﷯ 

کمبود بودجه، مسئله‌ای است که خود آموزش‌وپرورش هم با آن درگیر است. اما تعداد زیاد مراکز خصوصی نشان می‌دهد که نسل پدر و مادرهای فعلی خیلی دارند برای بچه‌هایشان سرمایه‌گذاری می‌کنند و ظرفیت مشارکت را دارند. چقدر توانسته‌اید از این ظرفیت استفاده کنید و خدمات کانون را گسترش بدهید؟

کاملا درست است. مردم خیلی نسبت به بچه‌هایشان حساس شده‌اند و حاضرند برای بچه‌هایشان سرمایه‌گذاری کنند. ما در شهرهای مختلف کسانی را که به مقام‌های مادی و معنوی و علمی رسیده‌اند و به‌شکلی خروجی کانون بوده‌اند، شناسایی و وارد فعالیت‌های کانون کرده‌ایم. با همۀ آن‌ها ارتباط داریم منتها حجم کار برزمین‌مانده خیلی زیاد است. من گفتم که فقط دنبال پول نمی‌‌گردیم. مدیریت جدید دو سال است مستقر شده. نباید توقع داشته باشید که یک کار ده‌ساله انجام شود. زمانی که اینجا تحویل گرفته شد، مثل یک مدرسۀ غیرانتفاعی ورشکسته بود. حتی من از آمدن منصرف شدم، اما کار در اینجا آن‌قدر مفید است که انسان همۀ رنج‌هایش را به جان می‌خرد. در استان، کانون را کسی نمی‌شناخت. در طرح پنج‌سالۀ پنجم توسعه(١٣٩٠) سهم کانون از اعتبارات عمرانی (طرح تملیکی) در فصل فرهنگ و هنر فقط ٧ درصد بود. چون پیگیری نمی‌کردند و اصلا نمی‌دانستند این برای چیست. معنی‌اش این بوده که سال‌ها آجر ساختمان‌های مرکز می‌افتاده و پول نبوده که آن‌ها را تعمیر کنند. 

﷯ 

این ٢۵ درصد چه مبلغی می‌شود؟

٢۵‌درصد در طول پنج سال آینده، چیزی در حدود ٣۵‌میلیارد تومان می‌شود. نمی‌خواهم بگویم زیاد یا کافی است. باید ٣۵٠‌میلیارد بشود تا اتفاق اصلی رخ بدهد. اما از اعتباری که بین سازمان‌های فرهنگی تقسیم می‌شده، سهم کانون از ٧‌درصد به ٢۵‌درصد رسیده. ترجمۀ روان و ملموس آن، این است که ما در پنج سال آینده با این بودجه حداقل ٢۵‌مرکز جدید می‌توانیم احداث کنیم. طی پنج سال، ۵٠درصد اضافه‌شدن خیلی کار بزرگی است. آمار را که نگاه کنید می‌بینید در گذشته طی ١٠سال، دو مرکز هم افتتاح نشده. در همین دو سال اخیر، با همۀ کمبودها ما سه مرکز جدید افتتاح کردیم و دو مرکز بزرگ درحال ساخت داریم. یک مجتمع فرهنگی در زمینی به وسعت١٨٠٠متر در بولوار لادن در‌حال ساخت است و امسال در الهیۀ مشهد یک مرکز فرهنگی را شروع می‌کنیم.

﷯ 

فکر می‌کنید بتوانید وعده احداث ٢۵ مرکز کانون در ۵سال آینده را عملی کنید؟

صد‌در‌صد. قطعاً باید این کار را انجام دهیم. تازه این حداقل است. در این پنج‌سال خیلی اتفاقات دیگر ممکن است بیفتد. ما فقط دنبال اعتبارات تعیین‌شدۀ خود کانون نیستیم. دنبال راه‌های دیگر هم هستیم. زمانی‌که من آمدم، اعتبارات راه‌اندازی کانون ۴٠٠‌میلیون‌تومان بود که پول رنگ مراکز هم نمی‌شد. ما امسال ۵‌میلیارد و ٢٠٠‌میلیون تومان تفاهم‌نامه با سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان امضا کرده‌ایم.

﷯ 

این‌هایی که می‌گویید سطح انتظارات ما را خیلی بالاتر می‌برد.

اشکال ندارد. چه من باشم و چه نباشم، در پنج‌سالۀ ششم توسعه، سهم اعتبارات کانون ٢۵‌درصد است. هر کسی باشد این ٢۵‌درصد را دارد. معنی‌اش این است که حداقل تمام شهرستان‌های استان خراسان و شهرهای مهمش دارای کانون خواهند شد. ما به همین اکتفا نمی‌کنیم. ما در اصل باید لااقل در تمام ٧٢شهر و شهرستان خراسان رضوی پایگاه کانون داشته باشیم. البته همۀ گسترش فعالیت‌های کانون به ساختمان‌هایش نیست. افتخار اصلی ما به شیوه‌های آموزشی ما، به مربیان و همکارانمان و کودکان و نوجوانان‌مان است که کانون خانۀ دوم آن‌هاست و مربیان، آن‌ها را به نام کوچک صدا می‌کنند.

﷯ 

برای حاشیۀ شهرها چه برنامه‌ای دارید؟ این مناطق جمعیت زیادی از دانش‌آموزان را دارند که نسل دوم و حتی سوم حاشیه‌نشینان مشهد را تشکیل می‌دهند و مطالبات جدی‌تری دارند.

به دلایل مختلف باید به مناطق محروم توجه خاص کرد. این مناطق می‌توانند منشأ بسیاری از آسیب‌های اجتماعی شوند که اکنون از چالش‌های مهم کشور و کلان‌شهری مثل مشهد هستند. همین مراکز آسیب با اندکی توجه و درایت می‌توانند تبدیل به فرصتی مهم شوند. ما در کانون به‌دنبال تأثیرگذاری بیشتر روی کودکان، به‌خاطر تضمین سلامت و رشد آیندۀ آن‌ها هستیم و عدالت حکم می‌کند که در پی محروم‌ترین آن‌ها باشیم. بهره‌وری کار در این مناطق بسیار زیاد است. 

ما برای رسیدن به این اهداف باید با تمام دستگاه‌های مرتبط استانی تعامل برقرار می‌کردیم؛ از استانداری تا سازمان مدیریت، شورای شهر و و ادارات کل و سمن‌ها. متوجه شدیم یک مبلغ پنج‌شش‌میلیارد‌تومانی از محل اعتبارات ملی برای احداث کتابخانه در حاشیۀ شهر به استان آمده، ولی جذب نشده و دارد برمی‌گردد. ادارۀ کل راه و شهرسازی کمک کرد تا در مناطق مشخصی از حواشی مشهد، زمین‌هایی را برای احداث کانون جستجو و تملک کنیم. رئیس و اعضای محترم کمیسیون وقت حاشیۀ شهر در شورا- بعد‌از چند جلسه حضور و توضیح- از طرح ما استقبال و کمک کردند که زمین‌هایی از‌طریق مناطق و نواحی شهرداری‌ها به کانون داده شود. 

اکنون دو قطعه از آن‌ها، یکی در منطقۀ «دروی» و دیگری در «توس ۶۴» به مرحلۀ نهایی برای ساخت رسیده است و امیدواریم اعضای جدید شورای شهر کمک کنند که چهار قطعۀ دیگر هم قطعی و اجرایی شود و خدمتی به کودکان محروم حاشیه شهر باشد. یک زمین را هم با آموزش‌وپرورش هماهنگ کرده بودیم که در منطقۀ گلشهر بگیریم، ولی آموزش‌وپرورش، با اینکه حتی پیمانکارش هم از راه و شهرسازی معرفی شده بود، نتوانست این زمین را به ما بدهد.

﷯ 

به این دلیل که می‌خواستند طبق مقررات عمل کنند؟

ما هم نمی‌گوییم خلاف مقررات عمل کنند. به‌نظر من باید از مقررات برای حل موضوعات درست و سالم استفاده کرد و به‌سمت حل موضوع رفت. اتفاق خوبی نیست که شما بخواهی در مرکز تجمع چند مدرسه، یک کتابخانه کانون برای رشد دانش‌آموزان همان مدارس تأسیس کنی و یک‌میلیارد تومان را دو دستگاه اجرایی با چنگ و دندان جذب کرده و حفظ کنند، تمام نیرو و امکانات را هم بیاورند و یک دستگاه نتواند زمین موجود در آن منطقه را در‌اختیار بگذارد. آموزش‌و‌پرورش برای منطقۀ خودش نتوانست این زمین را به ما بدهد. می‌توانست با خیّری که آنجا را اهدا کرده، گفتگو و اجازه‌اش را اخذ کند. من هنوز دلم می‌سوزد که چرا چنین امکانی از آن منطقه گرفته شد. من مدیر اجرایی هستم و کار اجرایی را بلدم. شیوۀ پاسخ برای رفع تکلیف در شأن ما نیست.

﷯ 

قاعدتاً آموزش‌وپرورش باید بیشترین تعامل را با شما داشته باشد.

بیشترین تعامل را دارد. الان هم ما بسیار متشکریم، ولی در این مورد حیاتی نتوانست کاری انجام دهد. 

﷯ 

با راه و شهرسازی به توافق رسیده بودید؟

بله، تفاهم‌نامه امضا کرده بودیم. همه‌چیز آماده بود. حتی پیمانکار را هم تعیین کرده بودند. می‌خواستند کار را به مناقصه بگذارند. کار کانون هم ساده نیست. ما باید مجوز نیرو بگیریم، مرکز را تجهیز کنیم و نیاز به پیگیری و رایزنی دارد. ما همۀ این کارها را انجام می‌دهیم برای اینکه آن نوجوان و کودکی که در گلشهر دارد در کوچه و خیابان پرسه می‌زند، بیاید به کانون و رشد کند. ماه‌ها چندین نفر در چند دستگاه استانی تلاش کردند تا کار به آنجا رسید.

﷯ 

در سال‌های گذشته، کانون در جریان‌های فرهنگی جریان‌ساز بوده. چرا الان نقش کانون کم‌ شده است؟ 

زمانی‌که جمعیت ایران، کم بود و دستگاه‌های فرهنگی هم معدود بودند، کانون جریان‌ساز بود. بعد جمعیت افزون شد. علت عقب‌ماندگی تاریخی کانون یکی‌دو تا نیست. یکی از دلایل، آن بود که کانون در پیلۀ خودش مانده بود. کانون را کوچک نگه‌داشته بودند. مسئولان کانون هم برای اینکه برندشان حفظ شود سعی می‌کردند تعامل نداشته باشند. من ثابت کردم که تعامل ما، برند ما را از بین نمی‌برد. 

﷯ 

ولی به‌صورت ملموس اثر آن را در جامعه نمی‌بینیم.

یک‌باره نمی‌توان همۀ عقب‌افتادگی‌ها را جبران کرد. ما باید هم به مسائل و مشکلات روزمرۀ کانون می‌پرداختیم و حتی در برخی بخش‌ها آن را از بحران خارج می‌کردیم و هم زیرساخت‌های آن را قوی می‌کردیم. اینکه الان انتظار داشته باشید در هر کوچه و خیابانی می‌روید کانون را بشناسند ٢٠‌سال زمان لازم دارد.

نه اینکه در هر کوچه‌ای یک کانون باشد، ولی حداقلش این است که من که یک بچۀ دانش‌آموز دارم، اگر بخواهم برای آخر هفته‌ برنامه‌ریزی کنم، بدانم یک جایی می‌توانم سرگرمش کنم. الان به غیر از شهربازی‌هایی که در‌کنار مراکز تجاری ساخته شده‌اند، که عموما اهدافی جز مصرف‌گرایی ندارند، چه جای سرگرمی دیگری وجود دارد؟

درست می‌گویید. ما اقداماتی را شروع کرده‌ایم. منتها این‌ها دیده نمی‌شوند، چون کار بر‌زمین‌مانده زیاد است. کانون سال‌های سال فراموش شده بوده. تا وقتی که به یاد مسئولان بیاوریم زمان می‌برد. ما داریم تلاش می‌کنیم تمام‌قد بلند ‌شویم که ما را ببینند. 

اینکه گفتید نمی‌خواهید به مدارس وارد شوید، با‌توجه‌به اینکه مدارس در همه جا وجود دارند، فکر نمی‌کنید صرف‌نظر‌کردن از یک ظرفیت بزرگ قابل دسترس است؟

نه. اشتباه نشود. این‌طوری نبوده که الان مدرسه‌ای در را به روی ما باز کرده باشد و ما خودمان نخواهیم برویم. من گفتم آن‌قدر حساسیت داریم که به در و دیوار مدرسه هم توجه می‌کنیم. ما اکنون طرحی داریم به نام «کانون مدرسه» که خدمات کانون را با هماهنگی آموزش‌وپرورش به مدارس ببریم‌. مرحلۀ اولیه و آزمایشی آن را نیمۀ دوم سال گذشته به‌شکل محدود اجرا کردیم و مرحلۀ دقیق‌تر و گسترده‌تر آن را از آبان امسال در مدارس اجرا می‌کنیم.

﷯ 

ولی در حجم بالا این اتفاق نمی‌افتد.

ما الان داریم این کار را می‌کنیم. ما که نمی‌توانیم این همه کانون بسازیم، آموزش‌های کانون را به مدرسه می‌بریم. معاون پرورشی و معاون ابتدایی وزیر با مدیرعامل کانون پرورش فکری تفاهم‌نامه‌ای امضا کردند که ما فعالیت‌های کانونی را به مدرسه ببریم. ضمناً از ‌طرق دیگر هم با مدارس مرتبط هستیم. واحدهای سیار کانون که به روستاها و حواشی شهر می‌روند در مدرسه‌ها مستقر می‌شوند.

﷯ 

حتی ظرفیت‌های دیگر؛ مثلا در هر محله‌ای حتماً یک مسجد هست که می‌شود از آن‌ها استفاده کرد. چقدر از این ظرفیت‌ها استفاده کردید؟

همۀ این‌ها که شما می‌گویید، احتیاج به تشکیلات دارد. کاری که من با کمک همکارانم و با این تشکیلات کوچک در اینجا انجام دادم، نسبت به دو سال پیش ده‌برابر شده است. خیلی ساده بگویم ما الان در کانون خراسان رضوی احتیاج به سه مدیر کل داریم، نه یک مدیر کل. من به همۀ کارها نمی‌توانم برسم. تازه من بعضی چیزهای تشریفاتی را حذف کردم. در مشهد این‌طوری است که یک نفر در حد مدیرکل فقط باید مسئول تشریفات و پذیرش مهمانانی باشد که احتیاج به هتل پنج‌ستاره دارند، که برای آن یک مجسمه هم کافی است! من اصلا دنبال این چیزها نیستم.

کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی