کد خبر : 76109
/ 11:28
رضا رفیع

شهرآرا، نامی بلند آوازه

شهرآرا، نامی بلند آوازه

بیش و پیش از هرچیز نام آرام‌بخش روزنامۀ مشهدی‌الاصل شماست که برای منِ طنزپرداز اهل شعر و ادب چشم‌نواز و روحیه‌ساز است: «شهر آرا»، نامی که بر بلندای پیشانی روزنامه داد می‌زند که «ایهاالناس! آهای، اهالی شهر! قصد و قصۀ این جریدۀ یومیه و کاغذاخبار منتشره خبردادن از آرایه‌های شهر است و آراستگی‌های آن با زیبایی‌های دل‌نواز و خبرساز.».

این روزنامه تلاش و تکاپو دارد تا از آرایه‌ها و زیبایی‌های شهر سخن بگوید و اطلاع‌رسانی کند. «شهر‌آرا»ست و نه «شهرآشوب» که هر تیتر و سوتیتر خبری و تفسیری‌اش اعصاب یک شهر و شهروندان شهره به ادب و سخن‌پردازی‌اش را به‌هم بریزد؛ پس رویه و رویکرد مطبوعاتی و بسته‌های فرهنگی و اجتماعی آن گواه همین مدعاست. حرکتی آرام دارد و دلارام، و به‌دور از تنش‌آفرینی و تشویش به دل‌ها‌انداختن و حاشیه‌ها را به متن و بطن‌تبدیل‌کردن و قالب‌کردن.

هر‌از‌گاهی که روزنامۀ شهرآرا را دیده‌ام در هزارکیلومتری زادگاهم، خراسان، دلم پر کشیده است به جایی که سخن‌گفتن نه آسان است آنجا!

تنوع مطالب و تیترهای آرامش‌دهنده را در حوزه‌های مختلف شهری می‌پسندم و شعار روزنامه را که خود را در‌خدمت مردم شهر می‌داند و بیان «حرف مردم» و نه فقط مسئولان و مجریان شهری و استانی و کشوری. نام‌های صفحات نیز مبتکرانه است، به‌خصوص دهمین صفحه‌اش، «ادب و هنر»، که برای من جالب است، چون خود قریب ده سال است که دبیر ضمیمۀ «ادب و هنر» روزنامۀ «اطلاعات»، قدیمی‌ترین روزنامۀ ایرانم، با قدیمی‌ترین حقوق سر برج! 

و چون مرا به طنزپردازی و قندپهلویی نیز می‌شناسند پس قطعاً از «صفحۀ آخر» روزنامه هم باید خوشم آمده باشد که دوستان طنزپردازم از دور اشاره می‌کنند که «بگویید خوشتان آمده است؛ جبران می‌کنیم.» (ما هم توهم زده‌ایم ها!) 

درحقیقت «صفحۀ آخر» برای من طنزپرداز حکم صفحۀ اول را دارد و ضرورت دارد که روزنامه را اول از آخر شروع کنم، گرچه گاهی در هر روزنامه‌ای، با‌توجه‌به پاره‌ای سخنان مدیران و مجریان، تیترهای جدی خبری خنده‌دارتر از صفحه و ستون‌های طنز آن است، علی‌الخصوص در آن هشت سالی که مپرس! (اشاره می‌کنند که «رویکرد روزنامه فرهنگی-اجتماعی است؛ مراقبت بفرمایید. اینجا «منبع موثق» خودتان نیست که شب‌ها در شبکۀ ۴ دخل مطالب و مسائل سیاسی را می‌آورید!».)

فقط یک خرده‌ مطالب طنز «صفحۀ آخر» با ستون‌های «سرگرمی» بیشتر فاصله داده شود که ملت خیال نکنند قصد طنز ایجاد سرگرمی به‌سبک جداول سخت و آسان سودوکوست! بدون این‌ها هم گاهی طنز را جدی نمی‌گیرند و کلاه ما پس‌معرکه است. و اما استعدادهای خوب مشهدی هم به قلم‌زنی و طنازی مشغول‌اند که برای یک روزنامه از نان شب واجب‌تر است؛ حکم بستنی طلاب را دارد برای مردم شهر! (به‌خصوص که هر ستون طنزی هم عاقبت‌الامر بستنی است!) 

علی‌ای‌حال روزنامۀ شهرآرا را یک اتفاق خوب و خوش در حوزۀ اخبار شهری و شهرداری مشهد می‌دانم که حالت مرضی‌الطرفین دارد. می‌تواند (و به‌گمانم که توانسته است) رضایت هم شهروندان و هم مسئولان شهری را کسب کند و به مقامات بالاتری برسد. رضای همه مقدم بر رضای رفیع است! 

اتفاقات خوش جدید در عرصۀ شهرداری و شورای شهر پایتخت فرهنگی جهان اسلام در سال ۲۰۱۷ را هم، هرچند که فالگیر نیستم، به‌فال نیک می‌گیرم و امیدوارم موجب ترقی و توسعۀ زیبایی‌ها و آرایه‌های افزون شهر بر‌پایۀ عقلانیت و به‌دور از شعارزدگی‌های مرسوم شود. 

این نکته هم از طنزهای فلسفی روزگار است که روزنامۀ شهرآرا را چاپخانۀ روزنامۀ «قدس» چاپ می‌کند. این وفاق و همدلی بر مردم روزنامۀ «خراسان» مبارک باشد! راستی، تا یادم نرفته، این صفحۀ فضای مجازی روزنامه هم اسم خوبی دارد: «کلیک»، که در گویش پاره‌ای از مناطق ولایت خراسان بزرگ به «انگشت» نیز اطلاق می‌شده است. قدیم که تا این‌حد پیشرفت نکرده بودیم به انگشتان خود «کلیک» می‌گفتیم. پس می‌بینید که ریشۀ خیلی از ابزارآلات پیشرفته و تکنولوژیک امروز در همین کامپیوترهای علیه‌الرحمه به خراسان خودمان برمی‌گردد. هرکس قبول ندارد از شهر برود بیرون!و اما در این غروب عصر جمعه‌ای سؤال آخر و بهرۀ اموات: روزنامۀ شهرآرا چرا صفحۀ مخصوص متوفیات و ترحیم و تسلیت ندارد؟! یعنی خبر مرگ دیگران برای شما درآمدزا نیست؟! یعنی شما دوست ندارید هیچ‌کس خبر مرگش بیاید؟! یعنی زنده باد زندگی؟!

کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی