کد خبر : 76108
/ 11:36
امیر شهلا

هشت گام برای شهرآرای ایده‌آل

هشت گام برای شهرآرای ایده‌آل

با آمدن جناب شهردار اولین سازمان زیرمجموعۀ شهرداری که برای آن تعیین‌تکلیف شد مجموعۀ شهرآرا بود. این موضوع نشان‌دهندۀ اهمیت رسانه در اطلس نگاه مدیریت جدید شهری است. آقای تقی‌زاده در آغازین‌روزهای انتخاب‌شدنش به‌عنوان شهردارمشهد به خبرنگاران گفته بود این شهرآرا به‌دردش نمی‌خورد و آن را تعطیل خواهد کرد. رسانه‌های منتقد از این جملۀ آقای شهردار بهانه‌ای برای ناامن‌جلوه‌دادن حوزۀ رسانه و فرهنگ در دورۀ پنجم و ایجاد دل‌نگرانی و تشویش در ابواب‌جمعی روزنامۀ شهرآرا ساختند، حال آنکه هیچ عقل حکیم و منطق سلیمی نمی‌پذیرفت شهرداری خود را از داشتن یک رسانۀ فراگیر، شناخته‌شده و دارای ظرفیت بالای مخاطب محروم سازد.

شهردار آمد و شهرآرا نه‌تنها تعطیل نشد، بلکه پذیرای اولین تغییرات مدیریتی گردید تا رویکردها و روندها براساس خواست و سلیقۀ مردم در ٢٩ اردیبهشت تغییر یابد. اکنون که با قرارگرفتن جوانی خوش‌قریحه و خوش‌آتیه در رأس هرم مدیریتی روزنامه فصل تازه‌ای از خدمتِ رسانه‌ای به شهر و شهروندان فرارسیده یک سؤال اساسی پیش می‌آید و آن این است: شهرآرا باید چگونه شهرآرایی باشد که مورد‌اقبال و استقبال قرارگیرد و به‌عنوان رسانۀ مرجع، سرمایۀ وثوق و اعتماد جمهور را به‌دست آورد؟ چه باید کرد که شهرآرا روزنامۀ اول ساکنان شهر بهشت شود؟

١- شهرآرا ارگان رسمی شهرداری مشهد است؛ به‌‌همین‌‌دلیل و بالذّات میلِ به تعریف و تمجید از عملکردها دارد. مراقبت کنید تا در دام ثناگویی و مدح مدیران شهری نیفتید و به روزی‌نامه‌ای برای به‌به‌کردن و چهچه‌فرستادن تبدیل نشوید.

٢- زبانِ مردم باشید و مشکلات و تنگناهای ایشان را واگویه کنید نترسید از اینکه بیانِ بی‌کم‌و‌کاستِ نقصان‌ها شما را به سیاه‌نمایی وضع موجود شهر متهم سازد. مردم، برخلاف گروه‌ها و جناح‌های سیاسی، در قضاوت منصف و در بیانِ انتظاراتشان معتدل هستند؛ همین که ببینند رسانۀ شهرداری تریبونِ صادق مطالبات و توقعات معقولشان است به آن دل می‌بندند و اعتماد می‌کنند. 

٣- خاصیت رسانه انتقاد است و رضایت‌ندادن به وضع موجود.انتقاد لازمۀ پیشرفت است. انتقادی که مصلحانه، منصفانه و معقول عرضه شود راه را برای توسعه و تعالی و پیشرفت می‌گشاید. بکوشید رویکرد نقادانۀ خود درقبال معضلات شهر را حفظ کنید. کمی‌ها و کاستی‌ها را آن‌چنان‌که هست، نه بیشتر و نه کمتر از حد واقعی‌اش، بیان نمایید. 

٤- برای هر نارسایی و نارضایی مردم پرونده‌ای بگشایید و تنها منعکس‌کننده‌ای بی‌اختیار نباشید. معضلات را تا پای حل‌و‌فصلشان بدرقه کنید. بگذارید مردم قدرت رسانه را در به ‌جواب‌رسانیدن مطالباتشان لمس کنند. اگر شده، چند ماه روی هر مشکل مبتلابه شهروندی وقوف کنید و هر چند روز یک بار با تیتر یا مصاحبه یا نوشتاری پی‌جوی رتق‌و‌فتقشان شوید. از بیات‌بودن سوژه‌ها و مستهلک‌شدن موضوعات نهراسید. مهم آن است که با پیگیری شهرآرا فلان محله آسفالت، بهمان پارک چراغانی، آن کوچه جدول‌گذاری و این برزن صاحب پاکبان شود. 

٥- صفحات روزنامه را با خواست و مشارکت مردم پُر کنید؛ ببینید آن‌ها چه می‌گویند و چه می‌خواهند. مطالبات مهمی همچون مادررود «کَشَف»، قطار شهری، و پروژه‌های بزرگ تفریحی، سیاحتی و ... را که جزء نیازهای اساسی شهر هستند در دستور‌کار قرار دهید. 

٦- به «شهرآرا محله» و «شورای اجتماعی محلات» بیش از گذشته بها دهید. آن شهری زنده و سالم و پرنشاط است که اتفاقاتش از پایین به بالا شکل بگیرد. شهرآرا در ایجاد فضای پرشور مشارکتی در کفِ محلات نقش بارزی می‌تواند داشته باشد.

٧- شعار پرمحتوای آقای شهردار که «شهر هوشمند و شهرداری شهروندمحور» است رسالت شما را سنگین کرده است. به نسخه‌های کاغذی شهرآرا قانع نباشید؛ طرحی دراندازید که تورق الکترونیک روزنامه در اتوبوس و تاکسی، در ایستگاه مترو، پشت میز صبحانه، در بوستان و خیابان و در معدود‌فرصت‌های فراغت زندگی شهرنشینی فراهم آید. برای دسترسی ساده و آسان شهروندان به نسخۀ الکترونیکی روزنامۀتان حسابی کار کنید. اپلیکیشن شهرآرا را طوری طراحی کنید که شهروندان بتوانند برخط و زنده آخرین اتفاقات شهریِ شهرشان را با فشردن چند دکمه رصد کنند. با این کار شهرآرا را به رسانه‌ای مرجع و دردسترس مبدل ساخته‌اید.

٧- سیاسی نشوید. تریبون همۀ شهر باشید؛ از تک‌صدایی‌شدن به‌شدت احتراز نمایید که مشی اصلاح‌طلبی جز آن است. بیشتر درج‌شدن دیدگاه‌های متنوع، متضاد و مفترق در روزنامۀتان خبر از عیار و اعتبارتان نزد سلایق گوناگون موجود در شهر می‌دهد و این به بالابردن سرمایۀ اجتماعی روزنامه کمک می‌رساند.

٨- و نکته آخر که باید اول از همه می‌گفتمش سر‌و‌سامان‌دادن به وضعیت پرسنلی و قراردادی خبرنگاران و کارکنان شهرآراست. بساط تبعیض را از تحریریۀتان برچینید. اینکه در روزنامۀتان ده نفر کار مشابه داشته باشند، اما گروهی «معین‌کار» باشند و دسته‌ای «حجمی‌کار» و جمعی «پیمانکار» انگیزه‌ها را به‌شدت منکوب و بهره‌وری را شدیداً سرکوب می‌کند. از آقای شهردار بخواهید نظام هماهنگ پرداخت را هرچه‌زودتر در سازمانتان جاری سازد تا روزنامه‌نگارانی که تنها سلاحشان قلم و صداقتشان است احساس شهروند درجه‌‌یک و دوبودن نداشته باشند. برایتان در این چهار سال جز توفیق برای «خدمت بی‌منت به مردم» نمی‌خواهم، چراکه معتقدم «صدای مردم صدای خداست.» و ما نباید خدا را فراموش کنیم. 

کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی