کد خبر : 76096
/ 16:25
عضو شورای شهر مشهد پس از شنیدن درددل اهالی محلۀ وکیل‌آباد پیشنهاد کرد

اجرای بازی برد-برد در محلۀ وکیل‌آباد

امیر شهلا، عضو شورای اسلامی‌ شهر مشهد، که در بامداد عاشورا و به منظور شرکت در مراسم پخت شله به محلۀ وکیل‌آباد رفته بود، از این بازدید شبانة خود نوشت.

اجرای بازی برد-برد در محلۀ وکیل‌آباد

مردم خوب مشهد! سلام
اوّل به هوای چُمبه زدن(اصطلاحی مشهدی، به معنیِ هم زدن دیگ شله) دعوتم کرده بودند تا پای دیگ‌های نذریِ فردای مسجد حاضر شوم و برای گرفتن حاجت، شلۀشان را شور بدهم اما وقتی به مسجد رسیدم، دریافتم که چمبه زدن، بهانه‌ای برای کشاندن من به آنجا بوده تا درددل‌ها و بغض‌های فروخوردۀشان را واگویه کنند.
بیشتر تمایل داشتند مشکلات سه دهه‌ای پلاک١٨٢(قلعۀ وکیل‌آباد) را برایم شرح دهند. ساعت، درست 12نیمه‌شب عاشورای اباعبدا...(ع) بود. خودم را به «کوچۀ علی‌چپ» زدم و انگارنه‌انگار که فهمیده‌ام در تور شبانۀشان افتاده‌ام، یک‌راست به مسجد رفتم و دو ساعت تمام به حرف‌هایشان گوش دادم. کارد به استخوانشان رسیده بود. بیشتر دلخوری و ناراحتی‌شان از بی‌صداقتی‌هایی بود که تا امروز در حقشان روا داشته‌اند. روستایی بوده‌اند مشرف به مشهد که حالا در قلب منطقۀ١٢، به خیابان وکیل‌آباد٩٣ تبدیل شده است اما ازآنجاکه بافت‌فرسوده هستند، اجازۀ ساخت‌وساز ندارند. چهار شهردار قبل، هرکدام خیزِ احیای این بافت را برداشته‌اند، اما جملگی بی‌توفیق مانده‌اند؛ البته آن‌ها خودشان هم در این ناکامی‌، بی‌تقصیر نبوده‌اند؛ جمعشان متحد نیست و بیشترشان از دریچۀ منافع خود، به توافق با شهرداری نگاه می‌کنند.
106545.jpg
در دورۀ قبل، شرکت «سپهر هشتم» می‌آید تا با تملیک اراضی، پروژه‌ای را در این منطقه کلید بزند. 4هزارمتر از اراضی را هم تملک می‌کند، اما نبود شفافیت، زبان تهدید و یک‌تنه به قاضی رفتن، کار را نیمه‌تمام می‌گذارد. کل پلاک، ٢٣هکتار است و حدوداً هزارو200خانوار در آن سکنا دارند. می‌گویند از پارک محله، مرکز درمانی و حتی مدرسه محروم هستند و این‌ها، همه به‌خاطر فریز شدن قلعۀ وکیل‌آباد از هرگونه خدمات عمرانی و توسعه‌ای است.
حرف‌هایشان که تمام شد، چندکلمه‌ای برایشان گفتم. اطمینانشان دادم که در شورا و شهرداری پنجم، زبانِ تهدید و ارعاب، ظلم و زور و اجحاف و سرکیسه کردن مردم جایی ندارد. گفتم بازیِ ماندگار، بازیِ برد- برد است و شهرداری دورۀ جدید، معادله‌ای را حل خواهد کرد که دو طرفش، احساس خوب انتفاع و سود داشته باشند. تذکر دادم که شهرداری، پولِ کنارگذاشته یا چاه نفتی ندارد که از آن بردارد و منطقۀ‌شان را بسازد. باید بتوانیم پول عمران و توسعۀ قلعه را از خود قلعه دربیاوریم. به سرنوشت محتوم به شکستِ فروش اوراق مشارکت در بافت‌های فرسوده اشاره کردم و قلعۀ آبکوه را مثال زدم که باوجود صرف میلیاردهامیلیارد پولِ اوراق قرضه، هنوز که هنوز است، قدم از قدم برنداشته.
از آن‌ها خواستم انتظار و توقعشان از شهرداری را معقول و منصفانه کنند؛ شهرداری‌ای که همین الان، در لیست سیاه بدهکاران شبکۀ بانکی کشور قرار دارد و سیستم بانکی، دیگر به او تسهیلات نمی‌دهد. اشاره کردم که شهرداری مشهد باید تا پایانِ امسال، بالغ‌بر هزارو200میلیارد تومان دیون معوق بانکی‌اش را بپردازد، وگرنه علیهش اجرائیه صادر و حساب‌هایش مسدود می‌شود. قول هم دادم که نقشۀ تفصیلی قلعه را پیگیری کنم و بفهمم در چه مرحله‌ای است و آیا مشاور، طرح یا پروژۀ مدونی را برای آن پیشنهاد داده یا نه؟
106544.jpg
ساعت از دو بامداد روز عاشورا گذشته بود که صدای صلوات، از آشپزخانۀ مسجد بلند شد. معلوم بود دارند بُنشَن و حبوبات دیگ‌ها را می‌ریزند. رخصت خواستم تا برای شور دادن دیگ‌ها و دخیل شدن در ثواب طبخ غذای نذری، به زیرزمین مسجد بروم. امیدوارم اهالی سلحشور پلاک١٨٢، واقع‌بینی کنند و شهرداری، با صداقت و یک‌رنگی، اعتمادِ سوخته و ازبین‌رفتۀ مردم قلعۀ وکیل‌آباد را دوباره بازگرداند. نذرشان هم قبول! باید شُلۀ خوبی شده باشد.
 نوش جانشان!
106543.jpg
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی