کد خبر : 75869
/ 13:12
دکتر تقوی، رئیس انجمن علوم سیاسی خراسان رضوی از بایسته‌های به‌کارگیری علم سیاست در کشور می‌گوید ؛

علم سیاست هزینۀ‌ ادارۀ شهر را کاهش می‌دهد

نگاهی به پیشینۀ خراسان بزرگ و زیستگاه اندیشمندان بزرگی مانند ابوعلی‌سینا و خواجه نظام‌الملک طوسی تا آخوندخراسانی و شهید مطهری و دکتر شریعتی همچنین برخاستن حکومت‌های مختلفی مانند سامانیان از این منطقه نشان می‌دهد که در طول تاریخ، خراسان یکی از مراکز تولید اندیشۀ سیاسی و روش حکومت‌داری بوده است.

علم سیاست هزینۀ‌ ادارۀ شهر را کاهش می‌دهد

این پتانسیل خراسان سبب شده این روزها که بحث تولید دانش بومی‌ علوم‌سیاسی مطرح شده است، بسیاری از افراد، خراسان را از مناطقی بدانند که می‌تواند در بازتولید دانش سیاسی در ایران نقش بسزایی ایفا کند، با این حال برخی عنوان می‌کنند که امروزه علوم‌انسانی و ازجمله علوم‌سیاسی به‌دلیل انتزاعی بودن، کمتر در حل مسائل علمی‌ سیاست می‌توانند کمکی کنند؛ مسئله‌ای که دکتر محمدمهدی تقوی، رئیس انجمن علوم‌سیاسی خراسان و عضو هیئت‌علمی‌ گروه علوم‌سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد، آن را رد می‌کند. او اعتقاد دارد که اگر به علوم‌سیاسی بها داده شود، می‌توان با احتساب پیامدهای سیاسیِ بسیاری از تصمیم‌گیری‌ها، هزینه‌های اجتماعی اجرای آن‌ها را به حداقل ممکن رساند.

سیدمحمدعلی تقوی، دکتری علوم سیاسی دارد. وی دانشنامۀ لیسانس و فوق‌لیسانس خود را از دانشگاه تهران دریافت کرده و برای گذراندن دورۀ دکتری تخصصی به انگلیس رفته است. پس از اخذ دکتری به ایران بازگشته و مطالعاتش را در گرایش اندیشۀ سیاسی با محوریت چندفرهنگی ادامه داده است. کتاب‌های مبانی آیین و اندیشۀ سیاسی در اسلام، شیعیان عرب، مسلمانان فراموش‌شده، ناسیونالیسم و فرهنگ اصطلاحات فلسفۀ سیاسی از نوشته‌های اوست.

 لطفاً پیشینه‌ای از فعالیت‌های انجمن علوم سیاسی در خراسان رضوی را بیان کنید.

انجمن علوم سیاسی ایران، شاخۀ خراسان، شعبه‌ای از انجمن علوم سیاسی ایران است که در تهران قرار دارد. انجمن در اسفند١٣٩٢ درقالب تفاهم‌نامه‌ای بین دانشگاه فردوسی و انجمن علوم سیاسی ایران تأسیس شد. سال اول یک هیئت‌مدیرۀ موقت داشتیم و اسفند٩٣ انتخابات برگزار شد و اعضای هیئت‌مدیره به مدت دو سال انتخاب شدند و در اردیبهشت٩۶ اعضای هیئت‌مدیرۀ جدید انتخاب شدند. هدف انجمن علوم سیاسی ایران و خراسان عبارت است از بسط و ارتقای دانش سیاسی. در کنار این هدف تلاش می‌کنیم کاربرد دانش سیاسی را هم در استان ارتقا دهیم.

به همین دلیل اولین مخاطبان ما دانش‌آموختگان و علاقه‌مندان دانش سیاسی هستند. از طرف دیگر مخاطبان خودمان را کاربرانی می‌دانیم که عبارتند از نهادها و سازمان‌ها در استان تا ازطریق ارتباط با آن‌ها بتوانیم دانش سیاسی را کاربردی‌تر کنیم. انتظار داریم که سازمان‌های مختلف با مشاوره‌هایی که ما می‌دهیم، بتوانند ملاحظات سیاسی را در تصمیم‌‌هایی که در حوزۀ اختیاراتشان می‌گیرند، اعمال کنند.

انجمن خدماتی به اعضا می‌دهد که شامل برگزاری همایش‌ها و کارگاه‌های سیاسی می‌باشد؛ به‌عنوان مثال در شهریور کارگاه مدیران سیاسی فردا برگزار شد.

دربارۀ همایش‌های منطقه‌ای در چهار سال اخیر مرتب همایش ماهانه در طول سال تحصیلی برگزار کرده‌ایم و چند مورد همایش سالانه نیز داشته‌ایم. آخرین همایش، دولت‌پژوهی بود که در اسفند٩۵ برگزار شد. همایش دیگری نیز در آستانۀ برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی‌ برگزار کردیم یا مثلا زمانی که برجام تصویب شد، جلساتی دربارۀ بررسی ابعاد برجام برگزار کردیم. همچنین انجمن علوم سیاسی ایران، شعبۀ خراسان با همکاری اتاق فکر استان خراسان رضوی و گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد نشست تخصصی «کمیابی آب و تهدیدات امنیتی» را در تاریخ ۶تیر١٣٩۴ در دانشکدۀ علوم اداری و اقتصادی دانشگاه فردوسی مشهد برگزار کرد.

خراسان چه نقشی می‌تواند در بازنویسی دروس علوم سیاسی داشته باشد؟

آموزش علوم سیاسی در خراسان، کمی‌ دیرتر شروع شده است. در سال١٣٧١ دانشگاه آزاد در مشهد آموزش علم سیاست را شروع کرد و در سال٨۴ کارشناسی ارشد این رشته را آورد و در سال٩۵ مقطع دکتری آن را. دانشگاه دولتی دیرتر شروع کرد و از سال٧٨ آموزش علوم‌سیاسی در دانشگاه فردوسی شروع شد. از سال١٣٨۶ کارشناسی ارشد گرفتیم و در سال١٣٩۴ دورۀ دکتری را آوردیم. 

در دانشگاه‌های دولتی در خراسان رضوی ۵واحد علوم سیاسی آموزش می‌دهند و به‌تازگی یک مرکز غیردولتی هم آموزش این رشته را آغاز کرده است. دانشگاه آزاد خراسان دو مرکز آموزش علوم سیاسی دارد و دانشگاه پیام نور این استان نیز در چندین مرکز خود دانشجوی علوم سیاسی می‌گیرد. اگر همین آمار را نگاه کنید، می‌بینید که خراسان یکی از استان‌های پیشتاز در آموزش سیاسی در کشور محسوب می‌شود.

در زمینۀ دانش سیاست، خراسان در حاشیه نیست و استادان ما جزو افراد برتر در تولید دانش سیاسی در کشور هستند. خراسان با دارا بودن چنین ظرفیت‌های آموزشی و بهره‌مندی از استادان مطرح و همچنین فرهنگ بزرگی که دارد، هم‌اکنون یکی از مراکز تولید دانش سیاسی در ایران محسوب می‌شود. به‌طور حتم این پتانسیل این امکان را می‌دهد که خراسان، نقش فعالانه‌ای در بازتولید دانش سیاسی در کشور ایفا کند.

 ■

 در چند سال اخیر بحث اصلاح رشتۀ علوم سیاسی مطرح شده اما متخصصان علوم‌‌سیاسی به تغییراتی که قرار بود اعمال شود، انتقادات جدی داشتند. علت این انتقادات چه بود؟

تحول در سرفصل‌های رشته‌های علمی یکی از ضرورت‌هایی است که کارشناسان و استادان تمام رشته‌ها پذیرفته‌اند اما این تحول باید در مسیر همگامی‌ با تغییرات مسائل علمی‌ و مورد ابتلا صورت بگیرد. متأسفانه مسیری که برای تحول صورت گرفت و انتقاد جامعۀ علمی‌ را به‌دنبال داشت، فاقد این دو ویژگی بود. تغییراتی که می‌خواست صورت بگیرد، نه با تغییرات دانش سیاست همخوانی‌ داشت و نه مسائل مورد نیاز جامعه در آن لحاظ شده بود. اگر فلسفۀ تغییرات، کاربردی‌تر کردن علوم سیاسی بود، تغییراتی که قرار بود اعمال شود، نه‌تنها به این مهم منجر نمی‌شد، بلکه سبب انتزاعی‌تر شدن علوم سیاسی می‌شد. علوم سیاسی داشت به‌سمت غیرکاربردی شدن سوق می‌یافت که این کار اگر انجام می‌شد، هم رشتۀ علوم‌سیاسی آسیب می‌دید و هم کشور از این مسئله ضرر می‌کرد، چراکه ما به کارشناسانی نیاز داریم که بتوانند ابعاد سیاسی تصمیم‌گیری‌های مختلف را بررسی کنند و به مسئولان ارائه دهند اما اگر تغییرات انجام می‌شد، این هدف دست‌نیافتنی می‌شد. بهترین کار برای تحول این است که تغییرات به خود جامعۀ علمی‌ سپرده شود اما نظارت هم وجود داشته باشد. خود اعضای هیئت‌های علمی‌ در سرفصل‌ها تجدیدنظر کنند اما در قبال این واگذاری، نظارتی هم بر آن صورت بگیرد تا نتیجۀ کار پذیرفته‌شده باشد.

اما صحبتی بود که اگر تغییرات انجام شود، رشتۀ علوم سیاسی، دولتی و حتی ایدئولوژیک‌سازی می‌شود. این بحث چقدر صحت دارد؟

نه، لازم نیست این مباحث مطرح شود. نه بحث دولت‌سازی مطرح است و نه بحث ایدئولوژیک‌سازی. موضوع این است که علم سیاست یک علم کاربردی است و باید بتواند مسائل را پیدا و حل کند. هر تغییری که می‌خواهد صورت بگیرد، باید در همین راستا باشد. حالا هر چی می‌خواهید، اسمش را بگذارید. اصلا علم سیاسی علم دولت و قدرت است. مسائل از زاویه‌های مختلف بررسی می‌شود. کار دانش سیاسی این است که مسائلی را که از جنبه‌های مختلف بررسی می‌شود، سرجمع کرده و برآیند تأثیرات این ابعاد را به مسئولان اعلام کند. اگر ما خودمان را از علوم سیاسی محروم کنیم، مسئولان و نهادهای مختلف را از ارائۀ دید کلی که اشاره کردم، محروم کرده‌ایم، از این‌رو باید دانش‌آموختگان را طوری دانش بیاموزیم که بتوانند راه‌حل بدهند و مسئله‌محور باشند. اگر منظور از دولتی کردن، تمرکزگرایی باشد، ما با این موضوع مخالف هستیم. اینکه مرکز بنشیند و تصمیم بگیرد برای تمامی‌ کشور، این خوب نیست. باید اجازه دهیم که اعضای هیئت‌علمی‌ وارد تعیین سرفصل‌های درسی شوند اما این به آن معنی نیست که ما می‌خواهیم دور خودمان پیله ایجاد کنیم و به جامعه پاسخ‌گو نباشیم. ما باید با برنامه‌ای که ارائه می‌دهیم، بتوانیم مسائل جامعه را حل کنیم.

انتقادی به علوم انسانی وجود دارد که گفته می‌شود این‌ها مسئله‌محور نیستند.

این جمله هم درست است و هم نادرست. اینکه ما در علوم سیاسی نتوانسته‌ایم برخی نیازهای جامعه را برطرف کنیم، درست است اما باید سؤال کرد آیا مهندسان فنی توانسته‌اند به تمامی‌ نیازهای جامعه پاسخ دهند؟ آیا آن‌ها توانسته‌اند یک خودرو تمام‌ملی بسازند؟ از طرف دیگر باید دانست که علوم سیاسی توانسته است برخی نیازهای جامعه را برطرف کند و تأثیرات خوبی برجای بگذارد. اگر جامعه دارد می‌چرخد، بخشی از آن ناشی از فعالیت رشته‌های علوم‌انسانی و ازجمله علوم سیاسی است.

می‌شود گفت بخشی از این انتقادات به خود مسئولان برمی‌گردد که خودشان به سمت علوم انسانی نمی‌آیند؟

بله، این مسئولان هستند که صحنه‌آرایی می‌کنند. اگر کاستی‌هایی در علوم انسانی هست، بخشی از آن به افرادی برمی‌گردد که برای علوم انسانی برنامه‌ریزی می‌کنند. من فکر می‌کنم مشکل اصلی همان‌جاست. ما با توجه به صحنه‌ای که از قبل طراحی ‌شده است، داریم فعالیت می‌کنیم. به‌طور حتم اگر بسترها به‌گونه‌ای آماده شود که افرادی که به‌صورت فردی در علوم انسانی تحصیل کرده‌اند، بتوانند با یکدیگر هم‌افزایی داشته باشند، می‌تواند به کاربردی‌تر شدن علوم انسانی و علوم سیاسی منجر شود، از این‌رو مسئولان باید صحنه و بسترها را به‌گونه‌ای طراحی کنند که امکان این هم‌افزایی به وجود بیاید. دانش سیاسی هم در همین‌جا به‌کار می‌آید. دانش سیاسی می‌گوید نیروهایی که به‌صورت تکی در حال فعالیت هستند، باید به‌گونه‌ای در صحنۀ اجتماع از آن‌ها استفاده شود که برآیند فعالیتشان به نفع جامعه باشد. دانش سیاسی با علمی‌ که دارد، مسئولان را در این صحنه‌آرایی کمک می‌کند.

نهادها چگونه می‌توانند از دانش سیاسی برای بهبود عملکردهای خودشان استفاده بکنند؟

من توصیه‌ام به تمامی‌ نهادها اعم از دولتی و نیمه‌دولتی و حتی غیردولتی و همین‌طور نهادهایی که تصمیم‌هایی آن‌ها بر شهر تأثیر می‌گذارد، این است که از مشاورۀ دانش‌آموختگان علوم سیاسی استفاده کنند. واقعیت این است تصمیم‌هایی که در سطح شهرها و استان‌ها و کشور گرفته می‌شود، زندگی مردم را بسیار تحت‌تأثیر قرار می‌دهد و لازم است در تمامی‌ این موارد با کارشناسان علم سیاست دربارۀ پیامدهای اجتماعی و سیاسی این تصمیم‌ها مشورت بشود؛ البته مشورت الزامی‌ نیست و باید مسئولان درنهایت تصمیم بگیرند که چه کار باید انجام شود اما مشورت گرفتن در روند اخذ بهترین و بهینه‌ترین تصمیم‌ها می‌تواند کمک شایانی بکند؛ به‌عنوان مثال فردی می‌رود نزد مشاور که در حوزۀ شخصی زندگی مشورت بگیرد. در این روند مشاور برای او تصمیم نمی‌گیرد اما به او در اخذ بهترین تصمیم‌ها کمک می‌کند. مشاوران علوم سیاسی نیز همین‌گونه هستند.

درواقع شما اعتقاد دارید که مشورت گرفتن از کارشناسان علوم سیاسی می‌تواند باعث اجرای بهینۀ سیاست‌های مدنظر در سطوح مختلف بشود؟

بله، دقیقاً. شما نگاه کنید، بسیاری از تصمیم‌هایی که در حوزۀ شهری و اجتماعی گرفته می‌شود، دارای پیامدهای سیاسی هم است. به‌عنوان مثال وقتی شما در یک منطقه پارک احداث می‌کنید یا اتوبانی می‌کشید یا اینکه قسمتی را به ایجاد مسکن مهر اختصاص می‌دهید یا شیوه‌هایی را برای بازسازی مناطق بافت فرسوده و کنترل حاشیه‌نشینی به‌کار می‌گیرید، همۀ این‌ها دارای پیامد سیاسی هم هست؛ مثلا وقتی خطوط اتوبوس در شهر تغییر می‌کند یا مسیری جدید برای ارائۀ خدمات حمل‌ونقل درنظر گرفته می‌شود، همۀ این‌ها پیامد سیاسی دارد. همین‌طور در تصمیم‌هایی که در طرح‌های توسعه‌ای در شهرستان‌ها و روستاها اجرا می‌شود، باید در همۀ این‌ها هزینه‌ها و پیامدهای سیاسی مسئله را محاسبه کرد. وقتی این کار صورت بگیرد، دیگر مسئولان دربرابر کار انجام‌شده قرار نمی‌گیرند، چراکه از قبل از پیامد تصمیم‌گیری‌ها و راهکارهایی کنترل آن‌ها آگاه شده‌اند. اگر در تمامی‌ این موارد از کارشناسان و متخصصان علوم سیاسی استفاده بشود، آن‌ها می‌توانند راهنمایی‌های لازم را به مسئولان دربارۀ پیامدهای سیاسی تصمیم‌هایشان بدهند. این کار می‌تواند بسیاری از مشکلات اجتماعی و مقاومت‌هایی که را دربرابر اجرای برنامه‌ها به‌وجود می‌آید، برطرف کند. درواقع دانش‌آموختگان علوم سیاسی می‌توانند مشکلات ناشی از اجرای برنامه‌ها را پیش‌بینی کنند و برای کاهش و به حداقل رساندن آن به مسئولان مشاوره بدهند.

خراسان چه نقشی می‌تواند در تولید دانش سیاسی داشته باشد؟

خراسان تاکنون نقش زیادی در تولید دانش سیاسی در ایران و اسلام داشته است. در فرهنگ و حوزه‌های مختلف معرفتی و ادبیات و فقه شخصیت‌های خراسانی زیادی را داریم. فردوسی و ابوعلی‌سینا در خراسان بوده‌اند. ازسویی جابربن‌حیان و شیخ‌طوسی را داریم که از بزرگ‌ترین فقهاست. خواجه نظام‌الملک طوسی را داریم که کتاب سیاست‌نامه‌اش نقطۀ عطفی در ادبیات سیاسی ایران است. امام‌محمدغزالی را داریم که کتاب کیمیای سعادتش بسیار مشهور است. احمد غزالی، برادرش، در حوزۀ عرفان یکی از سرآمدان ایران و اسلام است. خواجه نصیرالدین طوسی را داریم که یکی از افراد مهمی است که فقه شیعه را شکل داده است. اندیشۀ سیاسی شیعه در حوزۀ غیبت تا حدود زیادی تحت‌تأثیر خواجه نصیرالدین طوسی است. ما خیام و فضل‌بن‌روزبهان خنجی را داریم که بخش زیادی از عمر خود را در خراسان بزرگ گذرانده است. ایشان کتاب سلوک‌الملوک را نوشته که در فقه سیاسی اهل سنت بسیار تأثیرگذار بوده است. در عصر جدید هم شهید مطهری و دکتر شریعتی را داریم. محمدرضا حکیمی‌ و آخوند خراسانی را داریم که همین آخوند خراسانی اندیشه‌هایش در عصر معاصر بسیار تأثیرگذار بوده است.

به غیر از اندیشۀ سیاسی، بسیار از حاکمان و حکومت‌ها در طول تاریخ خاستگاه خراسانی داشته‌اند. از اشکانیان تا طاهریان و سلجوقیان و تیموریان و نادرشاه و همچنین ابومسلم که در مقابل اموی‌ها ایستاد، این‌ها همه خاستگاه خراسانی داشته‌اند و درنهایت امروز که رهبر معظم انقلاب خاستگاه خراسانی دارند. همۀ این‌ها نشان می‌دهد که در حوزۀ دانش سیاسی و حکومت‌داری، خراسان دارای میراثی غنی است که به‌طور حتم در حال حاضر می‌توانیم از این میراث در تولید دانش سیاسی و روش‌های ادارۀ جامعه استفاده کنیم.

خوشبختانه الان موجی ایجاد شده به‌خصوص بعد از انقلاب که ما برویم به سمت استخراج دانش سیاسی از ذخایر بومی‌ خودمان. این مسئله به هیچ عنوان با بحث استفاده از دانش سیاسی در سطح بین‌المللی تضاد ندارد و می‌توانیم هم‌زمان هم از ذخایر گذشتۀ خود و هم دانش روز برای بازتولید دانش سیاسی استفاده بکنیم.

چرا با وجود این ذخایری که خراسان دارد، تصوری که از مشهد وجود دارد، این است که این منطقه مخالف نوگرایی است؟

خراسان بدنۀ وسیعی را در برمی‌گیرد. خراسان بزرگ مرزهایش از ایران هم فراتر می‌رود. حتی همین خراسان فعلی هم وسیع بوده و این انتظار وجود دارد که دیدگاه‌های متنوعی در این منطقه وجود داشته باشد. خراسان نمونه‌ای از ایران است؛ یعنی همان تنوع زبانی ،فرهنگی و مذهبی که در ایران وجود دارد، در خراسان هم وجود دارد، بنابراین خراسان، ایران کوچک‌شده است و ما از وجود این تنوع باید استقبال کنیم. البته وقتی دیدگاه‌های مختلفی بیان می‌شود، به این معنی نیست که همۀ آن‌ها از یک ارزش برخوردار هستند و به یک اندازه برای دوران ما قابل استفاده‌اند اما وجود همین تنوع، خوب است و باعث شکوفایی اندیشه در خراسان می‌شود و باید از این تنوع حمایت بکنیم. خراسان به‌گونه‌ای نیست که بشود یک اندیشه و صدا را به آن منتسب کرد؛ به همین دلیل نمی‌شود از رویکرد منتسب به خراسان به سیاست و شعر و فلسفه نگاه کنیم، چراکه تنوع اینجا زیاد است، همین‌طور که در ایران این تنوع وجود دارد.

پس به نظر شما تلاش برای تک‌صدایی کردن خراسان، به اندیشۀ این منطقه ضربه می‌زند؟

بله، قطعاً همین‌طور است. تنوع اندیشه‌ای که در این منطقه وجود دارد، باید حفظ شود. چندصدایی که در خراسان وجود دارد، ضعف نیست، بلکه قوت است. خراسان زمینی است که در آن گل‌های مختلفی روییده است. تنوع‌ می‌تواند سبب رقابت سالم شود، به‌شرطی‌که به رسمیت شناخته شود و منازعه بین انواع آن مدیریت شود. خراسان یکی از چهارراه‌های مهم ورود تمدن‌های غیرایرانی به ایران بوده است. گاهی البته این تمدن‌ها مخرب بوده‌اند مثل مغول‌ها و گاهی نیز مثبت مثل ورود قوم آریایی‌. درمجموع تنوع، فرمول پیشرفت تمدن‌های مختلف محسوب می‌شود. 

کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی