کد خبر : 75834
/ 10:56
احسان اصولی، رئیس کمیسیون فرهنگی، اجتماعی، زیارت، گردشگری و رسانه شورای شهر مشهد:

سهم فرهنگ را در بودجۀ شهر افزایش می‌دهیم

ظریفیان - می‌توان گفت فعالیت‌های فرهنگی، پیشانی هر سازمان، مجموعه و شهری محسوب می‌شود و وقتی صحبت از کلان‌شهری مذهبی مثل مشهد باشد، پشت پنجرۀ آن، نه‌فقط مشهدی‌ها که کل مردم ایران و حتی به‌تعبیری مخاطبان جهان اسلام قرار دارند و به آن می‌نگرند.

سهم فرهنگ را در بودجۀ شهر افزایش می‌دهیم

از این نگاه، کمیسیون فرهنگی‌ و اجتماعی شورای پنجم شهر مشهد، به‌عنوان مجموعۀ منتخبی که قرار است از زاویۀ دید فرهنگ و اجتماع به مدیریت شهری و مسائل آن بنگرد، اهمیتی فوق‌العاده دارد. برنامه‌های مشخص کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر پنجم که اساساً اصالت خود را گفتگو و تعامل و مشارکت اجتماعی می‌داند، برای کلان‌شهر مشهد، که در پس روند افسارگریخته خود به‌سوی توسعه‌ای نامتوازن، پیش می‌رود چیست؟ نگاهی اجمالی به عملکرد فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی در ادوار گذشتۀ مشهد، نشان می‌دهد که با همۀ شعارها و نسخه‌های شفابخشی که مدیران فرهنگی در بوق و کرنای رسانه‌ها کرده‌اند، به دلایل متعددی از‌جمله نگاه‌های خطی و تک‌بعدی به مقولۀ فرهنگ، دردی از مشکلات اجتماعی این شهر دوا نشده‌ است. 

احسان اصولی، جوان دهۀ پنجاهی و بچه‌محل محله‌های «عیدگاه» و «سرشور» و «فلسطین» که مهم‌ترین ویژگی مثبت خود را علقۀ خانوادگی‌اش به مشهد و فرهنگ آن می‌داند، حالا سکان‌دار این کمیسیون شده‌ است. او می‌گوید: «نگاه حاشیه‌ای و غیرحیاتی مدیران به فرهنگ باید تغییر کند و این مأموریت ماست که خروجی ملموس کار فرهنگی و تأثیری را که می‌تواند در کاهش هزینه‌های مدیریت شهری داشته باشد، به آن‌ها نشان دهیم و لازمۀ آن، توجهی هم‌سنگ با سایر بخش‌ها به حوزۀ فرهنگ به‌ویژه به لحاظ اعتباری است.». گفتگوی ما با رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای پنجم شهر مشهد را در ادامه بخوانید.

﷯ 

شما به‌عنوان عضو جوان شورای شهر مشهد به ریاست کمیسیون فرهنگی انتخاب شده‌اید. مهم‌ترین برنامه‌هایی که برای این کمیسیون درنظر دارید، چیست؟

ما در شورای پنجم معتقدیم مهم‌ترین بخش مدیریت شهری، حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی است. ما در خدمات‌رسانی به مردم به‌دنبال تسهیل و آسایش در شهر هستیم. برای اینکه بتوانیم این آسایش را با آرامش توأم کنیم و حس مطلوبیت زندگی را در شهر افزایش دهیم، باید روی مباحث فرهنگی و اجتماعی تمرکز کنیم. علی‌رغم توسعۀ طولی و عرضی مشهد، معضلات و آسیب‌های متعدد اجتماعی‌، لذت زندگی در این شهر را در مردم کاهش داده است. برای کاهش این آسیب‌ها و افزایش مطلوبیت نیاز به توجه‌به فرهنگ و موضوعات اجتماعی داریم. ما در کمیسیون فراهنگی و اجتماعی معتقدیم که هم‌سنگ و هم‌وزن با سایر بخش‌های عمرانی و خدماتی باید به مباحث فرهنگی توجه کنیم. اتفاقی که در دوره‌های قبل افتاده، این بوده که وزن این توجه در مقایسه با سایر حوزه‌ها کم بوده‌ است. الان من بودجه‌ها را که نگاه می‌کنم، می‌بینم بودجۀ فرهنگی‌اجتماعی در مقایسه با بودجۀ کل شهر، عدد بسیار کمی است. این درست نیست و باید اصلاح شود. مثلا طی ١٠سال گذشته میزان ساخت بزرگراه‌ها و پل‌های غیرهم‌سطح و گسترش پهنه‌های عبوری شهر چند‌برابر شده اما مشکل ترافیک حل نشده و حتی بدتر هم شده است. پس ما مشکل فرهنگی داریم؛ یعنی به میزان گسترش کالبدی و سخت‌افزاری، به نرم‌افزار آن در فرهنگ ترافیک فکر نکرده‌ایم. هرچه هم بزرگراه بسازیم، تا زمانی‌که تک‌سرنشینی را که یک مشکل فرهنگی است، حل نکنیم ترافیک کم نخواهد شد.

تا سبک رانندگی مشهدی‌ها به‌صورت فرهنگی اصلاح نشود، هر چه هم علائم رانندگی را گسترش دهیم، مشکل حل نخواهد شد. در حوزۀ خدمات شهری و تفکیک زباله کارهای گوناگونی انجام داده‌ایم؛ از جمع‌آوری گرفته تا ایجاد کارخانه‌های بازیافت، اما باز هم داریم میلیاردها تومان هزینه می‌کنیم. دلیلش این است که کار فرهنگی نکرده‌ایم که به مردم بگوییم این هزینه‌ها از جیب خودشان است. چون سرانۀ قابل اتکا و اثربخشی را در حوزۀ فرهنگی تعریف نکرده‌ایم. 

کارهای جسته‌گریخته‌ای انجام شده، ولی چون بعضاً تکراری بوده و کیفیت مطلوب را نداشته اثرگذار نبوده است. این‌ها هزینه‌بر است، اما نوع نگاه به کارهای فرهنگی، نگاهی از سر رفع تکلیف بوده است. 

در حوزۀ فرهنگ نمی‌توان مسائل را به‌صورت جزیره‌ای و تکه‌تکه نگاه کرد. باید به‌شکل منظومه‌ای، آن را دنبال کرد تا بتواند وجه کوچکی از آسیب‌ها را تحت تأثیر قرار دهد و دچار تغییر و تحول کند. بنابراین توجه‌به حوزۀ فرهنگ در این شورا مطالبۀ جدی ماست. هم در سیاست‌گذاری‌ها و مصوبات و هم مطالبه از مدیران شهری و شورا، که به این باور رسیده‌اند و اصلا این شورا براساس همین باور شکل گرفته است. ما باور داریم که این اتفاق رخ خواهد داد. بنا به این تحلیل، جایگاه حوزۀ فرهنگی اجتماعی در این دوره برای اینکه بتواند بخش زیادی از مشکلات شهر را حل کند، جایگاه مهم و اثرگذاری است.

﷯ 

نگاه حداقلی به فرهنگ، مختص دوره‌های قبلی شورا نیست و موضوعی است که در همۀ کشور غلبه دارد. شما برای ارتقای سهم فرهنگ در سیاست‌گذاری‌های شهری برنامۀ مشخصی دارید؟ فکر می‌کنید بتوانید به این سهم برسید؟

با شناختی که من از همکارانم در شورا دارم، که رویکردهای فرهنگی در سوابق آن‌ها غلبه دارد و اصلا وجه فرهنگی‌اجتماعی شورای پنجم غالب است، امیدوارم بتوانیم به این تغییر هژمونی و دیدگاه برسیم. به‌عنوان عضوی از این تفکر، این موضوع را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مأموریت‌های خود تعریف کرده‌ام و در این راستا از هیچ کوششی هم فروگذار نخواهم کرد و به هر سماجتی این موضوع را پیگیری خواهم کرد. این تفکر باید تغییر کند. 

این تفکر مختص دوره‌های قبل نیست. حتی در دورۀ اول، که با پیش از آن قابل مقایسه نیست، فراز و فرودهایی داشته‌ است. اساساً نگاه به کار فرهنگی به‌عنوان یک کار لوکس، غیرضروری و غیرحیاتی است. این نگاه باید تغییر کند. این راهبرد ماست و ما برنامه‌های عملیاتی خود را در این اتمسفر فکری طراحی خواهیم کرد؛ مثلا استقبال از بهار را یک رفع تکلیف، که وظیفۀ آن فقط زیباکردن شهر باشد، نمی‌بینیم. برای هرکدام از مناسبت‌ها آن برنامۀ راهبردی‌ای را مدنظر داریم که اهمیت موضوع فرهنگی را نشان دهیم. می‌خواهیم مسیر را طوری عوض کنیم که اهمیت سرنوشت‌ساز بودن موضوعات فرهنگی را نشان دهیم.

﷯ 

تغییر نگاه مدیران به نحوی که از زاویۀ دید فرهنگ به پروژه‌ها و موضوعات شهری نگاه کنند، چیزی است روی کاغذ و وقتی که قرار است تخصیص بودجه‌ها اتفاق بیفتد، معمولا توسط بخش‌های عمرانی و خدماتی بلعیده می‌شود. فکر می‌کنید برنامه‌های شما این قدرت را داشته باشد که سایر حوزه‌ها را به اهمیت خود مجاب کند؟ 

ما برای اینکه اثربخشی فعالیت‌های فرهنگی را در حل معضلات نشان دهیم باید خروجی داشته باشیم؛ یعنی مدیر باید با گوشت و پوست خود درک کند که مثلا در موضوع ترافیک و خدمات شهری می‌تواند با هزینه‌کردن در بخش فرهنگی، بهبود زیادی در هزینه‌ها حاصل کند. این باید ملموس شود. شاید این نقص در حوزۀ فرهنگی بوده که مدیران فرهنگی ما خیلی انتزاعی می‌اندیشیده‌ و به‌نحوی عمل می‌کرده‌اند که مدیران سایر حوزه‌ها نتیجۀ ملموسی را از کار فرهنگی نمی‌دیدند. پلیس در حوزۀ کاهش تصادفات جاده‌ای چندسال است که دارد کار فرهنگی انجام می‌دهد؛ به این دلیل که فهمید جریمه‌کردن و کارهای مشابه اثری نداشته است. کار فرهنگی توانست خیلی از هزینه‌های نیروی پلیس را کاهش دهد. در شهرداری هم ورود المان‌های بهاری، لطافت و سرزندگی خاصی به شهر و مردم داد. حاصل این‌ها را باید احصا کنیم و به‌صورت عدد و رقم گزارش دهیم و نشان دهیم که ماحصل این شادی و نشاط کاهش آسیب‌ها و تنش‌ها و برند‌شدن مشهد و جذب زائر است. باید در حوزه‌های مختلف به‌ گونه‌ای کار کنیم که نتیجۀ ملموس آن را به مدیران سایر بخش‌ها نشان دهیم.

﷯ 

با این توصیف نگاه شما به پیوست فرهنگی در پروژه‌های شهری چیست؟

فکر می‌کنم چیزی که به‌عنوان پیوست فرهنگی در دبیرخانۀ پیوست فرهنگی دنبال شده از نفس ماجرا منحرف شده و نتوانسته هدف اصلی خود را دنبال کند. در اینجا مدیران ما دچار همان رفتارهای روزمره و رفع تکلیفی شده‌اند. اینکه برای یک ایستگاه مترو یک کتیبۀ صلوات خاصه بگذاریم، یا در یک مجتمع تجاری نمازخانه بزنیم، واقعیت پیوست فرهنگی نیست و تنها نوعی رفع تکلیف است.

وجود پیوست فرهنگی برای تمام فعالیت‌های شهری امری ضروری است، اما چیزی که تا الان اجرایی شده به نظر من قلب ماجرا بوده و آن دیدگاه را تنزل داده است. تلاش خواهیم کرد که تعریف پیوست فرهنگی را ارتقا دهیم و بازتعریف درست‌تری ارائه کنیم، به‌گونه‌ای‌که موضوعات فرهنگی‌اجتماعی محل تأثیرات فرهنگی‌اجتماعی باشند و نه فقط رفع تکلیف سازمانی.

﷯ 

عده‌ای به پیوست فرهنگی به‌عنوان عاملی برای فرار سرمایه نگاه می‌کنند. نگاه شما چیست؟

آن پیوست فرهنگی که بخواهد برای سرمایه‌گذاری سد ایجاد کند، پیوست فرهنگی نیست. در‌واقع در تعریف و اهدافی که پیوست فرهنگی می‌خواهد دنبال کند، باید این را بیاوریم که اگر بخواهد اصل سرمایه‌گذاری را دچار خدشه و تعلل کند، خودش در ضد‌پیوست فرهنگی قرار می‌گیرد.

﷯ 

آیا شما پیوست را در تقابل با سرمایه‌گذاری و نوعی سد برای جذب سرمایه‌ها در استان می‌دانید؟

نه. باید بازتعریف شود. چیزی که تا الان وجود داشته رفع تکلیف بوده است. چیزی که ما می‌خواهیم از پیوست فرهنگی دنبال کنیم، این است که سرمایه‌گذاری و کارآفرینی و ایجاد رونق اقتصادی در شهر مشهد، کاری ارزشمند است و ما اتفاقاً برای خودمان این مأموریت را تعریف می‌کنیم که آن را تقویت کنیم. ما نمی‌توانیم در پیوست فرهنگی به گونه‌ای عمل کنیم که مانع‌از سرمایه‌گذاری شود، سرمایه‌گذاری‌هایی که می‌دانیم می‌تواند منافعی برای شهر داشته باشد. پیوست فرهنگی باید در‌راستای سرمایه‌گذاری حرکت کند و نواقص و جزئیاتی را که ممکن است سرمایه‌گذار و حوزۀ فنی و عمران فراموش کرده یا ندیده باشند، تکمیل کند. نباید سدی درمقابل آن باشد و نباید آن را در‌تقابل با سرمایه‌گذاری تعریف کنیم. پیوست فرهنگی موردنظر ما در‌راستای همان حرکت می‌کند و درواقع مؤید و تقویت‌کنندۀ سرمایه‌گذاری است و باعث می‌شود کارایی و اثربخشی سرمایه‌گذاری به‌شکل کامل‌تر و دقیق‌تر اتفاق بیفتد.

■■■

یکی از قشرهای مؤثر جامعه که می‌توانند در حوزۀ مشارکت اجتماعی نقش فعالی داشته باشند، زنان هستند. برای به‌مشارکت‌گرفتن این قشر چه برنامه‌ای دارید؟

زنان نیمی از جامعۀ ما را تشکیل می‌دهند و با هیچ محاسبه‌ای نمی‌توانیم این نیمی از جامعه را نبینیم و یا بخواهیم برای آن‌ها ممانعت ایجاد کنیم. ما اگر بخواهیم توسعه، رشد و پیشرفت را در حوزه‌های مختلف به‌ویژه حوزۀ فرهنگی تجربه کنیم، باید از ظرفیت بانوان استفاده کنیم. البته من در این حوزه قائل به شایسته‌سالاری هستم. معتقدم اگرچه زن‌بودن یک امتیاز منفی نیست، درکنار این موضوع، نباید امتیاز ویژه هم تلقی شود. اعتقاد من، این است که بانوان در حوزه‌های فرهنگی از توانایی اثرگذار بیشتری برخوردارند. توجه به ظرفیت بانوان در پیشبرد امور فرهنگی و اثرگذاری اجتماعی می‌تواند مؤثر باشد.

﷯ 

نقش نهادهای مدنی مثل سمن‌ها، سازمان‌های مردم‌نهاد و شوراهای فرهنگی اجتماعی را چگونه می‌بینید؟ فکر نمی‌کنید باید به این گروه‌ها اختیار عمل بیشتری داده شود تا بتوانند نقش مؤثری در فرایندهای اجتماعی شهر ایفا کنند؟

یکی از راه‌هایی که می‌توانیم فعالیت‌ها را اثربخش کنیم، این است که مردم و به‌خصوص تشکل‌ها و سازمان‌های غیردولتی را پای کار بیاوریم تا آن‌ها خود ایفای نقش کنند. در‌حقیقت واگذاری امور به مردم، راهبرد خروج از بن‌بست‌ها و معضلات مختلف فرهنگی و اجتماعی است. کارها باید به مردم واگذار شوند تا اثرگذار باشند. این موضوع در دوره‌های مختلف زمانی تجربه شده است. در طول تاریخ هرجا که مردم وارد عرصه شده و نقش‌آفرینی کرده‌اند، نتیجۀ خوبی حاصل شده است و هرجا هم که حاکمیت‌ها در اتاق دربسته تصمیم‌گیری کرده‌ و امور را پیش برده‌اند، نه‌تنها نتیجه‌ای حاصل نشده، بلکه بیشترین مشکلات ایجاد شده است. در‌راستای افزایش نقش‌آفرینی اقشار مختلف مردم در ادارۀ شهر، تقویت شوراهای اجتماعی محلات در دستورکار قرار دارد. البته اعتقاد داریم که ساختار این شوراها باید مردمی‌تر شود. باید از دخالت‌های سلیقه‌ای و مدیریتی بپرهیزیم. تصمیماتی را که در حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی می‌گیریم باید با بدنۀ جامعه در‌میان بگذاریم، چرا‌که بدنه را صاحبان تشکل‌های مردمی و سندیکاها تشکیل می‌دهند، باید حرف آن‌ها را بشنویم. موضوعات مختلف پیش‌از تصمیم‌گیری در کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای اسلامی شهر، در کارگروه‌های تخصصی متشکل از بدنۀ جامعه مورد‌بررسی قرار می‌گیرند. اگر بخواهیم در حوزۀ هنری تصمیم‌گیری یا اظهارنظر کنیم، چه کسی بهتر از یک هنرمند می‌تواند نظر بدهد یا تصمیم‌سازی کند؟ یا در حوزۀ اجتماعی چه کسی بهتر از فعالان اجتماعی و اساتید دانشگاه می‌توانند اظهارنظر کنند؟ ما که همه‌چیزدان نیستیم. درست نیست که ما تصمیم بگیریم و دیگران ملزم به اجرا شوند. اعتقاد ما بر این است که باید همه چیز را به مردم واگذار کنیم. ما اگر می‌خواهیم در یک محله یا منطقۀ شهر، فعالیت فرهنگی یا اجتماعی انجام دهیم، چه اشکالی دارد که نظر مردم را جویا شویم؟ عمدۀ این موضوعات به شورای اجتماعی محلات ارجاع خواهد شد. به همین دلیل در دورۀ پنجم شورای اسلامی شهر مشهد این شوراها به‌صورت ویژه تقویت خواهند شد. فرایند شکل‌گیری این شوراها مردمی‌تر و از ساختار انتصابی خارج می‌شود.

چه نقدی به عملکرد فرهنگی مدیریت شهری در گذشته وارد می‌دانید؟

علاقه ندارم دربارۀ گذشته حرف بزنم یا از اقدامات انجام‌گرفته انتقاد کنم. مردم به ما رأی داده‌اند و بنده امروز به‌عنوان رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای اسلامی شهر در خدمت شما و مردم هستم. نقد گذشته راه به جایی نمی‌برد، مردم از من انتظار کار و تلاش دارند. 

درست نیست که یک مدیر پس‌از پذیرش مسئولیت، تا مدت‌ها همه‌چیز را به گردن مدیران گذشته بیندازد؛ هیچ مدیری چنین حقی ندارد و ما باید این موضوع را فرهنگ‌سازی کنیم. امروز سکان امور در دست بنده است؛ لذا در‌برابر رأی و اعتماد مردم مسئول هستم و باید پاسخ‌گو باشم.

به‌جای آنکه زمان اندک خدمت را صرف انتقاد از گذشته کنم، بیشتر علاقه دارم که دربارۀ آینده و برنامه‌ریزی‌های صورت‌گرفته سخن بگویم.

بسیار خب از آینده صحبت می‌کنیم. چه شاخصه‌هایی را به‌عنوان اولویت فعالیت‌های خود در کمیسیون فرهنگی در نظر دارید؟ قرار است در آینده کمیسیون فرهنگی را با چه نمادهایی بشناسیم؟

در دورۀ فعلی مدیریت شهری، دو اولویت در حوزۀ فرهنگی مدنظر قرار گرفته است. اولویت نخست، تقویت هویت شهر مشهد است. ما می‌خواهیم از‌هم‌گسستگی فرهنگی‌ای را که در شهر مشهد وجود دارد، به همگرایی و همذات‌پنداری تبدیل کنیم و به یک هویت جمعی تحت‌عنوان «هویت مشهد» برسیم. به‌دلیل رشد سریع جمعیت و مهاجرت‌ به مشهد، امروز شاهد این هستیم که هویت ساکنان مشهد، نه‌تنها شکل نگرفته است، بلکه در برخی از موارد، شهروندان از این هویت پرهیز می‌کنند. 

آداب و رسوم، غذاها و لهجه‌ها ازجمله میراث فرهنگی شهر مشهد به شمار می‌رود، اما این میراث برای ساکنان چندان جذابیتی ندارد؛ درحالی‌که ما معتقدیم باید جذاب باشد. 

در این دوره، مدیریت شهری باید هویت جمعی شهر مشهد را شکل دهد تا تضادها، تناقص‌ها و آسیب‌های اجتماعی در‌نتیجۀ همگرایی جمعی کاهش پیدا کند. 

به‌دنبال این همگرایی هویتی، خرده‌هویت‌ها هم مسیر خود را پیدا خواهند کرد که اتفاق مبارکی است. به‌طور مثال بااینکه چندین و چند نسل از سکونت برخی اقوام در مشهد گذشته است، هنوز شاهد برپایی حسینیه‌هایی تحت عنوان «مقیم مشهد» در این شهر هستیم. 

این نشان می‌دهد که مهاجران تلاش دارند هویت گذشتۀ خود را حفظ کنند. ما باید این نگاه را اصلاح کنیم. افراد باید به ساکن یا متولد مشهد‌بودن افتخار کنند. وقتی که ساختار فرهنگی و هویتی منسجمی در شهر مشهد وجود داشته باشد، طبیعی است فردی که به این کلان‌شهر سفر یا مهاجرت می‌کند، خودش را با آن فرهنگ هویتی وفق می‌دهد. ما معتقدیم که هویت شهر مشهد باید تقویت شود و برای این منظور برنامه‌ریزی‌های لازم در‌قالب یکی از رویکردهای فرهنگی شورای پنجم صورت گرفته است. 

وجود بارگاه منور رضوی، مهم‌ترین ظرفیت برای تحقق هویت فرهنگی ساختارمند در کلان‌شهر مشهد است. البته ظرفیت‌های دیگری هم وجود دارد که متأسفانه در سال‌های گذشته از آن‌ها غفلت شده است. فردوسی یک ظرفیت هویتی بسیار خوب به شمار می‌رود که می‌تواند زمینه‌ساز تبدیل مشهد به مقصد بسیاری از سفرهای گردشگری و تبادلات فرهنگی باشد.

دومین اولویت ما در حوزۀ فرهنگی، ارتقای جایگاه فعالیت‌های فرهنگی است تا اهمیت این موضوع برای مدیریت شهری و دستگاه‌های اجرایی تبیین شود. این اولویت حتماً در بودجه‌ها، برنامه‌ریزی‌ها و‌... مورد توجه قرار می‌گیرد. 

■■■

دربارۀ میهمان/ علاقه به مشهد و فرهنگش را ویژگی مثبت خود می‌دانم

متولد سال۵٨ در یک خانوادۀ متوسط شهری در مشهد هستم. پدرم بازنشستۀ بانک ملی و مادرم خانه‌دار است. از‌طرف پدری و مادری چند‌نسل در مشهد سکونت داشته‌ایم و تعلق خانوادگی به مشهد و فرهنگ آن در خانوادۀ ما ریشه دارد که این را همیشه جزو ویژگی‌های مثبت خود می‌دانم. خانوادۀ پدری‌ام در محلۀ عیدگاه و خانوادۀ مادری‌ام، که از خانواده‌های سرشناس مشهد هستند، در محلۀ سرشور مشهد سکونت داشته‌اند و دوران کودکی، نوجوانی و جوانی من، در خانه‌ای در خیابان فلسطین گذشت. دبستان را در مدرسۀ شهید‌رزاقی احمدآباد خواندم. راهنمایی را در مدرسۀ شهید‌دلشاد در خیابان پاستور، دبیرستان را در دبیرستان‌جباریان در چهارراه راهنمایی و پیش‌دانشگاهی را هم در مدرسۀ شهید‌دستغیب خیابان هجرت گذراندم. سال‌٧۶ در رشتۀ حسابداری دانشگاه آزاد مشهد قبول شدم و به تشویق پدرم آن را ادامه دادم. با‌این‌حال بیشتر فعالیت‌های من در حوزۀ فرهنگی، اجتماعی و سیاسی بوده است.

﷯ 

فعالیت‌های اجتماعی درکنار کار و تحصیل

رشتۀ حسابداری به من کمک کرد ذهن منظم‌تری داشته باشم و اثر زیادی در شکل‌گیری شخصیت و نوع نگاهم در حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی داشت. آن موقع، فضای دانشگاه آزاد در مقایسه با دیگر دانشگاه‌ها بسته‌تر بود و تشکل‌های دانشجویی، که در دانشگاه‌های دیگر فعالیت داشتند، در دانشگاه ما چندان زیاد نبودند و ما به‌دنبال این بودیم که فضای تشکل‌های دانشجویی را برای دانشجویان دانشگاه آزاد مشهد نیز به وجود بیاوریم. هم‌زمان با تحصیل، کار در شرکت‌های خصوصی را به‌عنوان حسابدار شروع کردم، ولی فعالیت‌های اجتماعی را هم دنبال می‌کردم. وقتی دورۀ اول شورای شهر مشهد شکل گرفت، فضایی برای حضور هم‌نسلان و هم‌فکران من در شورای شهر مشهد ایجاد شد. پس از آن و در دوران دانشجویی، از‌سوی آقای موهبتی، معاون فرهنگی شهردار وقت، مأمور راه‌اندازی خانۀ ‌فرهنگ بصیرت با موضوع نابینایان شدم و سپس به‌عنوان مدیر آنجا منصوب شدم. آن زمان، اجرای فعالیت‌های فرهنگی برعهدۀ خانه‌های فرهنگ بود. کار‌کردن با نابینایان در آن دوره و مشاهدۀ توانمندی‌ها و ظرفیت‌های خاصی که داشتند، تجربۀ خیلی نو و مؤثری برای من بود. 

﷯ 

فعالیت‌های فرهنگی در مدیریت شهری

بعد از آن به فرهنگ‌سرای غدیر رفتم که اولین فرهنگ‌سرای مشهد بود و با حضور رئیس‌جمهور و در زمان آقای نوروزی، شهردار وقت، افتتاح شد. این فرهنگ‌سرا نقش سازمان فرهنگی‌تفریحی امروز را بازی می‌کرد و برنامه‌های عملیاتی فرهنگی را به این فرهنگ‌سرا می‌سپردند. شاخص‌ترین برنامه‌هایی که اجرا کردیم و هنوز هم زبانزد مردم مشهد است، برپایی جشن ازدواج برای شهروندان مشهد، اجرای برنامه‌های ویژه برای خانم‌ها در هفتۀ مادر و برگزاری تعزیه‌خوانی در ایام محرم بود. از مرحوم جابر عناصری، که چهرۀ مطرحی در تعزیه‌خوانی کشور بود، دعوت کردیم و کارگاه‌هایی تخصصی دراین‌زمینه برگزار کردیم. بعد از رفتن آقای علامه، مدیر فرهنگ‌سرای غدیر، من به‌عنوان مدیر فرهنگ‌سرا مشغول به کار شدم. پس از آن هم مدتی معاون اجرایی هفته‌نامۀ شهرآرا بودم. هر تفکری برای اینکه بتواند نوع گفتمان خود را پیش ببرد، نیاز دارد که در عرصۀ قدرت صاحب ابزاری باشد. سالیان سال است که گفتمان اصلاح‌طلبی، خود را در عرصۀ انتخابات عرضه می‌کند. در این انتخابات هم ما با این هدف، که می‌توانیم با نوع اندیشه و بینش خود شهر را بهتر از آن چیزی که هست اداره کنیم، حاضر شدیم و مردم هم استقبال کردند و به این گفتمان رأی دادند.

کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی