کد خبر : 75817
/ 19:07
ساعتی با علیرضا کاظمی، مدیر‌کل آموزش‌و‌پرورش خراسان رضوی؛

آموزش و پرورش اولویت اول نیست

اتاق آقای مدیرکل از ارباب رجوع پر است و وقت اندک؛با‌وجوداین پذیرای ما می‌شود تا به قول خودش، اولین گفتگوی اختصاصی نمایندۀ دولت تدبیر و امید در آموزش‌و‌پرورش استان را با رسانه‌ها انجام دهد.

آموزش و پرورش اولویت اول نیست

ظریفیان - محوطۀ بزرگی که ساختمان‌های قدیمی و جدید در گوشه‌و‌کنار آن پراکنده شده‌اند، جمعیت زیاد و رفت‌وآمد آدم‌های پوشه به دستی که بیشتر از همه شتاب و نگرانی در چهره‌شان موج می‌زند و درخت‌های کهن‌سالی که با تمام توان سر پا ایستاده‌اند تا مفری برای فرار از آفتاب داغ تابستان آدم‌ها باشند، از اولین پارادوکس‌هایی است که در راهِ رفتن به اتاق مدیرکل و حاضر‌شدن برای قرار مصاحبه با علیرضا کاظمی به ذهن هجوم می‌آورند. اتاق آقای مدیرکل از ارباب رجوع پر است و وقت اندک؛ با‌وجوداین پذیرای ما می‌شود تا به قول خودش، اولین گفتگوی اختصاصی نمایندۀ دولت تدبیر و امید در آموزش‌و‌پرورش استان را با رسانه‌ها انجام دهد. کاظمی می‌گوید: «درددل‌های آموزش‌و‌پرورش زیاد است و ما هم زورمان به‌جایی نمی‌رسد.». این گفتگو را در ادامه بخوانید.

از منظر اسناد بالادستی به‌نظرتان الان آموزش‌و‌پرورش از چیزی که باید باشد، چقدر فاصله دارد؟
آموزش‌و‌پرورش تنها متولی تعلیم و تربیت نیست. بیشترین سهم را دارد، اما متولی اصلی تعلیم و تربیت نیست. تقریباً می‌توان گفت امروز نهاد جامعه در حوزۀ مسائل فرهنگی و تربیتی بر نهاد خانواده و نهادهای آموزشی غلبه کرده است.

شما آموزش‌و‌پرورش را متولی آموزش‌و‌پرورش و تعلیم و تربیت افراد جامعه نمی‌دانید؟!
بله، ولی سهم مشخصی دارد. مثلا متولی تربیت بچۀ شما، ما هستیم؟ بچۀ شما از هم‌سالانش، از خود شما و همسرتان یاد می‌گیرد.
106187.jpg

منظورتان از جامعه، نهادهاست؟
بله، نهادهای فرهنگی حاضر در جامعه، که یکی از آن‌ها رسانه‌ است. بیلبوردی که شهرداری در شهر می‌زند، پیام‌های مستقیم و غیرمستقیمی به جامعه منتقل می‌کند. به نظرتان فضای مجازی، که امروز آزادانه در‌اختیار دانش‌آموزان است و انواع فسادهای اخلاقی در آن هست، تمام فعالیت‌های تربیتی یک معلم را خنثی نمی‌کند؟

نسبت به سهمی که دارد، فکر می‌کنید توانسته تأثیرگذار باشد؟
بزرگ‌ترین اشکال آموزش‌وپرورش، آموزش‌زدگی است که البته این هم دست آموزش‌و‌پرورش نیست. مقصر آن، آموزش عالی است که سدی در‌مقابل ورود به دانشگاه قرار داده به نام کنکور. همین کنکور باعث شده تمام توجه والدین، دانش‌آموزان، معلمان و مدیران از همان دورۀ ابتدایی بر آموزش حافظه‌محوری متمرکز شود. کنکور‌زدگی، بلای جان تعلیم و تربیت است. کنکور باید حذف شود تا من بتوانم راحت ذهن بچه را در شش‌ساعت بر تعلیم و تربیت متمرکز کنم. والدین به کلاس‌های فوق‌برنامه‌ای مثل اشتغال‌زایی، مهارت‌آفرینی و تقویت مبانی دینی در مدرسه اهمیت نمی‌دهند، چون می‌گویند کنکور مهم است، نمرۀ بیست مهم است، مدرسۀ نمونه مهم است. این نوع رویکرد، مهم‌ترین چالش آموزش‌و‌پرورش است و مقصر آن هم آموزش‌و‌پرورش نیست. امروز صدها مؤسسۀ آموزشی برای تقویت تعلیم و تربیت تک‌ساحتی فعالیت می‌کنند و نه چند‌ساحتی.

چرا پس‌از گذشت نزدیک به چهار دهه از انقلاب اسلامی، آموزش‌و‌پرورش به‌جای اینکه به راه اصلی خودش برود، به راه‌هایی رفته که به قول شما نهادهای دیگر برایش اجتناب‌ناپذیر کرده‌اند؟ اگر آموزش‌و‌پرورش این چالش را بزرگ‌ترین مانع خود می‌داند، چرا این مطالبه را به‌طور جدی پیگیری نمی‌کند؟
به‌دلیل اینکه چالش بعدی آموزش‌و‌پرورش این است که آموزش‌و‌پرورش، دغدغۀ اول دولت و حاکمیت و نظام قرار نگرفته؛ مثلا در دورۀ گذشته، اولویت اول دولت، بحث سلامت بود. اگر آموزش‌و‌پرورش زیربنای توسعۀ بهداشتی و حتی درمانی است، چرا دغدغۀ اول قرار نگرفته که آموزش‌و‌پرورش امروز با دنیایی از مشکلات دست‌وپنجه نرم نکند؟ اصلا این‌طوری بگویم که آموزش‌و‌پرورش دغدغۀ اول خانواده‌ها هم قرار نگرفته، چون امروز خانواده تمام وقتش را صرف اشتغال، کسب درآمد، تجملات و ثروت‌اندوزی می‌کند به‌جای اینکه به رفتارهای تربیتی در حوزۀ فرزندانش توجه داشته باشد؛ و این بارِ آموزش‌وپرورش را سنگین‌تر می‌کند. هر‌چه شما کوتاهی کنید آسیب‌ها در آموزش‌و‌پرورش بیشتر می‌شود. ما معتقدیم نهاد خانواده و جامعه باید خودشان را با فعالیت‌های تعلیم و تربیت که مبنای نظری انقلاب را با خودش دارد، همراه کنند.

وقتی که آموزش‌و‌پرورش را جامع ببینیم و نه صرفاً ١٢ کلاسی که فرد در مدرسه می‌گذراند، آن موقع نقش آموزش‌و‌پرورش خیلی می‌تواند پررنگ‌تر باشد. در گذشته نقش خانواده خیلی پررنگ‌تر بود. الان خیلی از مسئولیت‌های خانواده بر دوش آموزش‌و‌پرورش است، ولی می‌بینیم نه جامعه نقش خودش را ایفا می‌کند و نه خانواده. آموزش‌و‌پرورش هم نمی‌تواند یا نمی‌خواهد این بار را به دوش بگیرد و این وسط نقشی که قبلا متولی برای آن وجود داشت، الان یتیم مانده. از این جایگاه چقدر فاصله دارد؟
مقام معظم رهبری چندین سال قبل، موضوع مهندسی فرهنگی را به‌عنوان یک مطالبه در کشور مطرح کردند که برای از‌بین‌بردن همین تعارضات و موازی‌کاری‌ها بود، ولی هیچ اقدام عملی در‌این‌‌راستا ندیدیم.

چه بسترهایی لازم دارد؟
نیاز به ستاد فرماندهی در کشور دارد که تمام دستگاه‌ها را هماهنگ کند. یکی تعارضات باعث شده ما نتوانیم به اهدافمان دسترسی پیدا کنیم و دیگری کم‌کاری‌ در بعضی از حوزه‌ها. امروز اگر دانش‌آموز شش‌ساعت دراختیار ماست، تقریباً دوبرابر آن را درمعرض مسائل تربیتی جامعه‌ای قرار می‌گیرد که مسائل تربیتی جهت‌داری نیستند.

در خود همین شش ساعت هم بحث است که چرا بیشتر نباشد؟
آموزش‌و‌پرورش نیاز به منابع دارد. ما که بدمان نمی‌آید اردوگاهی داشته باشیم و دانش‌آموزان را از صبح تا شب در آن رها کنیم و انواع و اقسام مهارت‌ها را به آن‌ها یاد بدهیم. آموزش‌و‌پرورش به‌شدت با کمبود فضای آموزشی روبه‌روست. میانگین تراکم دانش‌آموز در کلاس‌های ما از میانگین کشور بیشتر است. این رقم در استان ما حدود ٢۵ است، در‌حالی‌که میانگین کشور ٢۴ و خرده‌ای است.
106188.jpg

این چشم‌انداز عالی که شما برای آموزش‌و‌پرورش متصور شده‌اید، متکی به ساعات حضور دانش‌آموز در مدرسه است؟ به‌هر‌حال شما که نمی‌توانید ٢۴ ساعت بچه را در‌اختیار داشته باشید.
نه، متکی بر دو موضوع است؛ یکی حمایت همه‌جانبۀ تمام دستگاه‌ها از آموزش‌وپرورش، به‌نحوی‌که اولویت اول استان آموزش‌و‌پرورش باشد؛ و یکی حمایت خانواده‌ها. مشکل ما این نیست که چرا بچه را ٢۴ساعت دراختیار نداریم، مشکلمان والدینی هستند که نمی‌آیند با ما ارتباط برقرار کنند. مهارت‌های ارتباط با دانش‌آموز و حتی اطلاعات دانش‌آموز را حاضر نیستند از ما بگیرند.

اصلا این ارتباط آموزش‌و‌پرورش با والدین به نظر می‌رسد درست شکل نگرفته است.
شکل گرفته، ولی عمق ندارد. معتقدیم اگر بتوانیم همین دو نهاد را خوب به هم گره بزنیم، در فضای جامعه غلبه پیدا می‌کنیم. هر‌جا خانواده کم‌کاری کرده، آموزش‌و‌پرورش به‌تنهایی نتوانسته وظیفۀ خود را انجام دهد.

فکر می‌کنید مشارکت اولیا به‌صورت هدفمند اتفاق افتاده؟ چیزی که بیشتر خانواده‌ها از مشارکت با مدرسه در ذهنشان شکل گرفته مشارکت مالی است.
نه این‌طور نیست؛ اتفاقاً این گله‌مندی ما از اولیاست. ما حتی خارج‌از وقت کاری هم وقتی اولیا را دعوت می‌کنیم، حضورشان کم‌رنگ است. ما نیاز به فرهنگ‌سازی داریم.

خود این فرهنگ‌سازی را آموزش‌و‌پرورش نباید انجام دهد؟
ما مسئول آموزش خانواده نیستیم.

مگر همین خانواده در این نظام پرورش نمی‌یابد؟ آموزش‌و‌پرورش چند‌ساحتی یعنی چه؟ غیر از این است که فردی که قرار است تحت تربیت این نظام در جامعه پرورش پیدا کند، از درسش گرفته تا اخلاق و رفتار و فرهنگ شهروندی و سلامت جسمی و روانی‌اش در این نظام شکل بگیرد و جهت‌دهی شود؟ فکر نمی‌کنید لازمه‌اش این است که نهاد آموزش‌و‌پرورش در درجۀ اول خودش را تک‌ساحتی نبیند؟
من که گفتم بزرگ‌ترین مانع ما چه چیزی است.

باید بتوانید این مانع‌ را بردارید.
ما تلاش می‌کنیم کنکور حذف شود، ولی کنکور در‌اختیار من نیست که حذفش کنم. در‌اختیار وزیر آموزش‌و‌پرورش هم نیست.

ما هم همین را می‌‌گوییم. چرا بعد‌از ۴٠سال نتوانسته کنکور را، بااینکه می‌داند یک مانع و حتی آسیب برای آموزش‌و‌پرورش است، بردارد؟ چهار دهه فرصت کمی نیست برای اینکه آموزش‌و‌پرورش سعی کند خود را به جایگاهی که باید باشد، نزدیک کند. این‌طور فکر نمی‌کنید؟
بله، باید این را ما مطالبه کنیم تا زمانی‌که محقق شود. من خودم به‌عنوان یک معلم این مطالبه را در اولین ساعات شروع‌به کار وزارت وزیر مطرح کردم؛ با این عنوان که بزرگ‌ترین مانع در جهت تحقق سند تحول بنیادین، سدی است به نام کنکور، چون اولویت راهبردی وزیر آموزش‌و‌پرورش تمرکز بر سند تحول بنیادین است. این سد باید شکسته شود تا روح حاکم بر سند تحول که تعلیم و تربیت تمام‌ساحتی است، بتواند مسیر خود را ادامه دهد. 
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 
* زورمان به نهادهای دیگر نمی‌رسد

شما از جامعه به‌عنوان یکی از موانع یاد کردید. نظام آموزش‌وپرورشی که خودش را جامع می‌بیند، چرا نسبت به جامعه منفعل است؟ در رسانه می‌بینیم خیلی از تعارضات فرهنگی به‌صورت یک رفتار طبیعی نمایش داده می‌شود، ولی آموزش‌و‌پرورش یک اعتراض ساده هم نمی‌کند.
وقتی ما زورمان به دستگاهی نمی‌رسد، چه کنیم؟ وقتی مشکل آموزش‌و‌پرورش چالش هیچ دستگاهی نیست، به این معناست که اولویت اول کشور هم نیست. نتیجه‌اش، این است که مشکلات آموزش‌و‌پرورش به قوت خودش باقی است.

سازمان‌ها و نهادهای مختلف الان دارند در آموزش‌و‌پرورش سرمایه‌گذاری می‌کنند. اگر موضوع ترویج فرهنگ شهروندی، سلامت و‌... مطرح می‌شود، اولین مطالبه‌ از آموزش‌و‌پرورش است. از آن طرف، آیا آموزش‌و‌پرورش همین‌قدر مطالبه از نهادهای دیگر دارد؟
آن‌ها دوست دارند ما در موضوع شهروند نمونه محتوا بگنجانیم، اما حاضر نیستند در این زمینه به آموزش‌و‌پرورش کمک کنند. آب و برق مدرسۀ ما را قطع می‌کنند، چون نداریم پرداخت کنیم، اما می‌گویند شما فرهنگ صرفه‌جویی را در مدرسه بسط و نشر بدهید. تا می‌گوییم اولیا کمک کنند، همه سر ما می‌ریزند که تحصیل رایگان است! پدر و مادری که میلیون‌هاتومان برای تجملات زندگی‌شان خرج می‌کنند، وقتی ٣هزارتومان پول آزمون را که هزینۀ یک‌کیلو میوه می‌شود نمی‌دهد، من باید به شما، به صداوسیما و سازمان بازرسی پاسخ بدهم که برای بچۀ شما یک آزمون گذاشته‌ام و ٣هزار تومان کمک گرفته‌ام. این‌ها درد‌دل‌های آموزش‌و‌پرورش است که خیلی مهم است.
حتی رسانۀ ما به‌جای اینکه دغدغۀ توسعۀ فرهنگ مشارکت در خانواده‌ها را داشته باشد و برای ارتقای کیفیت آموزش‌و‌پرورش آن را بسط و نشر بدهد، می‌آید گزارش تهیه می‌کند که چرا سازمان بازرسی، جلوی تخلفات را نمی‌گیرد که فلانی ٢٠٠هزار تومان پول داده. دقیقاً این پارادوکس‌ها هست.
وقتی دولت کمک نکند، مردم کمک نکنند و دستگاه‌ها کمک نکنند، وضعیت همین می‌شود. شما فکر می‌کنید ژاپن چرا ژاپن شده؟ آلمان چرا آلمان شده؟ چون در آن کشورها معلم در صدر است. اصلا معلم مقدس است.
مالزی را ببینید. ماهاتیر محمد وقتی مالزی را مالزی کرد، برای تمام فعالیت‌ها پیوست آموزشی و تربیتی تعریف کرد. امروز برای ما فعالیت‌های عمرانی، راهسازی و‌... اولویت اول است، ولی آموزش‌وپرورش بود بود، نبود هم نبود! کمبود فضای آموزشی داریم، که داریم! تراکم مدرسه‌های ما چهل نفر است، که باشد! چه کسی غمش را می‌خورد، غیر از خود آموزش‌وپرورش؟ آموزش‌و‌پرورش درددل‌هایش زیاد است. با این همه ما آرام ننشسته‌ایم و برنامه‌های زیادی داریم.

همۀ این درد‌دل‌هایی که گفتید قبول، ولی چه باید کرد که آموزش‌و‌پرورش نسبت به سهمی که دارد بتواند مطالبات خود را به‌طور مؤثر مطرح کند؟
بیشترین کار را رسانه‌ها می‌توانند انجام دهند.

یعنی تمام ابزاری که به آن فکر کرده‌اید، رسانه است؟
نه، رسانه یکی‌اش است. از‌طریق سیستم‌های دولتی و مطالبه از ریاست جمهوری هم آن را دنبال می‌کنیم.

این‌ها چهار دهه پیش هم بوده‌اند، ولی اتفاقی نیفتاده. پس نشان می‌دهد کافی نبوده‌اند.
صفحۀ آخر سند تحول می‌گوید آموزش‌و‌پرورش برای تحقق این سند نیاز به عزم ملی دارد. شورای عالی آموزش‌و‌پرورش هم موظف است سالانه میزان مشارکت دستگاه‌ها را در تحقق سند به شورای عالی انقلاب فرهنگی گزارش کند تا به استحضار مقام ریاست جمهوری برسد. به‌هر‌حال این هست. سؤال ما هم همین است که چرا اتفاق نیفتاده.

اگر به همین منوال باشد، شاید باز هم اتفاق نیفتد.
گفتم که اولویت اول کشور آموزش‌و‌پرورش نیست.

پس چرا چشم‌اندازها جور دیگری تعریف می‌شوند؟
چشم‌انداز اصلا دست‌نیافتنی است. چشم‌انداز باید آرمانی باشد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 
* ٩٩‌درصد بودجۀ آموزش‌و‌پرورش صرف حقوق و مزایا می‌شود

از آموزش‌و‌پرورش خراسان به‌عنوان پرپهنه‌ترین بخش آموزش‌و‌پرورش کشور یاد می شود. آیا این پهنه با بودجه‌های استان همخوانی دارد؟
آموزش‌و‌پرورش خراسان‌رضوی با حدود یک‌میلیون‌و‌٢٠٠هزار دانش‌آموز و جغرافیای بسیار وسیع و متنوع، حدود ٩٠‌هزار معلم شاغل و ۶٠‌هزار معلم پیش‌کسوت یعنی ١۵٠‌هزار پرسنل، ١٠هزار‌و‌۵٠٠‌واحد آموزشی و برخوردار از یک جمعیت موزاییکی متفاوت با قومیت‌های مختلف، کار سختی را دنبال می‌کند. ما چیزی حدود ٧.٨‌درصد دانش‌‌آموزان، ٧‌درصد معلمان، ١٣‌درصد مدارس شبانه‌روزی و ١۴‌درصد دانش‌آموزان استثنایی کشور را داریم. این‌ها خیلی معنادار است. وقتی حدود ٧.٨‌درصد دانش‌آموزان کشور را دارید، قاعدتاً باید در همین حدود دانش‌آموز استثنایی، شبانه‌روزی، نیروی انسانی و بودجه داشته باشید. اما می‌‌بینیم هیچ تعادل و تناسبی بین نیروی انسانی، فضا، بودجه و نسبت دانش‌آموزان شبانه‌روزی و استثنایی با نسبت دانش‌آموزان و معلمان کل کشور وجود ندارد. این یک عدم توازن است که کار آموزش‌و‌پرورش را سخت‌تر می‌‌کند. هزینه‌های سخت‌تر، کار مضاعف‌تر و تلاش بیشتری را می‌طلبد.

بودجۀ سالانۀ استان چقدر است؟
الان آمار دقیق ندارم، چون بودجه در بخش‌های مختلف می‌آید و من سرجمعش را ندارم. ما دو نوع بودجه داریم. یک نوع بودجۀ منابع انسانی است و دیگری بودجۀ سایر منابع است که صرف فعالیت‌های آموزشی ‌و پرورشی می‌شود. حدود ٩٩‌درصد بودجۀ آموزش‌و‌پرورش صرف منابع انسانی و حدود یک‌درصد صرف سایر فعالیت‌ها می‌شود. یکی از مشکلات کلان آموزش‌و‌پرورش همین است که تقریباً تمام بودجه‌اش صرف حقوق و مزایایی می‌شود که به معلمان می‌دهد و اعتباری برای سایر فعالیت‌ها نمی‌ماند. ١٠هزار‌و۵٠٠‌واحد آموزشی داریم که هزینه‌های آب، برق، گاز، تعمیر و نگهداری آن‌ها و هزینه‌های آموزشی، پرورشی و اردویی آن‌ها فوق‌العاده زیاد است و سرانه‌هایی که می‌دهند، بسیار اندک و جزیی است و کفاف آن کیفیت‌بخشی را که ما دنبالش هستیم نمی‌دهد.
ما سیاست‌هایی وضع کردیم با عنوان «توسعۀ مشارکت‌ها» برای دستیابی به کیفیت و عدالت. یکی از بهترین کارهایی که دنبالش هستیم، توسعۀ مشارکت واقعی و همه‌جانبۀ هشت گروه معلمان، دانش‌آموزان، مدیران، بازنشستگان، دستگاه‌های عمومی، دستگاه‌های دولتی، دستگاه‌های خصوصی و خیّران است و با حدود ٨٠‌درصد دستگاه‌های دولتی و خصوصی استان هم تفاهم‌نامۀ همکاری امضا کرده‌ایم. این کار بسیاری از خلأهای مالی ما را پر کرده و ظرفیت‌هایی دراختیار آموزش‌و‌پرورش قرار داده است.

به لحاظ کیفیت آموزشی در مقایسه با سایر استان‌ها در چه جایگاهی قرار داریم؟
ما در طول سال بیش‌از ۵٠‌همایش ملی برگزار می‌کنیم که بعضی از همایش‌ها یک سال کار اداری می‌برد، مثل جشنوارۀ نوجوان خوارزمی و جشنوارۀ جابربن‌حیان. استان خراسان علی‌رغم تراکم زیاد دانش‌آموزی، جایگاه والایی در حوزۀ آموزشی و فعالیت‌های کیفی دارد. ما رتبۀ اول در جشنوارۀ جابربن‌حیان، رتبۀ اول در جشنوارۀ نوجوان خوارزمی، رتبۀ اول در مسابقات علمی و عملی کار و دانش کشور، رتبۀ اول در مسابقات علمی و فنی هنرستان‌های فنی کشور، رتبۀ اول در المپیاد فرش، رتبۀ اول در مسابقات قرآن دانش‌آموزی را به دست آورده‌ایم. میانگین معدل دانش‌آموزان استان نسبت‌به سال گذشته، یک نمره افزایش داشته است. علی‌رغم اینکه کنکور را یک شاخص برای سنجش آموزش‌و‌پرورش نمی‌دانیم، از ٣١رتبۀ دورقمی به ۵٢رتبۀ دورقمی رشد داشته‌ایم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 
به‌دنبال تعلیم و تربیت تمام‌ساحتی هستیم
تمام کشورهایی که به توسعه دست پیدا کرده‌اند، تغییر و تحول را از آموزش‌و‌پرورش شروع کرده‌اند، سرمایه‌گذاری را هم از آموزش‌و‌پرورش شروع کرده‌اند. دلیلش هم این است که نهاد خانواده مهارت کافی در همۀ ابعاد ندارد. اگر به تمام متغیرهای چشم‌انداز نگاه کنید، می‌بینید بستر شکل‌گیری آن آموزش‌و‌پرورش است. لذا من معتقدم صد‌درصد تحقق سند چشم‌انداز ٢٠ساله جمهوری اسلامی ایران، مبتنی‌بر سند تحول و نظام تعلیم و تربیت و میزان توجه‌به تعلیم و تربیت در کشور است. برای ارزیابی اینکه چقدر به سند چشم‌انداز دست پیدا کرده‌ایم، کافی است آموزش‌و‌پرورش را ارزیابی کنیم.

آموزش و پرورش آیینۀ تما‌م‌نمای آیندۀ کشور است
آموزش‌و‌پرورش آیینۀ تما‌م‌نمای اتفاقاتی است که در آینده در حوزه‌های مختلف در کشور رخ خواهد داد. اگر در آموزش‌و‌پرورش ٢٠درصد توانستید به اهداف دست پیدا کنید، در چشم‌انداز هم ٢٠درصد بیشتر نیست. تمام آسیب‌های اجتماعی که امروز در جامعه شکل می‌گیرند، نشانۀ کم‌توجهی به آموزش‌و‌پرورش است. هرقدر معلمان و دانش‌آموزان مشارکت‌پذیری تربیت کنید، میزان مشارکت مردم در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی بیشتر خواهد شد. شخصیت دانش‌آموز در آموزش‌و‌پرورش به‌ویژه در دورۀ ابتدایی شکل می‌گیرد. اگر می‌خواهید یک شهروند خوب تربیت کنید و فرهنگ اشتغال، کارآفرینی، مشارکت، قانون‌مداری، مسئولیت‌پذیری، ایثارگری و‌... را در جامعه بسط و نشر دهید، باید به آموزش‌وپرورش بیایید. حضرت امام(ره) می‌فرمایند دبستان را دریابید که دانشگاه دیر است. دستگاه‌های فرهنگی می‌توانند مقوم فعالیت‌های فرهنگی آموزش‌و‌پرورش باشند و نمی‌توانند شکل‌دهنده و تغییردهنده باشند. شکل‌دهنده و تغییردهنده آموزش‌و‌پرورش است.

نمی‌خواهیم انسان تک‌بعدی تربیت کنیم
در خود آموزش‌و‌پرورش سندی داریم که نقشۀ راه آموزش‌و‌پرورش را در دستیابی به اهداف متعالی نظام جمهوری اسلامی ایران تبیین کرده است. این سند تحول بنیادین، چرخش‌هایی را در آموزش‌و‌پرورش دیده است. ما در سند تحول بنیادین به‌دنبال این هستیم که انسان‌های مومن، متدین و برخوردار از توانمندی‌های متفاوت، تحویل جامعه بدهیم. به‌عبارت دیگر به‌دنبال یک تعلیم و تربیت تمام‌ساحتی هستیم، یعنی تربیت انسانی که ضمن برخورداری از توانمندی‌های علمی، مهارت‌های مختلف هم دارد. می‌تواند به اشتغال و کارآفرینی فکر کند، برخوردار از یک درک هنری و زیبایی‌شناختی کافی باشد، جسم و روان سالم داشته باشد و‌... . لذا شعار آموزش‌و‌پرورش استان را در سال گذشته «تعلیم و تربیت تمام‌ساحتی با رویکرد کیفیت و عدالت» قرار دادیم. ما انسان تک‌بعدی نمی‌خواهیم تربیت کنیم، انسانی که فقط در کنکور رتبۀ یک بیاورد، انسانی که فقط در حوزۀ توانمندی‌های علمی متخصص شود. نه‌اینکه جامعه به او نیاز نداشته باشد، نیازهای ما را برآورده نمی‌کند. دوم اینکه ما در‌راستای رسالت انبیا یکی از مأموریت‌های مهم خود را برقراری عدالت در بخش‌های مختلف آموزشی تعریف کردیم.
عدالت در مسائل آموزشی، عدالت در تأمین امکانات، عدالت در تأمین منابع انسانی، عدالت در تربیت نیروی انسانی، توجه ویژه به مناطق محروم و دانش‌آموزان ضعیف و مستعد، توجه‌به دانش‌آموزان دارای توانمندی‌های خاص و ویژه و‌... . امسال شعار آموزش‌و‌پرورش خراسان «تعلیم و تربیت تمام‌ساحتی با‌کیفیت در سایۀ برنامه‌محوری» است؛ چیزی که می‌تواند ما را به این شعار برساند و زمینه‌های تحقق آن را مهیا کند، برنامه‌محوری است.
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی