کد خبر : 75766
/ 15:20
روح‌ا... اسلامی، متخصص اندیشۀ سیاسی ایران معتقد است سیاست‌گذاری شهری در مشهد یک‌سویه بوده که به گسست اجتماعی دامن می‌زند؛

هویت خراسان تک‌بعدی نیست

خراسان به‌دلیل برخورداری از چهره‌هایی مانند فردوسی، خواجه نظام‌الملک طوسی و نیز بارگاه منور رضوی، یکی از مراکز فرهنگی و تمدنی ایران شناخته می‌شود.

هویت خراسان تک‌بعدی نیست

موسوی زاده - خراسان به‌دلیل برخورداری از چهره‌هایی مانند فردوسی، خواجه نظام‌الملک طوسی و نیز بارگاه منور رضوی، یکی از مراکز فرهنگی و تمدنی ایران شناخته می‌شود، اما چندین سال است چهره‌ای از مشهد در ایران نشان داده می‏‌شود که با واقعیت‌های شهر تطابق ندارد، تصویری که مشهدی را پذیرای تنوع فرهنگی نمی‏‌داند؛ این‌درحالی است که این شهر در طول تاریخ و به‌ویژه در صدسال اخیر، یکی از مراکز و پایه‌های تمدن ایران بوده است. اینکه چه شد خراسان با این غنای فرهنگی به جایی رسیده است که برخی، نادانسته، از شرایط ملوک‌الطوایفی در مشهد، طنز و جوک می‏‌سازند و برای بازی‌های قدرت واقعیت را نادیده می‏‌گیرند، دغدغه‌ای بود که با دکتر روح‌ا... اسلامی، عضو هیئت‌علمی علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد و متخصص اندیشۀ سیاسی ایران درمیان گذاشتیم و نظراتش را دراین‌باره جویا شدیم.
از دکتر اسلامی تاکنون کتاب‌های «اندیشۀ سیاسی در ایران باستان»، «اسلام سیاسی در عصر اطلاعات: از جنبش تا دیپلماسی»، «رهایی یا انقیاد»، «فلسفۀ سیاسی تکنولوژی اطلاعات در قرن بیستم»، «سیاست و تکنولوژی اطلاعات»، «حکومت‌مندی ایرانشهری» و «ارزیابی الگوهای سیاست خارجی ایران بین دو انقلاب» و چندین کتاب و مقالۀ دیگر در حوزۀ اندیشه به چاپ رسیده است.

در مشهد مهاجر‌پذیری زیاد است و این انتظار وجود دارد که این شهر تکثر هویتی داشته باشد، اما برخی از شهروندان احساس می‌کنند این تکثر هویتی وجود ندارد. این موضوع به ایجاد حاشیه‌نشینی فرهنگی و اجتماعی منجر شده است. چگونه باید این افراد حاشیه‌نشین را جذب کنیم؟
مشهد هویت ندارد، یعنی هویتی که شهروندانی که در آن زندگی می‌کنند به آن افتخار کنند. اگر یک نظرسنجی کنید، می‌بینید که وقتی به فردی می‌گویید «شما مشهدی هستید» اکثر افراد، اسم شهرستان‌هایی را که از آن مهاجرت کرده و به مشهد آمده‌اند، می‌گویند، یعنی خودشان را بیشتر متعلق‌به محل سکونت قبلی و نه فعلی‌شان می‌دانند. این در‌حالی‌است که اگر به‌عنوان مثال به یک تبریزی و یا شیرازی بگویی اهل کجا هستی، اگر مهاجر باشد، چون آمده و چند سال در آنجا ساکن شده، می‌گوید من تبریزی یا شیرازی هستم.
ما هنوز نتوانسته‌ایم یک هویت شهری ایجاد کنیم که افراد خود را متعلق به این شهر بدانند؛ این درحالی است که تاریخ نشان می‌دهد خراسان، یکی از بزرگ‌ترین خاستگاه‌های فرهنگ و تمدن ایرانی بوده و چندین‌بار فرهنگ و تمدن ایرانی را از فروپاشی نجات داده است. در طول تاریخ، سلسله‌هایی مانند اشکانیان و حتی در زمان عباسیان، حکومت‌های محلی که در خراسان ظهور یافتند، به حفظ هویت ایرانی و نفوذ آن بر دستگاه خلافت تأثیر فراوان گذاشته‌اند. خراسان به‌اندازۀ تمام شهرهای ایران در استقلال و تداوم فرهنگ ایران نقش داشته است.
106120.jpg

در همین زمان حتی به‌خاطر خراسانی‌ها جشن نوروز در بغداد رسمیت می‌یابد.
بله، درست است. در اوایل حکومت عباسیان چنین اتفاقی می‌افتد و رسماً به‌دلیل نفوذ خراسانی‌ها جشن‌های نوروز در مرکز خلافت هرساله برگزار می‌شده است. ورود امام رضا(ع) به خراسان و تأثیرات فرهنگی ایشان، نهضت‌های مقاومتی که خراسانی‌ها علیه مغولان راه می‌اندازند، شاهنامۀ فردوسی و... همۀ این‌ها باعث شدند خراسان، نقش مهمی در حفظ تمدن ایرانی داشته باشد. زبانی که امروز همۀ ایرانی‌ها با آن صحبت می‏‌کنند، خراسانی است.

در قرن‌های میانه، زمانی‌که در بغداد نهضت‌های عقلانی درحال سقوط بود، بخشی از عقل‌گرایان به خراسان مهاجرت می‌کنند. به چه علتی این منطقه، قدرت جذب فرهنگ‌های متکثر را داشته است؟
خراسان، یکی از مراکز بزرگ فرهنگی و مرکز عقلانیت بوده است. در قرون میانه، که دوران اعتلای فرهنگ اسلامی بوده، خراسان مهد این شکوفایی در خراسان بزرگ بوده است. در دوره‌های بعدی هم بسیاری از اندیشمندان اسلامی مانند خواجه نظام‌الملک و غزالی از خراسان برخاسته‌اندخیام، که امروز شهرت جهانی دارد، خاستگاهش خراسان است. خیام موضوعاتی مطرح کرده که جدیدترین مباحث در حوزۀ اندیشه است و حتی غربی‌ها این مباحث را مطرح نکرده‌اند.خراسان حتی امروز یکی از مراکز تولید اندیشه محسوب می‌شود. دکترشریعتی و پدرش، شهیدمطهری و مقام معظم رهبری همۀ این‌ها برخاسته از خراسان هستند. سیاست‌مداران ما که امروز تأثیر‌گذار هستند، خاستگاه خراسانی دارند. در همین انتخابات گذشته، خراسان، یکی از قطب‌های انتخابات بود که علتش هم همین زیرساخت‌ها و پتانسیل‌های فرهنگی این منطقه است.

چرا ما خراسانی‌ها نتوانسته‌ایم از این غنای فرهنگی خود استفاده کنیم؟
متأسفانه با فضاسازی‌های منفی‌ای که درسال‌های اخیر صورت گرفته است، مردم بیرون از مشهد تصور می‌کنند ساکنان اینجا خیلی دگم و متعصب هستند، اما چنین مسئله‌ای درست نیست. مثلا می‌گویند در همۀ کشور دارد کنسرت موسیقی برگزار می‌شود؛ شما چرا در شهرتان با این هنر مخالف هستید؟ باید گفت خراسان، یکی از مهد‌های موسیقی سنتی و اصیل محسوب می‌شود و همین الان، مشهد، یکی از شهرهایی است که بیشترین آموزشگاه موسیقی را در ایران دارد. ما اصلا در خراسان مکاتب موسیقی داریم، اما تصوری که از ما در سطح ملی بازنمایی می‌شود، منفی است و همین روی ذهن ایرانی‌ها از ما مشهدی‌ها تأثیر منفی گذاشته و فکر می‌کنند ما شهر متعصبی داریم. واقعاً این‌طور نیستیم. مشهد، شهری است که بسیاری از شاخص‌های سنتی و مدرن را هم‌زمان دارد.

شما اشاره کردید که در مشهد، عناصر سنتی و مدرن وجود دارد. این انتظار وجود دارد که مشهد بتواندیکی از مهدهای تلفیق مدرنیته و سنت باشد، اما تصویری که از این شهر وجود دارد، شهری است که چندان با مدرنیته سازگاری ندارد. به نظر شما مشهد می‌تواند بین این دو سازگاری ایجاد کند؟
اولا اینکه برخی مسائل، مانند سنت و مدرنیته و دوگانگی که بین این دو ارائه می‌شود، یعنی این دوگانگی را من قبول ندارم. در مدرن‌ترین شهرهای دنیا شما سنت را می‌توانید مشاهده کنید و در سنتی‌ترین شهرها نیز می‌توانید عناصری از مدرنیته را ببینید. برای همین اول باید از این دوگانه‌سازی خودداری کرد. در مشهد نیز همین مسئله مصداق دارد، یعنی در این شهر در زندگی و افکار سنتی‌ترین افراد هم وجوهی از مدرنیته را می‌بینید و برعکس در زندگی افراد مدرن. این امکان وجود دارد که انسان به مذهب و آداب دینی مانند نماز و روزه پایبند باشد و زیارت امام رضا(ع) هم برود و از‌طرفی به دموکراسی و آزادی بیان و حقوق شهروندی هم اعتقاد داشته باشد و از مزایای عصر اطلاعات هم استفاده کند. در شهر مشهد، تمامی وجوه سنتی، مدرن و پست‌مدرن وجود دارد؛ از‌این‌رو هرگونه سیاست‌گذاری شهری که بخواهد بین این‌ها تفکیک قائل شود و یا یکی از این وجوه را حذف کند و یا به آن بها ندهد، ناموفق خواهد بود.

چه کاری باید برای هویت‌بخشی به شهری که عناصری از سنت و مدرنیته را دارد، انجام داد؟
بهترین کار، این است که به مردم کاری نداشته باشیم. نباید محیط را بر هم بزنیم. وقتی این کار را نکردیم، محیط خودش می‌داند چه کار باید انجام دهد. ما اعتقاد داریم سیاست‌گذاری شهری یک‌بعدی بوده‌است؛ به این معنی که می‌آمدند و می‌گفتند مشهد فقط هویت سنتی دارد و توجهی به سایر وجوه هویت این شهر نمی‌شد. برهمین مبنا سیاست‌گذاری می‌کردیم که مساجد یا فرهنگ‌سراها را فعال کنیم، اما نتوانستیم جوانان را به مساجد و یا فرهنگ‌سراها بکشانیم و فقط قشر خاصی را جذب کردیم. این در‌حالی است که باید بتوانیم اقشار مختلف را جذب کنیم. علت این جذب‌نکردن هم تأکید بر هویت تک‌بعدی است. اگر به‌جای هویت تک‌بعدی به هویت چند‌بعدی توجه می‌کردیم، به‌طور حتم در سیاست‌گذاری‌های فرهنگی در مشهد موفق‌تر عمل می‌کردیم و از این طریق می‌توانستیم انسجام اجتماعی در شهر را افزایش دهیم.

یعنی مدیریت شهری فقط باید فرصت‌سازی کند؟
بله، مدیریت شهری باید فرصت‌ها را فراهم کند. مکان‌های عمومی مانند فرهنگ‌سراها و مساجد را قوی کنند و بدانند که مردم خودشان می‌دانند در این مکان‌ها چه کار انجام دهند. نباید به افراد جهت داد. بدترین سیاست‌گذاری شهری، سیاستی است که بخواهیم به مردم خط دهیم، مثلا بگوییم مردم! بیایید مدرن و یا سنتی شوید! این کار باعث می‌شود مردم در‌مقابل سیاست‌گذاری‌ها مقاومت کنند. ما باید فرصت‌سازی کنیم. مثلا یک فرهنگ‌سرا داریم، باید امکان تبادل اندیشه‌های مختلف را در آن فراهم کنیم.
همین کار باعث می‌شود باوجود تفاوت دیدگاه‌هایی که با هم دارند، به یکدیگر احساس تعلق کنند. تصور کنند آن‌قدر به هم وابسته هستند که نمی‌توانند بدون هم زندگی کنند. این کار سبب ایجاد هویت شهری و انسجام اجتماعی می‌شود.

در‌واقع تکثر‌گرایی باید به رسمیت شناخته شود.
بله، این کار سبب می‌شود زندگی مسالمت‌آمیزی در شهر شکل بگیرد. اگر هر فردی بخواهد فقط تفکر خود را بر شهر حاکم کند، این موضوع سبب ازبین‌رفتن هویت شهری می‌شود. به همین دلیل مدیریت شهری، باید بسترهای تکثر فرهنگی را در شهر فراهم کند. اگر امکان بروز تفکرهای مختلف فراهم شد، اول ممکن است تفکرهای مختلف یکدیگر را تحمل نکنند و نقدهای شدید بر یکدیگر وارد کنند، اما کم‌کم به هم عادت می‌کنند و حتی وجوه مشترک به یکدیگر را می‌یابند و حتی بعداز مدتی می‌گویند ما افتخار می‌کنیم که در شهری زندگی می‌کنیم که امکان بروز تفکرهای مختلف را دارد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شاهنامه، ذخیرۀ فرهنگی خراسانی‌ها برای همبستگی اجتماعی
تفکرات خراسانی می‌تواند آنتی‌تز تفکرات تند سلفی در جهان اسلام باشد. انسان‌گرایی‌ای که در این منطقه وجود دارد، می‌تواند درمقابل تفکرات تکفیری، جایگزین ارائه دهد. خراسان، مهد موسیقی منطقه بوده است و دستگاه‌های موسیقی زیادی در همین جا به وجود آمده است. خیام، که یکی از بزرگ‌ترین اندیشمندان خراسانی است، قرن‌ها پیش، مباحثی را مطرح کرد که ویتگنشتاین، تازه و در قرن اخیر در غرب عنوان کرده است. خود غربی‌ها به این مسئله معترف‌اند و همیشه شرق‌شناسان دربارۀ خیام و فردوسی و حتی حلقه‌های آزاد‌اندیشی زمان امام‌رضا‌(ع) نوشته‌ چاپ می‌‏کنند.
106121.jpg
شاهنامۀ فردوسی، ذخیره‌ای است که باید در سطح منطقه از آن استفاده کنیم. ما به‌خوبی می‌توانیم از شاهنامۀ فردوسی برای ایجاد هویت خراسانی و ایجاد همبستگی اجتماعی بهره ببریم. ما در ادبیات و موسیقی، سبک خراسانی را داریم؛ همان‌طورکه در دنیا مکتب فرانکفورت مطرح است، ما در اغلب رشته‌ها مکتب خراسان را داریم که بسیار غنی و با‌نفوذ است.
استفاده‌نکردن از ذخایر فرهنگی، سبب کاهش هویت منسجم و ایجاد سرخوردگی در شهروندان و کاهش اعتماد‌به‌نفس آن‌ها شده است. در حال حاضر، برخی دربارۀ خراسان جوک می‌سازند، که اینجا شده ممالک محروسه و جدا از ایران شده است! نباید اجازه دهیم این مسائل سیاسی، هویت خراسانی را تحت‌الشعاع قرار دهد و برای ما از این جوک‌ها بسازند. خراسان نه‌تنها از ایران جدا نیست، بله احیاگر ایران است. نباید به‌خاطر مسائل سیاسی و بحث‌های روز، هویت خراسانی را خدشه‌دار کنیم. افرادی که از این حرف‌ها می‌زنند،
بی‌سواد هستند!
یکی از نمودهای استفاده‌نکردن از ذخایر فرهنگی مشهد، وضعیت فعلی آرامگاه فردوسی است. منطقۀ طوس، باید به یکی از بهترین مکان‌های برگزاری مناسبات فرهنگی در مقاطع مختلف سال تبدیل شود، اما وضعیت فعلی آن نشان می‌دهد که آنجا از حداقل امکانات هم برخوردار نیست.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هویت بومی و سنتی مشهد را حفظ نکرده‌ایم
یکی از مشکلات مشهد، تک‌بعدی‌شدن هویت آن است و اینکه یک قرائت خاص از فرهنگ را به‌عنوان نماد هویت مشهدی معرفی کرده‌ایم. همین موضوع به هویت مشهدی‌ها آسیب زده است. این مسئله باید رفع و بر هویت چند‌بعدی شهروندان تأکید شود. مشهد، خوبی‌های زیادی دارد. زیرساخت‌های این شهر به‌اندازۀ جمعیتی نیست که به آن وارد می‌شود؛ همین مسئله روی افراد تأثیر منفی می‌گذارد. به‌علاوه در سطح بین‌المللی برای مطرح‌کردن مشهد چندان فعال نیستیم و این موضوع سبب شده فرهنگ غنی خود را خیلی کم به دیگران بشناسانیم. مشهد، نیاز به روابط عمومی قدرتمندی دارد، روابط عمومی کارآمدی که تنها ویترین اداره‌ها و شهرداری نباشد، بلکه شاخص‌های توسعۀ مشهد را بسنجد و بازنمایی ملی داشته باشد. علاوه‌بر روابط عمومی، نیاز به بخش فعال و تخصصی روابط بین‌الملل است؛ کسانی که تشریفات، سازمان‌ها و حقوق بین‌الملل و دیپلماسی را بدانند. مشهد، شهری محلی و شهرستانی دورافتاده نیست و باید پرستیژ ملی و بین‌المللی داشته باشد. متأسفانه استفاده‌نکردن از تخصص‌ها و برقرار بودن روابط قبیله‌ای به بحران‌ها دامن می‌زند.
یکی دیگر از مشکلات مشهد، حفظ‌نکردن هویت بومی و سنتی شهر است. در کاشان هنوز هویت و بافت سنتی شهر را حفظ کرده‌اند، اما ما در چند سال اخیر به اسم نوسازی شهر، تمامی بافت‌های تاریخی شهر را تخریب، و آیندگان را از میراثی غنی، محروم کرده‌ایم. در سال‌های اخیر، روند مهاجرت به مشهد افزایش یافته است و روز‌به‌روز بر این مهاجران افزوده می‌شود. اگر فکری برای ایجاد هویت شهری و انسجام اجتماعی در این افراد نکنیم، در آینده، این شهر با چالش‌های هویتی بیشتری مواجه خواهد شد. طی چند‌سال اخیر، به‌جز مهاجران افغانی، مهاجران عراقی نیز به مشهد وارد و در برخی از مناطق شهر ساکن شده‌اند. اگر فکری برای هویت مشهد و ارائۀ روایت‌هایی مبتنی‌بر هم‌زیستی مسالمت‌آمیز نشود، در آینده به بروز آسیب‌های اجتماعی منجر خواهد شد. 
کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــرات شــما
حسین
00:42 2 0 پاســخ به ایــن نظــر

امیدوارم با این شورا و شهرداری و دولت به این دغدغه ها رسیدگی بشه. حرفهای آقای اسلامی کاملا درست و بجاست و من هم به عنوان یک مشهدی سعی کردم همیشه این دید منفی رو باهاش مبارزه کنم و خدا رو شکر اصلا در مضیقه استدلال نبودم. هیچ جا تو کشور مثل خراسان آغوششو برای پذیرایی از اقوام مختلف کشور باز نکرده. توی هر روستاش که میری میبینی زمین آبا و اجدادیشونو با مهاجرانی از اقصی نقاط ایران به اشتراک گذاشتن. من حتی فکر میکنم ایران هویت تکثرگرایی فرهنگیشو و حتی خود ایده ایرانزمین رو مدیون خراسانه. ایده ایرانزمین نسل به نسل در خراسان منتقل شده و هر جا مورد تهاجم قرار گرفته از همین جا براش قیام شده مثل اشکانیان و ابومسلم و طاهریان و سربداران و نادر و..همزمان تلاش برای فراموش نشدنش در شاهنامه های اسدی توسی و دقیقی توسی و فردوسی توسی و... آنقدر هویت خراسان و ایران در هم تنیدن که اجازه هویت مستقل برای خراسان نمیده.

نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی