کد خبر : 75727
/ 14:16

نام و نشان

نام و نشان

ای بی‌خردان طور تعیّن نگزینید
با سجده بسازید که اجزای زمینید
امروز پی نام و نشان چند دویدن؟
فردا که گذشتید نه آنید نه اینید
این از غزل‌های خوب بیدل است، از آن‌ها که حامل یک توصیۀ اخلاقی است، به دوری‌کردن از نام و نشان و شأن و شکوه.
«تعیّن» یعنی همین «سرشناس‌بودن»، «جاه و مقام‌داشتن» و «وابستگی به شکوه و جلوۀ دنیا». و بیدل ضمن پرهیز‌دادن از این «طور» (= روش) مردم را به سجده می‌خواند.
نکتۀ جالبی که دربارۀ «سجده» در شعر بیدل هست اینکه او این عمل را بیشتر ازجنبۀ اخلاقی آن می‌بیند تا جنبۀ عبادی آن؛ البته که می‌دانیم آن جنبۀ‌ عبادی نیز به‌دلیل تأثیر اخلاقی آن بر شخصیت انسان‌ها تعریف شده
است.
این آستان هوسکدۀ عرض ناز نیست‌
شاید به سجده‌ای بخرندت‌ جبین طلب‌
اینجا هم «ناز» یعنی «خودنمایی» و «خودبینی». و شاعر می‌گوید تو به جای این کارها به دنبال این باش که جبینی به سجده
برسانی.
بیت دوم، جدا از پیام اخلاقی خود، قرینه‌سازی‌ها و تناسب‌های صوری قشنگی هم دارد: «امروز» و «فردا»، «نام» و «نشان»، «آن» و «این» و تکرار «نه» در مصراع دوم.
و بالأخره این هم بیت پایانی این غزل:
تمثال غبار من و مایید چو بیدل
صد سال گر آیینه زدایید همینید
انسان در آینه همیشه خود را می‌بیند و آینه به‌نوعی وسیلۀ خودبینی و «من» و «ما»گفتن است. می‌گوید: «شما هر‌چه این آینۀ خود را صیقل دهید باز همین تمثال بر آن خواهد نشست و همچون غباری آن را کدر خواهد کرد.».
و باز جالب اینکه شاعر خود را نیز مخاطب این انتقاد می‌شمارد و این کار سخنش را پذیرفتنی‌تر می‌کند.
محمدکاظم کاظمی 
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی