کد خبر : 75544
/ 19:59
مروری بر کارنامۀ اجتماعی مصطفی توفیقی، فعال مدنی بین‌المللی که کارش را از محلۀ نوغان آغاز کرده است

پسرِ مشهد

شاعرها، او را به شعرهایش می شناسند، نویسنده‌ها به کتاب‌هایش، روزنامه‌نگارها به مقالات و گزارش‌های مطبوعاتی، و هنردوستان به مجموعۀکارهای تجسمی گالری «دکمه»

پسرِ مشهد

نسیم قدیری- شاعرها، او را به شعرهایش می شناسند، نویسنده‌ها به کتاب‌هایش، روزنامه‌نگارها به مقالات و گزارش‌های مطبوعاتی، و هنردوستان به مجموعۀکارهای تجسمی گالری «دکمه»؛ اما عموم شهروندان، او را با پروژه‌های اجتماعی شهری‌اش در خاطر دارند. برنامه‌هایی که او طراحی کرده تا دغدغه‌های گوناگون اجتماعی را بررسی کند. مصطفی توفیقی، شهروند هم‌محله‌ای ما که در آستانۀ سی‌سالگی، از اینکه برای همشهری‌هایش کار می‌کند «احساس خوشبختی دارد». در کارنامۀ توفیقی، تألیف و همکاری در تألیف و انتشار بیش‌از 80عنوان کتاب، ده‌ها مقالۀ علمی، بیش‌از هزاروصد مقاله و گزارش مطبوعاتی و کسب بیش‌از 200جایزۀ معتبر ملی و بین‌المللی به چشم می‌خورد. او هم‌اکنون با مدرک کارشناسی حقوق از دانشگاه فردوسی مشهد و کارشناسی ارشد زبان‌وادبیات فارسی از همین دانشگاه، علاوه‌بر مدیریت بنیاد «حقوقی امید عدالت» و مجموعۀ هنری «دکمه»، کارشناس مشارکت‌های اجتماعی گروه «مشاوران جوان شهرداری مشهد» است و همزمان با عضویت در تحریریۀ نشریات «میهن‌نامه»، برای رادیو سراسری نیز برنامه‌سازی می‌کند. آنچه بهانۀ این گزارش شده است، فعالیت‌های گستردۀ اجتماعی وی در سطوح ملی و بین‌المللی است. در این گزارش به معرفی کارهای اجتماعی این فعال مدنی و هم‌محله‌ای‌مان پرداخته‌ایم و در پایان، با او به گپ‌وگفت نشسته‌ایم.

۱۳۸۸
خانۀ شاعران جوان مشهد
سال 1388، دغدغۀ ایجاد یک‌مرکز هم‌اندیشی و هم‌گرایی برای شاعران جوان دهه‌شصتی، مصطفی 22ساله را به این فکر انداخت که با همراهی چندنفر از شاعران مطرح زیر 25سال، خانۀ شاعران جوان مشهد را تأسیس کند. این مجموعه پس‌از دو دوره فعالیت، که دورۀ اخیر آن تنها یک‌سال به‌طول انجامید، به گسترده‌ترین کارگاه ادبی کشور با بیش‌از یک‌صد عضو دائم تبدیل شد. دورۀ دوم این کارگاه در‌حالی در ابتدای سال90 پایان یافت که حاصل آن، آموزش بیش از 300شاعر جوان و انتشار دایرة‌المعارف 12جلدی از اشعار شاعران جوان آن سال‌ها بود.

۱۳۸۸
پروژۀ جهانی «کافه ایده»
توفیقی در سال95 از تحریریۀ روزنامه خراسان جدا شد و بار دیگر به گروه «مشاوران جوان شهرداری مشهد» پیوست. او هدف از پیوستن به این مجموعۀ علمی‌اجتماعی را «استفاده از تجربیات جهانی خود در شرایط واقعی فعالیت‌های بومی و محلی» می‌داند.
یکی از پروژه‌های مهمِ اجتماعی که توفیقی در این دوران اجرا کرد، پروژۀ جهانی «کافه ایده» است، پروژه‌ای که شهردار وقت مشهد از آن رونمایی کرد و مشاور شهردار در امور جوانان دربارۀ آن گفت: «یکی از دستاوردهای مهم دورۀ کنونیِ گروه «مشاوران جوان» است که باید جهت گسترش این ایدۀ خوب گام‌های مؤثری برداشته شود.».
این پروژه که به‌گفتۀ توفیقی «تلاش می‌کند عموم شهروندان را از سطح محلی تا سطوح ملی و بین‌المللی با مسائل شهری آشنا کند و آن‌ها را به مشارکت در امروز و فردای شهر خود ترغیب نماید» تاکنون بیش از 23برنامۀ کوچک و بزرگ برگزار کرده است؛ برنامه‌هایی که طی آن‌ها بیش‌از 10هزار نفر از شهروندان ایرانی و شهروندانی از حدود 60کشور جهان به‌عضویت آن درآمده‌اند و طی آن با فعالان پروژۀ «کافه ایده» همکاری می‌کنند. پروژه‌های اجتماعی متعدد دیگر مانند فیروزه‌ای‌ها (اردوهای جهاد اجتماعی جوانان)، ایدۀ «گپ»، ایدۀ «باران» و ایدۀ «کتاب» نیز در همین دوران معرفی شد.
105809.jpg

۱۳۹۰
پویش «امید»
توفیقی در این سال با پیوستن به پویش ملی «امید» که دکتر محمدرضا عارف آن را پیشنهاد داده بود، قائم‌مقام ستاد جوانان این پویش در مشهد شد. با حضور و هدایت توفیقی در این حرکت اجتماعی، پویش «امید» به فعال‌ترین حرکت اجتماعی در آن‌سال تبدیل شد. به پیشنهاد وی قرار شد رنگ سفید و نشان رز سفید، نماد این کمپین اجتماعی انتخاب شود، اما با کناره‌گیری محمدرضا عارف از انتخابات ریاست‌جمهوری، توفیقی از پویش «امید» خارج شد و فعالیت‌های هنری خود را با تأسیس گروه هنری «دکمه» پی گرفت.

۱۳۹۱
گروه هنری «دکمه»
در محیطی که تسلط دغدغه‌های سیاسی جامعه بر دغدغه‌های فرهنگی آن، اهالی هنر را نگران می‌کرد، توفیقی، طرحی نو در انداخت و به‌اتفاق همسر هنرمندش، فاطمه حلیمیان، مجموعۀ‌هنری «دکمه» را تأسیس کرد. این مجموعۀهنری که هم‌اکنون نیز مشغول فعالیت است، کار خود را با تأسیس چندگالری هنری آغاز کرد و سپس فعالیت‌های فرهنگی-هنری خود را توسعه داد. در آغاز فعالیت گالری هنری «دکمه»، حدود50هنرمندِ صاحب‌سبک در حوزه‌های مختلف هنرهای زینتی و تجسمی با گروه همکاری می‌کردند که تعداد این هنرمندان هم‌اکنون به بیش‌از صدنفر رسیده است. تجاری‌سازی آثار هنری هنرمندانِ کم‌ترشناخته‌شده، اولویت اصلی فعالیت این گروه است. (شهرآرا محلۀ ثامن در شمارۀ 143 خود به تجربۀ همکاری این زوج هنرمند در راه‌اندازی گروه هنری «دکمه» پرداخته است)

۱۳۹۲
سازمان ملل‌متحد
فعال اجتماعی محلۀ ما، در سال 92 به دفتر سازمان ملل‌متحد پیوست و در یونیسف درحوزۀ تنوع فرهنگی، در دفتر پناهندگان و نیز در دفتر اطلاعات سازمان آموزش علمی‌و‌اجتماعی، دورۀ کارآموزی گذراند. تجربیات جهانی‌ای که توفیقی در این دوره از فعالیت خود کسب کرد، زمینه‌ساز فعالیت‌های اجتماعی گسترده‌تر وی در ابعاد جهانی و با دغدغه‌های ملی شد.

۱۳۹۳
دیده‌بان حقوق حیوانات
یکی از مهم‌ترین فعالیت‌های اجتماعی توفیقی، علاوه‌بر فعالیت‌های انسان‌دوستانه، کارهایی برای حمایت از حقوق سایر جانداران است. او در سال 1393 به‌عنوان نمایندۀ سازمان جهانی دیده‌بان حقوق حیوانات در شرق ایران، طی مراسمی با حضور ریاست‌وقت سازمان حفاظت از محیط‌زیست استان، با خواندن بیانیه‌ای، برای اولین‌بار تعطیلی سیرک‌های حیوانی در ایران را اعلام کرد.

۱۳۹۴
بنیاد حقوقی «امید عدالت مشرق‌زمین»
این فعال اجتماعی، یک‌سال بعد، همزمان با فعالیت در تحریریۀ روزنامۀ خراسان، به‌همراه جمعی از وکلا و مشاوران حقوقی، بنیاد حقوقی «امید عدالت مشرق‌زمین» را تأسیس کردند؛ وی پس‌از انتخاب به‌عنوان مدیرعامل این بنیاد، هدف از تأسیس آن را حمایت از حقوق کسانی عنوان کرد که «از دسترسی به حقوق شهروندی خود محرومند.». این مؤسسۀ حقوقی هم‌اکنون با ارائۀ خدمات رایگان و داوطلبانه به نیازمندان، از حقوق اجتماعی آن‌ها حمایت می‌کند.

۱۳۹۵
اجلاس جوانان کشورهای اسلامی
در نیمۀ دوم سال 95، مصطفی توفیقی با گزینش هیئت ژوری و به‌پیشنهاد فعالان سازمان ملل‌متحد در ایران، برای اولین‌بار به‌عضویت اجلاس جوانان کشورهای اسلامی درآمد. این اجلاس پس‌از یک‌هفتۀ سخت کاری، با انتشار بیانیه‌ای محکم به کار خود پایان داد.
از نکات قابل‌توجه این اجلاس، صحبت‌های شهروند هم‌محله‌ای ما بود. او در بخشی از این اجلاس با مخاطب قراردادن هیئت ترکیه‌ای، با این هشدار که «ترکیۀ بحران‌زده به وحدت جوانان کشورهای اسلامی آسیب نزند »، گفت: «ارادۀ سیاسی کشوری که با بحران مواجه است، نباید موجب آسیب‌رسیدن به وجهۀ صلح‌آمیز و وحدت‌گرای اجلاس جوانان کشورهای اسلامی شود.».

۱۳۹۶
 مشهد بانشاط
پویش #مشهد_بانشاط را باید یکی از کمپین‌های مهم دانست که توفیقی طراحی کرده است. کسانی که با کارکردهای جدی پویش‌های اجتماعی سروکار دارند، به یاد دارند که پویش دیگر وی موسوم به کمپین «سربازها را آزاد کنید» چه‌طور به آزادی سربازهای گروگان‌گرفته‌شدۀ ایرانی کمک کرد. خود مصطفی می‌گوید که هرکمپین او برای حل یک‌مسئله طراحی می‌شود و در میان ده‌ها کمپینی که او و گروهش کلید زده‌اند، «مشهد بانشاط» می‌خواهد مسئله «کم‌تر خوشحال‌بودن» مشهدی‌ها را پیگیری کند. این کمپین که در گروه «مشاوران جوان شهرداری مشهد» راه‌اندازی شده، تلاش می‌کند شهروندان را با طبیعی‌ترین حق خودشان، یعنی شادزیستن، آشنا کند و کاری کند که همه باهم برای افزایش نشاط و سلامت اجتماعی دست‌به‌دست هم دهند.

۱۳۹۶
صدروز، صدلبخند
پروژۀ اجتماعی «صدروز، صدلبخند» به‌نوعی بازوی عملیاتی کمپین «مشهد بانشاط» به‌شمار می‌آید. توفیقی خودش در این باره می‌گوید: «کلیدزدن کمپین «مشهد بانشاط» خیلی اتفاقی با دوران گذار و تغییر در مدیریت شهری مشهد همراه شد؛ ما در مسائل سیاسی درگیر نمی‌شویم و هیچ وقت هم برنامۀ سیاسی نداشته‌ایم؛ به‌همین‌علت، دلیلی برای پیگیری‌نکردن این کمپین ندیدیم، اما تلاش کردیم با طراحی مجموعه‌ای از برنامه‌های نشاط‌آور اجتماعی با کمک خود شهروندان، این دوران گذار را به سلامت به «مشهد بانشاط» برسانیم.». پروژۀ «صدروز، صدلبخند» اجرای بیش‌از 120برنامۀ نشاط‌آور اجتماعی را دربرمی‌گیرد که عموماً خود شهروندان با کمک مشاوران جوان شهرداری اجرا می‌کنند.

۱۳۹۶
کارگاه اسباب‌بازی و «خانوادۀ آقای نشاط»
«خانوادۀ آقای نشاط» بازتاب یکی‌از آرزوهای دوران کودکی مصطفی است؛ اینکه «بین دنیای بچه‌ها و بزرگترها پل بزند تا بچه‌ها بیشتر دیده شوند و بزرگترها بیشتر مراقبشان باشند.».
این آرزوی دوران کودکیِ جوان هم‌محله‌ای ما، حالا با تشکیل یک‌کارگاه ایده‌پردازی و ساخت عروسک و اسباب‌بازی تحقق پیدا کرده است. کارگاهی که نتیجه‌اش، به‌رسمیت‌شناختن کودکان در محیط اجتماعی است.
توفیقی، در این‌باره توضیح می‌دهد: «سال‌هاست که این آرزو را در دلم جا‌به‌جا می‌کنم؛ اینکه برای بچه‌ها هم کارهایی انجام دهیم. در این سال‌ها هم بی‌کار ننشسته بودیم. برای تشکیل موزۀ اسباب‌بازی مشهد، چیزهایی دست‌وپا کردیم. خیلی‌از اسباب‌بازی‌های قدیمی و نوستالژیک را بازسازی کردیم و همین‌طور کلی عروسک ساختیم. حالا با اضافه‌شدن یک‌هنرمند خوش‌ذوق، محبوبه فندختی، بعضی ایده‌های دیگر ما هم دارند جان می‌گیرند که «خانوادۀ آقای نشاط» یکی از آن‌هاست.».
«خانوادۀ آقای نشاط» یک‌خانوادۀ مشهدی عروسکی هستند که قصد دارند شهربه‌شهر بگردند و قصه‌های خودشان را برای بچه‌ها روایت کنند. در آینده، بیشتر از این خانواده خواهید شنید.

۱۳۹۶
نمایشگاه سمن‌ها و نهادهای غیرحاکمیتی
یکی‌دیگر از ایده‌های هم‌محله‌ای ما که به‌تازگی به‌بار نشسته است، کاری است که سمن‌ها (نهادهای غیرحاکمیتی) مشهد را دورهم جمع می‌کند تا درکنار یکدیگر برای ساخت شهری بهتر همکاری کنند.
مصطفی توفیقی، برای این‌کار، یک‌تیم حرفه‌ای از فعالان اجتماعی را در کنارش دارد که با تلاش مداوم امیررضا فرزادفر هرچندهفته یک‌بار سمن‌ها و نهادهای اجتماعی را در محله‌های این‌سو و آن‌سوی مشهد گردهم می‌آورند و ضمن ارتباط‌گرفتن با شهروندان محلات مختلف، به آن‌ها در حوزه‌های مختلف حفظ محیط‌زیست، بهداشت، میراث فرهنگی و حقوق شهروندی آموزش می‌دهند.

۱۳۹۶
I love Mashhad
«من مشهد را دوست دارم.»؛ احتمالاً شما هم این عنوان و متن انگلیسی آن را با یک‌قلب آبی بزرگ در وسطش دیده باشید. این قلب آبی بزرگ که به «قلب مشهد» معروف شده، یکی از طراحی‌های مصطفی توفیقی است که با هنرمندی و همکاری زهره اسماعیل‌زاده اجرا شده و در همین ابتدای کار هم با استقبال خوبی روبه‌رو شده است. این پویش تلاش دارد زیبایی‌های مشهد را هر‌چه‌بیشتر به مردم ایران و جهان بشناساند تا این شهر را برای همۀ مردم جهان دوست‌داشتنی‌تر کند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بدون‌مردم ممکن نیست

  راست است که بچه‌هایی که در این محله بزرگ می‌شوند، دست‌به کارهای بزرگ می‌زنند؟
قطعاً محیط اجتماعی یک‌محله در خلق‌وخو و رفتار اجتماعی مردم آن‌محل بی‌تأثیر نیست. خیابان دریادل و خصوصاً محلۀ نوغان، با این قدمت چندهزارساله و ریشه‌های عمیق فرهنگی و سنت‌هایی که فقط در این‌جا حفظ می‌شوند، نمی‌تواند محلۀ بزرگ‌پروری نباشد. خودتان بهتر می‌دانید که خیلی از بزرگان وطن از این خاک برخاسته‌اند و از هردوسه‌شخصیت بزرگ مشهدی، دست‌کم یکی‌شان اینجا بزرگ شده‌اند. همین حالا هم جوان‌های محل کارهای خوبی انجام می‌دهند و برخی‌از آن‌ها هم برای خودشان اسم‌ورسمی دارند، اما به‌هرحال فکر نمی‌کنم این محله به روزهای اوج خودش برگردد.

 روزهای اوج؟ منظورتان از روزهای اوج چیست؟
تا همین یک‌دهۀ پیش هم، اینجا اصیل‌ترین آدم‌های شهر را داشت. می‌دانید که بیشتر از نیمی از بناهای ثبت‌ملی‌شدۀ مشهد، بیش از دوسوم خانه‌هایی که معماری قدیمشان را حفظ کرده‌اند و عموم علما و فضلای شهر مشهد متعلق به این محل هستند، اما وقتی میراث‌فرهنگی کارش را انجام نمی‌دهد و نهادهای مختلف تیشه می‌گذارند به ریشۀ خانه‌ها و محله‌های قدیمی، نمی‌توان توقع داشت تیشه‌به‌ریشۀ فرهنگ ما نخورد.

روحیۀ اجتماعی مردم این‌جا چه‌قدر روی برنامه‌ها و کارهای امروز شما تأثیرگذار بوده است؟
این تأثیر غیرقابل‌انکار است. ما در محیطی رشد کرده‌ایم که مردم، حتی مردم تنگ‌دست محل، درِ خانه‌هایشان همیشه به‌روی هم باز بوده، سفره‌هایشان همیشه گشوده و رویشان گشاده است. من به‌شدت اعتقاد دارم که آسیب‌زدن به معماری این محله، آسیب‌زدن به فرهنگ این محله، خیانت به همۀ شهر و حتی کشور است.

منظورتان را بیشتر توضیح می‌دهید؟
جامعه‌شناسی به ما می‌گوید که هرفرهنگ یا اثر فرهنگی، از یک‌نقطۀ مرکزی شروع می‌شود و به محیط‌های پیرامونی تسرّی می‌یابد؛ حالا شما به من بگویید فرهنگ‌ها و خرده‌فرهنگ‌هایی مثل زیارت، حجاب، عفاف، مردانگی، جوانمردی، غیرت و... در کجای این شهر، بیشتر از این محلات پیدا می‌شود؟ هیچ‌تعصبی هم در کار نیست. به‌هرحال قدمت فرهنگی، شکل افقی معماری شهری، اصالت و ... که در این محیط پیدا می‌شود، در جای دیگری این‌طور دردسترس نیست. برای من عجیب است که خیلی‌وقت‌ها همان‌کسانی مدام حرف از حفظ ارزش‌ها می‌زنند، همان‌کسانی مرتب از دغدغه‌شان برای فرهنگ و حجاب و حیای این شهر می‌گویند، که خودشان تیشه‌به‌ریشۀ این محله‌های قدیمی گذاشته‌اند. اگر این محله‌ها نابود شوند، سنت فرهنگی ما ازبین می‌رود. ما که زیاد می‌گوییم، اما کجاست گوش شنوا؟

تا حالا برای حفظ این محله‌های قدیمی هم کاری کرده‌اید؟
تعدادی پژوهش و مقاله و گزارش و البته کمک به دوستانی که برای حفظ این محله‌ها تلاش می‌کنند؛ مستقلا نه و برایش دلایلی هم داشته‌ام ...

چه‌دلایلی؟
شما خودتان روزنامه‌نگارید و قطعاً با این مسئله‌ای که می‌گویم درگیر بوده‌اید. متأسفانه عمده‌تلاش‌های فرهنگی‌واجتماعی در کشور ما برچسب سیاسی می‌خورد. با اینکه من باور دارم که حتی بیشتر آسیب‌‌هایی که امروز محله‌های قدیمی شهر مشهد با آن مواجه هستند ریشۀ صددرصد اقتصادی دارند. دست‌هایی در کارند که خاک این محلات اطراف حرم‌مطهر را طلا می‌دانند و به‌خاطر منافع زودگذر خودشان از اینکه فرهنگ ما را با خاک یکسان کنند، پرهیزی ندارند. این دست‌ها اتفاقاً خیلی هم قدرتمند هستند و دست‌کم من در خودم این توان را نمی بینم که به آن‌ها اعتراض کنم. یک اعتراض دیگر هم دارم...

بفرمایید.
این برچسب‌زنی سیاسی درمورد فعالیت‌های اجتماعی، به‌خودی خود خطرناک است، اما به‌نظرم خطرناک‌تر از آن این است که مدیریت‌شهری درگیر این بازی قدرت شود. مدیریت‌شهری نباید اجازه دهد که به آن برچسب حزبی و سیاسی زده شود؛ بدتر از آن اینکه کسانی را ‌که با آن همکاری می‌کنند، با این برچسب‌ها نشانه‌دار کنند. به‌عنوان کسی که بیشترین‌کار را برای نزدیک‌کردن شهروندان و مدیریت‌شهری به یکدیگر کرده‌است، می‌گویم: شهر و شهرداری متعلق‌به همۀ شهروندان است؛ مواظب باشیم آن را جناحی نکنیم.  
کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی