کد خبر : 75503
/ 16:21
گفتگو با شهاب ملت‌خواه منتقد، نویسنده و کارگردان به مناسبت روز «سینما»؛

روزهای طوفانی سینما!

گفتگویمان با استاد شهاب ملت‌خواه، منتقد، نویسنده و کارگردان سینما به‌بهانۀ روز ملی سینما، در حاشیۀ تصویربرداری فیلم سینمایی «یونس» ساختۀ امیر‌اطهر سهیلی انجام شد.

روزهای طوفانی سینما!

وحیدی- گفتگویمان با استاد شهاب ملت‌خواه، منتقد، نویسنده و کارگردان سینما به‌بهانۀ روز ملی سینما، در حاشیۀ تصویربرداری فیلم سینمایی «یونس» ساختۀ امیر‌اطهر سهیلی انجام شد و بحث و گفتگو با ایشان دربارۀ سینما آن‌قدر جذاب، پرکشش و آموزنده بود که از ایشان درخواست کردیم در روزنامۀ شهرآرا میزبانشان باشیم. صحبت‌های این استاد و پیش‌کسوت تئاتر، تلویزیون و سینما را نمی‌توان در یک صفحۀ روزنامه گنجاند، ولی امیدواریم بتوانیم بیش‌از‌گذشته از تجربیات افرادی شبیه ملت‌خواه استفاده کنیم. یادآور می‌شود شهاب ملت‌خواه، به‌مدت یک دهه به تهران مهاجرت کرد، اما این روزها به‌دلیل علاقه و عشق به امام هشتم(ع) و کمک به خاک ‌و ‌بوم خود به مشهد بازگشته است.

شما ایجاد شهرک سینمایی بینالود را پیشنهاد دادید؛ این طرح هم‌اکنون در چه مرحله‌ای است؟
این، آرزوی بیش‌از سی‌سالۀ بنده است که درواقع در آتش فراق این جریان سوخته‌ام و هرچه در این زمینه دیرتر اقدام کنیم، زمان را از دست داده‌ایم. مشهد و استان خراسان، این پتانسیل را دارد که از لحاظ نیروی انسانی و فرهنگی حرف اول را در تولیدات سینمای اسلامی و معنوی جهان بزند. شما کدام فضا را در سطح خاورمیانه و حتی جهان، پاک و مقدس‌تر از بارگاه امام هشتم(ع) سراغ دارید؟ منظورم از سینمای بومی، سینمای معناگراست، سینمایی که متکی‌به مسائل تجاری نیست و در‌واقع هدفش، ارتقای مسائل فرهنگی است.
تا امروز این طرح اجرا نشده است، اما امیدوارم مسئولان جدید دربارۀ سینمای مشهد جدی‌تر فکر کنند. در ابتدای انقلاب، پایه‌گذاری و برنامه‌ریزی سینما در سطح کشور توسط بنده انجام شد و اولین کسی بودم که بعد‌از انقلاب در ایران فیلم ساختم و اولین تشکیلات سینمایی جهاد خراسان را پایه‌گذاری کرد‌م. آن سال‌ها با مشکلات فراوانی روبه‌رو بودیم و تلاش کردیم حرفمان را به گوش مسئولان برسانیم. این جریان، به سازمان‌دهی براساس استانداردهای جهانی نیاز دارد.
برخی برنامه‌ها در هالیوود و بالیوود، تجربه و آزمون و خطا شده است و ساختار آن معلوم و مشخص است. سینما یکی از منابع ثروت برای بسیاری از کشورهاست. جدای از تأثیرات اقتصادی و سیاسی، ما خواهان جامعۀ فرهنگی هستیم و بر‌اساس پیام و رسالت معنوی نیز موظفیم آنچه از حقایق وجود دارد، به زبان تصویر بیان کنیم. دیگر زبان‌های هنر کامل نیستند و در حال حاضر تنها رسانه‌ای که می‌تواند طراح نیازهای فکری و فرهنگی ما باشد، ابزار سینمایی
است.

به نظر شما تا چه اندازه توانسته‌ایم در ساخت فیلم بلند در خراسان موفق باشیم؟
خوشبختانه هنرمندان ما از این موضوع روسفید بیرون آمده‌اند و آثار خوب و برجسته‌ای در سطح خراسان تولید شده است که در جشنواره‌ها نیز مطرح شده‌اند. اما این مسئله به‌تنهایی کفایت نمی‌کند و راضی‌کننده نیست.
مادامی‌که تشکیلاتی در منطقۀ بومی خراسان شکل نگیرد و شهرک سینمایی و ساختاری شبه‌هالیوودی نداشته باشیم و بنابر مقتضیات اقلیمی و جغرافیایی خودمان، این کار انجام نشود، باز هم نخواهیم توانست کاری انجام دهیم.

چالش‌های اصلی دوران اخیر سینما را در چه می‌بینید؟ چرا فیلم‌های ما به‌سمت نسخه‌برداری و تقلید پیش رفته‌اند، در‌حالی‌که این روزها مشکل بودجه، کمتر شده است؟
این مسئله فقط به سال‌های اخیر بر‌نمی‌گردد، بلکه به نظر می‌رسد این مشکل از بعدِ انقلاب وجود داشته است. قبل‌از انقلاب، سینما تعریف خاص خودش را داشت. مرحوم کاووسی، عنوان «فیلمفارسی» را به آن اطلاق کرد. فیلمفارسی، شاخص‌های خودش را در جذب مخاطب دارد، همچنان‌که در سینمای هند نیز ما شاهد صحنه‌های رقص و آواز هستیم. بعد از انقلاب، سیستم مدیریتی ما در شاکلۀ سینما، که هنوز نه بومی و نه ملی بود، ماند! یعنی فیلم‌های ما تهرانی و ارشادی شد! هم‌اکنون سینما‌گرهای ما از زمینه‌های آموزشی برخوردار نیستند و آنچه برخی هنرجوها به‌صورت کلاسیک مطالعه می‌کنند، نسخه‌برداری از دست‌نوشته‌های دیگران است.
ما مؤلف سینما، محقق و دانشمند سینما نداریم، درحالی‌که سینما حتی باید روان‌شناس و جامعه‌شناس داشته باشد. سینمای ما همیشه در آشفتگی به سر برده و تحت‌الشعاع سیستم‌های مدیریتی، که با تعویض‌های پیاپی و شخصی نمی‌توانستند شکل خاص و منسجمی به خود بگیرند، قرار داشته است. بنابراین سال‌ها پشت سر هم گذشته‌اند و افراد میزها را به دیگری تحویل داده‌اند و دیگری نیز همان راه قبلی را ادامه داده است. بعد از انقلاب معیارهای جدیدی در‌کنار فیلم‌سازی مطرح شد. گاه سینما را به‌سمت سیاست بردیم، اما متأسفانه در بخش سینمای سیاسی هم نتوانستیم همانند تولیدات آمریکای لاتین، شیلی و کشورهای شناخته‌شده، موفق عمل کنیم.
متأسفانه در شرایطی بودیم که متوجه نشدیم در کجا به سر می‌بریم و درنتیجه کار ما به‌سمت کپی‌برداری پیش رفت؛ یعنی هر‌کسی که در جشنواره جایزه گرفت، الگوی کار بقیه شد و همه به‌سمتش رفتند. حتی استعداد هنرپیشه‌هایمان را نیز سوزاندیم. باعث شدیم نویسندگان، قلم خود را غلاف کنند. هم‌اکنون نیز در طوفان به سر می‌بریم. کسی که درطوفان گیر کرده است، نخواهد توانست پشت سر و نه پیش رویش را درست ببیند.

خانۀ سینما چه جایگاهی دارد؟
ما اصلا نباید چیزی به نام «خانۀ سینما»، «معاونت سینمایی» و «بنیاد فارابی» داشته باشیم. خانۀ سینما زمانی به وجود آمد که ضرورت وجود آن بر‌اساس جریان‌های خودساخته‌ای که هر کسی می‌خواست طبل خودش را بزند، احساس شد. بنیاد فارابی قصد داشت پشتوانۀ بدنۀ سینما باشد، اما همۀ این مراکز از وظیفۀ خود دور شده‌اند و مشخص نیست که خانۀ سینما این روزها چه وظیفه‌ای دارد. گویی خودشان هم نمی‌دانند چه می‌خواهند و ما تنها شاهد دعوای آن‌ها در رسانه‌های خودشان هستیم!

راه احیای رابطۀ مردم و سینما چیست؟
سینما در درجۀ اول تفریح محسوب می‌شود، اما لزوماً تفریح نیست. از‌طرفی سینما به‌تنهایی فضایی برای موعظه و درس اخلاق نیز محسوب نمی‌شود، ولی می‌تواند آثار اخلاقی، دانشگاهی و کارگاه‌های آموزشی و مهارت‌آموزی نیز داشته باشد. افراط و تفریط، غلط است. ما به سینمای متعادلی نیازمندیم که در‌واقع داستان‌های جذاب، شیرین و گویا و واقعی یا حتی تخیلی را نشان دهد. مردم از نظم استقبال می‌کنند. سال‌هاست که درهای سینما بر فیلم‌های منتخب جهان بسته است. این حذف، جز اینکه باعث شده فیلم‌ها به‌صورت قاچاق وارد کشور شوند، چه نتیجه‌‌ای داشته است؟باید بگویم متأسفانه ما آب را در سرچشمه گل‌آلود کرده‌ایم.
ما نمی‌گوییم هر چیزی را اکران کنیم؛ ما مردم متمدنی هستیم و از‌نظر فرهنگی عقب‌مانده نیستیم که از آثار سخیف حمایت کنیم. سینمای ما باید آثار سخیف را پس بزند. سینمای فاخر تعریفی دارد و آن فیلم، خوب است که از کودک تا فردی کهن‌سال بتواند درکش کند. متأسفانه نظام مدیریتی، کار را به جایی رساند که ما بهترین رسانه و مهم‌ترین ابزار استراتژیک خود را به دست دشمن دادیم و اگر همین روزها برایش فکری نکنیم، مخاطبان آینده را نیز از دست می‌دهیم.

نظرتان دربارۀ سینمای خانگی و فیلم‌های پرفروشی که به‌صورت سریالی وارد بازار می‌شوند، چیست؟
در سینمای خانگی، فرصتی ایجاد شده است برای آثاری که حرف‌هایی بیشتر از قد‌و‌قوارۀ سینما برای گفتن دارند، هرچند ساخت برخی فیلم‌ها سلیقۀ‌مردم را عوض می‌کند. همان‌طور‌که خیلی از آن‌ها مشابه همین فیلم‌هایی است که از ماهواره پخش می‌شود. سینمای خانگی در اصل به‌معنای سینمای تجاری است، که تنها هدفش، سود‌آوری است. آن‌ها از هر ابزاری برای دیده‌شدن استفاده می‌کنند. سینمای خانگی را باید تلویزیون و رسانه ایجاد کنند، نه شرکت‌هایی که فرهنگ را آشفته می‌کنند. هر‌چیزی به‌جای خود نیکوست و نباید سینمای خانگی، جای پرده و اکران فیلم را بگیرد و باید در برنامۀ زندگی همگی ما رفتن به سینما گنجانده شود.

وضعیت سالن‌های سینمای مشهد را چطور می‌بینید؟ آیا تبلیغات فیلم‌ها خوب است؟
به نظر من، این روزها مشکل ما در شهر مشهد، تعداد سالن‌های نمایش و در‌دسترس‌بودن یا نبودن آن‌ها نیست، بلکه مشکل تبلیغات است. ما باید تبلیغات را در سطح شهر در‌معرض دید مردم بگذاریم. دربارۀ برخی فیلم‌ها این کار انجام شده است و فیلم‌ها فروش خوبی داشته‌اند. بنده قبلا طرحی را به مسئولان ارائه دادم که بر‌طبق آن، در هر دوربرگردان از خیابان‌های اصلی، ماکتی از سینما گذاشته و عنوان فیلم‌های روی پرده بر آن دیده می‌شد. متأسفانه این طرح رد شد. باید بگویم تا زمانی‌که تبلیغات فیلم‌ها کم باشد، فروش فیلم‌ها نیز تغییری نمی‌کند و نمی‌توانیم از زائران توقع داشته باشیم در برنامۀ تفریحی‌شان سینما را نیز بگنجانند. 
 
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* هنرمندان مشهدی در همۀ سطوح پیشتازند

هنرمندان مشهدی در عرصۀ سینمای کشور چه جایگاهی دارند؟
هنرمندان مشهدی اصولا در همۀ زمینه‌های فرهنگی و به‌خصوص سینما در سطح کلان کشور پیشتاز بوده‌اند. هم‌اکنون به لحاظ آماری بیشترین نیروی انسانی سینمای ایران را استعدادهای خراسانی و به‌ویژه مشهدی تشکیل داده‌اند. تولیدات دوستان سینماگر هم آثار برجسته و فاخری است که معرف حضور همگان است. من فکر می‌کنم که به همین دلیل باید نگاه جدی‌تری به مقولۀ سینما در استان داشته باشیم، چراکه در تمام زمینه‌ها استعدادهای ناب و برجسته‌ای داریم که اکثر آن‌ها به‌خاطر بی‌توجهی در سطح استان و مشهد به مقولۀ سینما، ناچار به هجرت شده‌اند. بنده نیز یکی از همین افراد بوده‌ام که حداقل ١٢‌سال در تهران زندگی کرده‌ام، اما به‌خاطر علاقه‌هایم به مشهد برگشتم.

منظورتان از نادیده‌گرفتن استعداد‌های سینما در مشهد چیست؟
ما سینما را سلاح فرهنگی و استراتژیکی می‌دانیم که در دنیا حرف اول را می‌زند. بنده در کم‌کاری و ازدست‌دادن استعدادها یک ارگان یا شخص را مقصر نمی‌دانم، بلکه همگی مقصر هستیم. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بخشی از مجموعۀ بدنۀ اجتماعی و فرهنگی ما را تشکیل می‌دهد و همه‌چیز به آن ختم نمی‌شود. ما نباید از نقش شهرداری‌ها، استانداری‌ها و دیگر مراکز تأثیرگذار غافل شویم. مسئلۀ مهم‌تر، سازمان‌دهی این تشکیلات است که از ابتدا غلط بوده است، یعنی در بسیاری از موارد، شب خوابیده‌ایم و صبح، تمام برنامه‌هایی را که قبلا تجربه شده است و نتیجۀ آزمون و خطای روشنی دارد، از صفر اجرا کرده‌ایم‌! این مشکل اصلی ماست که به تجربۀ دیگران اهمیت ندادیم‌. با گذشت زمان، کسانی در سینما تصمیمات جدی را گرفتند که اصلا تجربۀ کاری نداشتند، آن‌هایی که نه با دلسوزی، که فقط به‌خاطر پشت‌میز‌نشینی به‌سمت سینما آمدند.
 
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* شورای شهر می‌تواند وضعیت سینمای شهر را سامان‌دهی کند

نقش تلویزیون و رسانه‌های جمعی را در سامان‌دهی وضعیت سینمای کشور چطور ارزیابی می‌کنید؟
تلویزیون رسمی، تبلیغات خود را بر‌اساس سیستم تجاری قرار داده است. در گذشته نیز تبلیغات سینمایی، متکی‌بر زمانی بود که بر‌اساس واحد پول می‌توانست جنبۀ تجاری بهتری داشته باشد. این مسئله به مخاطب و تولیدکنندگان آسیب می‌زند، به این دلیل که هر تهیه‌کننده‌ای سرمایۀ بیشتری داشته باشد، مانور بهتری بر تبلیغات نیز خواهد داشت و مردم نیز انتخاب‌هایشان بر‌اساس میزان و مبنای دیده‌شدن در تلویزیون است. البته این روزها این‌گونه تبلیغات کمتر شده است، هر‌چند راه سوء‌استفادۀ ماهواره‌های خارجی را باز کرده‌اند.
دربارۀ صدا‌و‌سیمای خراسان، متأسفانه از گذشته تا امروز، تنها چیزی که در شرح وظایف این تشکیلات نمی‌گنجد، همکاری با ساختار سینما بوده است. آن‌ها هرگز در فکر ترغیب مردم برای رفتن به سینما نبوده‌اند؛ گویی رسانۀ تلویزیون، بخش جداگانه‌ای از رسانۀ تصویر است و همیشه باید برنامه‌های خودش را داشته باشد، در‌صورتی‌که اصلا این‌طور نیست و عوامل تلویزیون و سینما باید در‌کنار هم قرار گیرند و ذائقۀ مردم را به‌سمت مطالبات فرهنگی سوق دهند.
امیدوارم مسئولان صدا‌و‌سیما به این مقوله توجه کنند و به دور از سلایق شخصی و دیدگاه‌های تنگ‌نظرانه، باری از دوش سینما‌گران بردارند. ازسوی دیگر، همیشه گفته‌ایم مطبوعات می‌توانستند خیلی بهتر از امروز عمل کنند. در گذشته، مطبوعات در‌زمینۀ اطلاع‌رسانی فیلم‌های سینمایی، نقش فعالانه‌تری داشتند. خوب به خاطر دارم که در روزنامه‌های محلی، ستونی دربارۀ برنامه‌های سینماها وجود داشت که دلیل حذف آن را نمی‌دانم. بسیاری از مردم که روزنامه می‌خوانند از این طریق می‌توانند از برنامه‌های سینمایی آگاهی پیدا کنند.
درست است که فضای مجازی این روزها در این زمینه فعالانه عمل می‌کند، اما مطبوعات و روزنامه‌ها همیشه جایگاه ویژه‌ای بین مردم داشته‌اند.

آیا آشفتگی و مافیای سینمایی در مشهد نیز وجود دارد و چطور می‌توان آن را رفع کرد؟
متأسفانه آشفتگی سینمایی در کل کشور وجود دارد و تنها به پایتخت منحصر نمی‌شود. گاهی بی‌توجهی‌های یک مسئول، دامن‌گیر چندین‌میلیون فردی می‌شود که در آن استان یا شهر زندگی می‌کنند و چالش بزرگ فرهنگی ایجاد می‌شود. آن چیزی که می‌تواند مسائل اجرایی ما را در تمام زمینه‌ها، چه سیاسی و چه هنری، قوام بخشد، بر‌پایه و مبنای نظام شوراهاست.
مادامی‌که قرار باشد مدیریت‌های فردی اعمال‌‌نظر کنند، قطعاً استعدادها می‌سوزند و تصمیم‌گیری‌های جمعی که منافع عموم را در‌بردارند، از بین خواهد رفت. در این روش ما نخواهیم توانست به برنامه‌هایمان، اعم از فرهنگی و غیر‌فرهنگی، کاملا رسیدگی کنیم. یکی از بخش‌هایی که می‌تواند در تصمیمات کلان برنامه‌ریزی کند، شورای شهر است.
شورای شهر باید در بخش فرهنگی و در کمیسیون‌هایی که مربوط‌به این‌گونه مسائل است، توجه جدی داشته باشد و برنامه‌هایی در این راستا در دستور‌کار خود قرار دهد و از مدیران و مجریان بخواهد برنامه‌هایشان را به‌خوبی انجام دهند و سامان‌دهی شوند.
من، از‌طرف خودم و تمام پیش‌کسوتان سینما، آمادگی خودمان را اعلام می‌کنم تا با شورای شهر جلسه‌ای بگذاریم و راهکار‌ها و تجربیاتمان را برای بهتر‌شدن شهرمان مشهد دراختیارشان قرار دهیم. مادامی‌که از تجربۀ قدیمی‌ها و کسانی که در کارهای هنری مو سفید کرده‌اند استفاده نشود، نمی‌توان آشفتگی فرهنگی را برطرف کرد.
 
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* هویت ملی را سوزاندیم

سینمای ملی چیست؟ آیا در ایران سینمای ملی وجود دارد؟
آنچه می‌تواند در یک کشور، جامعۀ فرهنگی بسازد، هویت ملی است و این هویت از ‌زمینه‌های تاریخی، نژادی، علمی یا فرهنگی منشأ می‌گیرد. ایران، یکی از کشورهای منحصر‌به‌فرد دنیاست که به‌دلیل تنوع قومیتی و اقلیمی، پتانسیل بالایی برای ساخت فیلم دارد.
ایران همان‌طورکه دارای منطقۀ استوایی و همچنین سردسیر است، از لحاظ قومی نیز تنوع زیادی دارد. اما متأسفانه به هویت ملی و فرهنگی خودمان توجهی نکرده‌ایم. آنچه به داشتن سینمای ملی کمک می‌کند، استفاده از زمینه‌های بومی
است.
حال جای سؤال دارد که چرا اکثر فیلم‌های ما در شمال‌شهر تهران ساخته می‌شود و اکثر لوکیشن‌ها از میدان ونک به بالا هستند؟ وقتی هم قرار است بخش‌های پایین شهر و کم‌برخوردار را به نمایش بگذاریم، دچار سیاه‌نمایی می‌شویم.
قصد ندارم کار کسی را زیر سؤال ببرم، اما واقعاً نمی‌دانم آیا باید فریاد زد، بد و بیراه گفت یا کمپین تشکیل داد تا گوش‌هایی بشنوند که این کشور دارای نعمت‌های بی‌شماری است! در گذشته، در طرحی که بنا به تعریف ساختار سینمایی به مسئولان محترم ارائه دادم، در یکی از بندها، توجه به اقلیم‌های بومی را عنوان کردم.
طرح من این بود که سازمان سینمایی، که هم‌اکنون جزو ملزومات وزارت ارشاد محسوب می‌شود و خودش هم نمی‌داند تکلیفش چیست، به اقلیم مناطق بیشتر بها دهد و هر منطقۀ بومی برای خودش به‌صورت مستقل سازمان سینمایی داشته باشد یعنی سازمان سینمایی‌ای که تحت نظارت و حمایت وزارت ارشاد و معاونت فرهنگی و هنری است. بنابراین معاونت سینمایی در این بخش هیچ معنایی پیدا نمی‌کند، چرا‌که معاونت سینمایی یعنی استبداد سینمایی! دعوایی که سالیان سال بر سر این جریان وجود دارد و ما آن را با عنوان «سینمای دولتی» می‌شناسیم.
در سینما نمی‌توان هر چیزی را به اتکای دولت انجام داد؛ این جریان ازطرفی برعکس است، یعنی بخش خصوصی نمی‌تواند هر فیلمی را بسازد. در‌واقع در صنعت فیلم‌سازی، ما دموکراسی به‌معنایی که در دنیا مطرح است، نداریم، چون با ریشه‌های اعتقادی ما سازگار نیست. البته ما نمی‌خواهیم از حیطۀ اخلاق خارج شویم.
خراسان‌رضوی می‌توانست، به لحاظ فضای معنوی مشهد، بزرگ‌ترین سرمایه‌گذار سینمای معنوی در جهان باشد. می‌توانستیم بهترین متخصصان سینمایی را گرد هم بیاوریم و تولیدات جهانی ایجاد کنیم. واژۀ «بینالود» که بنده برای شهرک سینمایی به کار بردم، فقط یکی از معنای کاربردی‌اش کوه بینالود است و بیشترین استفادۀ آن می‌تواند در همانند‌سازی با بالیوود و هالیوود باشد.
این روزها خیلی‌ها که باید قدمی برای سینما بردارند، خود را به خواب زده‌اند، کمااینکه هویت ایرانی و اسلامی ما نیز از بین رفته است. فیلم‌های ما دیگر بویی از قومیت‌های ملی و اقلیمی ندارند و ما در ساخت فیلم‌ها در لوکیشن‌های آپارتمانی و بالا‌شهری محبوس شده‌ایم.
سینما، مهم‌ترین صنعتی که در دنیا درحال رقابت است، از ما دور شده. اگر می‌توانستیم با مدیریت صحیح از آن استفاده کنیم، جهان را به حیرت و حسادت وامی‌داشتیم. در ایران کُرد و لر و ترک و عرب و... با سنت‌های مختلف و آداب و رسوم خاص کنار هم زندگی می‌کنند.
در همین خراسان، خاوری‌ها را داریم، یعنی منطقۀ شرق آسیا در دستان ماست، اما هیچ‌وقت نتوانسته‌ایم از این خصوصیات منحصربه‌فرد کشورمان و هویت ایرانی اسلامی آن بهره‌مند شویم.
 
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* دربارۀ میهمان / عمری پربرکت، کارنامه‌ای درخشان
شهاب ملت‌خواه متولد‌١٣٣١ مشهد است. او که فعالیت در تئاتر و سینما را خیلی زود شروع کرد، بیش‌از صد نمایشنامه ازجمله نمایش‌های «طاموره»، «قائد»، «خراسون»، «راه»، «داماد»، «قتیل» را نوشته است. ملت‌خواه، مؤسس، مدیر‌عامل و مدرس اولین انجمن فیلم‌نامه‌نویسان در ایران یعنی «انجمن فیلم‌نامه‌نویسان خراسان» بین سال‌های ۱۳۷۲ تا ۱۳۸۲ بوده است. در کارنامۀ کاری ملت‌خواه، یک دوره همکاری با نشریۀ سروش، نقدنویسی بر فیلم‌های ایران و جهان، همکاری با نهادهای فرهنگی و هنری و نیز نویسندگی و کارگردانی ۲۰نمایش صحنه‌ای، داوری جشنواره‌ها و مسابقات فیلم‌نامه‌نویسی همچون «رضوی» و «ایثار»، همکاری در نگارش چندین فیلم‌نامۀ سینمایی و سریال تلویزیونی مانند «سنگ، کاغذ، قیچی»، همکاری مؤثر در تدوین نظام‌نامۀ سازمان سینمایی کشور، تدریس سینما و تئاتر، قصه‌نویسی و نقاشی دیده می‌شود. وی عضو شورای طرح و برنامه و گروه فیلم و سریال صدا‌و‌سیمای شبکۀ یک و مرکز مشهد بین سال‌های ۱۳۶۳ تا ۱۳۸۰ بوده است. شهاب ملت‌خواه مفتخر به دریافت چندین دیپلم افتخار، تقدیرنامه، لوح زرین، سپاس و بزرگداشت شده است. همچنین از او به‌عنوان هنرمند پیش‌کسوت خراسان و کارگردان پیش‌کسوت در جشنوارۀ تئاتر رضوی تقدیر شده است. از این استاد بزرگوار، کتاب‌هایی همچون «نور و نمایش»، «فریاد خون حبیب»، «پروانه‌ها و عروج»، «خواهر زمین»، «غزلنامه تابران»، «پندارهای سپید» و «لکه آبی» به چاپ رسیده است.
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی