کد خبر : 75308
/ 22:43

حال تئاتر مشهد خوب است

گفتگو با رضا صابری، نویسنده و کارگردان تئاتر که می‌گوید: رونق موجود در فضای هنری مشهد، حاصل تلاش بدنۀ تئاتر است.

حال تئاتر مشهد خوب است

خبرنگار: حمیده وحیدی

وقتی از تئاتر خراسان صحبت می‌کنیم، ناخودآگاه نام «رضا صابری» در ذهن می‌نشیند؛ هنرمندی که فروش خوب بسیاری از نمایش‌ها مدیون هنرنمایی اوست. در کارنامۀ رضا صابری، جوایز مختلفی در عرصۀ نویسندگی، کارگردانی و بازیگری به چشم می‌آید و این روزها نمایش «شنا در آتش» بعد‌از سال‌ها دوباره در سالن اصلی تئاتر شهر واقع‌در پارک ملت به روی صحنه رفته است. به بهانۀ نیم‌دهه مهاجرت این هنرمند مشهدی به تهران، با او گفتگو کردیم، به امید اینکه حمایت از چنین هنرمندانی توسط مردم و مسئولین، بازگشت مجدد آن‌ها به شهر و زادگاهشان را به همراه داشته باشد.

 

دربارۀ میهمان 

شاخص‌ترین چهرۀ هنری تئاتر مشهد

 

رضا صابری پس‌از تحصیلات دبیرستانی جذب تئاتر شد. او پس‌از طی یک دورۀ آموزشی در مرکز آموزش تئاتر، همکاری خود را با این مرکز به‌عنوان بازیگر آغاز کرد. 

به‌خاطر استعداد ذاتی‌اش خیلی زود به‌سمت نمایش‌نامه‌نویسی کشیده شد و آثار ارزشمندی خلق کرد که با همکاری هنرمندان تئاتر مشهد به روی صحنه رفت. از سال‌۱۳۵۰ وارد عرصۀ تئاتر شد و با گروه‌های تئاتر «نیما» و «رودکی» همکاری کرد.

پس از داریوش ارجمند، سرپرستی گروه «رودکی» را که بعدها به «گروه تئاتر مردم» تغییر نام یافت، بر‌عهده گرفت و تاکنون این کار را بر‌عهده دارد. 

صابری علاوه‌بر بازیگری و نویسندگی در‌زمینه‌های کارگردانی و طراحی صحنه نیز فعالیت داشته است. وی را می‌توان یکی از شاخص‌ترین چهره‌های هنری تئاتر مشهد برشمرد. 

سال‌۱۳۸۲ نشان درجۀ یک هنری -معادل دکترا- را از شورای ارزشیابی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کشور دریافت کرد. صابری علاوه‌بر فعالیت در حوزۀ تئاتر، در سینما و تلویزیون نیز فعال بوده و در فیلم‌های «زمزمه»، «یار در خانه»، «کمند خاطرات»، «رانندۀ شخصی»، «گل سرخ»، «تولدی دیگر» و... بازی کرده است. ازجمله آثار او در‌زمینۀ نویسندگی می‌توان به «از دریچه‌ها»، «عصمت»، «ایاس»، «سایه‌های بلند»، «خانات» اشاره کرد.

..........................................

 

وضعیت تئاتر مشهد را این روزها چطور ارزیابی می‌کنید؟

این روزها حال تئاتر مشهد خوب است؛ به این دلیل که نویسندگان جوان و کارگردان‌های با‌انگیزه‌ای در عرصۀ کار حضور دارند. همچنین شرایط از لحاظ سخت‌افزاری خیلی بهتر از قبل شده است؛ به‌عنوان‌‌مثال همین الان که ما با هم صحبت می‌کنیم، حدوداً ۱۰نمایش در سالن‌های مختلف مشهد روی صحنه هستند که اتفاق بزرگی برای شهرمان است.

 

پس می‌توان یقیناً گفت فضای نمایش با پنج سال گذشته که شما از مشهد مهاجرت کرده‌اید، تفاوت زیادی دارد. درست است؟

دقیقاً. اصلا گیشه یکی از آرزوهای دیرینۀ ما هنرمندان تئاتر بود‌. همیشه فکر می‌کردیم آیا می‌شود در مشهد هم گیشه‌ای داشته باشیم و تماشاگران در صف انتظار برای تهیه بلیت بایستند! 

در گذشته اصلا گیشه‌ای نبود؛ حتی با کارت دعوت هم به‌زور افراد را جمع می‌کردیم، اما حالا شرایط واقعا تغییر کرده است. این روزها مردم مشهد از تئاتر استقبال می‌کنند. شنیده‌ام برخی نمایش‌ها از ۱۶۰ تا ۱۸۰‌میلیون‌تومان هم فروش ‌رفته‌اند که اتفاق بسیار نادر و مبارکی برای تئاتر است. طبیعتاً مشهد به لحاظ وضعیت فرهنگی و هنری، یکی از شهرهای نخبه‌پرور در‌زمینۀ تئاتر است.

 

فرمودید تئاتر در چند سال اخیر بر موج مثبتی از تکاپو و رشد سوار بوده است. فکر می‌کنید تا چه اندازه حمایت مسئولان مشهد و استان در این امر دخیل است؟

بگذارید به‌صراحت عرض کنم که مسئولان هیچ حمایتی از ما نکرده و نقش چشمگیری در رشد تئاتر نداشته‌اند. آنچه امروز از تئاتر می‌بینید، حاصل انگیزه و پشتکار خود بچه‌های تئاتر است. عوامل زیادی در دیده‌شدن تئاتر نقش دارد. بچه‌های امروز تئاتر با گذشته هیچ فرقی نکرده‌اند، اما فضای فرهنگی شهر تغییر کرده است. به‌مرور زمان مردم به تئاتر علاقه‌مند و متوجه شدند که این مادر تمام هنرها، تا چه اندازه در روح و زندگی‌شان تأثیر‌گذار است. از‌طرفی دو نسل در‌کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند و واقعاً شرایط بسیار خوب است. البته دربارۀ کمک مسئولین هم باید بگویم ما همیشه یک جمله را در مواجهه با حمایت از تئاتر شنیده‌ایم، که آن «کمبود بودجه» است.

 

یعنی معتقدید مسئولان دغدغۀ کمک به تئاتر را دارند، اما بودجه‌ای وجود ندارد؟ مگر تئاتر تا چه اندازه هزینه‌بر است؟

همه می‌دانند که از گذشته تا امروز بچه‌های تئاتر قانع‌ترین هنرمندان کشور بوده‌اند. اما به‌هرحال تئاتر هم هزینه‌های خودش را دارد. هم‌اکنون بیشترین کمکی که شامل حال ما می‌شود، در‌اختیارگذاشتن سالن نمایش برای اجرا و تمرین است که البته به همین نیز راضی هستیم.

 

با حضور سالیانه ۱۲میلیون مسافر در مشهد و نیز جمعیت بالغ‌بر ۳‌میلیون‌نفری این شهر، فکر می‌کنید همچنان بین تئاتر مشهد و تهران فاصله وجود دارد؟

یکی از مهم‌ترین دلایل این است که زائری که به مشهد می‌آید، هنوز برای خودش برنامه‌ای برای تئاتر و سینما ندارد و مسئولان ما هم در این جهت برنامه‌ریزی نکرده‌اند؛ یعنی تمرکز افراد صرفاً به زیارت ختم می‌شود. 

اگر تبلیغات خوبی صورت می‌گرفت، مسلماً وضعیت ما خیلی بهتر بود و تئاتر هم می‌توانست جزو برنامه‌های زائران باشد. سالانه جمعیت زیادی از مسافران، ساعات طولانی در همین پارک ملت حضور دارند، اما چون هیچ‌گاه برای استفاده مسافران از فضای تئاتر برنامه‌‌ریزی نشده است، این افراد هم ناخودآگاه جذب نمی‌شوند. 

مردم حتی از حضور نمایش‌های خوب در مشهد بی‌خبرند.تئاتر در تهران بسیار جدی‌تر پیگیری می‌شود، چون نخبگان تئاتر کشور در تهران جمع شده‌اند و هر شب ما شاهد به‌صحنه‌رفتن حدود ۶۰نمایش هستیم. باز هم شکرگزاریم که تئاتر، اگر‌چه در روزهای ایدئالی قرار ندارد، از رخوت و بی‌تحرکی نجات پیدا کرده است.

 

به عنوان هنرمندی حرفه‌ای و باسابقه هیچ‌گاه پیشنهاد نداده‌اید که جلسه‌ای با مسئولان برای ارائۀ راهکارهای جدید تشکیل شود؟

من این کار را نکرده‌ام، چون به نظرم کار هنرمند، چیز دیگری است‌. هم‌اکنون نمایش «شنا در آتش» در‌حال اجراست و اگر مسئولان بخواهند از حال ما باخبر شوند، می‌توانند به سالن بیایند. ما همیشه از رفت‌و‌آمدهای نتیجه‌بخش استقبال کرده‌ایم؛ کما اینکه بودند مسئولانی که در این مدت برای تماشای نمایش آمدند. تبلیغ فرهنگی برعهدۀ هنرمند نیست؛ مسئولان ما با‌توجه‌به امکاناتی که در دست دارند، خیلی راحت می‌توانند در هتل‌ها و مراکز حضور مسافران دربارۀ تئاتر‌های خوب و فاخر اطلاع‌رسانی کنند. اصلا یکی از دلایل موفقیت تهران درزمینۀ تئاتر دقیقاً همین است که هرکسی کار خودش را انجام می‌دهد. تقسیم‌بندی حرفه‌ای انجام شده است؛ بازیگر باید بازیگری‌اش را کند، نویسنده به کار خودش مشغول باشد. ‌زمانی‌که گیشه وجود نداشت، ما خودمان همۀ کارهای تئاتر را انجام می‌دادیم، چون همیشه عاشق این کار بودیم. نویسندگی، بازیگری و حتی پرده‌نویسی را به‌عهده می‌گرفتیم، اما آن روزها دیگر گذشته است. ما نباید این انتظار را از هنرمند داشته باشیم که تمام کارهایش را خودش به‌عهده بگیرد. اگر هرکسی در جایگاه خودش باشد، مسیر را خیلی بهتر و با سرعت بیشتری طی خواهیم کرد. البته معتقدم کار خوب خودش را در برخورد مخاطب با نمایش نشان می‌دهد و مخاطب بهترین مبلّغ برای دیده‌شدن است.

 

شما بارها به‌طور موقت در تهران زندگی کرده‌اید، ولی هم‌اکنون ۶‌سالی است که کاملا در پایتخت اقامت دارید و کار می‌کنید. آیا این تصمیم همیشگی است؟

من متعلق‌به این شهر (مشهد) هستم. شاید جسمم در تهران باشد، اما قلبم در زادگاهم می‌تپد. من بچۀ جنوب شهر هستم. در منطقۀ مصلی بزرگ شده‌ام و هر روز گلدستۀ حرم امام رضا(ع) مقابل چشمانم بوده است، ولی مجبور به ترک زادگاهم شدم. به‌نظر من هیچ‌کدام از ما، یعنی نه کیانیان‌ها، نه ارجمند‌ها، راضی به ترک شهرمان نبودیم. مگر می‌شود خاکت را رها کنی! ما عاشق این شهر هستیم و برای مردم این شهر کار می‌کنیم، ولی برنامۀ برگشت من مشخص نیست؛ همه چیز بستگی به اتفاقاتی دارد که بعد‌از اجرای نمایش «شنا در آتش» رخ خواهد داد. قرار شد من نمایش «شنا در آتش »را کار کنم و شرایط را بسنجم. اگر به حضورم نیاز باشد، می‌مانم، و‌گر‌نه بر‌می‌گردم.

 

نیاز را دقیقاً چه تعریف می‌کنید؟ یعنی اینکه مسئولان نگرش و روش جدیدی در حمایت از هنرمندان در پیش بگیرند؟

مدیران و مسئولان شهر موظف‌اند که از نخبگان و نیروهایی که خود بهتر می‌دانند در این شهر چه زحماتی کشیده‌اند، حمایت کنند. متأسفانه مدیران فرهنگی در این امر کم‌کاری می‌کنند. خود بنده، نمونۀ یکی از این افراد هستم. حداقل ندیده‌ام برای کسی دغدغه وجود داشته باشد که آیا رضا صابری هست یا نه. من، خانوادۀ کیانیان، خانوادۀ ارجمند و... کسانی بودیم که با رنج و خون دل، تئاتر این شهر را سروسامان دادیم. بذری که چهار دهه قبل با پول اندک و بدون هیچ دستمزدی کاشتیم، این روزها ثمر داده است. در این ۴۰سال جوانی‌ها و عمرهای زیادی هزینه شده است و امیدوارم مسئولان و به‌خصوص نسل جدید متوجه باشند چیزی که امروز در دستانشان است، حاصل سوختن نسل قبلی است. البته برخی اوقات متوجه نیستند و گلایۀ نسل دیروز دقیقاً همین است.

 

چرا هنرمندان ما آن‌طور‌که باید و شاید در مشهد دیده نمی‌شوند، اما همین افراد در تهران به‌سرعت رشد می‌کنند؟

متأسفانه غالباً نخبگان در شهر خودشان از امکانات بی‌بهره هستند. اگر امکاناتی که در پایتخت وجود دارد، در مشهد بود، کسی حاضر نمی‌شد زادگاهش را ترک کند. ما در مشهد، نه تلویزیون داریم و نه سینما! واقعاً برنامه‌های صدا‌و‌سیما روحیه را تضعیف می‌کند.

منصفانه قضاوت کنیم؛خوراک فرهنگی‌ای که این روزها تلویزیون خراسان رضوی به مردم می‌دهد، کامل و جامع است؟ من تلویزیونمان را با تهران مقایسه نمی‌کنم؛ در قیاس با دیگر شهرها نیز عملکرد نامناسبی داریم و تأکید دارم که خیلی ضعیف عمل می‌کنیم. آثار بدون تکنیک و کم‌ارزش و تکراری تولید می‌شود که برای همۀ ما عجیب است.

 

مشکل اصلی تلویزیون مشهد را در کجا می‌دانید؟

مسئولان تلویزیون نخبگان این شهر را فراموش کرده‌اند. چرا نباید هنرمندان بزرگی که در ایران حرف اول را در هنر تصویر می‌زنند، نتوانند در شهر خودشان فضایی برای کار داشته باشند.

..........................................

 

  • هر فردی ادعای استادی نکند

 

چرا در حوزۀ تئاتر برخی بازیگران با چند‌بار روی‌صحنه‌رفتن، مدعی کارگردانی می‌شوند؟

این واقعاً بد است، چون در تئاتر کشور ما انضباطی وجود ندارد و مدیریت و سیاست‌گذاری نمی‌شود، ورود به دنیای تئاتر ناهمگن است؛ کسی هم نظارت کافی بر این مقوله ندارد و بازیگر پس‌از انجام چند نمایش به خودش اجازه می‌دهد کارگردان تئاتر شود. بنده به‌عنوان کسی که سال‌ها در این عرصه کار کرده است، اصلا این مقوله را نمی‌پسندم. 

اگر کسی قرار است بازیگر برجسته‌ای شود، تنها بازیگری‌اش را انجام دهد. اگر قرار است کارگردان شود، همان را دنبال کند. چون هنوز تئاتر ما هویت و ثباتی ندارد، این دست مشکلات خیلی معمول شده است. 

متأسفانه ما جریان سامان‌یافته‌ای در تئاتر نمی‌بینیم؛ اگر بین عوامل و مجریان تئاتر تفکیک شود، هیچ‌گاه شاهد این اتفاق‌ها نخواهیم بود. همین مسئله، آفتی شده است که می‌بینیم یک بازیگر یا کارگردان دستۀچندم به خودش اجازه می‌دهد کلاس‌های بازیگری تئاتر برگزار کند، درحالی‌که حتی خودش نیز پیشینۀ شایان‌توجهی ندارد.

..........................................

 

  • با فقر درام‌نویسی روبه‌رو هستیم

 

وضعیت نمایش‌نامه‌نویسی را چطور ارزیابی می‌کنید؟

من نمایش‌نامه‌نویسی را سخت‌ترین بخش کار تئاتر می‌بینم، چیزی که سال‌هاست در آن مشکل داریم. البته نباید به‌نسبت قدمت تئاتر در ایران توقع زیادی داشت. ما وقتی دربارۀ تئاتر یونان یا غرب صحبت می‌کنیم، به تاریخچه ۳‌هزار‌سالۀ تئاتر می‌رسیم، ولی در ایران قدمت تئاتر به ۱۲۰‌سال پیش بر‌می‌گردد. 

از‌طرفی بهاندادن به تئاتر هم باعث شده که درام‌نویس و نمایش‌نامه‌نویس خوب نداشته باشیم. هم‌اکنون بخش عمده‌ای از نمایش‌نامه‌های ما باور‌پذیر نیستند، چون درام‌نویسی کاملا به‌صورت غریزی توسط افراد بااستعداد نوشته می‌شود. از‌طرفی این کار در‌آمد‌زایی ندارد. بنده که درام‌نویس هستم، چه اتفاق شاخصی در این سال‌ها برایم پیش آمده است که بخواهد برای دیگران رخ دهد و آن‌ها انگیزه نوشتن داشته باشند! واقعیت این است که تئاتر در کشور ما در غربت محض است. در دنیا تئاتر جایگاه بزرگی دارد. در پاریس، مرکز فرانسه، شبی ۵۰۰‌نمایش روی صحنه می‌رود. این‌ها را نمی‌توان با وضعیت تئاتر در کشورمان مقایسه کرد.

..........................................

 

  • مردم و هنرمندان از تلویزیون مشهد ناراضی‌اند

 

شما فکر می کنید به اصطلاح درهای تلویزیون به روی هنرمندان و نخبگان اصیل مشهد بسته است؟

بله، واقعاً در نگاه نمادین، درهای تلویزیون مشهد به روی هنرمندان فاخر بسته است. این را سال‌ها قبل هم گفته‌ام که تلویزیون مشهد می‌توانست یکی از بزرگ‌ترین رسانه‌های کشور باشد. مشهد، یکی از کلان‌شهرهای منطقۀ خاورمیانه است و به‌خاطر بارگاه امام رضا(ع) در این شهر، نیروهای فرهنگی زیادی در آن پرورش می‌یابند. از‌طرفی در شهری صنعتی زندگی می‌کنیم که چرخش مالی هم در آن کم نیست؛ حال چرا باید وضعیت فرهنگی ما به اینجا برسد؟! از آخرین جلسه‌ای که مسئولان با هنرمندان اصیل و قدیمی گذاشته‌اند، چقدر می‌گذرد؟ تا‌به‌حال در‌جهت بالابردن کیفیت برنامه‌هایشان جلسۀ هم‌اندیشی گذاشته‌اند؟ اصلا تا چه اندازه به نظرات اهمیت داده می‌شود؟ مردم متوجه محتوای ضعیف می‌شوند؛ به همین دلیل است که از تلویزیون ناراضی‌اند. هنرمندان رابطه‌ای با سیاست ندارند، اما معتقدیم باید برای این شهر دلسوزی کرد. همگی ما متعلق به این خاک هستیم و بهتر است جلوی پای هم مانعی نگذاریم.

 

105503.jpg

 

..........................................

 

دریچه 

  • حضور نقادانۀ مرحوم دکتر علی‌شریعتی روحیه‌بخش بود

 

آغاز فعالیت مرکز هنرهای نمایشی مشهد بود و من از نخستین علاقه‌مندانِ جوان و پرشوری بودم که جذب این مرکز شدم. در مدت بیش‌از دو سال با تئاتر علمی و تجربی آشنا شدم و در همین محل نیز با هنرمندان قدیمی تئاتر و همچنین هنرمندان فعال دانشگاهی به فراگیری علم تئاتر پرداختم. 

آشنایی‌ام با داریوش ارجمند، که از هنرمندان برجسته و فعال تئاتر دانشجویی آن روزگار محسوب می‌شد، فضا را برای آغاز حرکت‌های بعدی به‌سمت تئاتر علمی و تجربی فراهم کرد. به‌تعبیر من دهۀ۵۰ شکوفایی درام‌نویسی ایران و نیز تغذیه‌کنندۀ تئاتر شهرستان است. 

در این دهه، غالب صحنه‌های تئاتر فقیر شهرستان محل اجرای آثاری بود که در تهران نوشته می‌شد. ما برای رهایی از این قید، تصمیم گرفتیم به‌نوعی دیگر عمل کنیم؛ بنابراین من می‌نوشتم و ارجمند کارگردانی می‌کرد. این هستۀ کوچک موجب خلق آثار بدیعی شد؛ آثاری که بارها و بارها روی صحنه رفتند و در جشنواره‌های معتبر آن روزگار شرکت کردند. 

این نمایش‌نامه‌ها بعدها نیز به‌صورت کتاب چاپ و منتشر و موجب تشکیل هسته‌های دیگری در‌میان نسل آن دوران شدند. تئاتر در دهۀ ۴۰و ۵۰ با شور و عشق و یکدستی و احترام به بزرگ‌تر همراه بود. مبنا علم‌آموزی و فراگیری از دانش بزرگ‌ترها بود‌. 

 

در گذشته حس استاد شاگردی میان اهالی تئاتر رایج بود 

حس مرید و مرادی به‌شدت در‌میان بچه‌های تئاتر رایج بود و شکوفایی تئاتر در آن روزگار برآمده از همین حس بود. هنوز نخبگان به تهران و فضای وسیع‌تر نمی‌اندیشیدند. پول و بودجه و عکس و دستمزد مطرح نبود. مهربانی، عشق به تئاتر و مردم‌دوستی در نسل دهۀ ۴۰ و ۵۰ حاصل پیوند همۀ ما بود. هر کس سرِ جای خودش بو‌د. 

شاگرد، شاگردی‌اش را می‌کرد و استاد، استادی‌اش را؛ در یک کلام، روابط انضباط‌یافته بود. گروه‌های بی‌شماری زیر یک سقف با نام و نشان‌های متعدد و تحت ادارۀ یک مدیریت واحد، یعنی دکتر محمد‌علی لطفی‌مقدم، فعالیت می‌کردند. حضور نقادانۀ مرحوم دکتر علی‌شریعتی در جمع هنرمندان تئاتر مشهد نیز باعث روحیه‌بخشی همۀ ما می‌شد.

..........................................

 

دیدگاه

  • امیدوارم شهردار جدید بهتر از گذشته از تئاتر حمایت کند

 

واقعیت این است که تئاتر در کشور ما در غربت محض قرار گرفته است. ممکن است هم‌اکنون از آن استقبال شود، اما وضعیت همیشگی نیست و نمی توان این نکته را از نظر دور داشت. یکی از آسیب‌های همیشگی تئاتر، جذابیت‌های ظاهری و کاذبی است که ممکن است برخی از جوانان را به خود جذب کند، اما چون کار را بلد نیستند و پشتکاری ندارند، خیلی زود افسرده می‌شوند و از آن دوری می‌کنند. در راه عشق باید پافشاری کرد و سال‌ها عمر را صرف آن کرد تا نتیجه گرفت. تئاتر تنها یک تفریح نیست و باید جدی گرفته شود. نمی توانیم هرطور که خواستیم با تئاتر مواجهه داشته باشیم و بعد انتظار خاصی را هم دنبال کنیم.

 

سیاست‌گذاری برای تئاتر

ما باید به جوانان بیاموزیم که تئاتر جایی است برای فهم و انضباط و اخلاق. شخص اگر این مجموعه امتیازات را داشته باشد، می‌تواند در این کار بماند، در‌غیر‌این‌صورت خیلی زود حذف خواهد شد. راه برای نجات تئاتر هم خیلی آسان است. 

شورای فرهنگی ما باید برای تئاتر سیاست‌گذاری کند، یعنی خط و ربط و خط قرمزها کاملا مشخص باشد تا هر‌کسی به خودش اجازه ندهد وارد این کار شود و کلاس برگزار کند و استادی کند. تئاتر، یک مسئلۀ انسانی است و می‌تواند بهترین مبلّغ برای جامعه باشد، اما کدام‌یک از مسئولان چنین دغدغه‌ای دارند؟

 

نمایش بی‌محتوا برابر با از‌دست‌دادن تماشاگر

گاهی از تماشای برخی نمایش‌های بی‌محتوا رنج می‌برم؛ وقتی می‌بینم نمایشنامه هیچ‌ربطی به محتوای زندگی ما ندارد. حتی برخی نمایش‌ها که توسط افراد نابلد به روی صحنه می‌روند، باعث از‌دست‌دادن مخاطب می‌شوند. تماشاگر باید همراه با نمایش همذات‌پنداری کند، اما در خیلی از موارد به باور‌پذیری نمی‌رسد، چون صحنۀ نمایش، گوشه‌ای از زندگی‌اش نیست. 

بنابراین فکر می‌کند تئاتر امری سخیف و مضحک است و برای رفع نیازهای روحی‌اش به چیزهای کم‌مایه و سرگرمی‌های دیگر پناه می‌برد، درصورتی‌که تئاتر زیربنای تمام هنرها و رسالت آن، دریافت مسائل اخلاقی است.

نباید بین تماشاگر و تئاتر گسست به وجود آید. ارتباط بین نمایش و مخاطب همواره تعیین کننده است و عامل موفقیت یا عدم موفقیت یک نمایش به شمار می رود. باید هر نمایشی که به صحنه می‌رود، شاهد صف‌های طولانی تهیۀ بلیت و شور و اشتیاق باشیم. تئاتر باید از بدنۀ دولت جدا شود و سازمانی مستقل داشته باشد تا بتواند هزینۀ بازیگر را به‌صورت مستقل تأمین کند. 

از‌طرفی بازیگر را بیمه کند و خودش سامان‌دهی کارهایش را به‌عهده بگیرد. شهرداری‌ها موظف‌اند از تئاتر حمایت کنند. امیدوارم که شورا و شهرداری جدید در این راستا بهتر عمل کنند و از تئاتر مشهد بیش از گذشته حمایت نمایند.

 

دور خودم سیم خاردار نکشیدم

می‌توانم به یقین بگویم هیچ‌گاه دور خودم سیم خاردار نکشیده‌ام و هر وقت کسی با من کاری داشته است، حتماً در خدمتش بوده‌ام‌. 

این کار نیاز به برگزاری کلاس‌های بازیگری و پرداخت هزینه‌های هنگفت ندارد، اما باید دید چه کسانی علاقه‌مند به کسب تجربۀ قدیمی‌تر‌ها هستند و چه کسانی خود را علامۀ دهر می‌دانند و اصلا نیاز به آموزش نمی‌بینند! من با برگزاری کلاس‌های بازیگری مخالف نیستم، اما اینکه چه کسی و با چه تجربه‌ای آن را اداره کند، اهمیت دارد. 

اگر مردم و مسئولان به حضور پیش‌کسوتان هنری علاقه‌مند باشند، آن‌ها هیچ‌گاه مهاجرت نمی‌کنند، چون عاشق شهرشان هستند.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی