کد خبر : 75217
/ 12:05
علی محمد مؤدب

ضرورت کار فرهنگی

ضرورت کار فرهنگی

بسیار شنیده‌ایم که هر کار و طرحی باید پیوست فرهنگی داشته باشد تا ایجاد بحران فرهنگی نکند و باید پیوست رسانه‌ای هم داشته باشد تا اهمیت و میزانش قابل ارزیابی و اعتبارسنجی باشد. در واقعه‌ای به اهمیت جنگ بوسنی، جمهوری اسلامی روی زمین یکی از بازیگران بسیار مؤثر صحنه بود، ولی در حوزۀ فرهنگ و رسانه بازی را در میان‌مدت و دراز‌مدت باخت، به‌نحوی‌که امروز در بوسنی جریان‌های وهابی رشد کرده‌اند. در وقایع اخیر جهان اسلام نیز جمهوری اسلامی ایران، هم به‌دلیل قواعد عقلی و برای دورکردن خطر از مرزهای خود و هم به‌دلیل تعهدات انسانی به‌طور جدی وارد میدان شده است، ولی اگر خدای‌ناکرده در‌زمینۀ فرهنگی و رسانه‌ای غفلت شود، ممکن است باز هم شاهد تکرار تاریخ
باشیم‌. باید کار کنیم و باید مردم هم متوجه کار ما باشند. این توجه به دو معنی است، یکی اینکه دشواری‌ها و مصائبی که ناشی از کار است موردتوجه مردم باشد تا بتوانند بپذیرند و دوم اینکه بتوانند معنی یک فعالیت را دریابند و جایگاه پدیده‌ای را که در‌حال ایجاد است، در منظومۀ حیات خودشان، به‌خوبی حس کنند تا آن پدیده اثری واقعی در زندگی مردم داشته باشد، چنان‌که شأن آن پدیده است‌. فرض کنید بهترین کتابخانه در محلۀ شما موجود باشد، ولی شما به‌درستی از وجود و جزئیات امکانات آن باخبر نباشید؛ بدیهی است که این کتابخانه نمی‌تواند اثر درستی در زندگی شما بگذارد. خیلی وقت‌ها ما مالک ابزارهایی هستیم که میزان کارآیی آن و یا روش استفاده از قابلیت‌های آن را نمی‌دانیم. در این وضعیت ما از آن وسیله درست استفاده نمی‌کنیم و طبیعی است که این وضعیت مطلوب نیست‌. کار فرهنگی در‌کنار کار عمرانی و اقتصادی می‌تواند با فرهنگ‌سازی اثرات یک پدیده را چندین‌برابر کند و سرعت بخشد. فعالیت فرهنگی، زیرساخت‌ها و نهادهای خودش را می‌طلبد‌. ممکن است این نهاد‌ها در نگاه اول به نظر باصرفه نیایند، ولی در نگاه کلان‌نگر و سیستمی، اهالی فرهنگ و هنر و مجموعه فعالیت‌های آن‌ها از مهم‌ترین جریاناتی هستند که در مسیر تمدن‌سازی کارآمد می‌باشند و هر سیستم سالمی باید به این حوزه و مسائل آن بیندیشد.
 
کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی