کد خبر : 75191
/ 21:29

زلزلۀ قطعی در تهران!

دیروز زلزله را دیدیم که نقشه به دست از جلوی «سرسره» رد می‌شد، پرسیدیم: دنبال چیزی می‌گردی؟ گفت: «از مشهد دیگه خسته شدم، این تهران که می‌گن، دقیقاً کجاست؟»

زلزلۀ قطعی در تهران!

نویسنده: مجتبی نخعی‌راد

طنز سرسره  شهرآرا آنلاین / لرزیدن چند نوع دارد، یک نوعش از سرماست که به سلامتی می‌چایید و سروکارتان با بخور‌ولیموست. یک‌نوعش لرزیدن موزون درپی موسیقی است که با دیدن پلیس، وارد فاز بعدی لرزیدن‌ شده و مثل بید می‌لرزید! یک‌نوعش هم زلزله است که دکتر زارع، کارشناس مدیریت بحران و زلزله پیش‌بینی کرده‌اند: «وقوع زلزلۀ بزرگ در تهران قطعی است، اگر روز بیاید بین ۱ تا ۱۰درصد و اگر شب واقع شود ممکن است بین ۱۰ تا ۴۰ درصد جمعیت از دست برود.».

اتفاقاً دیروز زلزله را دیدیم که نقشه به دست از جلوی «سرسره» رد می‌شد، پرسیدیم: دنبال چیزی می‌گردی؟ گفت: «از مشهد دیگه خسته شدم، این تهران که می‌گن، دقیقاً کجاست؟» ما هم نامردی نکردیم و آدرس سمت ژاپن را دادیم! ولی بالأخره که متوجه می‌شود پیچانده شده و با عصبانیت برمی‌گردد. در همین راستا:

حالا ایشان درصد دقیقش را چطور حساب کرده‌اند کاری نداریم، ولی طبق محاسبات ما اگر روز بیاید تلفاتش بیشتر می‌شود. شما در نظر بگیرید آن‌هایی که نوک برج میلاد تهران را نظاره می‌کنند یا روی پشت‌بام آنتن تلویزیون تنظیم می‌کنند، مثل پاندول ساعت تکان می‌خورند و خود «ارشا اقدسی» هم باشند، توفیری نمی‌کند و کف آسفالت پخش می‌شوند. 

آن‌هایی که توی شلوغی مترو نفسشان را تا مقصد حبس کرده‌اند، یک تکان بدهید تحت‌فشار مضاعف ناخودآگاه نفس کشیده و در جا خفه می‌شوند، یا میوه‌فروش‌هایی که هندوانه‌ها را مثل دست رشته از وانت پرتاپ می‌کنند با یک تکان کوچک و نیم درجه خطا در پرتاپ، فرد مقابل را کتلت می‌کنند، ولی شب‌ها این خبرها نیست.

با اینکه مشهد پایتخت فرهنگی است، ولی حالا که دقت می‌کنیم، آن‌قدرها هم قضیه جدی نیست. زلزله را دیدید که می‌پرسد پایتخت کجاست؟ یک‌وقت جوگیر نشوید و برداشت فرهنگی از سؤالش کنید، خیلی غیرفرهنگی بگویید پایتخت، تهران است!

راه‌حل پیشنهادی ما برای زمان‌های خطر در تهران، اعلام تعطیلی است! هنوز خبر تعطیلی از اتاق تصمیم‌گیری خارج نشده، کل جمعیت تهران در جادۀ شمال هستند و خود‌به‌خود خطر رفع می‌شود!

   ..........................................

 

فروش اموال ب.ز

هر وقت یک گره درشت ملوانی در کار مملکت می‌افتد، همۀ نگاه‌ها به‌سمت ستون «سرسره» است که چطور با راهکارهایش آن را باز می‌کند، نمونه‌اش همین بی‌مشتری‌بودن اموال بابک‌جان است. جناب زنگنه گفته‌اند: «کسی اموال بابک زنجانی را نمی‌خرد، چه کسی اکنون منزل ١٠٠میلیارد‌تومانی یا ویلای بابک زنجانی را می‌خرد؟». ضمن تشکر از حُسن‌اعتماد دوستانی که بابک‌جان را «ب.ز» کردند و تشکر از عقل اقتصادی‌ خودش که رفته پول بی‌زبان را جوری زمین‌گیر کرده که هزار تا عاقل هم نمی‌توانند از زمین بکَنند! چند راهکار برای فروش اموالش پیشنهاد می‌کنیم:

به جای اینکه به املاکی‌ها بسپارند تا مشتری پیدا کنند، در «دیوار و شیپور» و این‌جور نرم‌افزارها آگهی کنند و بنویسند: «منزل تمیز بدون گریسی، کم‌کار، دست یک آقای محترمی بوده صبح‌ها می‌رفته نفت می‌فروخته و بانک و هواپیمایی تأسیس می‌کرده، شب‌ها می‌اومده سودش رو حساب می‌کرده و از خوش‌حالی خوابش نمی‌برده!» زود فروش می‌رود.

اقساطی بفروشند و سود اقساطش را بدهند بانک‌ها برایشان حساب و وصول کند، چند سال بعد با احتساب سود و جریمۀ دیرکرد، چند برابر قیمت گیرشان می‌آید!

به‌عنوان جاذبۀ توریستی، ثبت آثار ملی‌اش و حتی جهانی‌اش کنند و ملت بیایند ببینند پول نفتشان کجا رفته، ۸۰میلیون ذی‌نفع داریم که حساب کردیم بلیت ورودی‌اش ۲هزار تومان باشد، شیرین ۱۶۰میلیارد تومان جرینگی دست وزارت نفت را می‌گیرد! فکر اقتصادی را حال کردید؟ فقط جان هر کسی که دوست دارید، پول فروش بلیت را به خاوری‌ها و بابک‌ها ندهید، بدهید خودمان برایتان نگه می‌داریم!

 

کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی