کد خبر : 75167
/ 19:22
گفت وگو با زهرا رهنما، کشتی‌گیر موفق منطقۀ ما؛

آلیش کار جوان

قدم‌هایش محکم و پرقدرت است و این روزها عزمش را جزم کرده که بتواند این دوره نیز به مسابقات جهانی راه پیدا کند. تمرینات پی‌درپی و سخت انجام می‌دهد، آن‌قدری‌که حتی دیدن تمریناتش هم ‌نفس را به‌شماره می‌اندازد.

آلیش کار جوان

خبرنگار: منشادی

شهرآرا آنلاین / زهرا رهنما ورزش‌کار بااخلاق رشتۀ «کشتی آلیش» است که ادب و احترامش درمیان ورزش‌کاران زبانزد است. با این آلیش‌کار محلۀ «عبدالمطلب» در دفتر شهرآرامحله است قرار داریم. می‌آید و با چهره‌ای بشاش و پرانرژی صحبت را شروع می‌کند. از کودکی‌اش می‌گوید که تنها کارش خوردن و خوابیدن بوده و با یک اتفاق ساده وارد عرصۀ ورزش شده است. حتی آن روزها هم لحظه‌ای تصور نمی‌کرده که روزی روی سکوهای جهانی بایستد و سبب به‌اهتزازدرآمدن پرچم کشورش باشد.قهرمان منطقۀ ما فعالیتش در این رشته را از سال ۹۱ شروع کرده، اما فاتح میدان‌های کشتی زیادی بوده و همین چند وقت پیش هم در مسابقات جهانی آسیا مقام سوم را ازآن خود کرده است. او می‌گوید: «امسال عزمم را جزم کرده‌ام که مقام اول مسابقات جهانی را کسب کنم.». گفت‌وگوی ما با ساکن محلۀ «عبدالمطلب» را بخوانید.

..........................................

 

ورزش در کودکی‌ام جایگاهی نداشت

زهرا رهنمای عراقی متولد ۷۵ است و در یک خانوادۀ فرهنگی به‌دنیا آمده است. او تا قبل از اینکه ساکن محلۀ «عبدالمطلب» شود در گلبهار ساکن بوده و شروع فعالیت‌های ورزشی‌اش هم از همان‌جا بوده است. رهنما دورۀ کودکی خودش را این‌گونه برایمان توضیح می‌دهد: «در دوران کودکی به‌هیچ‌وجه اهل ورزش و تحرک نبودم. کارم این بود که غذایم را می‌خوردم و روی تختم دراز می‌کشیدم. همین به‌اصطلاح خوردن و خوابیدن سبب شده بود که اضافه‌وزن داشته باشم و در ردۀ دختران تپل قرار بگیرم! اضافه‌وزنم سبب نگرانی مادرم شده بود؛ به‌همین‌دلیل از پزشکی که متخصص تغذیه و رژیم بود وقت گرفتم. هنگامی که دکتر مهرپور ویزیتم کرد گفت: «استخوا‌ن‌بندی خوبی داری و برای ورزش بسیار مناسب هستی.». همین صحبت دکتر مهرپور سبب تغییر سبک زندگی رهنما می‌شود. ازآنجاکه دکتر مهرپور خود در زمینۀ آمادگی جسمانی و جودو مربی بوده از زهرا می‌خواهد در این کلاس‌ها ثبت‌نام کند و با رژیم غذایی و ورزش به وزن ایدئالش برسد. این قهرمان آسیایی دراین‌باره توضیح می‌دهد: «با ورودم به این کلاس‌های آمادگی جسمانی زندگی‌ام ورق خورد و توانستم ظرف سه ماه وزنم را از ۸۰ به ۷۵ کیلو برسانم. مربی‌ا‌م شگفت‌زده شده بود که چطور این‌همه تغییر کرده‌ام و از آن دختر تنبل تبدیل به یک دختر ورزش‌کار شده‌ام. استعدادم در زمینۀ فراگیری فنون جودو بسیار خوب بود و بهترین شاگرد استادم در کلاس بودم.».

 

سومی استان اولین دستاورد ورزشی‌ام بود

او بعد از یک ماه تمرین و آماده‌شدن به‌همراه تیم ورزشی گلبهار به مسابقه‌های استانی جودو اعزام می‌شود که تنها خودش می‌تواند برای گلبهار مقام‌آوری کند. این دختر آلیش‌کار منطقۀ ما می‌گوید: «خیلی زود توانستم در جودو پیشرفت کنم و تکنیک‌ها و تاکتیک‌ها را یاد بگیرم؛ برای‌همین مربی‌ام مرا برای مسابقه‌های استانی انتخاب کرد و همراه تیم برای این دوره از مسابقات رفتم که توانستم مقام سوم استان را کسب کنم. حریفان بسیار قدرتمندی داشتم که برخی از آن‌ها مدال‌های کشوری و سابقۀ حضور در میدان‌های جهانی را داشتند؛ ازاین‌رو مدالی که به‌دست آوردم برایم بسیار باارزش بود. اما خانواده‌ام به‌شدت مخالف ورزش‌کردنم بودند؛ به‌خصوص مادرم هنگامی‌که ورزش‌کردنم را از نزدیک دید گفت: «اگر تو آسیب ببینی، من دق می‌کنم.». با اولین مدالی که آوردم این دغدغه‌ها کمتر شد، اما ازبین نرفت.».

 

از رشتۀ پزشکی تا تربیت‌بدنی

آرزوی خانواده‌اش برای او تحصیل در رشتۀ پزشکی بوده، اما رهنما برخلاف میل خانواده‌اش «تربیت‌بدنی» را برای ادامۀ تحصیل انتخاب می‌کند: «پدر و مادرم تأکید بسیاری روی درس‌خواندنم دارند. آن‌ها دوست داشتند در آینده رشتۀ پزشکی‌ را برای ادامۀ تحصیل انتخاب کنم؛ حتی پدرم در رشتۀ تجربی ثبت‌نامم کرد. چون علاقه‌ای به زیست نداشتم، بعد از یک هفته رشتۀ ریاضی را انتخاب کردم. سال بعد که پدرم کتاب‌های علوم تجربی را گرفته بود به او گفتم یک سال است که تغییر رشته داده‌ام. درس‌هایم بسیار خوب بود؛ حتی یک ترم در دانشگاه رشتۀ «مهندسی برق» خواندم، اما علاقه‌ای به آن نداشتم و این هم‌زمان شد با مسابقه‌های ورزشی‌ام؛ به‌همین‌دلیل انصراف دادم و در رشتۀ «تربیت‌بدنی» ثبت‌نام کردم.»

 

ناامیدی غلبه کرد

هر ورزش‌کاری در دوره‌ای ناامیدی را تجربه می‌کند و این دختر ورزش‌کار منطقۀ ما هم خیلی زود این حس را تجربه کرده است. خودش دربارۀ این دورۀ ناخوشایند می‌گوید: «مدال‌های طلای بسیاری در وزن خودم که ۷۵ کیلو بود کسب کرده بودم و نفر اول وزن خودم بودم، اما چون درحال کم‌کردن وزنم بودم به یک وزن پایین‌تر آمدم و با حریفی روبه‌رو شدم که ۱۰ سال جودوکار بود و ۵ سال سابقۀ عضویت در تیم ملی را داشت. در اولین مبارزه ظرف چند ثانیه باختم. درواقع به تجربه‌اش باختم و البته استرس زیادی داشتم، زیرا او ازنظر ظاهری از من بسیار بلندتر و درشت‌تر بود. بعد این باخت چند هفته دچار افسردگی شده بودم، ولی با صحبت‌هایی که مربی‌ام کرد دوباره به ورزش برگشتم. در دورۀ بعد بازهم با همان حریف روبه‌رو شدم و باختم، با این تفاوت که این‌بار بیشتر توانستم مقابلش دوام بیاورم. این‌بار دیگر دچار آن بحران نشدم و توانستم آن را پشت‌سر بگذارم.».

 

کشتی آلیش، ورزشی قدیمی

نام «کشتی آلیش» برای بسیاری غریبه است و نمی‌دانند این چه نوع کشتی‌ای است. آن‌طورکه در توضیحات این کشتی آمده «آلیش» در زبان فارسی به‌معنی «مبایحه» و در زبان ترکی به‌معنای «شروع‌کردن» و «گرفتن» است که به‌عنوان یک نام برروی یک نوع کشتی محلی نهاده شده و به آن «کشتی با شال» هم می‌گویند. این ورزش از سال‌های بسیار دور به‌صورت یک کشتی سنتی در کشورهایی ازجمله قرقیزستان، ازبکستان، ایران، لیتوانی، قزاقستان و در کل آسیای مرکزی رایج بوده و در سرزمین پهناور ایران، در مناطقی ازجمله استان خراسان، گلستان، مازندران و ...، پیشینه دارد. این ورزش شباهت‌هایی به کشتی با چوخۀ خراسان دارد و همچنین تکنیک‌هایش شبیه تکنیک‌های جودوست؛ ازاین‌رو برخی از جودوکاران در این زمینه هم فعالیت می‌کنند. شاید خیلی‌ها تصور این را هم نمی‌کردند که دختران ایرانی بتوانند روی تشک کشتی قرار بگیرند و حتی صاحب مدال و افتخار هم بشوند، اما این اتفاق سرانجام افتاد، هرچند که این دختران در انزوای خبری فعالیت می‌کنند. رهنما معتقد است بی‌خبری بهتر از باخبری است، زیرا در این حالت درگیر حاشیه می‌شوید و نمی‌توانید به‌خوبی روی تمرینات تمرکز کنید؛ برای‌همین هم زیاد اهل مصاحبه نیست. دختران کشتی‌گیر در سکوت و به‌دور از غرور تمرینات خود را پیگیری می‌کنند، بدون اینکه توقعی داشته باشند؛ تنها دلیلشان برای به‌جان‌خریدن تمرینات سخت و دوری از خانواده کسب پیروزی و مدال در رقابت‌های جهانی است.

 

آلیش‌کار شدم

رهنما ازطریق مربی‌اش با این کشتی آشنا می‌شود. او در این زمینه برایمان توضیح می‌دهد: «مربی‌مان یک روز به سالن تمرین آمد و اسم کشتی آلیش را آورد و گفت مانند جودوست و تنها در اسم‌ و تکنیک‌ها باهم فرق دارند. شال سرمان را دور کمرمان می‌بستیم و تمرین می‌کردیم. دو هفته به مسابقات استانی این رشته مانده بود. ناگفته نماند که آن‌زمان هنوز آلیش فدراسیون نداشت و زیرنظر انجمن‌ها فعالیت می‌کرد و تنها ۸ تا ۱۰ نفر بودند که با این ورزش آشنایی کامل داشتند.».

 

مقام اول کشوری، اولین دستاورد کشتی آلیش

سال‌هاست که کشتی با چوخه که ورزش پهلوانان خراسانی است در انحصار مردان بوده است، اما دختر جوان کشتی‌گیر ما با آموختن فوت‌و‌فن این رشته توانسته پرچم کشورمان را در میادین بین‌المللی بالا ببرد. دختر آلیش‌کار منطقۀ ما برای حضوری موفق در مسابقات تمرین‌هایی سخت و طاقت‌فرسا انجام می‌دهد و چندین مرحله اردوی سخت را در شهرهای مختلف پشت‌سر می‌گذارد. او توانسته در اولین دور مسابقات کشتی آلیش مقام دوم استان و مقام اول کشور را به‌دست بیاورد و در اولین حضورش در مسابقات آسیایی مقام سوم آسیایی را با پشت‌سرگذاشتن حریفان قدرتمندی کسب کند. رهنما می‌گوید: «به مسابقات انتخابی تیم‌ملی که در گلستان برگزار می‌شد اعزام شدم. این اولین اردویی بود که به آن می‌رفتم و دوری از خانواده و مربی‌ام بسیار برایم سخت بود. جو حاکم بر اردو هم بسیار بد بود؛ حتی اجازۀ تماس‌گرفتن با خانواده‌ام یا دیدن مربی‌ام را هم نمی‌دادند، زیرا در این دوره از مسابقات حریفان قدری از کشور داشتم که آن‌ها را ضربه کردم و همین امر سبب شد برخی از مسئولان نگاه مغرضانه‌ای به من داشته باشند. با تمام سختی‌هایی که بود توانستم مقام سوم آسیایی را به‌دست بیاورم.».

 

105302.jpg

 

تجربۀ اولین حضور در میدان آسیایی

این دختر آلیش‌کار منطقۀ ما هنگامی‌که صحبت از تجربۀ اولش در میدان‌های آسیایی می‌شود با خنده برایمان تعریف می‌کند: «راستش را بخواهید، شبی که وزن‌کشی داشتیم با دیدن حریفانم بسیار نگران شدم که البته منحصر به من نبود. بدن‌های آماده‌ای داشتند و دائم با خودم فکر می‌کردم چطور می‌توانم آن‌ها را ازجایشان تکان بدهم. هنگامی‌که روی تشک رفتم هیجان و استرس سبب شده بود هیچ صدایی را نشنوم. شاید اگر در آن لحظات صحبت‌های مربی‌ام را می‌شنیدم، مقام بهتری کسب می‌کردم.».

 

ملی‌پوش شدم، اما به مسابقات نرفتم

سال‌های ۹۴ و ۹۵ رهنما عضو تیم ملی کشتی آلیش کشورمان بوده، اما به‌دلایلی به مسابقات اعزام نمی‌شود. به‌گفتۀ خودش رایزنی‌هایی در این زمینه انجام شده که او نتواند به این دوره از مسابقات برود: «بعد از کسب مقام سوم آسیایی و مشکلاتی در زمینۀ داوری و رفتارهای نامناسب انجمن‌ها بیشتر جودو کار می‌کردم، تا اینکه مربی‌ام در سال ۹۴ خبر داد که فدراسیون آلیش تشکیل شده و لباس‌ها و قوانین فرق کرده و دیگر جو سابق ازبین رفته؛ برای‌همین در مسابقات استانی و کشور شرکت کردم و نفر سوم شدم. آن سال گفتند نفر فقط اول و دوم را به مسابقات اعزام می‌کنند. سال بعد که نفر دوم شدم گفتند نفر سوم را برای مسابقات جام بایگان قرقیزستان اعزام می‌کنند، زیرا او فنی‌تر از من است! هرچه مربی‌ام با نایب‌رئیس فدراسیون صحبت کرد نتیجه‌ای نگرفت. برای دور بعدی تمام تلاشم را کردم. فشرده تمرین می‌کردم. در همین فاصله آقای خادم را دیدم و حضوری صحبت کردم و وضعیت را برایشان توضیح دادم. ایشان هم به خانم نایب‌رئیس گفته بودند یک مسابقه برگزار کنند که کار دو مبارز را از نزدیک ببینند. درنهایت رأی به‌نفع من صادر شد و برای مسابقات جهانی قرقیزستان که در شهریور سال گذشته برگزار شد به مسابقات اعزام شدم و توانستم مقام سوم آسیایی را دوباره ازآن خود کنم.».

 

شش ماه از ورزش دور بودم

بعد از این دوره از مسابقات و حواشی‌ای که پیش می‌آید رهنما تصمیم می‌گیرد برای شهر دیگری کشتی بگیرد و پیشنهادهای بسیار خوبی هم از استان‌های دیگر دریافت می‌کند، اما با صحبت‌هایی که مربی‌اش می‌کند از این کار منصرف می‌شود. رهنما به‌دلیل رفتار و ناملایماتی که از هیئت استان می‌بیند کشتی را برای ۶ ماه کنار می‌گذارد: «بعد از اتفاق‌هایی که افتاد ترجیح دادم مدتی دور باشم و کشتی را کنار بگذارم. به دیدن اقوام می‌رفتم و آن‌ها را بعد از مدت‌ها می‌دیدم. از دیدنم تعجب می‌کردند و دائم می‌پرسیدند که چرا دیگر کشتی نمی‌گیرم. در این مدت حتی ارتباطم با کشتی‌گیران کشورهای دیگر را که با آن‌ها در تماس بودم قطع کردم و به حال حریفانی که روزی آن‌ها را ضربه کرده بودم و حال داشتند مسابقه می‌دادند غبطه می‌خوردم. تنها دوستم از تبریز بود که دائم پیام می‌داد و از من می‌خواست دوباره تمرین‌هایم را شروع کنم. او به مشهد آمد و قرار گذاشتیم تمرین‌هایم را دوباره شروع کنم. کمی اضافه‌وزن پیدا کرده‌ام که می‌دانم می‌توانم به‌موقع خودم را به سر وزن برسانم. مربی‌ای را در مازندران پیدا کردیم که هفته‌‌درمیان برای تمرین به‌همراه همین دوست تبریزی‌ام به این استان سفر می‌کنیم.».

 

مربی‌ام الگوی اخلاقی‌ من است

«در ورزش مربی‌ام الگوی اخلاقی‌ من است. او تأثیر بسیاری روی زندگی ورزشی‌ام گذاشته، به‌طوری‌که رفتارم در اردوها دربین سایر ورزش‌کاران و مربی‌ها مثالشان شده است. او بسیار موقر و متین است و به‌دور از هر حاشیه و جنجالی کار می‌کند. به او بسیار مدیونم.».

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی