کد خبر : 75165
/ 22:11
دکتر مهدی یوسفی، از غلبۀ نگاه طب مدرن و نبود آیین نامۀ اجرایی برای اجرای سند طب سنتی می‌گوید؛

نگاه حداقلی به طب سنتی

با مسلط‌شدن طب نوین در چند سدۀ اخیر، طب سنتی تا قبل از انقلاب در ایران جایگاهی نداشت، اما پس‌از انقلاب و بر‌اساس فرمایشات مقام معظم رهبری و وجود چند سند بالادستی، وزارت بهداشت مکلف شد به این طب سر‌و‌سامانی دهد.

نگاه حداقلی به طب سنتی

خبرنگار: محمد سلامی

گفتگوی شهرآرا آنلاین / با مسلط‌شدن طب نوین در چند سدۀ اخیر، طب سنتی تا قبل از انقلاب در ایران جایگاهی نداشت، اما پس‌از انقلاب و بر‌اساس فرمایشات مقام معظم رهبری و وجود چند سند بالادستی، وزارت بهداشت مکلف شد به این طب سر‌و‌سامانی دهد. با‌وجوداین و بعداز چند سال از شروع فعالیت‌های معاونت طب سنتی و سپس تنزل جایگاه آن از معاونت به دفتر کل در وزارت بهداشت، وضعیت و جایگاه طب سنتی در ایران بهبود نیافت و کمتر پزشکی می‌توان دید که در نسخه‌های خود گیاهان دارویی را تجویز کند. برای آشناشدن با وضعیت کیفی و کمی طب سنتی در ایران، با دکتر مهدی یوسفی، معاون توسعۀ سلامت دفتر طب سنتی وزارت بهداشت گفتگو کردیم که در ادامه می‌خوانید.

 

فکر نمی‌کنید درزمینۀ طب سنتی با خلأ قانونی مواجه هستیم؟ آیا قوانین موجود توانسته فعالیت‌های طب سنتی در کشور را کاملا تحت پوشش قرار دهد؟

105292.jpgدر حوزۀ سیاست‌گذاری فکر نمی‌کنم با مشکلی مواجه باشیم، یعنی قانون‌گذار یک‌سری اسناد بالادستی دارد که تکلیف را برای وزارت بهداشت درزمینۀ طب سنتی مشخص کرده است؛ مانند سیاست‌های کلی نظام در بخش سلامت که از ۱۴بند آن، بند دوازدهم آن با شش زیرمجموعه، اختصاص به طب سنتی دارد و تکلیف دولت درزمینۀ طب سنتی را برای کل کشور مشخص کرده است. در برنامۀ ششم توسعه نیز قانون‌گذار، وزارت بهداشت را مکلف کرده است خدمات تأییدشدۀ طب سنتی را در نظام سلامت کشور ادغام کند. شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز در سال۹۲ مصوبه‌ای به نام «سند ملی گیاهان دارویی و طب سنتی کشور» تصویب کرده است که دولت را مکلف می‌کند پارامترهای مختلفی را تا سال۱۴۰۴ درزمینۀ طب سنتی احصا کند. به‌عنوان مثال ۴درصد از ارزش بازار درمان کشورمان در سال۱۴۰۴، از طب سنتی باید تأمین شود. بنابراین مشکلی درزمینۀ قانون‌گذاری طب سنتی نداریم.

 

با این حال کشوری مانند چین «سند ملی طب سنتی» را تدوین کرده و حدود و ثغور آن کاملا مشخص است، اما در ایران چنین چیزی نداریم.

این حرف را قبول ندارم. در‌زمینۀ اسناد بالادستی با کمبودی مواجه نیستیم. ابلاغ مقام معظم رهبری، مصوبۀ شورای عالی انقلاب فرهنگی و برنامه‌های توسعه در حوزۀ طب سنتی همگی نشان‌دهندۀ این است که در این زمینه مؤلفه‌های قانونی کم نداریم. اگر مجری بخواهد با همین مقدار هم کاری انجام دهد، یکی از این قوانین کفایت می‌کند.

 

قوانینی را که شما ذکر می‌کنید دراختیار داریم، ولی این قوانین به‌قدر کافی به جزئیات نپرداخته و فقط کلیات وظایف دولت را در‌قبال طب سنتی بیان کرده است.

خیر، اگر شما مصوبۀ شورای عالی انقلاب فرهنگی را بررسی کنید، می‌بینید که در آن از عدد و رقم صحبت به میان آورده است؛ یعنی گفته که باید در سر‌رسید سال خاص و در‌زمینۀ دستاوردهای طب سنتی به عدد و رقم مشخصی برسیم. ولی سؤالی که پیش می‌آید، این است که برای سند چه کسی باید آیین‌نامه بنویسد؟ قطعاً وزارت بهداشت. ما دقیقاً اینجا مشکل داریم. سند بالادستی هیچ‌وقت ریز نمی‌شود و فقط روی موضوعات کلی مانور می‌دهد و وظیفۀ واحد اجرایی است که برای رسیدن به هدف گنجانده‌شده در قانون، شیوه‌نامه بنویسد. آیین‌نامه‌ها به‌طور کامل نوشته نشده و همان‌هایی که نوشته شده اجرایی نشده است. مشکل کار در بخش اجرایی است که آن اهتمامی که باید در بخش طب سنتی داشته باشیم، نداریم.

 

اگر قوانین به‌قدر کافی وجود دارد، چرا شاهد گسترش طب سنتی در کشور نیستیم؟

مشکل از نوع نگاهی است که وزارت بهداشت به مقولۀ طب سنتی دارد. نگاه وزارت بهداشت درزمینۀ اشاعه و کاربرد طب سنتی در کشور، نگاهی حداقلی است؛ یعنی پیشبرد طب سنتی به‌عنوان یک دغدغه و یک برنامۀ اصلی در دستور‌کار وزارت بهداشت نیست، به‌خصوص از زمانی‌که طرح تحول سلامت اجرا شد. این طرح آن‌قدر گسترده و هزینه‌بر بود که عملا دیگر بخش‌های سلامت کشور را به محاق برد.

 

این نوع نگاه را چه کسانی در وزارت بهداشت دارند؟

مشکل اصلی در نوع نگاه مدیران ارشد سیستم وزارت بهداشت است. اگر مسئولان ارشد وزارت بهداشت به طب سنتی باور داشته باشند، اوضاع به‌گونۀ دیگری رقم خواهد خورد. حتی من می‌گویم باور هم نداشته باشند؛ مسئولان بیایند و فقط به اسناد بالادستی در‌زمینۀ طب سنتی احترام بگذارند؛ در این‌صورت باز هم شرایط از این بهتر خواهد بود. یک‌سری اسناد بالادستی در‌زمینۀ طب سنتی داریم که لازم الاجراست؛ چه کسی بپسندد چه نپسندد. حتی اگر ما نگاهی تشکیلاتی به طب سنتی داشته باشم، یعنی نگاه علمی و باور قلبی هم به طب سنتی نداشته باشیم، باز هم این الزام را ایجاد خواهد کرد که ما به فکر طب سنتی باشیم.

 

چرا مسئولان ارشد وزارت بهداشت به طب سنتی باور قلبی ندارند؟

بافت مدیریتی وزارت بهداشت اساساً دانش‌آموختۀ طب نوین هستند. بنابراین نوع نگاهشان به حوزۀ سلامت متأثر از دیدگاه‌های طب غربی است. متأسفانه این یک‌ حقیقت محض است. مدیران کلان وزارت بهداشت اکثراً دارای تخصص‌های بالینی طب رایج هستند و طبیعی است که منشأ نگاهشان، طب رایج باشد. طب رایج در آن طرف دنیا پژوهش و تدریس می‌شود و شواهد علمی و اثباتی آن به مملکت ما هم می‌رسد. باید قبول کنید که بلعیدن یک لقمۀ جویده، بسی آسان‌تر از فراهم‌کردن یک لقمه و جویدن آن است. ما در عرصۀ طب، همیشه مصرف‌کننده هستیم و همیشه مصرف از تولید راحت‌تر بوده است، درحالی‌که در طب سنتی ما باید تولید کنیم و این سخت است.

 

به نظر می‌رسد که مجموعۀ وزارت بهداشت به دستاوردهای طب سنتی بهای چندانی نمی‌دهد و اثرات درمانی طب سنتی در سطح جامعه را باور ندارد.

ما در وزارت بهداشت هر‌جا می‌رویم به ما می‌گویند شواهد و مدارکی نشان دهیم که فلان دارو در طب سنتی مؤثر است. این شواهد را دانشگاه‌ها تولید می‌کنند. دانشگاه‌ها هم برای شواهد نیاز به استاد، محقق و پول دارند. وقتی این لوازم موجود نباشد، شواهدی هم ایجاد نمی‌شود. از آن طرف مسئول مربوطه بدون شواهد علمی، موضوعی را قبول نمی‌کند و در مجموعۀ بدنه خود هم آن را اجرا نمی‌کند. ما به این صورت وارد یک چرخۀ معیوب شده‌ایم. مسئولان وزارت بهداشت توقع دارند که استادان دانشگاهی که طب رایج خوانده‌اند، بیایند و تحقیق طب سنتی کنند. 

 

قبلا دفتر طب سنتی در وزارت بهداشت به‌صورت یک معاونت بود. در‌اثر برخی تغییرات این معاونت تنزل پیدا کرد و به دفتر کل تبدیل شد. چرا از بین این همه معاونت، طب سنتی دستخوش تغییر شد؟

طب سنتی مظلوم‌تر از بقیۀ حوزه‌ها در وزارت بهداشت است. شما وقتی مجبور هستید تصمیم کلان مدیریتی بگیرید، نگاه می‌کنید که چه تصمیمی بگیرید که تبعات آن از همه کمتر باشد. واکنش‌ها نسبت به آن کمتر است و کمتر آشوب و اغتشاش در سطح جامعه ایجاد خواهد شد. برخی از معاونت‌های وزارت بهداشت اصلا قابل انحلال نیستند، مانند معاونت‌های آموزشی، پژوهشی، غذا و دارو و... . از بین معاونت‌های وزارت بهداشت، یکی معاونت پرستاری بود که می‌توانست منحل شود، چون تازه تشکیل شده بود و دیگری معاونت طب سنتی. پرستاران دارای انجمن پرستاری هستند که تعداد زیادی عضو دارد، مشارکت فعال دارند، تجمع می‌کنند، در سیاست‌ها مشارکت می‌کنند و سریعاً به اتفاقاتی که می‌افتد، واکنش نشان می‌دهند. بنابراین جرح و تعدیل این معاونت طبیعتاً تبعاتی اجتماعی دارد. آن‌ها به‌راحتی می‌توانستند با یک فراخوان کلی، برای کشور موجی ایجاد کنند. 

 

با نگاهی کلی به فعالیت‌های چند‌سالۀ دفتر طب سنتی در وزارت بهداشت مشخص می‌شود که این اداره دارای اختیارات کامل و مصوبات الزام‌آور نیست. این‌طور است؟

یک مشکل ساختاری در وزارت بهداشت وجود دارد که به‌نظر من اگر حل نشود، قطعاً چشم‌انداز روشنی نمی‌توان برای دفتر طب سنتی در وزارت بهداشت ترسیم کرد و آن هم، نقش مستشاریِ دفتر طب سنتی است. این دفتر به‌جای سیاست‌گذاری و نقش تولیتی در امر طب سنتی، به نقش مستشاری و مشاوره‌ای بسنده کرده است. به دفتر طب سنتی وزارت بهداشت اجازه داده نشد که سیاست‌های موجود در‌زمینۀ طب سنتی را خود تصویب و اجرا کند. کار دفتر طب سنتی، این است که مسائل موجود در امر طب سنتی را کارشناسی می‌کند، سپس برای اجرا و تصمیم‌گیری به حوزه‌های مربوط می‌فرستند. طرح ارجاع‌شدۀ ادارۀ طب سنتی به سایر معاونت‌های وزارت بهداشت توسط این معاونت‌ها ممیزی می‌شود و ممکن است که از صفر تا صد آن طرح مورد‌نظر دفتر طب سنتی تغییر کند. با این رویه و فرایند، دفتر طب سنتی نمی‌تواند به‌خوبی از عهدۀ کارهای خود برآید.

 

برای رفع این مشکل چه کردید؟

ما پیشنهاد دادیم که یک شورای عالی در وزارت بهداشت تشکیل شود با عنوان «شورای عالی سیاست‌گذاری طب سنتی». در اساس‌نامۀ آن گفتیم که مصوبات این شورا برای تمامی ارکان وزارت بهداشت از‌جمله معاونان و دانشگاه‌ها لازم‌الاجراست. اما متأسفانه اعضای همان شورا نسبت به مصوبات خودشان، پایبندی لازم را نشان ندادند. مصوبات نافع و ارزشمندی در این شورا تصویب شد، ولی متاسفانه نه ستاد و نه صف، برای اجرای این مصوبات همکاری نکردند. مشکل دفتر طب سنتی در وزارتخانه در‌واقع در این نکته نهفته است. هر کس هم با این جایگاه و این ساختار در دفتر طب سنتی بنشیند و مدیریت کند، عملا کاری از پیش نخواهد برد.

 

قدم اصلی و کلیدی در رفع این مشکل را در چه می‌بینید؟

راهکار حل این معضل این است که شخص وزیر باید تفویض اختیار کند. باید کار سیاست‌گذاری را به عهدۀ شورای سیاست‌گذاری، ابلاغ مصوبات را به‌عهدۀ طب سنتی و اجرای مصوبات را به‌عهدۀ معاونت‌های مربوطه و دانشگاه‌ها بسپارند. متأسفانه باید بگویم در حال حاضر یک مدیر کل وزارت بهداشت مصوبات شورای سیاست‌گذاری طب سنتی را که امضای شخص وزیر پای آن است، برنمی‌تابد و زیر بار آن نمی‌رود.

..........................................

 

دکتر سعید اسکندری، نایب‌رئیس انجمن طب سنتی خراسان رضوی:

  • عطارها نباید دارو تجویز کنند

 

ضرورت تشکیل انجمن طب سنتی در چه موردی حس می‌شد؟

105293.jpgیادم می‌آید در جایی که هنوز هیچ بستری در دانشگاه‌ها و وزارتخانه برای ورود به طب سنتی نبود، ما کار خود را شروع کرده بودیم. در آن زمان خلأ کاربرد طب سنتی بسیار احساس می‌شد، چون این حوزه مغفول مانده بود و پیشبردی در این حوزه در استان و مشهد نداشتیم. در آن زمان به اولین چیزی که فکر کردیم تشکیل یک انجمن بود. قریب به صدنفر از پزشکان به طب سنتی علاقه‌مند بودند و بستر مناسب برای این کار از مجرای تشکیل یک سمن در‌زمینۀ طب سنتی بود. اقدام دوم ما تعامل با دانشگاه‌ها و سازمان نظام پزشکی بود تا کودک نوپای انجمن طب سنتی ما راسخ‌تر بتواند گام بر‌دارد. با گفتگوها و نشست‌هایی که با سایر سازمان‌های فعال در حیطۀ سلامت استان داشتیم، توانستیم ضرورت ایجاد این انجمن را به مسئولان بقبولانیم. 

 

انجمن شما در‌زمینۀ آموزش طب سنتی به پزشکان عمومی در سطح شهر چه اقداماتی انجام داده است؟

سال‌۹۲ و در دولت قبل، یک آیین‌نامۀ آموزشی در‌خصوص پزشکان مصوب شده بود که به‌دلیل مشکلات بی‌شمار کسی به آن ورود پیدا نکرده بود. ما خواستیم از این مجرا فعالیت‌های آموزشی خود را آغاز کنیم. ما اولین دورۀ آموزشی طب سنتی برای پزشکان عمومی را در مشهد اجرا کردیم. در حال حاضر وضعیت طب سنتی در مشهد خوب است و حتی به‌جرئت می‌توانم بگویم که مشهد قبل از تشکیل انجمن، یکی از قطب‌های طب سنتی در کشور بوده است.

 

عده‌ای در مشهد از اثرات طب سنتی تعاریف غلو‌آمیزی می‌کنند و به‌صورت غیر‌منطقی توقع بیماران را از روند تکمیل درمان طب سنتی بالا می‌برند. آیا شما با این افراد برخورد کرده‌اید؟

در حوزۀ طب سنتی چهار بخش مشغول فعالیت هستند که سه‌بخش آن صلاحیت کار در طب سنتی را دارند و یک بخش آن فاقد صلاحیت است. بخش اول دانشجویان و دانش‌آموختگان طب سنتی هستند که اصالتاً جایگاه آن‌ها درزمینۀ ورود به طب سنتی کاملا شناخته شده است. بخش دوم پزشکان عمومی هستند که خود‌جوش مطالعاتی در‌زمینۀ طب سنتی داشته‌اند و در این حوزه تخصص پیدا کرده‌اند. بخش سوم، عطاران هستند که زیر‌نظر وزارت صنعت، معدن و تجارت هستند. آن‌ها هم تعریف خاص خود را دارند. بخش آخر، گروهی هستند که در مؤسسات غیر‌رسمی و فاقد صلاحیت، آموزش طب سنتی دیده‌اند و صلاحیتی در طب سنتی ندارند. آن‌ها به این عرصه ورود پیدا کرده‌اند که تخلف محسوب می‌شود. در حال حاضر، خلأیی که این حوزه را تهدید می‌کند؛ همین گروه هستند که با القاب و عناوین متفاوت، وارد طب سنتی شده‌اند. این خلأیی است که بخشی به حوزۀ نظارتی و بخشی از آن به حوزۀ قضایی بر‌می‌گردد. ما بارها این را به مسئولین امر یادآوری کرده‌ایم که باید برای سامان‌دهی این افراد فکری کنند.

 

عده‌ای از عطارها در بخش درمان نسخه می‌پیچند و وارد بخش درمان شده‌اند. آیا به صرف داشتن تجربه این کار قانونی است؟

عطارها دارای وظیفۀ قانونی ویژه‌ای هستند که نباید از وظیفۀ قانونی خویش تجاوز کنند. یک عطار نمی‌تواند به‌صرف اینکه بگوید من آموزش‌های لازم در حیطۀ طب سنتی را دیده‌ام، وارد درمان در حوزۀ طب سنتی شود. وظایف این اشخاص تعیین شده است و صرفاً فروشنده داروهای گیاهی هستند. باید مطالبه‌ای از نهادهایی که با این دسته از افراد سروکار دارند، صورت پذیرد. آن‌ها نباید از وظایف مصوباتی خود عدول کنند.

 

105290.jpg

 

..........................................

 

دیدگاه یک/ رئیس اتحادیۀ گیاهان دارویی و شورای حکمای استان خراسان رضوی، دکتر سیدحسن بخارایی‌قوچانی

  • طب سنتی و نوین، مکمل یکدیگر هستند

 

105294.jpgعطارها در حوزۀ طب سنتی به سه گروه تقسیم می‌شوند. یک گروه از اعضای جامعه گیاه‌درمانی ایران وابسته به بنیاد پزشکی امام خمینی(ره) هستند. بنیاد مذکور دارای اساسنامه است و عطارانی که در این بنیاد مشغول به تحصیل بوده‌اند، قریب به پنج‌سال دوره‌های تخصصی طب سنتی را دیده‌اند. حضرت آیت‌ا... خامنه‌ای که در آن زمان، مقام ریاست‌‌جمهوری را بر‌عهده داشتند، بر این اساسنامه صحه گذاشته و آن را امضا کرده‌اند. وزیر بهداشت وقت هم آن را تأیید کرده است. این دسته از دانش‌آموخته‌های عطار، حق تجویز طب سنتی داروی گیاهی را دارند. دستۀ دوم کسانی هستند که کلاس‌های اتحادیه را طی کرده‌اند و حق مشاوره دارند. در حال حاضر تمام کسانی که می‌خواهند وارد صنف ما شوند، باید این دوره‌های آموزشی را بگذرانند و امتحان ورودی بدهند و در‌صورت قبولی می‌توانند پروانۀ کسب بگیرند. این افراد فقط می‌توانند مشاوره بدهند و حق تجویز و درمان ندارند. دستۀ سوم کسانی هستند که فقط یک ترم آموزشی ما را طی می‌کنند و فقط کلاس‌های کاربری گیاهان دارویی را می‌گذرانند. این دسته فقط فروشنده هستند. حق تجویز و حتی مشاوره را ندارند. آن‌ها به‌جزفروش داروهای گیاهی نباید کاری انجام بدهند.

 

صلاحیتِ عطاران دوره‌دیده، کمتر از پزشکان نیست

دانشگاه علوم پزشکی برای پزشکان، یک دورۀ دو‌سالۀ طب سنتی گذاشته و پزشکان پس‌از گذراندن این دوره‌ها می‌توانند و این حق را دارند که تجویز کنند. عطارانی که در بنیاد امام خمینی‌(ره) تحصیل‌کرده‌اند، پنج‌سال دوره‌دیده‌اند و تقریباً ۲۵‌سال است که تجربه دارند و از آن زمان در حوزۀ طب سنتی فعال بوده‌اند. بنابراین صلاحیت لازم را درزمینۀ تجویز طب سنتی داشته‌اند. دربارۀ سطح کیفیت آموزشی هم باید بگویم که سطح کیفیت تدریس طب سنتی بنیاد امام خمینی(ره) پایین نبوده است. بنده خودم سطح کیفیت آموزش‌های بنیاد امام خمینی‌(ره) را قبول دارم و می‌گویم که اگر سطح کیفیت آموزش طب سنتی آن بنیاد از آموزشی که الان دانشگاه علوم پزشکی ارائه می‌دهد، بهتر نباشد، قطعاً بدتر هم نبوده است.

 

ما نقش تکمیل‌کنندۀ طب نوین را داریم

طب ما فقط مکمل است. ما فقط مکمل درمانیِ بیماران هستیم. ما هیچ‌وقت در جراحی‌ها دخالت نمی‌کنیم و داعیۀ اظهار‌نظر تخصصی دربارۀ اندام‌های مختلف بدن بیمار را نداریم. عطاران دوره‌دیدۀ ما در حد یک تجویز معمولی حق دارند فعالیت کنند. اگر کار تخصصی باشد حق دخالت نداریم و بیمار باید به متخصص مربوطه مراجعه کند. ما عقیده داریم طب سنتی و نوین، مکمل یکدیگر هستند. احترام خاصی به پزشکانی که دوره‌های طب سنتی را طی می‌کنند، می‌گذاریم.

 

سابقۀ ما چند‌هزار‌ساله است

تاریخچۀ طب سنتی به ۴۰۰‌سال پیش بر‌می‌گردد، ولی طب سنتی فقط ۱۴۰۰‌سال است که با طب اسلامی ممزوج شده است. قبل از آن هم ۴هزارسال طب یونانی داشتیم. بنده هم عقیده دارم که یک پزشک عمومی که دورۀ طب نوین را گذرانده و به دانش و معلومات طب سنتی هم مجهز شده است، به‌مراتب بهتر می‌تواند از عطاری که دوره‌های خاصی را گذرانده است، کار کند. دوستان عطاری هم که دوره‌های پنج‌ساله و دیگر دوره‌ها را گذرانده‌اند، زمانی‌که به بیماری برمی‌خورند که کار و نظارت تخصصی می‌خواهند، بدون‌شک باید بیمار را به پزشکان متخصص ارجاع دهند.

..........................................

 

دیدگاه دو / دانشیار فارماکولوژی دانشگاه علوم پزشکی شاهد، دکتر محسن ناصری

  • طب سنتی چین ۴۰‌درصد خدمات بهداشتی درمانی را برعهده دارد

 

105295.jpgپس‌از عزم ملی در چین برای بازگشت به طب سنتی در سال‌۱۹۴۹ و تشکیل آکادمی طب سنتی چین در سال‌۱۹۵۱ و انکار تبلیغات گستردۀ غربی‌ها علیه این مکتب، هم‌اکنون طب سنتی چین ۴۰‌درصد خدمات بهداشتی درمانی را در این کشور برعهده دارد. در چین ۳۰‌دانشگاه طب سنتی و ۱۷۰‌مرکز تحقیقات طب سنتی وجود دارد. در ویتنام طب سنتی از سال‌۱۹۵۵ توسط دولت به رسمیت شناخته شد و اکنون این سیستم دارای ۲۵هزارو۵۰۰پزشک، ۴۹‌بیمارستان و ۳‌مؤسسۀ تحقیقاتی است. در اوگاندا، هند و اتیوپی نقش طب سنتی در خدمات بهداشتی اولیه به‌ترتیب ۶۰،۷۰ و ۹۰‌درصد است. در مالزی ۵۰۰‌میلیون دلار هزینۀ صرف طب سنتی و مکمل می‌شود، در‌حالی‌که هزینه‌های طب جدید ۳۰۰‌میلیون‌دلار تخمین زده می‌شود. در بیشتر کشورهای توسعه‌یافته نیز طب سنتی و مکمل توسط تعداد فراوانی از افراد این جوامع پذیرفته شده است؛ به‌طوری‌که ۴۸‌درصد مردم استرالیا، ۷۰‌درصد جمعیت کانادا، ۴۲‌درصد مردم آمریکا، ۳۸درصد بلژیکی‌ها و ۷۵‌درصد مردم فرانسه، حداقل یک‌مرتبه در سال از خدمات طب مکمل بهره می‌برند. پوشش بیمه‌ای هزینۀ درمان و دارو خدمات طب سنتی و مکمل در ژاپن، چین، کره و ویتنام به صورت کامل است و در کشورهای آلمان، استرالیا، نروژ، انگلستان، کانادا و آمریکا قسمتی از هزینه‌ها توسط سازمان‌ها‌ی بیمه‌گر پرداخت می‌شود.

 

مردم در ایران به طب سنتی اقبال دارند

در ایران، آمار دقیق میزان استفاده از طب سنتی و مکاتب مختلف طب مکمل مشخص نیست‌، ولی مطالعه‌ای که سال۱۳۷۹ در شهر اصفهان انجام شده است، نشان داد که در پنج‌سال گذشته ۶۲.۵ درصد از افراد حداقل یک بار از روش‌های طب جایگزین استفاده کرده‌اند و استفاده از گیاهان دارویی، حجامت و طب سوزنی با ۷۶.۶، ۹.۵ و ۵/۵ درصد به‌ترتیب بیشتر از روش‌های دیگر مورد توجه بوده است. در ایران فروش داروهای گیاهی در سال‌۱۳۷۶ حدود ۷‌میلیارد ریال بوده که در سال‌۱۳۸۰ به ۳۷میلیارد ریال و در سال‌۸۱ به حدود ۸۰‌میلیارد‌ریال رسیده است.

 

طب سنتی بخشی از فرهنگ مردم محسوب می‌شود

سازمان بهداشت جهانی، علت پیشرفت و لزوم ترویج طب سنتی را در سه نکته می‌داند:

الف ـ خصوصیات ذاتی طب سنتی: طب سنتی مزایای خاصی نسبت‌به همۀ سیستم‌های طبی وارداتی دارد؛ چرا‌که بخشی از فرهنگ مردم محسوب می‌شود و در حل بعضی مسائل فرهنگی سلامت نقش شایان توجهی دارد. طب سنتی به‌راحتی می‌تواند یار و یاور پزشکی علمی و جهانی باشد. معرفی، توسعه و ترویج طب سنتی، احترام به فرهنگ و میراث مردم در سراسر جهان است.

ب ـ ویژگی کل‌نگر‌بودن طب سنتی: طب سنتی دارای روشی کل‌نگر است؛ به‌طوری‌که به انسان در طیف وسیع محیطی از بالا نگاه می‌کند و به این نکته تأکید دارد که سلامتی و بیماری، نتیجۀ عدم تعادل و توازن انسان در کل سیستمی است که او را احاطه می‌کند. از این نگاه، عامل مهاجم و تغییرات پاتوژنیک نقشی جانبی را بر‌عهده دارند.

ج ـ قابل اجرا بودن طب سنتی: شاید از نظر اجرایی، مهم‌ترین دلیل قانع‌کننده برای توسعه و ترویج بنیادی طب سنتی، این حقیقت باشد که اگر بخواهیم از روش‌های قابل قبول، امن و دارای توجیه اقتصادی استفاده کنیم، طب سنتی یکی از مطمئن‌ترین راه‌هاست.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی