کد خبر : 75144
/ 22:17

کتاب‌خوانی در اغما

ساعتی با حسین اکبری، مدیرکل نهاد کتابخانه‌های عمومی استان دربارۀ سیاست‌هایی که به کتاب‌نخواندن در جامعه دامن می‌زند...

کتاب‌خوانی در اغما

خبرنگار: ظریفیان

گفتگوی شهرآرا آنلاین / شرح وضعیت کتاب‌خوانی در جامعۀ ما مثل نامه‌ای است که باز‌نکرده، همه از محتویات آن آگاهیم و برای اثبات آن، نیازی به آمار و ارقام مستند نداریم. واقعیت این است که ما جامعۀ کتاب‌نخوانی داریم. نه در خانه، نه در مدرسه و نه در رسانه‌ و جامعه، ما کتاب‌خوان بار نیامده‌ایم و بدتر از همه اینکه احساس نیازی نیز به خواندن کتاب پیدا نمی‌کنیم. وضعیت کتابخانه‌ها هم چندان امیدبخش نیست و بیشتر از اینکه واقعاً کتابخانه و محل تولید فکر و گسترش اندیشه باشد، پاتوقی برای کنکوری‌های حاضر در ماراتن حفظیات است. برای پیدا‌کردن مقصر این‌همه کتاب‌نخواندن باید به‌سراغ تک‌تک نهادها و سازمان‌هایی رفت که مستقیم یا غیرمستقیم با سیاست‌گذاری‌های خود در این بی‌تفاوتی عظیم مؤثرند، اما به نظر می‌رسد نهاد کتابخانه‌های عمومی از این جهت که به‌طور مستقیم با موضوع کتاب و کتاب‌خوانی مرتبط است، بیشتر از همه می‌تواند در ایجاد این نیاز سهیم باشد. به‌همین بهانه به‌سراغ مدیر‌کل نهاد کتابخانه‌های عمومی در خراسان رضوی رفتیم که معتقد است برای اینکه کتاب در سبد خانوار ایرانی‌ها بیاید، همه مسئولیم. حسین اکبری از دهۀ‌۶۰ تاکنون با عنوان‌های کارشناس برنامه و بودجه، معاون اداری مالی و معاون برنامه‌ریزی طرح و برنامه در ادارۀ کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان و سازمان میراث فرهنگی فعالیت کرده و تا قائم‌مقامی ادارۀ کل فرهنگ و ارشاد اسلامی هم پیش رفته است، اما پس از آن به نهاد کتابخانه‌های عمومی استان آمده و از سال‌۹۳ تاکنون به‌عنوان مدیر کل این نهاد در استان مشغول به فعالیت است. این گفتگو را در ادامه می‌خوانید.

 

یکی از مواردی که طبق سند چشم‌انداز ایران‌۱۴۰۴ بر‌عهدۀ نهاد کتابخانه‌ها گذاشته شده، ارتقای مطالعۀ مفید، حفظ جایگاه اول کشور در منطقه و موفق در رساندن کشور در‌زمرۀ ۱۵کشور برتر جهان از جهت سرانۀ فضا، عضو، منابع و امانت کتابخانه‌ای است. آیا برنامۀ مدونی برای رسیدن به این چشم‌انداز در استان دارید؟

در سند چشم‌انداز ۱۴۰۴ چند شاخص نیز برای ارزیابی نهایی تأثیر نهاد کتابخانه‌های عمومی تعریف شده است. یکی از این شاخص‌ها این است که ۳۵‌درصد از جمعیت عضو کتابخانه‌های عمومی شوند.

 

الان این شاخص چقدر است؟

در کتابخانه‌های عمومی استان آمار پایین و کمتر از ۱۰درصد است. یکی دیگر از شاخص‌ها این است که به‌ازای هر صدنفر، ۸مترمربع فضای کتابخانه‌ای داشته باشیم که الان کمتراز ۵مترمربع است. یکی دیگر از شاخص‌ها این است که به‌ازای هر نفر عضو، چهار نسخه کتاب در کتابخانه‌های عمومی داشته باشیم که در حال حاضر بین دو تا سه نسخه است. آمار تعداد مراجعه‌کننده‌ها مؤلفۀ مؤثری در خیلی از تصمیم‌گیری‌ها ‌می‌تواند باشد؛ همان‌طورکه به هر مقداری که به خودروها در خیابان‌ها اضافه می‌شود، کم‌کم به فکر توسعۀ خیابان می‌افتیم.

 

یعنی می‌گویید تقاضایی بیشتر از این وجود ندارد؟

تقاضا هست، ولی برای اینکه این تقاضاها محقق شود لازم است قبلش اتفاقاتی بیفتد. مولانا می‌گوید آب کم جو، تشنگی آور به دست/ تا بجوشد آب از بالا و پست. ما باید این تشنگی را در مردم ایجاد کنیم.

 

شما چه برنامه‌ای برای ایجاد این نیاز در مردم و رسیدن به آن چشم‌انداز دارید؟

کار بسیار دشواری است. شناسایی و احصای سلایق و نیازهای مختلف و مدیریت و تأمین آن‌ها پروسۀ دشواری است. ما آرزو داریم که راهروهای کتابخانه‌های ما شلوغ شود. این یک آرزو است. می‌توان با تبلیغات هدفمند در ذهن، عادت و رفتار مخاطب تأثیر مثبت گذاشت، ولی ما چقدر تبلیغات می‌کنیم؟! آیا کتاب‌خوانی جزو اولویت‌های دستگاه‌های تبلیغاتی و رسانه‌ها هست؟

 

چه کسی باید این مطالبات را داشته باشد؟

این مطالبات را هم ما باید داشته باشیم و هم خود رسانه‌ها به‌عنوان زبان افکار عمومی.

 

الان متولی این موضوع کیست؟ نهاد کتابخانه‌ها که می‌فرمایید دبیرخانۀ انجمن کتاب‌خوانی هر شهری است، نباید این مطالبه‌گری را داشته باشد ؟ در این قسمت چه کرده‌اید؟

یک قسمت را ما اعلام نیاز می‌کنیم که به ارتباط ما با رسانه‌ها برمی‌گردد. یک بخش هم مصوبات انجمن کتاب‌خوانی استان است که طبق آن ما مطالبه‌گری می‌کنیم که رسانه‌ها به موضوع کتاب در تصمیم‌گیری‌هایشان بپردازند، اما یک بخش هم ناشی از همکاری رسانه‌هاست. آیا رسانه‌ها خودشان اولویت‌هایی مثل عادت‌دادن مردم به مطالعه را به‌عنوان یک دغدغه دنبال می‌کنند؟

 

شما به‌عنوان متولی چرا این موضوع را مطالبه نمی‌کنید که نهادهایی که باید در جلسات انجمن کتاب‌خوانی استان و شهر حضور داشته باشند و نقش خود را ایفا کنند، حضور ندارند؟ یا اینکه چرا در سریال‌های تلویزیون همه‌چیز نشان داده می‌شود، جز اینکه کتاب‌خوانی به‌صورت یک ویژگی طبیعی شخصیت‌ها به تصویر کشیده شود؟ این مطالبه از یک جا باید شروع شود. سؤالم این است که نهاد کتابخانه‌ها چرا در این مطالبه‌گری حضور کم‌رنگی دارد؟

یک بخش، همین تعاملاتی است که ما با رسانه‌ها داریم. ارتباطاتی که ما با رسانه‌ها در‌خصوص مصاحبه، حضور در جلسات برای پوشش اخبار کتابخانه‌ها داریم، همه‌اش شکلی از مطالبات است. وقتی ما به رسانه‌ها اعلام می‌کنیم که نشست کتاب‌خوانی را در فلان کتابخانه داریم و برای پوشش این فعالیت فرهنگی در شهر از آن‌ها دعوت رسمی می‌کنیم و بعد می‌بینیم دو خبرنگار بیشتر نیامده‌اند، نشان می‌دهد که این دغدغه‌ در خود رسانه‌ها باید ایجاد شود تا جایی برای رویدادهای فرهنگی و کتابخانه‌ای در‌میان اخبار متفاوت جامعه ببینند.

 

قبول دارید که نهاد کتابخانه‌ها در مواجهه با رسانه‌های رقیب کند عمل کرده و نتوانسته پابه‌پای آن‌ها جلو بیاید و همچنان جایگاه سنتی خود را حفظ کرده است؟ مواجهۀ شما با این جریان‌های رسانه‌ای جدید چه بوده است؟

ببینید؛ ما الان دنبال این نیستیم که بگوییم کی مقصر است و کی کوتاهی کرده.

 

نه؛ می‌خواهیم به راهکار برسیم.

اگر بخواهیم یک سبک زندگی را در پیش بگیریم که در سبد خانوار موضوع کتاب و کتاب‌خوانی هم جایی داشته باشد، همۀ ما مسئولیم؛ منِ رسانه، منِ سخنران، منِ معلم، منِ کتابخانه و منِ کتابدار. البته این شاید حرف درستی باشد که یک نقطۀ کانونی نیاز است که هماهنگ‌کننده باشد و به‌نظرم این اتفاق باید در انجمن کتابخانۀ عمومی بیفتد. هر‌کدام از اشخاص حقوقی که از دستگاه‌های مختلف عضو انجمن کتابخانه‌های عمومی هستند، به اقتضای مأموریت سازمانی خود عضو هستند. اگر شهرداری عضو انجمن کتابخانه‌های عمومی است به دلایل متعدد است که اولین آن، تأمین منابع مالی انجمن و کتابخانه‌های شهر است. دوم به‌خاطر عرصۀ وسیع خدمت‌رسانی‌اش در سطح شهر است. نباید به این اکتفا کنیم که سی‌سال قبل در این شهر چند‌کتابخانه ساخته شده و بعد قناعت کنیم و بگوییم شهر بی‌نیاز است. الان در سطح شهر مشهد محله‌های زیاد و حتی شهرهای زیادی زیرمجموعۀ شهرستان مشهد، فاقد کتابخانه عمومی هستند؛ چون وقتی نقشه‌های جامع شهر نوشته و محلات تعریف می‌شدند، مکانی برای کتابخانۀ عمومی در آن‌ها درنظر گرفته نشده است. آموزش‌و‌پرورش چرا به جلسۀ انجمن می‌آید؟ برای اینکه جمعیت فوق‌العاده زیادی از مخاطبان را دراختیار دارد که اگر بتواند آن‌ها را در مدارس به کتاب‌خوانی تشویق کند و توسط معلمان و مسئولان آموزشگاه‌ها به‌سمت کتابخانه‌های عمومی هدایت کند، اتفاقات خیلی خوبی در این حوزه رخ می‌دهد.

 

این انجمن چقدر قدرت اجرایی و مطالبه‌گری دارد؟

قانون اختیاراتی را برایش فرض کرده و چون مصوبات آن در استان به تأیید استاندار و در شهرستان به تأیید فرماندار می‌رسد، به‌اندازۀ کافی ضمانت اجرایی دارد. به نظر می‌رسد ظرفیت قانونی لازم را داراست.

 

پس مشکل کجاست؟

باید فکر کنیم. ما هم دنبال علت این هستیم که چرا امور کتابخانه‌ راه نمی‌افتد. چرا ما الان در سطح شهر مشهد به‌جای ۲۵‌کتابخانه نباید بیش‌از صد کتابخانۀ عمومی داشته باشیم؟ چرا در سال‌های گذشته، یک کتابخانۀ عمومی در مشهد تأسیس نکردیم؟

 

آخرین کتابخانه‌ای که در مشهد تأسیس شده مربوط به چه زمانی است؟

کتابخانۀ دکتر حری، آخرین کتابخانه‌ای است که با کمک خیران و مشارکت نهاد کتابخانه‌ها در سال‌۹۰ ساخته شد. خیلی از کتابخانه‌های ما در مساجد به‌صورت موقت ده‌ساله یا پانزده‌ساله واگذار می‌شود. این هم قابل بررسی است که اگر مسجدی به‌هردلیلی بعداز اتمام این دوره نخواست در آنجا کتابخانه‌ای داشته باشد، ما باید چکار کنیم. در‌آن‌صورت مردم یک منطقه باید از اینکه در آن محل کتابخانه داشته باشند، محروم شوند. تنها راه‌حل این است که ساختمان دراختیار نهاد باشد.

 

کتابخانه‌ها ظرفیت بسیار خوبی برای شکل‌دادن به فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی در محلات دارند. چقدر از این ظرفیت استفاده شده است؟

یکی از موضوعاتی که ما طی دوسه‌سال گذشته در سطح شهر مشهد دنبال کردیم، استفاده از ظرفیت شورای محلات است. هم ازطریق کمیسیون فرهنگی شورای شهر مشهد و هم معاونت فرهنگی شهرداری، خیلی تلاش کردیم که کتابداران در هر محله به‌عنوان یکی از اعضای شورای محلات در این شوراها حضور داشته باشند، چون براساس مصوبۀ شورای شهر، اعضای شورای محلات تعریف‌شده هستند. من برای این موضوع پیش رئیس کمیسیون فرهنگی شورا رفته‌‌ام، به معاونت فرهنگی شهرداری نامه نوشته‌ام و با رئیس شورای شهر هم موضوع را شفاهی مطرح کرده‌ام که این ظرفیت را در همۀ شوراهای محلات فراهم کنند، اما تا الان اتفاقی نیفتاده است.

..........................................

 

  • آمار مستندی از سرانۀ مطالعۀ کتاب در استان نداریم

 

وضعیت کتابخانه‌های استان چگونه است؟

در مشهد ۲۵کتابخانۀ نهادی و به همین تعداد کتابخانه‌های مشارکتی و دو باب کتابخانۀ مستقل داریم. درمجموع در سطح استان ۲۰۸باب کتابخانۀ عمومی اعم از نهادی و مشارکتی داریم . مجموعاً بالغ‌بر ۲۰۰هزار نفر اعضای کتابخانه‌های ما در استان هستند و بالغ‌بر ۴میلیون نسخه کتاب در کتابخانه‌های عمومی‌مان وجود دارد. در طول یک سال به‌طور متوسط یک‌میلیون‌و۶۰۰هزار نفر به کتابخانه‌های عمومی ما برای امانت کتاب یا استفاده از فضای کتابخانه و نشریات مراجعه می‌کنند.

 

و چه آماری از میزان کتاب‌خوانی در استان دارید؟

این سؤال معمولا از ما پرسیده می‌شود. در‌واقع ما آماری نداریم. هیچ گزارش دقیق علمی‌پژوهشی در این خصوص نداریم که سرانۀ مطالعۀ کتاب یا مدت‌زمانی را که مطالعه می‌شود، احصا کرده باشد.

 

پس این آماری که گاه‌و‌بیگاه می‌شنویم از کجا می‌آید؟

من حقیقتاً یک منشأ آماری که این کار را انجام داده باشد، سراغ ندارم. آمارهای متعددی گفته می‌شود که از چند‌دقیقه شروع می‌شود و در خوش‌بینانه‌ترین حالت به یکی‌دو ساعت هم می‌رسد. یکی از واحدهای سنجش این موضوع، مرکز آمار ایران است که می‌تواند مطالعه‌ای میدانی در سطح استان و کشور انجام دهد تا بتوان به آن استناد کرد. آنچه مسلم است، این است که ما کتاب کم می‌خوانیم.

 

چرا خود نهاد کتابخانه‌ها این پژوهش را انجام نمی‌دهد که یک آمار دقیق از میزان کتاب‌خوانی فراهم کند؟

در استان چنین مأموریتی به ما واگذار نشده است. ضمن اینکه کتابخانه‌های متعددی در سطح استان فعالیت می‌کنند که همۀ آن‌ها تحت‌پوشش ما قرار ندارند؛ دستگاه‌های فرهنگی مثل شهرداری و آستان قدس و... که جمع‌کردن اطلاعات همۀ آن‌ها نیاز به حضور یک مرجع فرادستی دارد.

 

در ساختار نهاد کتابخانه‌های عمومی، پیوند نزدیکی بین این نهاد و شهرداری‌ها وجود دارد. ‌ این ارتباط الان چگونه است؟

در قانون تأسیس نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، سه مادۀ روشن و صریح عنوان شده است که ارتباط ما را با شهرداری‌ها تعیین می‌کند و قانون‌گذار در سه مادۀ قانونی۶، ۷ و ۱۲ این دو دستگاه را کنار هم گذاشته است. این معنایش این نیست که در وظایف هم تداخل کنند یا مزاحم کار هم بشوند. این‌ها را کنار هم گذاشته تا یک خدمت اجتماعی‌فرهنگی در عرصۀ اجتماع محقق شود. کتابخانۀ عمومی، یک مرکز فرهنگی است که وظیفه‌اش خدمت‌رسانی به عموم مردم است. در هر شهری ما انجمن کتابخانۀ عمومی را داریم که یکی از اعضای این انجمن، شهردار آن شهر است و در انجمن استان، رئیس شورای اسلامی استان عضو این انجمن است. قانون شخص شهردار را عضو این انجمن می‌داند. وقتی این دغدغه را شخص شهردار به‌عنوان متولی بسیاری از خدمات شهری داشته باشد و شخصاً در جلسات حضور داشته باشد، بسیاری از این مشکلات اتفاق نمی‌افتند. به‌ هر میزانی که شخص شهردار در جلسات انجمن شهر حضور پیدا کند، می‌تواند تصمیمات خوبی گرفته شود و ضمانت اجرایی این جلسات افزایش می‌یابد.

 

آخرین‌باری که شهردار در این جلسات حضور داشته کی‌ بوده است؟

من در دو‌سال گذشته در جلسات انجمن شهر، حضور آقای شهردار را ندیده‌ام. معاونت فرهنگی، معاونت اداری مالی و مشاور شهردار حضور داشته‌اند که همۀ این‌ها مغتنم است. مطمئناً شهردار آن‌قدر با مسائل مختلف درگیر است که خیلی فرصت ندارد در این جلسات شرکت کند، اما اگر این دغدغه‌مندی در شخص شهردار به وجود بیاید، اتفاقات خوبی می‌افتد.

 

جلسات این انجمن هر چند وقت یک بار برگزار می‌شود؟

ما در سال باید حداقل شش‌جلسه هر دو ماه یک بار برگزار کنیم. ریاست این جلسه برعهدۀ فرماندار شهر است که رئیس انجمن است و شهردار نیز عضو آن است.

 

105259.jpg

 

..........................................

 

دریچه یک 

  • سالن های مطالعۀ غیرمجاز رویکرد اقتصادی دارند

 

اخیراً افرادی در شهر، خانه‌های خود را در ‌زمان‌های شلوغ مثل ایام کنکور برای مطالعه دراختیار متقاضیان می‌گذارند و از این راه‌ درآمدزایی می‌کنند. شما در جریان این موضوع هستید؟ روند نظارت بر کار آن‌ها چگونه است؟

هر کسی می‌خواهد خدمات عمومی بدهد، یا باید صددرصد در ساختار نهاد کتابخانه‌های عمومی باشد یا طبق ظرفیتی مشخص که قانون‌گذار برای ظرفیت‌های مردمی در کتابخانه‌های مشارکتی پیش‌بینی کرده است. غیر از این به‌هر‌عنوان دیگری که باشد، مؤسسات، غیرمجاز هستند و باید جلوی فعالیت آن‌ها گرفته شود. دربارۀ آنچه گفتید، باید بگویم بله، ما درجریان هستیم. جلسات متعددی هم در این‌زمینه به‌اتفاق ادارۀ کل ارشاد و فرهنگ اسلامی، ادارۀ کل آموزش‌وپرورش و دستگاه‌های نظارتی و اماکن نیروی انتظامی برگزار کرده‌ایم و این مراکز درحال شناسایی هستند.

 

آماری از تعداد این مراکز غیرمجاز دارید؟

درحال شناسایی آن‌ها هستیم. به‌ویژه در ایام کنکور، ناگهان در هر کوی و برزنی با چنین مراکزی مواجه می‌شویم. به تعدادی ابلاغ کرده‌ و به آن‌ها مهلت داده‌ایم که تکلیفشان را روشن کنند و خودشان را با آیین‌نامه‌های کتابخانه‌های مشارکتی تطبیق دهند.

 

برای این تطبیق باید پولی هم بپردازند؟ منافع مالی‌شان چه می‌شود؟ 

نه. آن‌ها باید کنترل شوند. رویکرد این‌گونه مراکز، که ما اصلا اسم کتابخانه را رویشان نمی‌گذاریم، رویکرد اقتصادی است، در‌حالی‌که ما رویکرد فرهنگی داریم. ما هزینه می‌کنیم که مردم خدمات فرهنگی دریافت کنند. بین این دو نگاه تفاوت وجود دارد. مثلا ما اطلاع داریم که برای یک ماه یا یک هفته مبالغی دریافت می‌کنند که از ۳۰۰هزار تومان شروع می‌شود؛ حال‌آنکه حق عضویت در کتابخانه‌های عمومی برای یک سال حداکثر ۵هزار تومان است. موضوع دیگر، این است که وقتی تحت پوشش و نظارت نیستند، حتی ممکن است آسیب‌های فکری و اجتماعی به همراه داشته باشند.

 

الان خیلی از کتابخانه‌ها در واقع کتابخانه نیستند و بیشتر پاتوق کنکوری‌ها هستند که البته تعدادشان با‌توجه‌به تقاضای زیادی که این قشر دارند کافی نیست.

وقتی ما در شهر مشهد، مناطق پرتراکم جمعیتی بسیاری داریم که کتابخانۀ عمومی ندارند، قطعاً منتظر باشید که این اتفاقات بیفتد. ما در شهر مشهد باید حداقل صد باب کتابخانۀ عمومی داشته باشیم. مطمئناً خانواده‌ها هم راضی نیستند که فرزندشان را جایی بفرستند که ندانند کجاست. کتابخانۀ عمومی، مکانی امن است و منابع آن تحت نظارت‌های کافی فراهم شده. بنابراین می‌دانند خوراک فکری دراختیار فرزندشان قرار می‌گیرد و مسائل و مشکلات خاصی برایشان پیش نمی‌آید. یا ما آینده را می‌سازیم یا آینده خودش ساخته می‌شود. اگر ما آینده را بسازیم، طرح‌های توسعه را برحسب نیازها پیش‌بینی می‌کنیم و قبل از آنکه به نقطۀ انفجار برسیم آن را مدیریت می‌کنیم. اما اگر دست روی دست گذاشتیم، نیروهای پیش‌برنده و تأثیرگذار اجتماع ساکت و بی‌حرکت نمی‌نشینند. آن‌ها آینده‌ای را می‌سازند که آیندۀ موردانتظار ما نیست. دربارۀ کتابخانه‌های عمومی این موضوع واقعاً مصداق دارد. من با شهردار یکی از مناطق گفتگو می‌کردم، می‌گفت اینجا ۴۰۰هزار نفر جمعیت دارد و حتی یک کتابخانۀ عمومی ندارد. چه اتفاقی افتاده که وقتی زمین‌ها را تقسیم می‌کردیم، فکر تأسیس یک کتابخانۀ عمومی نبودیم؟ نگفتیم ۲هزار متر زمین هم باشد برای کتابخانۀ عمومی در این منطقه. الان هم که نه پول زمین هست و نه پول ساخت آن. این آینده‌نگری را از همین امروز باید در مشهد شروع و این نیاز را به‌صورت قانونی و منطقی حل کنیم. 

..........................................

 

دریچه دو 

  • شهر کتاب‌خوان با هزینۀ کمتری اداره می‌شود

 

این واقعیت است که مراکز غیرمجاز مطالعه برای کنکوری‌ها در‌نتیجۀ بی‌توجهی به نیازهای مردم به فضای کافی مطالعه در کتابخانه‌های عمومی به وجود آمده‌اند؛ در‌صورتی‌که قبل‌از اینکه به این شکل اتفاق بیفتد، می‌توانستید خودتان پیش‌قدم شوید و به‌صورت هدفمند مردم را به مشارکت بگیرید.

این نیاز وجود دارد. چه‌بسیار مادرانی هستند که نمی‌دانند با فرزندشان در خانه چه کنند! شاید ما باید به‌سراغ آن‌ها برویم و به آن‌ها آدرس بدهیم که کتابخانه، مکان خوبی برای این است که یک ساعت فراغت فرزند شما را پر کند. خیلی از آسیب‌هایی که خانواده‌ها با آن روبه‌رو هستند، شاید با مراجعۀ آن‌ها به کتابخانه‌ها حل شود. باید کار تعریف کنیم. اولین مناسبتی که پیش روی ماست، هفتۀ کتاب‌خوانی است. ۲۴‌مهرماه، روز کتاب‌خوانی است. امسال مشهد، پایتخت فرهنگی جهان اسلام است و یکی از موضوعات مهم شهر مشهد می‌توانست موضوع کتابخانه‌های عمومی باشد. ما سال گذشته نزدیک به ۵‌هزار عنوان کتاب در نشست‌های کتابخانه‌ای و مدرسه‌ای به مردم معرفی کردیم. الان هر ماه، چهار کتاب را در این نشست‌ها معرفی می‌کنیم. اگر کتابخانه‌های ما شلوغ شوند، خیلی از دیگر مکان‌های اجتماع خلوت می‌شود. خیلی از مشکلات با کتاب‌درمانی حل می‌شود. 

 

کدام کتابخانۀ تخصصی کودک را متناسب با روحیات آن‌ها داریم که کودک را جذب می‌کند تا با علاقه و اشتیاق به کتابخانه برود؟ کدام کتابخانه به جریان‌شناسی موضوعات مختلف شهر می‌پردازد؟ موضوع این است که بالاخره نهاد کتابخانه‌ها باید از کندی دربیاید و با جریانات فرهنگی شهر بیشتر همراه شود.

یکی از هدف‌گذاری‌های ما در دو‌سه‌سال گذشته، ارتباط تنگاتنگ، مستمر و دائمی با رسانه‌ها بوده است.

 

رسانه‌ها دنبال خوراک می‌گردند، ولی این خوراک باید برای آن‌ها فراهم شود. موضوع این است که چرا این ارتباط فراهم نمی‌شود؟

شدت و ضعف دارد. اینکه باید تعامل باشد، درست است، ولی عرض من این است که این دغدغه‌مندی باید وظیفۀ همۀ ما باشد. ما در این دوره کمتر موفق شده‌ایم از ظرفیت های شورای شهر، معاونت فرهنگی شهرداری و سازمان فرهنگی‌تفریحی شهرداری در مسائل مشترکمان استفاده کنیم. شهری که مردمش کتاب‌خوان باشند با هزینۀ کمتری اداره می‌شود؛ البته در درازمدت. اگر انتظار نتایج کوتاه‌مدت در حوزۀ فرهنگی داریم، راه را اشتباه رفته‌ایم. اگر مردم به کتاب‌خوانی عادت کنند، بسیاری از هزینه‌هایی که الان شهرداری‌ها در شهر می‌پردازند، اگر نگوییم به صفر تقلیل پیدا می‌کند، حداقل به مقدار زیادی کاهش می‌یابد. این موضوع مشترک بین ما و کسی است که متولی خدمات شهری است. ما موفق نشدیم جلساتی با این موضوع برگزار کنیم.

 

برنامه‌ای برای ارتباط با مدیریت شهر دارید؟

من دعوت و خواهش کرده‌ام که به ما وقت بدهند. با دوستان شورا هم ارتباط داشتیم و خیلی از آن‌ها را از قبل می‌شناسم. امیدواریم بتوانیم درک متقابلی از هم داشته باشیم و به موضوع مشترکی که دغدغۀ همۀ ماست، بپردازیم. اگر ما به سربلندی مردم و شهر و ارتقا و افزایش فرهنگ شهروندی اعتقاد داریم، یکی از الزمات آن، توجه‌به موضوع کتاب و کتاب‌خوانی است. این باید یک اولویت باشد. وقتی برنامۀ بودجۀ شهر بسته می‌شود، باید من را صدا کنند و بگویند شما به‌عنوان متولی در این حوزه، اگر پیشنهادی داری به شورا بیا. من دوبار درخواست کردم که شورا به من وقت بدهد که بروم در شورا صحبت کنم، ولی تا الان موفق نشده‌ام. این‌ها را چون اصرار کردید که ما متولی هستیم، می‌گویم. گلایه ندارم، ولی سعی کردیم از ظرفیت فعلی استفاده کنیم.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی