کد خبر : 75129
/ 22:16

مبنای اقتصاد مقاومتی اقتصاد دانش بنیان است

حجت‌ا... عبدالملکی می گوید: برای تحقق اقتصاد مقاومتی باید هم زمان چهار جبهۀ علمی، فرهنگی، سیاسی و اجرایی فعال شوند.

مبنای اقتصاد مقاومتی اقتصاد دانش بنیان است

خبرنگار: جزایری

گفتگوی شهرآرا آنلاین /‌ باوجود تأکیدات چندین‌ساله دربارۀ اقتصاد مقاومتی، تاکنون تعداد معدودی به نظریه‌پردازی در این حوزه وارد شده و سعی کرده‌اند مبانی تئوریک این موضوع را برای جامعه و مسئولان تبیین کنند. درمیان این نظریه‌پردازان، یکی از افرادی که زمان زیادی را برای تحقیق دربارۀ اقتصاد مقاومتی گذاشته و در محافل علمی و سخنرانی‌ها سعی کرده است هم مبانی نظری و هم مبانی عملی این مسئله را تبیین کند، دکتر حجت‌ا... عبدالملکی استاد اقتصاد دانشگاه امام‌صادق(ع) است، فردی که تأکید می‌کند بازوی اجرای اقتصاد مقاومتی، مردم هستند و برای اینکه مردم بتوانند در اجرای اقتصاد مقاومتی ایفای نقش کنند دولت باید برای ورود و مشارکت آن‌ها برنامه‌ریزی کند. عبدالملکی گلایه دارد که هنوز برخی افراد مبانی اقتصاد مقاومتی را به‌خوبی متوجه نشده‌اند و آن را با مفاهیمی مانند اقتصاد ریاضتی اشتباه می‌گیرند؛ این در‌حالی است که اقتصاد مقاومتی ریشه در گفتمان انقلاب اسلامی دارد. در مصاحبۀ پیش‌رو، دغدغه‌های عبدالملکی را دربارۀ اقتصاد مقاومتی خواهید خواند.

 

شما همواره تأکید دارید که اقتصاد مقاومتی باید به‌خوبی تبیین و با مفهوم‌های اقتصادی غربی مانند اقتصاد ریاضتی اشتباه گرفته نشود. می‌توانید علت این تأکید را بگویید؟

متأسفانه برخی هنوز معنای اقتصاد مقاومتی را براساس تحلیل غیردقیق تعبیر می‌کنند، اما این سیاست به آن معناست که اقتصاد دربرابر هجمه‌های خارجی و تحریم‌ها مقاوم باشد.

اقتصاد مقاومتی بر این پیش‌فرض بنا می‌شود که دشمنی دشمنان ما به‌ویژه دشمنان غربی دائم ادامه پیدا می‌کند و هرگز تمام نخواهد شد؛ این، پیش‌فرض اقتصاد مقاومتی است. در چنین شرایطی اقتصاد مقاومتی به ما می‌گوید که باید از منابع داخلی حداکثر استفاده را کنیم تا به پیشرفت برسیم. به بیان بهتر شرایطی داریم که بستر اجرای اقتصاد مقاومتی با موانع و محدودیتی مواجه است و مانع‌از تحقق اهداف مکتب اقتصاد اسلامی می‌شود. مکتب اقتصاد اسلامی در ذاتش عنصر مقاومت را دارد، یعنی اگر مکتب به‌خوبی اجرا شود، نظامی که پیش خواهد آمد یک نظام اقتصادی مقاوم خواهد بود. اگر می‌بینیم اقتصاد ما مشکلات اساسی دارد به‌دلیل فاصله‌گرفتن با مکتب اقتصاد اسلامی است.

 

این نگاه خیلی بسته نیست؟ اینکه فقط بخواهیم از منابع خاصی برای تحلیل اقتصاد مقاومتی استفاده کنیم؟

همۀ کشورها در‌راستای تحقق مکتب اقتصادی خود، نظام اقتصادی را به‌گونه‌ای طراحی می‌کنند که از موانع پیش‌ رو بتوانند عبور کنند. این نظام که امروز دربارۀ آن صحبت می‌کنیم ماحصل مکتب اقتصاد اسلامی است، بنابراین ما باید اصل نظام اقتصاد مقاومتی را طراحی و در مرحلۀ دوم آن را اجرا کنیم. مبنای اقتصاد مقاومتی، اقتصاد اسلامی است. متأسفانه برخی اعتقادی به اقتصاد مقاومتی ندارند و باور ندارند که اسلام اقتصاد مربوط به خودش دارد و سعی می‌کنند اقتصاد مقاومتی را با ادبیات لیبرال و ضد‌دینی پیش ببرند.

 

براین‌اساس شما استفاده از مفاهیم غیر‌اسلامی را یکی از موانع تبیین اقتصاد مقاومتی می‌دانید؟

ابتدا باید عرض کنم برای تحقق اقتصاد مقاومتی در عمل، لازم است چند جبهه هم‌زمان و به‌صورت مستمر فعال باشند، که عبارتند از: جبهۀ علمی با هدف تکمیل نظریۀ اقتصاد مقاومتی، به‌ویژه در عرصه‌های کاربردی آن؛ جبهۀ فرهنگی با هدف گفتمان‌سازی و فرهنگ‌سازی اقتصاد مقاومتی و نفی گفتمان اقتصادی لیبرال، غیردینی و ضددینی؛جبهۀ سیاسی با هدف مطالبه‌گری و تواصی به اقتصاد مقاومتی؛ جبهۀ اجرایی با هدف برنامه‌ریزی دقیق و هدفمند و اقدام عملی همۀ اهالی اقتصاد. اولین مقدمه برای اقدام عملی اقتصاد مقاومتی، شناسایی و رفع آسیب‌هایی است که تاکنون در مسیر پیگیری اقتصاد مقاومتی توسط مسئولان وجود داشته است.

 

برخی این تعابیر شما را به «دفاع از اقتصاد بسته» تبیین می‌کنند. شما چه پاسخی دارید؟

استقلال اقتصادی به‌معنای تعامل با جهان از موضع قدرت است و قدرت اقتصادی زمانی حاصل می‌شود که اقتصاد دانش‌بنیان در کشور تقویت شود. برنامه‌ریزی فرهنگی و برنامه‌ریزی اقتصادی، دو عملیات در طراحی نظام اقتصاد مقاومتی است. تقویت فرهنگ جهادی، رکن اساسی برای برنامه‌ریزی فرهنگی و تقویت تولید ملی، رکن مهم برنامه‌ریزی اقتصادی است.

 

برای حل این آسیب‌ها چه باید کرد؟

یکی از این آسیب‌ها عدم درک صحیح مفهوم اقتصاد مقاومتی است. دوم انحراف اقتصاد مقاومتی با مترادف‌قرار‌دادن آن با مفاهیم غیردینی و ضددینی اقتصادی از‌جمله لیبرالیسم است. در کلام برخی افراد، اقتصاد مقاومتی با لیبرالیسم مترادف گرفته می‌شود. در برخی موارد نیز مشاهده می‌شود که مضامین ضدمقاومتی با عنوان اقتصاد مقاومتی مطرح می‌شود، ازجمله اینکه اقتصاد مقاومتی عبارت است از وابستگی به سرمایۀ خارجی؛ اقتصاد مقاومتی عبارت است از استفاده از محصولات خارجی. برای تحقق اقتصاد مقاومتی لازم است به جایگاه و نقش گروه‌ها و اقشار مختلف توجه شود. دو گروه عمده در این‌زمینه عبارتند از: دولت و ملت. به‌تعبیر مقام معظم رهبری، یکی از وظایف اساسی دولت در اقتصاد مقاومتی برنامه‌ریزی است. بی‌شک اولین گام در این مسیر برنامه‌ریزی صحیح است. دولت باید ضمن طراحی برنامه‌های عملیاتی با اهداف کمی و زمان‌بندی‌شده و تعیین عناوین دقیق اقدامات و محل تأمین منابع موردنیاز برای هر اقدام، ابتدا اقدامات مربوط به خود را به‌دقت و باسرعت به مرحلۀ عمل برساند و با نمایش ثمرات آن، فضای روانی مناسب برای عملیات تودۀ ملت را فراهم آورد؛ هرچند ملت و نخبگان نیز می‌بایست منتظر اقدام دولت نمانند، وظایف خود را هم‌زمان و حتی به‌صورت پیش‌دستانه انجام دهند.

رهبر انقلاب تاکنون چندبار روی این موضوع تأکید کرده‌اند که بازوی اجرای اقتصاد مقاومتی، مردم هستند. برای اینکه مردم بتوانند در اجرای اقتصاد مقاومتی ایفای نقش کنند، دولت باید برای ورود و مشارکت آن‌ها برنامه‌ریزی کند. اما دو اشکال در عملکرد دولت وجود دارد؛ یکی اشکالات رویکردی یا مبنایی و دیگری مشکلات عملیاتی.

مردم براساس برنامه‌ای که دولت مشخص می‌کند در پنج‌ حوزه تأثیرگذار هستند و عملیاتی انجام می‌دهند. یکی حوزۀ مصرف است. در این حوزه کاهش مصرف کالاهای خارجی و تجمل‌گرایی مؤثر است. همچنین لازم است مصرف کالاهای داخلی در خانواده‌ها نهادینه شود. دیگری حوزۀ تولید است. هرکسی که توان تولید دارد و صاحب یکی از عوامل اساسی تولید است،‌ عامل تولید را به بهترین نحو در راستای تولید ملی به‌کار بگیرد. در تمام موارد تولید، افزایش بهره‌وری مؤلفۀ اصلی است که باید به آن توجه کرد.

 

شما عنوان می‌کنید که برای اجرای اقتصاد مقاومتی تولید باید تقویت شود، اما تجربه نشان داده این مسئله فقط در حد شعار مانده و برای آن، راهکار عملیاتی واقع‌بینانه ارائه نشده است. روی کاغذ می‌توان از حمایت از تولید گفت، اما شما چه راهکار عملیاتی‌ای دارید؟

به نظر بنده اولین رکن اقتصاد مقاومتی، تقویت اقتصاد دانش‌بنیان است. اقتصاد دانش‌بنیان یعنی اقتصادی که در آن، دانش به‌عنوان یکی از نهادهای اصلی تولید مد‌نظر قرار می‌گیرد.

تجلی دانش در اقتصاد دانش‌بنیان مربوط به دو محور است؛ محور اول بهره‌وری در اقتصاد می‌باشد، زیرا هرجا دانش ورود پیدا می‌کند، فرایندها و مکانیسم‌ها را تقویت می‌کند. محور دوم مربوط به تولید محصولات دانش‌بنیان است، چون در تولید این محصولات از دانش روز و تکنولوژی استفاده می‌شود.

یکی از ارکان اقتصاد مقاومتی تولید ملی است و تولید ملی بدون دانش و اقتصاد دانش‌بنیان موجب پیشرفت نیست، لذا دانش برای تقویت تولید ملی استفاده می‌شود، زیرا بازدهی و قدرت خلق ثروت بالایی دارد. برای تقویت تولید ملی به شش مورد نیاز داریم؛ بازار (تقاضا)، نیروی کار، ایده و ابتکار (که اقتصاد دانش‌بنیان در این مورد تجلی می‌کند و بدون آن تقویت تولید ملی‌امکان پذیر نیست)، سرمایه و مواد اولیه و درنهایت فرهنگ تولید.

همچنین بانک‌ها باید حامی تولید بشوند. ۸۰درصد سرمایۀ فعال در کشور دراختیار نظام بانکی با سود تضمینی است، که به تولید نخواهد رسید و در چرخۀ تولید قرار نگرفته است، زیرا تولید، ریسک و احتمال حذف سرمایه دارد.

برای حمایت از تولید باید وابستگی فعلی کارخانه‌ها به ارز را کاهش دهیم. اگر نهاده‌هایی که برای تولید نیاز است در داخل کشور تولید شود،‌‌ گامی در جهت تقویت تولید ملی است و برای واردات نهاده‌ها نیاز کمتری به ارز خواهد بود، یعنی هم برای خود کالاهای نهایی و هم برای واردات نهاده‌های تولید به ارز کمتری نیاز است و کاهش نیاز کشور به ارز اتفاق می‌افتد. با‌وجود تأثیر تمام عوامل پیش‌گفته در امر تولید، وجود فرهنگ تولید، امری ضروری و شیرازۀ رسیدن به تولید پایدار است. فرهنگ تولید یعنی قلب تک‌تک افراد برای تولید بتپد.

 

این کاهش اتکا به درآمدهای ارزی باید جایگزینی داشته باشد. اگر بر فرض دیگر نخواهیم ارز به واحدهای تولیدی تزریق کنیم، چه راهکار جایگزینی وجود دارد؟

برای این کار باید وابستگی به نفت را کاهش دهیم. وابستگی بسیار زیاد درآمد دولت‌های مختلف به نفت باعث شد تحریم‌های نفتی فشار نسبتاً قابل‌توجهی به اقتصاد ایران وارد کند. اگر اقتصاد ایران بتواند به‌صورت قابل‌توجهی تولید ملی را افزایش دهد،‌‌ بودجۀ دولت تقریباً از نفت جدا می‌شود و درآمدهای دولت ازطریق مالیات‌هایی که مربوط به تولید است تأمین می‌شود. در ایران چند مالیات مهم وجود دارد که به تولید مرتبط هستند، ازجمله مالیات بر درآمد،‌‌ که طبیعتاً مربوط به کسانی می‌شود که درآمدی کسب می‌کنند و بخش زیادی از نیروی کار که در بخش تولید فعال هستند. بنابراین افزایش تولید که باعث افزایش درآمد می‌شود،‌‌ درآمدهای مالیاتی مربوط به درآمد را در کشور افزایش می‌دهد. مالیات بر سود هم به بخش تولید مربوط می‌شود؛ وقتی تولید ملی افزایش پیدا می‌کند مقدار سود بیشتر می‌شود و مالیات بر سود هم افزایش می‌یابد. مالیات بر ارزش‌افزوده نیز درواقع از مصرف‌کننده، اما از کانال تولید گرفته می‌شود،‌‌ یعنی تولیدکننده مبلغی را به قیمت کالا به‌عنوان مالیات بر ارزش‌افزوده اضافه کرده و از مصرف‌کننده اخذ می‌کند و به سازمان مالیاتی، که همان دولت است، پرداخت می‌کند. پس اینجا اگر مقدار تولید افزایش پیدا کند،‌‌ چون مقدار فروش بیشتر می‌شود،‌‌ درآمدهای مالیاتی دولت افزایش پیدا می‌کند.

..........................................

 

روح‌ا... ایزدخواه، کارشناس مسائل اقتصادی:

  • با تزریق تسهیلات شغل ایجاد نمی‌شود

 

تولید، قلب تپندۀ اقتصاد مقاومتی است و هیچ کشور توسعه‌یافته‌ای نیست که تولید در آن کشور، حرف اول را نزند، یعنی توانمندی در اقتصاد امکان‌پذیر نیست، مگر اینکه اول چرخۀ تولید را در کشور راه بیندازیم، زیرا فقط با تجارت، اقتصاد پایدار و توسعه‌یافته نمی‌شود. اگر واقعاً توسعۀ اقتصادی را دنبال می‌کنیم باید ابتدا تولید را سرو‌سامان دهیم.

 

مزیت‌های کشور فعال شوند

اگر به مسئلۀ تولید به‌درستی بپردازیم، اشتغال هم حاصل می‌شود، یعنی در تولید بخش عمدۀ اشتغال پاسخ داده می‌شود، زیرا کشور ما کشور پروژه‌خیزی است و در بخش‌های مختلف اقتصادی مزیت دارد، اما بسیاری از مزیت‌های آن‌ احیا و فعال نشده است. ما با کشورهای صنعتی‌ای که به‌سمت صنعت رفته‌اند فرق می‌کنیم. شاید بتوان گفت اقتصاد صنعتی آن کشورها به‌نوعی اشباع شده است و جای تحرک بیشتری ندارد، اما در کشور ما این‌طور نیست، زیرا در کشور اقتصاد خام‌فروش داریم و بسیاری از محصولات کشاورزی خام‌فروشی می‌شود. معادن نیز قابل تبدیل‌شدن هستند که این خود باعث تولیدهای مضاعف می‌شود.

 

ایجاد زنجیره‌های تولید

در ۲۵‌سال اخیر در توسعۀ اقتصادی بیشتر به‌سمت توسعۀ زیر‌ساخت‌ها یا صنایع بزرگ حرکت کرده‌ایم، یعنی تاکنون سرمایه‌گذاری‌ها در کشور به‌سمت توسعۀ زیر‌ساخت‌ها مانند شهرک‌های صنعتی‌، سدها و زیرساخت‌های مختلف اقتصادی بوده است و یا اینکه صنایع بزرگی مانند پتروشیمی، فولادها و سیمان را در کشور شکل داده‌ایم و به‌سمت توسعۀ زنجیره‌های صنعتی نرفته‌ایم.

در حال حاضر بیش‌از ۴۰۰‌خوشۀ صنعتی در کشور وجود دارد. بایدخوشه‌های صنعتی را هدف بگیریم و توسعۀ نرم‌افزاری دهیم و توانمند کنیم. توسعه با عمران فرق می‌کند؛ وقتی می‌گوییم «توسعۀ صنعتی» منظور شهرک‌سازی و توسعۀ زیربنایی نیست، بلکه منظور توسعۀ نرم‌افزاری است؛ به این معنا که برای مثال نظام همکاری بین انبوه بنگاه‌های کوچکی که در کشور وجود دارند، به‌درستی شکل نگرفته است. ما باید نظام همکاری بین این‌ها را شکل دهیم.این مسئله را در قالب خوشه‌های صنعتی می‌توان مطرح کرد. اگر به این شکل به تولید نگاه کنیم، اشتغال هم حاصل می‌شود، یعنی مسئلۀ تولید و اشتغال دو روی یک سکه هستند و با پرداختن درست به مسئلۀ تولید، مسئلۀ اشتغال هم تا‌حد زیادی حل می‌شود. این دو مسئله جدا از هم نیستند و باهم هم‌پوشانی زیادی دارند.

 

فعالیت‌های نرم‌افزاری تولید

باید نگاهمان را به تولید و توسعه درست کنیم و فعالیت‌های نرم‌افزاری تولید را افزایش دهیم. برای اشتغال‌زایی تاکنون دولت‌ها یک نکتۀ واحد داشتند و آن هم تزریق تسهیلات بانکی بوده است. پول در کشور کم نیست. اگر بیکاری زیاد است به‌خاطر کمبود پول نیست و با تزریق تسهیلات شغل ایجاد نمی‌شود؛ سال‌های سال پول را در دولت‌های مختلف تأمین کردیم و جواب کمی گرفتیم. باید با دید متفاوتی به اشتغال نگاه کرد. اینکه در کل کشور وام بانکی تزریق کنیم، مشکل اشتغال را حل نمی‌کند. باید به‌سمت مسائل نرم‌افزاری رفت و اشتغال را درست تفهیم کرد. مردم می‌توانند مسئلۀ مالی را به هر ترتیب حل کنند، اما تزریق پول فقط باعث می‌شود اصل قضیه و موانع اشتغال و تولید را نبینیم.

 

105229.jpg

 

..........................................

 

دیدگاه یک/ عضو اتاق بازرگانی، ‌عسگر اولادی

  • کاری که مردم می‌توانند انجام دهند، دولت انجام ندهد

 

اقتصاد مقاومتی را مقام معظم رهبری از چندسال پیش مطرح کرده و همواره بر تحقق آن در این سال‌ها تأکید کرده‌اند. موضوعی که باید به آن توجه شود این است که در اقتصاد مقاومتی کشور باید روی پای خود بایستد و نیاز به بیگانه را کاهش دهد و این نخستین مسئله‌ای است که باید در تحقق اقتصاد مقاومتی به آن توجه کنیم. برای تحقق خود‌کفایی باید پنج حوزۀ نیروی کار، کشاورزی، تولید و مصرف و ارز را درنظر بگیریم و برای بی‌نیازی در آن‌ها برنامه‌ریزی کنیم.

 

تقویت تولید و کارآفرینی

یکی از عوامل مؤثر بر تحقق اقتصاد مقاومتی، رسیدن به خودکفایی در حوزۀ کشاورزی است. باید کاری کنیم که در این حوزه وابستگی ما به کشورهای خارجی از بین برود. ایران با داشتن تنوع آب و هوا این بستر را دارد که بتواند در حوزه‌های کاشت گندم، برنج و توسعۀ شیلات و دام‌پروری به خودکفایی برسد و از بیگانگان بی‌نیاز شود. در حوزۀ ارزی هم همین‌طور. باید کاری کنیم که صادرات ما بیشتر از واردات باشد و کالاهایی که می‌توانیم، در داخل تولید کنیم تا دیگر نیاز نباشد از خارج به ایران بیاوریم. تحقق این کار باعث می‌شود از خروج ارز از کشور جلوگیری و منابع کشور صرف توسعۀ زیرساخت‌های مختلف شود. در حوزۀ نیروی انسانی نیز ما کشور جوانی هستیم که باید از این ظرفیت به‌خوبی استفاده کنیم. باید بسترهای رشد و شکوفایی نیروهای انسانی را در داخل با اشتغال‌زایی فراهم کنیم. حمایت از طرح‌های کارآفرینی، یکی از گام‌های مهم در رسیدن به اقتصاد مقاومتی محسوب می‌شود.

 

اقتصاد مقاومتی در حوزۀ مصرف

در حوزۀ مصرف نیز باید تلاش کنیم در بخش‌های خوراک، مسکن، پوشاک و بهداشت خودکفا شویم، یعنی بتوانیم با اتکا به منابع داخلی این نیازهای مردم را تأمین کنیم. همچنین یکی دیگر از ارکان مهم تحقق اقتصاد مقاومتی خوداتکایی در علم است. این یعنی با ایجاد زمینه‌های توسعۀ علمی و اقتصاد دانش‌بنیان که همواره موردتأکید مقام معظم رهبری است، کاری کنیم که خودمان به یک کشور مولد علم و تکنولوژی تبدیل شویم. رسیدن به این مهم موجب می‌شود بیگانگان نتوانند از تکنولوژی‌های علمی به‌عنوان اهرم فشار علیه ما استفاده کنند. رسیدن به خودکفایی، نیازمند شرایط و ابزاری است و نخستین ابزار، کاهش تمرکز حوزۀ دولت در اقتصاد است. کشورهایی چون روسیه و چین چند دهه اقتصاد دولتی را تجربه کرده‌ و در‌نهایت متوجه شده‌اند که این روند موفقیت‌آمیز نیست. ما نیز باید بپذیریم اگر اقتصادمان دولتی باشد کشور استقلال لازم را نخواهد داشت و اقتصاد ما پویایی خود را از دست می‌دهد.

 

حمایت از بخش خصوصی

براین اساس برای تحقق اقتصاد مقاومتی باید تا حد امکان اقتصاد از دولت به مردم منتقل شود. در این راستا باید کاری کنیم که دولت و تصدیگری آن کاهش پیدا کند و اقتصاد تا حد امکان به مردم واگذار شود. صحبت‌های مقام معظم رهبری همان کلام حضرت امام‌(ره) است که فرمودند: «کاری که مردم می‌توانند انجام دهند، دولت انجام ندهد.». در‌این‌میان دولت بیشتر باید به کار نظارت بپردازد و از ورود به مسائل اجرایی خودداری کند.

علاوه‌براین باید بسترهای فعالیت مناسب بخش خصوصی در کشور را فراهم کنیم. مسائلی مثل تورم و گرانی، از مواردی هستند که با افزایش هزینه‌های کارآفرینان و صادرکنندگان، عرصه را بر بخش خصوصی تنگ می‌کنند. براین اساس باید با برنامه‌ریزی دقیق و مناسب کاری کنیم که گرانی و تورم مهار شود تا عرصه برای فعالیت بخش خصوصی فراهم گردد.

..........................................

 

دیدگاه دو / عضو هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران، دکتر علی‌اصغر پورفتح‌ا...

  • اقتصاد درون‌گرای برون‌زا کلید اقتصاد مقاومتی

 

گسترش ابعاد تجاری کشور، نیازمند دستیابی به جهش در حوزه‌های مختلف تجاری و صنعتی است. استفاده از تکنولوژی روز در بخش‌های حمل و نقل، تولید، کنترل، بازاریابی و توزیع مستلزم حجم سنگینی از سرمایه‌گذاری در بخش‌های مختلف است که به مدد اسناد بالادستی در حوزۀ سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی و برنامۀ پنج‌سالۀ ششم توسعه نیز ظهور و بروز یافته است.

تجربۀ محدود همکاری‌های بین‌المللی ایران نیز مسیر روشن‌تری را پیش روی مذاکره‌کنندگان ایران قرار داده است. حرکت از فاینانس پروژه‌ها به سمت سرمایه‌گذاری و پیش‌بینی فروش بخشی از کالاهای تولیدی در خارج از کشور، تعهد به انتقال تکنولوژی و استفاده از ظرفیت‌های بومی، نکات مثبتی است که چکیدۀ چنددهه مشارکت کشورهای تازه‌صنعتی‌شده در همکاری با مشارکت‌های چندملیتی است.

اما چالشی که سال‌ها اقتصاد ایران درگیر آن بوده، گذار از اقتصاد نفتی به اقتصاد غیرنفتی و صادرات‌محور‌شدن حوزه‌های این بخش است.

صادرات غیر‌نفتی به‌ویژه کالاهای صنعتی ضمن ایجاد ارزش افزودۀ بالا، وضعیت اشتغال در جامعۀ جوان ایران را بهبود می‌بخشد و سبب کسب درآمدهای ارزی برای تأمین نیازهای وارداتی در کشور می‌شود و همچنین ضریب تأثیرپذیری کشور از تحولات سیاسی و اقتصادی جهانی را که به‌واسطۀ تکیه بر اقتصاد نفتی به‌وجود می‌آید کاهش می‌دهد؛ به‌ویژه اینکه در تحولات نوین اقتصاد جهانی که به‌سمت حذف همۀ موانع غیرتعرفه‌ای و کاهش تعرفه‌ها حرکت می‌کند، به‌منظور افزایش سهم کشور در اقتصاد جهانی و دستیابی به رشد و توسعۀ اقتصادی پایدار، جهش صادراتی امری الزامی است و عزمی جدی می‌طلبد.

 

تجارت زمینه را برای تقسیم کار اجتماعی فراهم می کند

اقتصاددانان کلاسیک و نئوکلاسیک اهمیت ویژه‌ای برای تجارت خارجی در روند توسعۀ اقتصادی قائل هستند و از آن به مثابۀ موتور رشد اقتصادی نام می‌برند. تجارت خارجی می‌تواند نیاز به صنعتی‌شدن، دانش و تجربۀ لازم برای توسعۀ اقتصادی را فراهم آورد و حربه‌های دسترسی به آن را دراختیار این کشورها قرار دهد. ضمن اینکه تجارت زیربنای اصلی تقسیم کار اجتماعی است.

در جامعه‌ای مبادله گسترش می‌یابد و زمینه برای توسعۀ اقتصادی فراهم می‌شود که در آن، تقسیم کار اجتماعی از شدت و توسعۀ بیشتری برخوردار باشد. به عبارت دیگر تجارت، زمینه را برای تقسیم کار اجتماعی و تقسیم کار اجتماعی، زمینه را برای توسعۀ اقتصادی فراهم می‌کند.

به‌عبارتی اگر کشورها بخواهند به توسعۀ اقتصادی دست یابند، مجبورند در مبادله قرار گیرند و مبادله، اساس تقسیم کار اجتماعی است. بنابراین تجارت باعث می‌شود بنگاه‌های داخلی در سطح گسترده‌ای به عوامل تولید با هزینۀ کمتر دست یابند.

بخش صادرات از‌طریق منافع جانبی حاصله قادر خواهد بود بر بهره‌وری کل عوامل تولید اثر مثبت بگذارد و موجبات افزایش کل تولید اقتصاد را فراهم آورد. در این حال بخش‌های غیرصادراتی نیز به‌طور غیرمستقیم به دو طریق استفاده از خدمات مدیریتی، استراتژی بازاریابی و بهبود تکنولوژی و همچنین توسعۀ حمل و نقل و ارتباطات و خدمات جانبی به‌واسطۀ رشد بخش صادراتی از منافع ناشی از افزایش صادرات بهره می‌برند. غالباً بهره‌وری عوامل صادراتی به‌دلیل استفاده از نیروی کار متخصص‌تر، فناوری برتر و تقویت تحرک عوامل تولید، از بهره‌وری بخش غیرصادراتی بیشتر است.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی