کد خبر : 74978
/ 20:21
گزارشی درباره اردوهای جهادی بچه‌های احمدآباد که مسجد‌الزهرا(س) برگزار می‌کند؛

می‌رویم بسازیم تا ساخته شویم

فروردین سال ۹۴ بود که مرحوم دکتر محمد فقیهی حکم‌آبادی، نخستین جراح چشم مشهد، مسجد الزهرا(س) در بولوار احمدآباد را به مشهدی‌ها هدیه کرد و این مسجد زیبا افتتاح شد...

می‌رویم بسازیم تا ساخته شویم

خبرنگار: پرند

شهرآرا آنلاین / فضای بزرگ مسجد این امکان را فراهم می‌ساخت که بخش‌های مختلفی در آن فعال شود. در این بین، تعدادی از بچه‌ محل‌های فعال احمدآباد به سراغ داماد دکتر فقیهی، آقای بهرام‌پوری رفتند. کسی که نقش مهمی در ساخت مسجد الزهرا(س) داشت. آن جوان‌ها با همراهی خانواده دکتر فقیهی، دفتر بسیج مسجد را به راه انداختند و برنامه‌های خود را همزمان با افتتاح مسجد، شروع کردند. مهم‌ترین برنامه آن‌ها برگزاری اردوهای جهادی برای جوانان و نوجوانان محله احمدآباد بود که از همان سال ۹۴ اجرا شد. اردوهایی که در مساجد محدوده احمدآباد برگزار نمی‌شد و کسی بانی اجرای آن نبود. اما حالا دوسال از برپایی این اردوها می‌گذرد و مشارکت‌کنندگان در این طرح جوانانی از بچه محله‌های احمدآباد، فلسطین، سناباد و کلاهدوز هستند که حاضرند چندین روز از زندگی شهری و فضای مجازی و تمام رفاهیات آن دل بکنند و به روستاهای حاشیه مشهد بروند و برای مردم آن‌جا فعالیت‌های عمرانی، فرهنگی و بهداشتی انجام دهند. این اردوها را باید بهترین و سالم‌ترین تفریح و فعالیت برای این نوجوانان دانست. 

برای آشنایی با این گروه جهادی جوان، به مسجد الزهرا(س) رفته‌ایم و پای صحبت‌های چندتن از اعضای اصلی‌اش نشستیم. با ما همراه باشید. 

..........................................

 

بعد از نماز مغرب و عشا در مسجد الزهرا(س) قرار مصاحبه را می‌گذاریم. سیدعلی نعیمی مسئول بسیج مسجد که خود بچه محل فلسطین است، تا رسیدن دیگر بچه‌های مشارکت‌کننده در اردوهای جهادی، صحبت را آغاز می‌کند. او ابتدا درباره دوسرفصل اصلی برنامه‌های بسیج مسجد می‌گوید: ما در ولادت‌ها، وفات و شهادت، با استفاده از فضای بیرون مسجد، مراسم برپا می‌کنیم. اما در فصل تابستان، فرصت خوبی است تا برای پرکردن اوقات فراغت بچه‌های محل، اردوهای جهادی برگزار ‌کنیم. هم برای بچه‌های احمدآباد و هم محله‌های مجاور مانند فلسطین، سناباد و کلاهدوز. این بچه‌ها را جمع‌آوری و سازماندهی و به مناطق محروم حاشیه شهر مشهد اعزام می‌کنیم. در این مناطق نیز بچه‌ها در عرصه‌های سازندگی، عمران، رنگ‌آمیزی، فرهنگی و بهداشتی فعالیت می‌کنند. 

 

بهداشت؛ بیشترین مشکل روستاهای حاشیه مشهد

مسئول بسیج مسجد الزهرا(س) عنوان می‌کند: در روستاهای موردنظرمان که در بخش رضویه و در جاده سرخس و میامی واقع شده است، عرصه‌ای را برای ساخت و ساز و عمران پیدا می‌کنیم. مثلا مدرسه‌ای که مدیر آن وسایل رنگ‌آمیزی مدرسه را خریده اما نیرو برای انجام این کار ندارد. ما بسیج می‌شویم و کار رنگ‌آمیزی مدرسه را به‌انجام می‌رسانیم. 

به‌گفته او بیشترین مشکلات روستاهای حاشیه شهر مشهد، وضعیت بهداشتی، ضعف فرهنگی و مسائل عمرانی و مالی است. نعیمی یادآوری می‌کند که بچه‌های جهادگر مسجد الزهرا(س) بیشتر مهندس عمران و معمار هستند و در زمینه پزشکی نیرو ندارند؛ بنابراین با خانه‌های بهداشت یا پزشکان رایزنی می‌کنند و زمان خاصی را برای ویزیت رایگان درنظر می‌گیرند. 

او اضافه می‌کند: در بحث عمرانی، رنگ‌آمیزی مدارس و ساخت خانه‌های نیازمندان و ساخت مساجد را به انجام می‌رسانیم. درواقع چندین گروه جهادی پشت سر هم می‌رویم و این اقدام‌ها را انجام می‌دهیم. مصالح و نقشه‌های ساخت و ساز را دهیاری‌ و فرمانداری‌های همان مناطق در اختیارمان می‌گذارند و بچه‌های جهادگر شروع به ساخت و ساز می‌کنند.

 

104959.jpg

 

تازه‌واردها به دنبال برنامه‌های سال آینده

مسئول بسیج مسجد الزهرا(س) درباره تعداد مشارکت‌کنندگان مسجد در اردوهای جهادی می‌گوید که پارسال ۴۰نفر بوده‌اند و امسال این عدد به ۶۰ رسیده است. 

اما شرایط شرکت‌کنندگان در برنامه‌های جهادی چیست. نعیمی در این‌باره می‌گوید: رده سنی خاصی نداریم والبته بیشتر مشارکت‌کنندگان ما جوانان و نوجوانانی در رده سنی ۱۵ تا ۲۵سال هستند. 

او با بیان اینکه در یک دوره حضور در روستاها، هفت تا ده‌روز در آن مکان مستقر هستند، می‌گوید: باتوجه به اقلیم روستاها، اهالی با ما همکاری می‌کنند. در بعضی روستاها اقدامات ما برای اهالی اهمیتی ندارد و در بعضی مناطق همه با ما همکاری می‌کنند و خودشان هم برای ساخت و ساز وارد کار می‌شوند. 

نعیمی حس و حال خودش را از اجرای برنامه‌های جهادی اینگونه عنوان می‌کند: برگزاری این اردوها برای ما خیلی ارزشمند است. اینکه بتوانیم هرسال آن را اجرا کنیم. در این بین، شاهد هستیم که افراد جدید آنچنان برای حضور تشویق می‌شوند که به‌دنبال برنامه‌های سال آینده هم هستند. 

 

شادی بچه‌های روستا

یکی دیگر از بچه‌های جهادی مسجد، نوید مؤمنی است. او لیسانس عمران دارد و بچه محل ناصرخسرو و از دوستان قدیمی آقای نعیمی است. دلیل حضورش در برنامه‌های مسجد نیز همین دوستی است. او مسئول سازندگی اردوهاست و یک‌سالی است که به دلیل رفتن به سربازی کمتر فعالیت داشته است. در این میان، متوجه می‌شویم که بیشتر بچه‌های اردوهای جهادی از قدیم باهم دوست بوده‌اند و همین نخ دوستی آن‌ها را کنار هم در این اردوها نشانده است. 

باتوجه به اینکه لیسانس عمران دارد، از اودرباره معماری خانه‌هایی که می‌سازند، می‌پرسیم و می‌گوید: نقشه‌های مهندسی خانه را دهیاری یا فرمانداری باتوجه به نیاز خانواده‌های روستا دراختیارمان می‌گذارد. معمولا خانه‌های ۶۰متری است که البته خانه اهالی باتوجه به مشاغل آن‌ها با معماری متفاوتی از یکدیگر ساخته می‌شود. مثلا منزل روحانی، معمولا نزدیک به مسجد و در مساحت کوچک‌تر و ساده است. اما منزل اهالی با امکانات بیشتر و بزرگ‌تر ساخته می‌شود. 

مؤمنی خاطره خاصی در ذهن ندارد. فقط به یاد بچه‌های کوچک روستا می‌افتد که به‌‌قول او شلوغ‌کار هستند. می‌خندد و می‌گوید: این بچه‌ها اینقدر از حضور ما شوق و ذوق دارند که دائم در دست و پای ما هستند و البته این حضورشان برای آن‌‌ها خطرناک هم هست؛ چون ما در حال کارهای عمرانی هستیم و مجبوریم خیلی مراقب باشیم تا اتفاقی نیفتد. 

 

104958.jpg

 

خودسازی، مهم‌ترین دستاورد اردوهای جهادی

نعیمی دوباره سر حرف را پیش می‌گیرد و درباره همان حس و حال بچه‌ها از شرکت در این برنامه‌ها می‌گوید: در اردوهای جهادی، خودسازی مهم‌ترین نکته است. فرد بالغی که در شهر تمامی امکانات را دارد، بلند می‌شوند و به منطقه ضعیفی می‌رود که از پدر و مادر و فضای مجازی و بازی دور است. خوب، همینکه به جامعه و افراد محروم خدمت می‌‌کند، موجب خودسازی او می‌شود. برای ما هم این خودسازی با چندبار رفتن روی داده است. آنقدر می‌رویم تا ضعف‌های اجتماعی‌مان را برطرف کنیم. 

 

ماکارونی‌ای که اهالی هم آن را نخوردند!

در همین جمع کوچک، فضای شادی بین بچه‌های جهادگر وجود دارد. دوستی قدیمی جای خودش را دارد اما آنچه آن‌ها را به‌هم نزدیک کرده است همان خدمت مشترک و همدلی است. یوسف حسن‌زاده سرپرست اردوهای جهادی است و عهده‌دار کارهای پشتیبانی. او نیز بچه محله احمدآباد است. دوستانش اصرار زیادی دارند که ماجرای ماکارونی‌های شفته‌شده را تعریف کند و سرانجام او شروع به صحبت می‌کند. می‌گوید: روز اول حضورمان در منطقه بود و قرار بود برای ناهار ماکارونی درست کنم. پیش از این ماکارونی درست کرده بودم اما برای تعداد زیاد نه. خوب امکانات آن‌جا کم بود. می‌پرسیم ماکارونی‌ها کم آمد. می‌خندد و از آن سمت، دوستانش می‌گویند نه شبیه برنج شفته شد. خنده‌ها بالا می‌گیرد و آقای نعیمی می‌گوید: کمی از ماکارونی باقی مانده بود و می‌خواستیم برای اینکه اسراف نشود، آن را به اهالی روستا بدهیم. ولی آن را از ما قبول نکردند. می‌گفتند: اگر این‌ها را جلوی مر‌غ‌هایمان بریزم، می‌میرند چه برسد که خودمان بخوریم. 

دوباره همه‌شان می‌زنند زیر خنده. خود آقای حسن‌زاده هم می‌گوید: بعد از این ماجرا، اهالی روستا برای پختن غذا به کمک ما می‌آمدند. 

 

104957.jpg

 

می‌سازیم تا ساخته شویم

یک‌نفر دیگر نیز به جمع ما می‌پیوندد. مجتبی عیدی‌پور که در پشتیبانی اردوهای جهادی فعال است. او شعار اصلی اردوهای جهادی را «ما می‌رویم بسازیم تا ساخته شویم» عنوان می‌کند و می‌گوید: بچه‌های بالاشهر با رفتن به مناطق محروم، قدر زندگی‌شان را می‌فهمند. می‌بییند که در بعضی روستاها مردم حتی آب آشامیدن هم ندارند و باید مسافت زیادی را برای به‌دست‌آوردن آب طی کنند. 

نعیمی هم در ادامه صحبت او می‌گوید: در این اردوها نوجوانان و جوانان یاد می‌گیرند که با تقسیم‌بندی کارها آشنا ‌شوند. از طرفی وقتی خسته می‌شوند یا بی‌حوصله، چندتن از شوخ‌های گروه یا طنزها، با شوخی و خنده بچه‌ها را سر حال می‌آورند.

 

تلگرام دردسرساز

مسئول بسیج مسجد الزهرا(س) می‌گوید که سعی دارند نیروهای جوان خانه‌های احمدآباد را به این برنامه‌ها جذب کنند. او می‌گوید: دوست داریم بچه‌ها با حضور در مناطق محروم و ارتباط‌گرفتن با خانواده روستائیان و هم‌سن و سال‌های خوشان، دغدغه‌های مردم روستا را هم ببینند.همچنین خانواده‌ها هم می توانند در مناطق حضور پیدا کنند و از نزدیک فعالیت بچه‌های خود را ببیند. 

از آن‌ها می‌خواهیم از بچه‌های دیگر که در جمع حضور ندارند برای ما چیزی بگویند که آقای نعیمی با گفتن خاطره‌ای شاد، گفتگو را به‌پایان می‌رساند. تعریف می‌‌کند: ما دواوستا بنا داشتیم به نام آقایان مشفق و صوفی. سجاد عبادی خیلی شوخ‌طبع و پر انرژی است و این‌ بندگان خدا را خیلی اذیت می‌کرد. یک‌شب اینترنت گوشی‌اش را روشن کرده بود و دائم صدای تلگرامش بلند بود. از این طرف اوستا بناها خواب بودند و خسته و دائم بیدار می‌شدند و به بچه‌ها تذکر می‌دادند. بچه‌ها هم هی خودشان را به خواب می‌زدند و اوستاها را اذیت می‌کردند و دوباره می‌خوابیدند. 

او می‌گوید: علی‌رضا ذبیحی هم خیلی انرژی دارد و ۲۴ساعته مثل فرفره می‌چرخد و بچه‌ها را سر حال می‌آورد.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی