کد خبر : 74972
/ 08:24
دکتر علی‌اکبر کریمی

آیا اقتصاد مقاومتی همان وطن‌دوستی در اقتصاد است؟

آیا اقتصاد مقاومتی همان وطن‌دوستی در اقتصاد است؟

شاید درمیان بزرگان تاریخ این سرزمین، کمتر کسی را سراغ داشته باشیم که عِرق میهن‌دوستی و وطن‌گرایی در گفتار و رفتار و عملکرد او وجود نداشته باشد.
از ایرانیان باستان نظیر کوروش و داریوش و رستم گرفته تا ائمۀ معصوم(علیهم السلام) و درمیان فقها و مراجع بزرگ قرن‌های ماضی از میرزای شیرازی، سیدحسن مدرس‌، آخوند خراسانی‌ و آقانجفی‌ها گرفته تا بزرگان و دانشمندان اخلاق و اقتصاد نظیر سیدجمال و امیرکبیر و عالی‌نسب(رحمه‌ا... علیهم) تا پیر جماران رهبر کبیر انقلاب اسلامی تا امام خامنه‌ای، سکان‌دار امروز جامعۀ اسلامی، که همگی ندای استقلال وطن و رفع وابستگی به بیگانه را سر داده‌اند.
در‌واقع اقتصاد مقاومتی مبتنی‌بر اقتدار اقتصادی سرزمینمان ایران مبتنی‌بر این تاریخچه و سابقۀ کهن ملی و دینی است.
با همۀ این اوصاف اما اکنون نه مسئولان و دولتمردان عزیز و نه علما و حتی برخی مراجع و نه مردم نجیب و وطن‌دوست ایران‌زمین هیچ یک به نظر نمی‌رسد که چونان اسلاف صالح و دلسوز و متدین و متعهد خود برای آیندۀ اقتصادی این سرزمین حساس و دغدغه‌مند باشند.
بزرگانی که ذکر کردیم هم در مقام سخن و هم در موضع‌گیری‌ها و هم در صحنۀ زندگی شخصی و هم مسئولیت‌های اجتماعی و سیاسی خویش، پرچم‌دار وطن‌گرایی و حب میهن بوده‌اند.
یکی از اشکالات کنونیِ همۀ ما این است که گذشته و تاریخچۀ عظیم و کهن و عبرت‌آمیز و پربار خود را فراموش کرده‌ایم و فکر می‌کنیم از قدیم تاکنون وضع به همین منوال بوده‌ است و این خارجی‌ها بوده‌اند که با ویژگی‌های ممتاز اقلیمی و وراثتی و به‌اصطلاح امروزی با «ژن‌های خوب» و برگزیده و اصیل، هماره بر ایرانی جماعت تفوق و برتری داشتند و ایرانی به پای خارجی و به‌ویژه اروپایی و آمریکایی ابداً نخواهد رسید.
شاید این جملات وصف حال خیلی از مردم و مسئولان و نخبگان و علمای امروز ما باشد، اما آیا واقعاً چنین است و تا ابدالدهر وضعیت به همین شکل است؟ آیا راه اصلاح مسیر و استقلال از بیگانه و برتری بر او و اقتدار ایران اسلامی وجود ندارد؟ پیشنهاد می‌کنم بقیۀ قصه (بخوانید بقیۀ غصه) را در داستان‌ تاریخی امیرکبیر به نقل از مرحوم آقای هاشمی‌رفسنجانی به گوش سپارید:
امیرکبیر در عین اینکه کشور ایران را به راه صنعت ماشینی هدایت می‌کرد، مساعی فراوانی هم برای توسعه و تکمیل صنایع دستی مبذول می‌داشت مثلا قبل از امیر لباس سربازها را از ماهوت‌های انگلیسی تهیه می‌کردند، امیرکبیر برای رشد و توسعۀ صنایع داخلی دستور داد که لباس نظامیان از شال چوخای پشمین مازندرانی تهیه شود و این اقدام سبب شد که شال‌های مازندرانی توسعه و تکامل بی‌سابقه‌ای پیدا کنند.
شال‌های دستی کرمانی در زمان امیرکبیر و به تشویق او به‌قدری عالی بافته می‌شد که با شال‌های کشمیری رقابت می‌کرد و لذا معروف به شال امیری شد (همان، ص١٠٠). قبل از امیر سردوشی نظامیان را از اتریش می‌آوردند.
یک روز یک سردوشی قشنگ و جالب که توسط خانمی ایرانی دوخته شده بود نظر امیر را جلب کرد و دستور داد که امتیاز تهیۀ سردوشی را برای مدت پنج سال به او واگذار کنند و برای او کارگاه و ابزار کار ایجاد شود و شاگردان زیادی در خدمت او بگمارند تا تعداد سردوشی مورد احتیاج ارتش را تهیه کند (روزنامۀ اتفاقیه، شماره٢، به نقل از هاشمی ص١٠٠).
امیر معتقد بود این خیانت به ملت و کشور است که چیزهایی که ممکن است در داخل کشور ساخته شود از خارج وارد گردد‌... راستی اگر این سیاست صد‌در‌صد ملی، چند سال بعد از امیر ادامه یافته بود اکنون کشور ما بازار محصولات و مصنوعات بنجل کشورهای دیگر نبود و ثروت ما سیل‌وار به طرف خارج نمی‌رفت.
به این عبارت از آیت‌ا... سیدحسن مدرس (نمایندۀ پنج دورۀ مجلس شورای ملی) نیز توجه کنید: «کلیۀ مستخدمین دولت باید لباس آن‌ها از پارچه‌های ایرانی باشد. از متخلفین از این ماده، صدی بیست حقوق کسر خواهد شد، مادام که متلبس به آن لباس باشد.». کسی چنین قانونی را وضع می‌کند که ملتزم به این امر بوده و به قول خودش استفاده از لباس‌ها و دیگر کالاهای وطنی از بدو تولد برایش شروع شده‌ است.
این‌ها را که می‌خوانیم تازه درمی‌یابیم که مسئلۀ امروز ما که عبارت است از ضعف اقتصادی کشور و وابستگی به بیگانه و خارج، مسئلۀ تازه‌ای نیست؛ از قرن‌ها پیش این مسئله پیش روی سیاستمداران و علمای ما وجود داشته‌ است و آن‌ها چارۀ کار را از درون یافته‌اند و نه از بیرون.
همان نسخه‌ای که امروز «اقتصاد مقاومتی» نام گرفته‌ است. البته تنها نامش بر زبان آورده می‌شود، ولی از عمل و اقدام به آن خبری نیست.
همین روزهاست که می‌خوانیم با کمال تأسف فرانسوی‌ها بار دیگر بر بازار نفت و خودرو و حمل‌ونقل و خرده‌فروشی‌های ما سیطره زده‌اند و اخیراً مدیر یک هایپرمارکت فرانسوی از اعلام حضور در بندر ماهشهر خوزستان برای حدود ٢۵‌سال در زمینۀ افتتاح سوپرمارکت و تسلط بر خرده‌فروشی‌ها خبر داده‌ است. به‌راستی مگر ما خودمان نمی‌توانیم؟!
 
کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی