کد خبر : 74933
/ 08:24
محمد جعفری نژاد

مقصر کیست؟

مقصر کیست؟

به نظر می‌رسد کسی نباشد که منکر وضعیت نامناسب اقتصادی کشور به‌خصوص در مسئلۀ اشتغال و رکود باشد؛ چراکه درک این وضعیت نامناسب نیاز به سواد و اطلاعات و... ندارد و هرکس چند روزی را میان عامۀ مردم سر کند و با واقعیت‌های زندگی مردم درگیر باشد می‌تواند به این نتیجه برسد. بسیاری از اوقات به این مسئله فکر می‌کنم به اینکه به‌راستی مقصر اصلی وضعیت به‌وجود‌آمده در کشور به‌خصوص در حوزۀ اقتصادی چه کسی است. چه عاملی باعث شده که اقتصاد کشور با تغییر و تحولات فراوان هم نتواند راهی را که باید طی کند و به آن ثبات و رشدی برسد که دیگر دغدغه‌های معیشتی، دغدغۀ اصلی مردم و مسئولان (متناسب با آنچه رهبر معظم انقلاب در مراسم تنفیذ حکم رئیس‌جمهور فرمودند) نباشد؟
هرچند این سؤال ممکن است ساده به نظر برسد، پاسخ به آن چندان ساده نیست. به نظر می‌رسد پاسخ به این سؤال، عمیق‌تری از این باشد که بگوییم مسئولان و تصمیم‌گیران مقصر اصلی هستند، و درواقع علت و معلول‌های فراوانی دارد. باید کندوکاو کرد تا به علت‌العلل رسید. حتی اگر بگوییم مسائل اجتماعی دارای علت‌های فراوانی است و تک‌علتی را نمی‌توان به‌عنوان علت‌العلل معرفی کرد (که به نظر حرف درستی هم هست) حداقل علت‌العللی را می‌توان یافت که دست‌کم درصد شایان‌توجهی از مشکلات به آن برگردد.
به نظر باید پاسخ به سؤال را در دو سطح فردی و اجتماعی بررسی کرد. اجازه دهید مثالی بزنم. مثالی که خودم بارها و بارها آن را تجربه کرده‌ام. اگر پس‌از امتحان پایان‌ ترم از دانشجوهایی که در دانشگاه هستند نمره‌شان در درسی خاص را سؤال کنید با دو گروه مواجه خواهید شد. عده‌ای که سرشان را بالا می‌گیرند و می‌گویند ٢٠ شدم یا ١٩ شدم و ١٨ شدم و یا نمراتی ازاین‌دست، و عده‌ای که کمی عصبانی و ناراحت می‌شوند و می‌گویند استاد به من ١٢ داد، ١٠ داد، مرا انداخت (منظور نمرۀ کمتر از ١٠ است). اگر کمی دقت کنید می‌بینید آنجا که موفقیتی حاصل‌شده فرد نمره را خودش گرفته و آنجا که شکستی اتفاق افتاده، دیگری مقصر بوده است. در مسئله‌ای مثل بازی فوتبال هم بسیار اتفاق می‌افتد. در کنفرانس خبری بعد‌از بازی، سرمربی تیم برنده فعالیت و بازی خوب بازیکنانش را عامل پیروزی می‌داند، اما سرمربی تیم بازنده داور و اشتباهات داوری را مسئول باخت می‌داند. مثال‌هایی ازاین‌دست فراوان است. فروشنده‌ای که کم‌فروشی می‌کند یا جنس تقلبی می‌دهد، از فساد اقتصادی مسئولان می‌گوید و استاد، کارگر، کارمند و‌... که کارشان را درست انجام نمی‌دهند از کم‌کاری مسئولان شاکی هستند. این دور به همین‌جا ختم نمی‌شود. در بعد اجتماعی وقتی به مسئولان می‌رسید و به آن‌ها می‌گویید که مردم، شما را مقصر اصلی وضع موجود می‌دانند، می‌گویند مقصر اصلی دولت یا دولت‌های قبل هستند، سایر قوا نمی‌گذارند ما کارکنیم، دست‌های پنهان سایر نهادها و ارگان‌ها در کار است ‌و... برای مثال عامل به‌وجود‌آمدن برخی از مشکلات اقتصادی‌، بارها و بارها از‌‌جانب کارشناسان مختلف مسائل و مشکلات ساختاری داخلی و مدیریتی اقتصاد عنوان شد، اما مسئولان ریشۀ آن‌ها را در تحریم‌ها و دخالت‌های بیگانگان تحلیل کردند. سال‌ها وقت کشور به مذاکره گذشت و اقتصاد معطل مذاکرات و نتیجۀ آن‌ها بود و هنوز هم که هنوز هست حاصلی به دست نیامده و اقتصاد کماکان معطل است. وقتی هم به وزیر صنعت می‌رسیم و می‌گوییم چرا مطالبات تولیدکنندگان پاسخ داده نمی‌شود جواب می‌شنویم که باید از خارج مدیر وارد کنیم! به نظر می‌رسد اگر به‌دنبال کشف مقصر اصلی وضعیت موجود هستیم، باید آن را در خودمان جستجو کنیم. روحیۀ «دیگر‌مقصری» ما باعث شده است که هیچ‌گاه نتوانیم ضعف‌هایمان را ببینیم و برای رفعشان از ظرفیت‌های خود استفاده کنیم. طلبکاری‌های شدید، احساس نارضایتی‌های فراوان و‌... هم معلول همین روحیه است که همیشه ما خوبیم و دیگران بد و مقصر. البته پذیرش این مسئله به‌هیچ‌عنوان به‌معنای تبرئۀ مسئولان نیست؛ چراکه به نظر می‌رسد آن‌ها هم گرفتار همین مشکل‌ هستند و تا‌زمانی‌که برای آن درمانی نیابند مسائل کلان حل نخواهد شد. در‌ثانی هرکس قدرت و اختیاراتی دارد و متناسب با آن‌ها، مسئولیت و وظیفه‌ای. پس مشخصاً سهم آن‌ها از مشکلات هم بیشتر است و باید عزمی جدی‌تر داشته باشند. اما اگر بخواهیم به لایه‌های عمیق‌تر مشکل رجوع کنیم باید هرکدام از ما دست روی عملکرد خودمان بگذاریم و به این فکر کنیم که اگر هرکدام از ما به وظیفه‌اش خوب عمل کند، آیا واقعاً بسیاری از مشکلات حل نخواهد شد؟
 
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی