کد خبر : 74932
/ 23:18
گفتگو با محمد جهان‌پا که معتقد است: «مشهد دوست‌داشتنی» اتفاق خوبی در تئاتر بود؛

نمایش تئاتر تمرین گفتمان هنر است

این روزها تئاتر مشهد به‌همت هنرمندان و پیش‌کسوتان هنر، روزهای پربار و خوبی را پشت سر می‌گذارد و ما شاهد نمایش‌هایی هستیم که به ذائقۀ عموم بسیار نزدیک است.

نمایش تئاتر تمرین گفتمان هنر است

خبرنگار: حمیده وحیدی

گفتگوی شهرآرا آنلاین / این روزها تئاتر مشهد به‌همت هنرمندان و پیش‌کسوتان هنر، روزهای پربار و خوبی را پشت سر می‌گذارد و ما شاهد نمایش‌هایی هستیم که به ذائقۀ عموم بسیار نزدیک است. ازطرفی برپایی شهرک «مشهد دوست‌داشتنی» که یکی از ایده‌های خلاق شهری است، فضای خوبی برای تجربه و لذت‌بردن از سنت‌های خاص مشهدی‌ها فراهم کرده است. به همین بهانه با محمد بهاران بازیگر و کارگردان تئاتر، حمیدرضا سهیلی نویسندۀ کتاب صد سال تئاتر مشهد و محمد جهان‌پا کارگردان تئاتر گفتگو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

 

آقای جهان‌پا، فضای تئاتر و حاشیه‌های پرداخته‌شده به آن را در چند سال اخیر چطور ارزیابی می‌کنید؟

این روزها تئاتر مشهد به لطف خدا روزهای خوبی را پشت سر می‌گذارد، اما نکته مهمی که نباید از آن غافل شد، این است که چه کسانی و با چه تلاش‌هایی این روزهای خوب را رقم زده‌اند. وقتی از بطن ماجرا به این فرایند نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم طیف وسیعی از هنرمندان دلسوز و با‌انگیزه، بدون اینکه به حمایت مسئولان امیدوار باشند، با پشتکار و همدلی تلاش کردند و توانستند در تاریخ تئاتر تحولی ایجاد کنند. هنرمندان تئاتر این روزها کاملا به‌طور مستقل وارد کار شده‌اند و کارگردانان هیچ چشمداشتی به کمک مسئولان ندارند، چرا‌که تجربه ثابت کرده است باید از ابتدا تا انتهای کار را به‌صورت خود‌گردان اداره کرد. آن‌هایی که باید گوشه‌ای از مسئولیت سنگین هنری را بر دوش بگیرند در خواب فرورفته‌اند و متأسفانه حتی فضاهای شهری نمایشی که مسئولان در خدمت هنرمندان قرار می‌دهند، امکانات مورد‌نیاز متوسط را دارا نیست. سیستم گرمایشی و سرمایشی سالن تئاتر مشهد اصلا مناسب نیست، همچنین از لحاظ امکانات سخت‌افزاری به امکانات روز مجهز نیستیم. این ضعف بزرگی برای کلان‌شهری همچون مشهد است که سالانه چندین میلیون جمعیت به آن رفت‌وآمد دارند. البته مشکلاتی که هنرمندان تئاتر با آن درگیر هستند صرفاً به تجهیزات برنمی‌گردد، بلکه ما در بخش‌های ارتباطی نیز توقعاتی داشتیم که برآورده نشد. در این مدت نشست‌های خوبی بین اهالی تئاتر کشور و مشهد برگزار نشده است تا از جدیدترین دستاوردها و تجربۀ اساتید بزرگ بهره‌مند شویم و هر آنچه از ارتباط و خبر وجود دارد، به لطف فضای مجازی و دنیای اینترنتی است. این توقع از دست‌اندرکاران انجمن نمایشی می‌رفت که نشستی برای ملاقات بین اساتید و اهالی تئاتر کشور ترتیب دهند.

 

تا چه اندازه معتقدید با تمام کاستی‌ها و عدم‌حمایت صحیح مسئولان نمایش‌ها دارای غنای ادبی مناسب در جذب حداکثری مردم هستند؟

اگر بخواهیم منصفانه صحبت کنیم، باید بگوییم این روزها تنوع نمایش در صحنه بسیار خوب است، یعنی شما با ذائقه‌های مختلف می‌توانید نمایش‌های متفاوتی را انتخاب کنید، اما به‌طور‌خاص در کل کشور با آسیبی به نام متون نگارشی نمایش‌نامه روبه‌رو هستیم، یعنی نویسنده‌هایمان به‌شدت کم هستند و با گذشت سال‌ها نتوانسته‌ایم تعداد زیادی نویسنده تربیت کنیم. این روزها تعداد نویسندگان ما به انگشتان یک دست هم نمی‌رسند. آن‌ها که توانمندتر هستند، اغلب به پایتخت مهاجرت کرده‌اند؛ بنابراین اکثر متن‌های نمایشی ما از متون خارجی است. گاهی نیز از متن‌های نویسندگان شهرهای دیگر یا افراد معروف پایتخت وام می‌گیریم. البته از دامن‌گیر‌شدن تحصیلات آکادمیک در حوزۀ تئاتر نیز نمی‌توان غافل شد. افراد بسیاری سال‌ها از عمر خود را صرف تحصیل در این رشته می‌کنند، اما به‌دلیل نبود زمینۀ فعالیت در عرصۀ تئاتر، دچار سرخوردگی می‌شوند. در طول ۱۰‌سال گذشته متأسفانه از برگزاری نشست‌های تخصصی مستمر که تمرینی برای گفتمان هنری است، غافل بوده‌ایم. این نشست‌ها جدا از ورک‌شاپ‌های تخصصی است که گاه‌به‌گاه برگزار می‌شود. با تمام این کاستی‌ها وقتی کارنامۀ تئاتر خراسان را از دهۀ‌۸۰ تا به امروز، ورق بزنید باز هم با روزهای درخشانی روبه‌رو می‌شویم که کسب رتبه‌های برتر در جشنوارۀ تئاتر فجر، از نمونه‌های بارز آن است، کاری که کاملا حاصل تلاش بچه‌های تئاتر است. تأکید می‌کنم که این پشتکار و طبع بلند هنرمندان نباید باعث خواب‌آلودگی مسئولان ما شود. همگی می‌دانیم نمایش و تئاتر با سینما متفاوت است و نمی‌توان به‌آسانی برای آن اسپانسر و حامی مالی تأمین کرد. تئاتر هنری است که باید رسیدگی شود، چراکه از نظر مالی کم‌برخوردار است. امیدوارم روزی برسد که بتوانیم از لحاظ اقتصادی و سخت‌افزاری، شادی را برای این هنر ارزشمند به ارمغان بیاوریم.

 

اگر در گذشته، کار ویژۀ شهرداری در زمینۀ فعالیت‌های عمرانی بود، امروز فعالیت‌های فرهنگی جزو دستورکارهای اصلی شهرداری شده است. فکر می‌کنید شهرداری مشهد در انجام رسالت خود چه مسیری را پیموده است و چه راه‌هایی در پیش رو دارد؟

با مدیریت جدید در معاونت فرهنگی شهرداری، اتفاقات بسیار خوبی در این سال‌ها رقم خورد. اجرای نمایش‌های خیابانی، گونه‌ای بسیار تأثیرگذار از نمایش در تمام دنیاست که خاستگاه آن میادین، خیابان‌ها و حتی چهارراه ها هستند. این مکان‌ها محل عبورومرور مردمی عادی است که هریک دغدغۀ متفاوت و زندگی خاص خود را دارند و چه‌بسا سال‌های سال هیچ نمایشی را روی صحنه ندیده‌اند. این‌گونه از نمایش‌ها با کمترین تجهیزات در فضایی ساده می‌تواند در‌زمینۀ فرهنگ شهروندی اثرگذار باشد. در مشهد نیز در ایام خاص به‌ویژه نوروز و دهۀ فجر نمایش‌های خوبی تولید و اجرا می‌شود که متولی آن شهرداری بوده است. در تقسیم‌بندی کار در کشور، ادارۀ ارشاد اسلامی سیاست‌گذار و تأمین‌کنندۀ فضای حرفه‌ای تئاتر است، اما شهرداری رسالت خود را در‌زمینۀ فرهنگ شهروندی و شهری با قدم‌گذاشتن به این موضوع به ثبت رسانده است. بنده معتقدم بدنۀ انجمن نمایشی به‌عنوان متولی تئاتر نتوانسته است طرح و ایده‌ای برای همکاری با شهرداری مشهد ارائه دهد و غالباً در نقش عنصر نظارتی طرح وظیفه کرده و این موضوع یکی از تلخ‌ترین حوادثی بوده که در این مدت رقم خورده است؛ چراکه با طرح و ایده‌ای خوب می‌شد حمایتی دوجانبه انجام داد. هم‌اکنون در تهران، فرهنگ‌سراها نیز مشغلۀ اجرای تئاتر را دارند و همین موضوع باعث شده که بر تعداد تماشاگران و علاقه‌مندان به تئاتر افزوده شود.

 

فعال‌تر‌شدن و پویایی فرهنگ‌سراها درزمینۀ هنر و به‌ویژه تئاتر، چه نقشی در روحیه‌بخشی خانواده‌ها به‌همراه خواهد داشت؟

تئاتر به‌‌دلیل اینکه هنری زنده است و مخاطبان آن رودرروی بازیگر قرار می‌گیرند و در رویای نمایشنامه غوطه‌ور می‌شوند، تأثیر مستقیمی در روحیۀ افراد دارد. در عصر حاضر، که همۀ انسان‌ها به‌ویژه جوانان و نوجوانان به‌دلیل کم‌تجربگی نیازمند راهنما و مشوق هستند، عاملی به‌جز خانواده، دوستان و... قطعاً خواهد توانست نقش مشوق را برای این قشر بازی کند، چرا‌که نوجوانان و افراد جوان نصیحت و انتقال تجربیات شخصی دیگران به خودشان را قبول ندارند. در‌این‌بین تئاتر به‌عنوان یک یار می‌تواند این نیاز را برآورده کند. هر عامل ارتباطی دیگر با تغییر محیط و شرایط گوناگون اجتماعی متحول و دگرگون می‌شود و براساس آنچه هنرمندان با آن روبه‌رو هستند، شیوه و رویکرد فرهنگی آن تغییر می‌کند؛ بنابراین تئاتر نقش تعیین‌کننده‌ای در تغییرات خواهد داشت. تئاتر عنصری فرهنگی است و اگر دستمایۀ اهلش قرار گیرد و مبتنی‌بر شرایط اجتماعی خاستگاهش برنامه‌ریزی شود، بی‌شک تأثیرگذارترین و زنده‌ترین هنر جهان به شمار می‌رود. بنابراین نمی‌توان منکر نقش این هنر زنده در داد‌وستد فرهنگی جامعه بود، چراکه تئاتر هنر مجردی تلقی نمی‌شود! این روزها که خانواده‌ها کوچک‌تر شده‌اند تئاتر می‌تواند یکی از ارزنده‌ترین راه‌ها برای ایجاد فضای دوستانۀ آموزشی، تفریحی و تأثیرگذار در ارتباطات باشد. ما در سطح مشهد گونه‌های مختلف اجرا را شاهد هستیم که به‌جرئت می‌توان گفت هم‌گام با تهران قدم بر‌می‌دارد. نمایش‌هایی نیز که در شهرک «مشهد دوست‌داشتنی» اجرا می‌شود، از دیگر نو‌آوری‌های معاونت فرهنگی شهرداری است و کاری ارزنده محسوب می‌شود.

 

فکر می‌کنید «مجموعۀ مشهد دوست‌داشتنی» تا چه اندازه توانسته است رسالت خود را به سرانجام برساند؟

به نظر من مسئولان ما مقداری دیر متوجه شدند که هنر نمایش چه تأثیر شگرفتی در فرهنگ دارد. باز هم تأکید می‌کنم که در این دوره معاونت فرهنگی شهرداری با رویکرد بسیار خوبی که به نمایش داشت، توانست قدم‌های بزرگی دراین راستا بردارد. 

در نمایشگاه «مشهد دوست‌داشتنی» به‌طور مداوم نمایش برگزار می‌شود و در همین چند ماه آزمون و خطاهای نتیجه بخشی نیز صورت گرفت که نشان از ظرفیت بالای هنرهای نمایشی دارد. اگر‌چه ممکن است برخی کارها به ذائقۀ همۀ هنرمندان خوش نیاید، بنده ‌دیدم خانواده‌هایی را که چندین‌بار از نمایشگاه «مشهد دوست‌داشتنی» بازدید و حتی دیگر اعضای خانواده‌شان را به تماشا دعوت کردند. مشهد دوست‌داشتنی توانسته است با هنر نمایش و مخاطب خود ارتباط نزدیکی برقرار کند.

 

به‌عنوان یکی از پیش‌کسوتان تئاتر فکر می‌کنید ‌اجرای چنین نمایش‌هایی که به بومی‌بودن و پویایی هویت در مشهد می‌پردازد، تا چه اندازه مفید است؟

ما در فضای تئاتر حرفه‌ای بیشتر به فضاهایی می‌پردازیم که شخص را به فکر وادار می‌کند و در آن‌ها دغدغه‌های عمومی و اجتماعی، فارغ از بحث جغرافیا اهمیت دارد، اما به‌طور مشخص در نمایشگاه «مشهد دوست‌داشتنی» فضای بومی مشهد دیده می‌شود؛ مثلا واقعۀ گوهرشاد که برگرفته از قیام مردم مشهد است، در نمایش «گذر زمان» دیده می‌شود. سنت‌هایی همچون «چراغ‌برات»، «عقد بالای سر حضرت» نیز جزو سنت‌های بی‌نظیر ما مشهدی‌هاست. دانستن و فهم گذشته و شناخت دانشمندان و تأثیرگذاران شهری باعث نوعی خودباوری در نسل جوان می‌شود تا کاملا متوجه باشند در سرزمینی زندگی می‌کنند که زیستگاه چهره‌های جهانی بوده است. خراسان چهره‌های متعددی دارد که هر کدام می‌تواند سوژۀ یک نمایش باشد.

 

104880.jpg

 

..........................................

 

محمد بهاران، بازیگر و کارگردان تئاتر:

  • هنرمندان از صدا‌وسیما دل بریده‌اند

 

دربارۀ ۱۳روایت از تاریخ مشهد و تله‌تئاتر «چهارباغ» بگویید.

دوستان در مرکز مدیریت هنری شهرداری و معاونت فرهنگی مدت‌ها دغدغۀ تولید تله‌تئاتری اجتماعی را داشتند. چندماهی مذاکره با گروه‌های مختلف انجام شده بود و توفیقی دست داد که بنده کار را تولید کنم. در‌واقع سال‌ها تجربه و تلاش و به‌اصطلاح خاک‌صحنه‌خوردن هنرمندان در تیمی ۵۰‌نفره جمع شد. اوایل اسفند، کار جدی آغاز شد و ما توانستیم تیم را کامل کنیم. طی ۲۰روز تله‌تئاتری را درقالب ۱۳‌قسمت ۲۰دقیقه‌ای آماده کردیم که این اتفاق، نشان‌دهندۀ ظرفیت فوق‌العادۀ بچه‌های هنری مشهد است. اگر تجربه و ممارست و عشق این تیم نبود، چگونه امکان داشت این کیفیت استاندارد برای شب عید آماده شود! حمایت مالی شهرداری تأثیر‌گذار بود. از‌طرفی رایزنی‌ها برای پخش نیز بسیار خوب و اثربخش بود. مهمان‌نوازی، اقتصاد، ساده‌زیستی، ازدواج، قیام گوهرشاد، نقش تاریخی مشهد در انقلاب اسلامی، فردوسی و شاهنامه، از‌ محورهای شاخص این مجموعه بود. دکور این تله‌تئاتر برشی از بالا‌خیابان مشهد و سر کوچۀ چهار‌باغ بود. برای دکور از سه مغازۀ سوغاتی‌فروشی، مسافرخانه و قهوه‌خانه استفاده شد. تئاتر به‌صورت هم‌زمان از شبکۀ افق و صداو‌سیمای مشهد پخش شد.

 

فکر می‌کنید حمایت‌های این‌چنینی تا چه اندازه در روحیه‌بخشی به هنرمندان تأثیرگذار است و از مهاجرت استعدادهای جوان به تهران جلوگیری می‌کند؟

بسیار واضح است که بدون حمایت مالی و معنوی کاری انجام نمی‌شود. بهترین ماشین نیز بدون سوخت حرکت نمی‌کند. عملکرد فعلی صدا‌و‌سیمای استان خراسان واقعاً خوب نیست. 

تله‌فیلم‌هایی که در خراسان تولید می‌شود، غالباً حمایت‌های بیرونی می‌گیرند؛ بنابراین عملا هنرمندان از حمایت صدا‌وسیما دل بریده‌اند. وزارت ارشاد اسلامی هم تنها وظیفه‌اش را صدور مجوز قرار داده است و از هنرمندان حمایت مالی نمی‌کند. اگر دقیق‌تر نگاه کنیم اساساً شهرداری‌ها موظف به حمایت از هنر نیستند و اگر کاری هم انجام می‌شود، برای حمایت از هنر و فرهنگ شهروندی است. اگر شهرداری مشهد، اصفهان یا تهران و سازمان فرهنگی و هنری و یا تفریحی کاری انجام می‌دهند و گامی فراتر برداشته‌اند، از سر لطف و بلندنظری آن‌هاست، وگرنه متولی فرهنگ و هنر، نهاد دیگری است. خوب است که رسانه‌ها از مسئولان ارشاد این مطالبه‌گری را داشته باشند که برای هنر این شهر چه قدم‌هایی برداشته‌اند؟ آیا واقعاً کلان‌شهری همچون مشهد، که سالانه جمعیت زیادی را پذیراست، باید این‌گونه باشد؟ ما بر‌اساس ضرورت‌ها و نیازهایی که جامعه و محیطمان را درگیر کرده است، باید به فکر تولید آثار هنری باشیم، اما آیا به‌واقع این اتفاق رخ داده است؟ گویی گله‌گزاری هنرمندان به‌اندازه‌ای عادی شده است که دیگر خود می‌دانند که هیچ مسئولی پاسخ‌گو نخواهد بود. حقیقتاً کسانی که به اسم متولی هنر مسئولیت می‌پذیرند تا چه اندازه با هنرمندان ارتباط دارند و آیا این ارتباط به نتیجه‌ای می‌رسد؟ این روزها هنرمندان زیادی را می‌بینم که با داشتن استعدادهای فراوان به شغل‌های دیگر روی آورده‌اند؛ این نشان از ضعف در مدیریت و جریان‌سازی استعدادها دارد. افرادی که باید از بودجۀ هنری حمایت کنند، زیر بار حقیقت نمی‌روند و آن‌ها که عاشقانه هنر را دوست دارند در شرایط سخت کار می‌کنند. پس می‌توان به‌جرئت گفت اگر همین حالا هم به موفقیت‌هایی رسیده‌ایم صرفاً به‌دلیل پشتکار خود هنرمندان، خلاقیت‌ها و ایده‌پردازی‌های خوبشان بوده است.

..........................................

 

دیدگاه یک/ بازیگر و کارگردان تئاتر، محمد بهاران

  • ضرورت سامان‌دهی وضعیت هنر از آموزش تا تولید

 

104882.jpgدر بین جوانان مشهدی ظرفیت‌های سرشار و متعددی از انواع تمایلات به هنر وجود دارد که متأسفانه به دلایل مختلف از این سرمایه‌ها درست استفاده نمی‌شود. 

اگر بخواهیم گریزی به علل و عوامل آن بزنیم می‌توانیم یکی از مهم‌ترین مشکلات شهری‌مان را سامان‌دهی وضعیت هنر، از آموزش تا تولید، ذکر کنیم؛ البته این مسئله، چالش بزرگی در سطح کشور است؛ چراکه وزارت ارشاد بعداز سال‌ها هنوز نتوانسته است سازوکاری قوی و کارآمد دراین‌زمینه ایجاد کند؛ نکتۀ منطقه‌ای و اختصاصی مشهد نیز به همین بر‌می‌گردد. 

ما در هدایت استعدادهای هنری دچار افراط و تفریط شده‌ایم؛ اینکه ما پایتخت فرهنگی جهان اسلام شده‌ایم و ظرفیت معنوی و فرهنگی حضرت رضا(ع) در شهرمان بالاست بسیار ارزشمند است، اما نباید آزاد‌سازی انرژی هنرمندان صرفاً در زمینه‌های مرتبط با مسائل مذهبی و وابسته به جایگاه کشوری مشهد پیش رود؛ بلکه می‌توان مشهد را از دیگر ابعاد هنری نیز بررسی کرد.

 

از تکرار و کلیشه پرهیز کنیم

متولیان فرهنگ و هنر باید به رشد همه‌جانبۀ فرهنگ در مشهد کمک کنند. ما می‌توانیم هنری آمیخته با تفکرفاخر و در‌عین‌حال معنوی ارائه دهیم، اما باید از تکرار و کلیشه جلوگیری کنیم. مثلا باید بر اجرای جشنواره‌های هنری و به‌ویژه مذهبی دقت و تأمل بیشتری شود، چرا‌که هر‌گونه زیاده‌روی، به کلیشه و تکرار تبدیل می‌شود و به‌مرور زمان نه‌تنها بازخورد مثبتی نخواهد داشت، بلکه به معنویات نیز آسیب می‌زند. 

البته مسئولان در‌زمینۀ برپایی جشنواره‌های کشوری کمی هوشمندانه‌تر عمل کرده‌اند و ما شاهد جشنواره‌هایی با مبانی دینی بوده‌ایم که خیلی خوب کنترل و هدایت شده‌اند. 

برای نمونه در دهۀ‌۸۰ جشنوارۀ تئاتر عاشوراییان برپا می‌شد که به‌مرور زمان برگزارکنندگان آن متوجه شدند آثار عاشورایی کلیشه‌ای و سفارشی شده است. بنابراین با تدبیر بموقع، وقفه‌ای در برگزاری جشنواره ایجاد شد تا سطح کیفی آثار ارتقا یابد؛ این هوشمندی باید در همۀ زمینه‌ها وجود داشته باشد.

 

مدیریت ثابت و جهت‌دهی واحد

یکی از مشکلات مهم ما در بخش هنر، این است که مدیریت واحد و جهت‌دهی ثابتی در سامان‌دهی مسائل فرهنگی و هنری وجود ندارد و گاهی دچار بد‌سلیقگی‌ می‌شویم. 

هم‌اکنون متولی اصلی هنر در مشهد و کشور، وزارت ارشاد اسلامی است. ضعف متولی باعث ازهم‌گسیختگی هنر می‌شود و بودجه به‌صورت درست تقسیم نمی‌شود. چرا باید هنرمندان ما به فکر مهاجرت به پایتخت باشند، درصورتی‌که همگی می‌دانیم تهران رویایی است که صددرصد به حقیقت تبدیل نمی‌شود؟

 

روزهای خوب تئاتر را شاهد هستیم

خود بنده تئاتر را از تهران شروع کردم و افراد زیادی را دیدم که در شرایط مطلوب به سر نمی‌بردند. فعالیت آموزشگاه‌های دولتی و غیردولتی در تهران بسیار زیاد است و استعدادهای بی‌شماری از شهرهای کم‌برخوردارتر در صف انتظار کارها هستند. بعضی از هنرمندان ما با تلاش زیاد به تهران می‌روند، اما لزوماً به آنچه در ذهن دارند دست پیدا نمی‌کنند. 

این روزها در مقایسه با ۱۰سال گذشته روزهای بسیار خوبی را در تئاتر مشهد شاهد هستیم. یک زمانی سالن‌های ما خالی بود، اما در چند سال اخیر گاهی پنج‌تئاتر در یک شب در پنج سالن مختلف اجرا می‌شد که این موضوع افتخار بسیار بزرگی است.

..........................................

 

دیدگاه دو/ نویسندۀ کتاب صد سال تئاتر مشهد، حمیدرضا سهیلی

  • نویسنده در تئاتر جدی گرفته نشده است

 

به‌عنوان کسی که سال‌ها نمایش‌نامه نوشته‌اید، بگویید چرا نتوانسته‌ایم مسئله و مشکل نگارش متون خوب را در مشهد گسترش دهیم؟

104883.jpgنمایشنامه، پایه و اساس تئاتر است و بدون آن نمی‌توان ساختمان یک تئاتر را بنا کرد. مهم‌انگاشتن پایۀ یک ساختمان در ماندگاری و قدمت آن نقش اساسی دارد.

هیچ بنای سستی ماندگار نیست. ما اگر می‌خواهیم بنای تئاتر محکم و ماندنی و استوار باشد، باید پایۀ این هنر را محکم کنیم. توجه‌به متن یعنی ایجاد بنیانی قوی برای نمایش. اینکه به این مهم توجه نشده است، یکی از معضلات ماست. این بی‌توجهی از حمایت‌نشدن نویسندگان آغاز می‌شود. نویسنده نیاز دارد که اثرش دیده شود و در پروسۀ دیده‌شدن حق و حقوق او برآورده گردد. 

ما کجا به نویسنده توجه کرده‌ایم که توقع داشته باشیم او به نوشتن ادامه دهد! اصلا آنچه در تئاتر جدی گرفته نشده، نویسنده است. انتظار دارید در این بی‌توجهی نویسنده به نوشتن ادامه دهد؟ چه‌بسیار نویسندگانی که می‌توانستند در تئاتر این شهر، نامی و آوازه‌ای به‌دست آورند، ولی از بی‌حمایتی‌ها به شغل‌های دیگری رو آوردند.

 

چرا فضای آموزشی مستقلی در‌این‌راستا ایجاد نشده است؟

این سؤال را متولیان هنری باید پاسخ بدهند. تا جایی که من می‌دانم هنرمندان با همۀ توان خود، بار بی‌توجهی مسئولان را به دوش می‌کشند. بعضی از گروه‌های تئاتری به این مهم توجه کرده و با هزینۀ شخصی این کار را به انجام رسانده‌اند، اما ارگان‌هایی که متولی کار هستند همیشه عقب می‌مانند، چون هدفشان چیز دیگری است و اداری می‌اندیشند، نه با عشق.

 

متون بومی تا چه اندازه می‌تواند به هویت‌بخشی نسل جوان کمک کند؟

هر سرزمینی پر از حکایت و روایت و قصه‌های مخصوص است. قصه‌هایی که می‌تواند به نمایش‌های موفقی تبدیل شود. نوشتن این آثار می‌تواند هویت هر سرزمین را حفظ کند و آن را اشاعه دهد. اگر به آن بی‌توجهی شود با این هجمۀ فرهنگی بیگانه، هویت‌ جامعۀ ما به یغما خواهد رفت‌.

 

نظرتان دربارۀ نمایشگاه «مشهد دوست‌داشتنی» چیست؟

بنده از شهرک مشهد دوست‌داشتنی دو بار و در دو مقطع اولیه و پس‌از بازسازی بازدید کردم و کارهای نمایشی و پرفورمنس اجراشده در شهرک را با دقت دیدم. 

فکر اجرای نمایش در مشهد دوست‌داشتنی بسیار خوب بود، ولی باید این فکر خوب با اجرایی خوب، با حوصله و فارغ از شتاب‌زدگی عملی شود. یک تیم هنری خبره و کارشناس باید بر آن نظارت کند. باید هنرمندان با دل و عشق و برای زنده‌نگاهداشتن فرهنگ و هویت مشهد به آن روی آورند، نه از سر رفع تکلیفِ انجام یک سفارش که برای آن حقوقی دریافت کرده‌اند. 

این نگاه آرمانی و تئاتری من به قضیه است، وگرنه از نگاه مردم عادی، چون این محل نخستین جایی بود که می‌آمدند و در آن گوشه‌ای از مشهد قدیم را می‌دیدند و بازیگرانی در لباس مأمور و روحانی و ساواک و... وقایعی از انقلاب و قبل از آن را به تصویر می‌کشیدند، جالب بود. 

گام نخست و البته نه‌چندان کاملی بود که برداشته شد و مشهد به آن نیاز داشت، اما این قدم برای مراحل بعدی نیاز به کنکاش و بازنگری کارشناسانه دارد. من از زحمات همۀ هنرمندان قدردانی می‌کنم و امید دارم در ادامۀ کار، آنچه را تئاتر می‌طلبد و تئاتری می‌خواهد، در ارائۀ اثر مدنظر داشته باشند.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی