کد خبر : 74927
/ 20:35

کابینه در دست دهه‌شصتی‌ها!

به گزارش خبرگزاری‌ها، احتمال دارد یک متولد دهه شصت، به‌عنوان وزیر ارتباطات و فناوری معرفی شود. به نظر ما اصلا باید کل کابینه را از بین ما دهه‌شصتی‌ها انتخاب کنند ...

کابینه در دست دهه‌شصتی‌ها!

نویسنده: مهدی محمدی

طنز سرسره شهرآرا آنلاین / به گزارش خبرگزاری‌ها، احتمال دارد یک متولد دهه شصت، به‌عنوان وزیر ارتباطات و فناوری معرفی شود. به نظر ما اصلا باید کل کابینه را از بین ما دهه‌شصتی‌ها انتخاب کنند، آن هم به دلایل زیر:

هنگامی که خزانه خالی شود، می‌دانیم چه‌کار کنیم: ما همان نسلی هستیم که سکه می‌گذاشتیم زیر کاغذ و با مداد رویش می‌کشیدیم تا طرحش روی کاغذ بیفتد.

در مقابل تحریم‌ها روش‌های خلاقانه‌ای داریم: وقتی پدرمان برایمان تفنگ آب‌پاش نمی‌خرید، لحظه‌شماری می‌کردیم تا ﻣﺎیع دﺍخل شیشه‌پاکن تمام شود و بتوانیم از آن به‌عنوان تفنگ آب‌پاش استفاده کنیم. حتی درصورتی‌که شیشۀ خالی آن دور از چشم ما دورانداخته می‌شد و سرنگ خالی در خانه نبود، دهانمان را پر آب می‌کردیم و دهانمان جایگزین تفنگ آب‌پاش می‌شد.

به ما امانت‌داری آموخته‌اند: ما در شبکۀ۲ می‌دیدیم که دستمال قدرت داداش کایکو همیشه تو جیب میتیکومان بود، نه جیب خودش و تازه علامت میتیکومان هم تو جیب تسوکه بود!

صبور هستیم و زود از کوره درنمی‌رویم: ما همان نسلی هستیم که دو هفته منتظر می‌ماندیم، ببینیم شوت سوباسا اُزارا یا ضربۀ کاکرو یوگا گل می‌شود یا نه؟ درضمن کاپیتان میزوگی هم دو هفته پیش به‌علت عارضۀ قلبی در بیمارستان بستری شد که با وجود تلاش پزشکان، بهبود نیافت و در قطعۀ هنرمندان دفن شد. تسلیت ما را پذیرا باشید.

می‌توانیم اوج بگیریم: ما همان نسلی هستیم که هم‌زمان با « بق‌بق» به‌خاطر یک‌ساعت برنامۀ کودک، رکورد پرش ارتفاع را می‌شکستیم. پس باز هم می‌توانیم اوج بگیریم.

در مقابل تهدیدها واکسینه شده‌ایم: یکی از جملاتی که در دوران مدرسه از معلمان و مدیر و معاونان محترم به‌کرات شنیده می‌شد، این جمله بود :«پرونده‌تون رو می‌ذاریم زیر بغلتون» ما می‌دانستیم این تهدیدها پوچ و بی‌فایده است. ما حتی از تهدیدهای ناظم مدرسه نمی‌ترسیدیم، چه برسد به تهدیدهای جامعۀ جهانی!

به ما یاد دادند زیر بار مشکلات قوی باشیم: این را از کمک‌فنر ماشین «بی‌گیلی بی‌گیلی»آموختیم. هرچند نفهمیدیم این چه کمک فنری بود که گوریل انگوری با تمام وزنش سوارش می‌شد، ولی در جلوبندی ماشین کوچک‌ترین اختلالی ایجاد نمی‌شد.

در برابر کشورهای متخاصم عکس‌العمل متقابل نشان می‌دهیم: اگر کسی به ما حرف زشتی می‌زد، کف دستمان را نشان می‌دادیم و می‌گفتیم: آینه! آینه! این بهترین واکنش متقابل بود که دقیقاً اندازۀ همان کاری بود که در حقمان کرده بودند.

در زمینۀ بازرگانی و تجارت سابقه داریم: منظورمان این است که نان خشک یا دمپایی کهنه می‌دادیم و از این جوجه‌رنگی‌ها می‌خریدیم.

مقصر هر اتفاقی را زود شناسایی می‌کنیم: هر وقت توی مدرسه اتفاقی می‌افتاد و معلم دنبال مقصر می‌گشت، بلافاصله مقصر را شناسایی می‌کردیم، اگر ما شیفت صبحی بودیم، مقصر شیفت بعدازظهری‌ها بودند و بالعکس.

آدم‌های صرفه‌جویی هستیم و استهلاک و ازکارافتادگی در نظر ما معنا ندارد: ما همان کسانی هستیم که وقتی مدادتراشمان می‌شکست، آن را دور نمی‌انداختیم. بلکه با استفاده از تیغ آن و لولۀ خودکار، یک مدادتراش دسته‌دار تولید می‌کردیم. ما حتی وقتی چسب تمام می‌کردیم، چسب از جلد کتاب‌هایمان می‌کندیم.

در ضمن این باتری‌قلمی‌ها وقتی تمام می‌شدند، در مرحلۀ اول با ضربه‌زدن شارژش می‌کردیم، در مرحلۀ دوم توی ظرف آب‌جوش یک‌ساعتی می‌گذاشتیم بجوشد و معمولا ۶ماه دیگر کار می‌کرد. در مرحلۀ آخر به‌عنوان قدرشناسی با پیچ گوشتی یا چاقو می‌افتادیم به جان باتری، تا در درس علوم‌تجربی هم پیشرفت کنیم و پایۀ درسی‌مان قوی شود.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی