کد خبر : 74920
/ 10:46
علیرضا لبش

اهل کجایی؟!

اهل کجایی؟!

ما ایرانی‌ها هر وقت کسی را می‌بینیم، برای شناخت بهترش، از او می‌پرسیم اهل کجاست.
زندگی در یک شهر یا یک کشور و داشتن ژنتیک و ویژگی‌های منطقه‌ای خاص در ذهن ما باعث تفکیک و تفاوت آدم‌ها می‌شود. ما در ذهنمان عقاید غالبی خاصی برای مردم هر منطقه و دیاری قائل هستیم و آدم‌ها را براساس همان ذهنیت‌هایمان دسته‌بندی می‌کنیم. مثلا آلمانی‌ها در ذهن ما مردمی بی‌احساس و ماشینی هستند. سوئیسی‌ها همگی پول‌دار و اهل حساب‌وکتاب‌اند. آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها همگی می‌خواهند سر بقیه را کلاه بگذارند. تعدادی از این عقاید درست هستند و تعدادی نیز غلط.
عقاید غالبی را ما مردم می‌سازیم یا حکومت‌ها؟
حکومت‌ها در ساختن این عقاید از طریق رسانه‌ها بی‌تأثیر نیستند، اما بیشتر این عقاید غلط توسط مردم ساخته می‌شود .مردمی که بیشتر سفر می‌کنند و یک قوم و ملت را از نزدیک می‌بینند و می‌شناسند، کمتر درگیر این عقاید غالبی هستند و سعی می‌کنند انسان‌ها را خارج از رنگ و نژاد ببینند.
یکی از مباحثی که چندوقتی است در فضای سیاسی و اجتماعی ما مطرح شده و مورد اعتراض بسیاری قرار گرفته است، مسئلۀ وراثت و هم‌خونی است. وراثت و هم‌خونی در ایجاد شخصیت افراد نقش و تأثیر دارد، اما نه آن‌قدر زیاد که بتواند به‌عنوان تنهاعنصر اثرگذار نقش تعیین‌کننده داشته باشد. شرایط محیطی و تفاوت‌های فردی افراد می‌تواند آن‌قدر پررنگ باشد که گاهی نقش وراثت و ژنتیک را به حاشیه براند.
می‌توان پیش از داوری درمورد افراد از طریق پیشینۀ خانوادگی و نژادی و قومی، براساس شخصیت و توانایی‌های فردی، او را ارزیابی کرد و این ارزیابی کامل‌تر و درست‌تر است. بیایید یک بار امتحان کنیم و افراد را پیش‌داوری نکنیم.
 
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی