کد خبر : 74905
/ 22:02
گفتگو با مرضیه سلطانی دانشجوی دکترای زبان انگلیسی که به‌طور رایگان به خانوادۀ شهدای مدافع حرم زبان آموزش می‌دهد؛

زبان جهانیِ جهاد

پای صحبت خانم دکتر سلطانی نشستیم. هرچند خودش می‌گوید هنوز دانشجوی دکترای زبان انگلیسی است، اما نیت پاک او برای آموزش زبان به‌ویژه برای خانوادۀ شهدای مدافع حرم من را در به‌کار بردن این واژه خودمختار می‌کند.

زبان جهانیِ جهاد

خبرنگار: سیدمحمدرضا هاشمی

شهرآرا آنلاین / می‌گوید از بچگی همراه با پدر و مادر هر روز یک مسیر طولانی را از بولوار وکیل‌آباد تا گلشهر سه نفری با ماشین پدر می‌آمدیم. آن‌روزها گلشهر هنوز به‌صورت یک منطقۀ شهری عرض اندام نکرده بود و ما برای رسیدن به کارگاه آبنبات‌پزی پدر، کوچه‌باغ‌های آخر سی‌متری طلاب و اول گلشهر را رد می‌کردیم تا به مغازۀ پدر برسیم. برای انجام مصاحبۀ این هفته به خیابان آوینی۱۷ و خیابان گلریز۱۹ رفتیم تا پای صحبت خانم دکتر سلطانی بنشینیم. هرچند خودش می‌گوید هنوز دانشجوی دکترای زبان انگلیسی است، اما نیت پاک او برای آموزش زبان به‌ویژه برای خانوادۀ شهدای مدافع حرم من را در به‌کار بردن این واژه خودمختار می‌کند.

..........................................

 

آموزشگاه زبان دلتا یادگار کشف پدر

مرضیه سلطانی‌میرزایی هستم. فرزند حاج آقا نصرا... سلطان‌میرزایی. پدرم به تشویق یکی از دوستانش می‌آید گلشهر زمین می‌خرد و نبش خیابان گلریز۱۹ که آن روزها دور و اطرافش پر از زمین خالی بوده و اسمش به گل مزین نبوده است، کارگاه 

آبنبات پزی را تأسیس می‌کند. به‌خاطر اینکه در کنار پدر و مادرم باشم، من را در یکی از دبستان‌های گلشهر ثبت‌نام کردند و هر وقت دلتنگ آن‌ها می‌شدم، یاد پدر و مادرم می‌افتادم که چند خانه آن‌طرف‌تر در یک مغازه، مشغول خدمت به خلق خدا هستند. خانم سلطانی از خاطرات روزهای بچگی‌اش برای من می‌گوید و گلشهر چند سال پیش را خوب به یاد دارد. وقتی وارد آموزشگاه زبان دلتا شدم، دیوارهای آبی سمت چپ نشان می‌داد، اینجا یک مدیریت درست ودرمان دارد. بعد به‌سمت دفتر هدایت ‌شدم. موکت‌های

راه‌راه قهوه‌ای، دیوارهایی که تازه رنگ خورده‌اند، گلدان‌های روی میز که حتی یک گردۀ کوچک خاک روی آن‌ها ننشسته، همه و همه نشان از اثبات ادعای من دارند. هنوز مصاحبه آغاز نشده، چشمم به جمله‌ای که روی در همۀ کلاس‌ها نصب شده می‌افتد:?may I come in

و به یاد همۀ کلاس زبان‌های نافرجامی می‌افتم که در زمان دانشجویی تجربه کرده بودم. آن روزها یادگیری همین جملۀ ساده که برای اجازه‌گرفتن برای ورود به کلاس از آن استفاده می‌شد، برای من سخت و غیرممکن بود.

 

آموزش زبان باید همراه با آموزش فرهنگی درست باشد

من از کودکی کلاس زبان انگلیسی می‌رفتم و زمانی که در دورۀ کارشناسی به کلاس‌های دانشگاه رفتم، از معدود دانشجویانی بودم که همراه با دوتا از بچه‌های دیگر توانایی صحبت به زبان انگلیسی را داشتیم. این روزها هم در کنار اینکه به تدریس زبان انگلیسی مشغولم، دانشجوی دورۀ دکترای زبان انگلیسی هستم. زبان‌آموزی بسیار فراتر از آموزش سطحی زبان است. وقتی که ما از آموزش زبان سخن می‌گوییم باید به موضوعات فرهنگی آن هم توجه کنیم. ما در کنار اینکه یک زبان خارجی را به بچه‌ها آموزش می‌دهیم، باید تلاش کنیم تا فراتر از آموزش زبان پیش برویم و فرهنگ واقعی کشورها را هم به زبان‌آموزان آموزش دهیم تا آن‌ها دچار استحالۀ فرهنگی نشوند.

سال‌ها قبل زمانی که در رضاشهر مشهد استاد زبان بودم، یکی از زبان‌آموزان از من سؤال کرد که خانم شما نماز می‌خوانید، من به او گفتم، بله. بعد توضیح دادم که این نگاه اشتباه است که ما فکر کنیم کسی که زبان انگلیسی می‌خواند، با نماز و روزه رابطۀ خوبی ندارد، گذشت تا اینکه روز معلم همان زبان‌آموز برای من یک سجاده آورد و به من گفت که از این به بعد نماز بخوانید!».

 

نیم‌دلار برای کودکان فلسطینی

من ۱۰سال قبل به سوریه رفتم. در نزدیکی حرم حضرت رقیه(س) چند نفر فلسطینی شال‌گردن‌هایی را می‌فروختند که نیم‌دلار از قیمت فروش را به بچه‌های فلسطینی کمک می‌کردند. منطقه‌ای که حرم حضرت رقیه(س) در آن قرار داشت، نزدیک به یک مکان توریستی بود. چند جوان آمریکایی آمدند و مشغول عکاسی با شال‌گردن‌ها شدند. من به آن‌ها گفتم که از این شال‌گردن‌ها بخرید، قیمتی ندارند، شما با پرداخت یک دلار، هم نیم‌دلار به یک کودک فلسطینی کمک می‌کنید و هم یک شال‌گردن می‌خرید. یکی از آن‌ها گفت من فوتبال دوست ندارم. هر چه که من به او گفتم این موضوع ربطی به فوتبال ندارد، او باز هم حرف خود را زد. درواقع همان ضرب‌المثل معروف است که می‌گوید: «شاید شما بتوانید کسی را که به خواب رفته بیدار کنید، اما فردی که خود را به خواب زده است، نمی‌توانید بیدار کنید.».

 

آموزش رایگان زبان انگلیسی به خانواده‌های مدافع حرم

بعد از اینکه موضوع مدافعان حرم پیش آمد، به شهرداری منطقه رفتم و به مسئولان گفتم من قصد دارم به خانواده‌های شهدای مدافع حرم زبان انگلیسی رایگان آموزش دهم. این به‌خاطر نذری است که من با حضرت زینب(س) دارم. به نظر من باید بچه‌های شهدای مدافع حرم انگلیسی یاد داشته باشند تا بتوانند از راهی که پدرشان در آن به شهادت رسیده، به‌درستی دفاع کنند.

شما در نظر بگیرید، چند سال بعد یکی از فرزندان مدافعان حرم به یک کشور اروپایی برود، اگر از او دلایل حضور پدرش در سوریه را سؤال کنند و او نتواند به زبان انگلیسی مسلط باشد، چه چیزی پیش خواهد آمد؟ دشمن از هر راهی برای زیرسؤال‌بردن او و موضوع مدافعان حرم استفاده خواهد کرد، اما اگر این فرد بتواند با زبان انگلیسی اعتقادات و دلایل حضور پدرش در سوریه را به مخاطبان غربی بگوید، آن‌گاه است که ما توانسته‌ایم به هدف‌مان برسیم.

 

ما که مانده‌ایم باید کار زینبی کنیم

به قول یکی از بزرگان؛ آن‌ها که رفته‌اند کار حسینی کردند و آن‌ها که مانده‌اند باید کاری زینبی کنند.

من از حضرت زینب(س) خواسته‌ام که اگر ایشان من را یاری کنند، همۀ تلاش خود را می‌کنم تا بتوانم به خانواده‌های مدافعان حرم زبان آموزش دهم. هم‌اکنون ۱۹زبان‌آموز ما از این طریق جذب شده‌اند و آموزشگاه زبان دلتا آماده است که به تعداد بیشتری از این عزیزان خدمات ارائه دهد. ما بنرهایی چاپ کردیم که در آن نوشته شده بود، آموزش برای خانواده‌های شهدای مدافع حرم صددرصد رایگان. نمی‌دانم چرا دو روز که از نصب این بنرها در سطح منطقه گذشت، امروز دیدم آن‌ها را کنده‌اند. با کسی که در شهرداری هماهنگ شده بود، تماس گرفتیم، اما هنوز به نتیجه‌ای نرسیده‌ایم.

 

104829.jpg

 

سُفرۀ گوگل برای مقالات انگلیسی سلفی‌ها پهن است

شما در گوگل به انگلیسی سرچ کنید شیعه، بعد ببینید گوگل چه تعداد مقاله در رابطه با شیعه به زبان انگلیسی به شما پیشنهاد می‌دهد. بعد به انگلیسی در رابطه با سلفی‌ها و تکفیری‌ها سرچ کنید، می‌بینید با چه حجمی از مقالات و مجله‌های آنلاین مواجه می‌شوید. به نظر من ما در رابطه با آموزش درست و صحیح زبان انگلیسی به همه به‌ویژه خانوادۀ مدافعان حرم وظیفه داریم تا آن‌ها بتوانند از این ارزش‌ها دفاع کنند.

 

آبنبات‌پزی سلطان میرزایی

زمانی که پدرم به تشویق یکی از دوستانش به گلشهر آمده و زمین خریده بود، آن زمان گلشهر روستایی نزدیک به مشهد بوده است. بعد که کارگاه آبنبات‌پزی تأسیس شده و تا ۱۵سال قبل که پدرم در قید حیات بود، خودشان تولیدی آبنبات سلطان میرزایی را مدیریت می‌کردند. بعد از ایشان مادرم که از متخصصان صنایع غذایی است و در رابطه با تولید آبنبات حرفی برای گفتن دارد، مدیریت این کارگاه را برعهده گرفت. اما به‌دلیل مشکلات اقتصادی متأسفانه کارگاه دیگر تولید ندارد. همین شرایط باعث شد که من از بچگی با منطقۀ گلشهر آشنا باشم.

آن روزها خانۀ ما وکیل‌آباد بود و هر روز صبح من و پدر و مادرم از خانه تا گلشهر باهم می‌آمدیم. به‌خاطر اینکه من کنار آن‌ها باشم؛ در یکی از دبستان‌های همین منطقه درس می‌خواندم. ظهرها که تعطیل می‌شدم به مغازۀ پدر می‌آمدم و با مادرم به خانه می‌رفتیم. به‌خاطر سابقۀ پدرم در این منطقه بیشتر مردم محل وقتی برای ثبت‌نام فرزندانشان به آموزشگاه می‌آیند و زمانی‌که متوجه می‌شوند من دختر آقای سلطانی هستم با نیکی از پدرم یاد می‌کنند و این خیلی ارزشمند است.

 

بچه‌های پایین‌شهر از بچه‌های بالاشهر چیزی کم ندارند

ما در اینجا از هر زبان‌آموز ترمی ۳۰هزار تومان می‌گیریم، در حالی که همین مبلغ در مناطق بالای شهر طبق تعرفه‌ای که آموزش وپرورش مشخص کرده، بالای صدهزار تومان است. شاید مهم‌ترین دلیلی که من و خواهرم آموزشگاه زبان‌های خارجی دلتا را در گلشهر راه‌اندازی کردیم، این بود که می‌خواستیم بگوییم، مگر بچه‌های منطقۀ گلشهر چه تفاوتی با بچه‌های دیگر مناطق شهر دارند. مگر خانواده‌هایی که در این نقطۀ شهر زندگی می‌کنند، مالیات و خدمات شهرداری پرداخت نمی‌کنند. من به اینجا آمدم تا به سهم خودم قدمی هرچقدر اندک اما محکم برای ازبین‌بردن این تفاوت بردارم. دلیل یادگیری زبان در بین بچه‌هایی که در این مناطق زبان می‌خوانند، با بچه‌هایی که در مناطق بالای شهر زبان می‌خوانند، بسیار متفاوت است اما گاهی بچه‌هایی در گلشهر می‌بینم که با توجه به امکانات کمی که دارند، انگیزۀ زیادی برای یادگیری زبان انگلیسی دارند.

من و خواهرم سال۱۳۹۳ مجوز تأسیس آموزشگاه زبان را گرفتیم. مکان آموزشگاه ملک پدری ماست. آن‌روزها در اینجا مستأجری داشتیم که توانایی مالی برای گرفتن خانۀ جدید را نداشت، به‌همین‌خاطر ما صبر کردیم تا او بتواند این‌کار را انجام دهد و سرانجام شش ماه قبل آموزشگاه را افتتاح کردیم. در آموزشگاه زبان دلتا ما زبان‌های انگلیسی، عربی، فرانسه و آلمانی را آموزش می‌دهیم. خوشبختانه در این شش ماه شرایط طوری بوده که به آینده امیدوار هستیم. 

طبق اصولی که در رابطه با آموزش زبان انگلیسی دارم، امیدوارم زبان‌آموزان خوبی را تربیت کنیم. من نمی‌توانم بگویم که دلتا در آموزش زبان سیستمی خاص و ویژه دارد، اما می‌توانم بگویم ما تلاش می‌کنیم تا در کنار آموزش زبان انگلیسی به موضوعات فرهنگی در این رابطه هم توجه داشته باشیم.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی