کد خبر : 74789
/ 22:04
گفتگوی شهرآرا با مجید حسینی، کارآفرین نمونه ملی که از مشکلات فعالیت در بخش مولد می‌گوید؛

نظام بانکی و مالیاتی ضد تولید و کارآفرینی

به نظر او با‌وجود شرایط سختی‌ که فعالیت در بخش تولید در ایران نسبت‌به فعالیت‌های واسطه‌ای دارد، حکایت تولید‌کنندگان حکایت این شعر است «در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم/ سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور».

نظام بانکی و مالیاتی ضد تولید و کارآفرینی

خبرنگار: موسوی‌زاده

گفتگوی شهرآرا آنلاین / اعتقاد دارد کارآفرینی علاقه است و تا‌زمانی‌که فردی عاشق تولید نشده است، نمی‌تواند وارد این وادی شود. به نظر او با‌وجود شرایط سختی‌ که فعالیت در بخش تولید در ایران نسبت‌به فعالیت‌های واسطه‌ای دارد، حکایت تولید‌کنندگان حکایت این شعر است «در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم/ سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور». 

براین‌اساس با‌وجود مشکلات مختلف، شوق فعالیت در بخش تولید سبب شده افرادی که عمر خود را در این راه گذاشته‌اند همۀ مصایب و رنج‌ها را به جان بخرند و این وادی را ترک نکنند. حکایت ورود او به تولید هم جالب است، فردی که تا قبل از فعالیت در تولید در بخش واردات فعالیت داشته و به قول خودش دغدغه‌هایی را که حالا به عنوان تولید‌کننده دارد، پیش از آن نداشته است. 

این فرد مجید حسینی است که ورودش به تولید حاصل یک اتفاق ناخوشایند در زندگی‌اش بوده است، اتفاقی که به‌خاطر آن تصمیم گرفت مسیر زندگی اش را از بخش واردات به تولید تغییر دهد. در ادامه، به بهانه هفته کارآفرینی گفتگوی شهرآرا را با مجید حسینی درخصوص فعالیت‌هایش و فرازونشیب کارآفرینی می‌خوانید.

 

چطور شد که وارد فعالیت در بخش تولید شدید؟

من قبل از اینکه وارد حوزۀ تولید شوم در بخش واردات فعالیت می‌کردم. به‌عنوان یک وارد‌کننده به کشورهای مختلف سفر می‌کردم و بسته به بازار کشور، کالا وارد می‌کردم. وضعم هم خوب بود یعنی در بخش واردات آدمی موفق بودم و توانسته بودم خودم را جا بیندازم. اما اتفاقی در زندگی رخ داد که باعث شد مسیر زندگی‌ام را تغییر دهم؛ ابتلای فرزندم به بیماری سرطان. بعد از مراجعه به پزشک و طی‌کردن مراحل درمان برایم مشخص شد که غذا عامل ابتلای او به بیماری بوده است. آنجا متوجه شدم مصرف مواد غذایی سالم چقدر می‌تواند برای افراد جامعه مهم و حیاتی باشد. برای همین تصمیم گرفتم از کار در بخش واردات صرف نظر کنم و وارد موضوع صنایع غذایی و بسته‌بندی مواد غذایی سالم شوم تا مواد غذایی با‌کیفیت بدون نگرانی به دست مردم برسد.

 

یعنی شما بعد از این خبر تصمیم گرفتید کلا روش کاری خود را عوض کنید؟

بله؛ آن زمان و به‌ویژه اتفاقی که برای فرزندم افتاد، واقعاً این حس را در من به وجود آورد که باید به کاری بپردازم که نگذارم ناراحتی‌ای که برای من به‌عنوان یک پدر ایجاد شده، برای سایر افراد ایجاد شود، یعنی ورود به تولید را وظیفه‌ای برای خودم متصور شدم؛ به این فکر می‌کردم که منِ ایرانی باید وارد کاری شوم که هم‌وطنم از آن حداکثر استفاده را ببرد و زیانی هم اگر وجود دارد، به‌خاطر فعالیت تولیدی من به حداقل برسد.

 

پس تصمیم گرفتید وارد تولید بشوید. بعد از اینکه کار را شروع کردید با چه مشکلاتی مواجه شدید؟

سال‌۸۹ تصمیم گرفتم وارد تولید شوم. از آن زمان شروع کردم به اخذ مجوزها و آماده سازی زیرساخت‌های لازم برای شروع فعالیت تولیدی. تصور می‌کردم به‌دلیل اینکه متقاضی فعالیت تولیدی هستم باید کارهای اداری با سرعت طی شود، اما کاغذ‌بازی‌های اداری در همان ابتدای کار به معضلی برایم تبدیل شد. مجبور بودم برای اخذ مجوز مدام از این اداره به آن اداره بروم. همین کاغذ‌بازی‌های اداری ۹ماه از وقتم را گرفت؛ شما این موضوع را مقایسه کنید با زمان اخذ مجوز تولید در کشورهای توسعه‌یافته که کمتر ۱۰‌روز است.

مراحل عمومی و زمان لازم برای اخذ مجوز واحد صنفی در ایران نسبت‌به سایر کشورها بسیار طولانی است؛ ارائۀ گواهی سوءسابقه بین ۳ تا ۷‌روز، اخذ مجوز از شهرداری ۳۰‌روز، تأیید صلاحیت شخصی و مکانی از‌سوی ادارۀ نظارت بر اماکن عمومی حداکثر ۱۵‌روز زمان می‌برد و اخذ مجوز از وزارت دارایی نیز زمان مشخصی ندارد، اما در کشورهایی چون آمریکا، انگلیس، ایرلند شمالی و استرالیا اخذ مجوز واحد صنفی، نهایتاً یک روز طول می‌کشد.

با‌این‌حال من خیلی خوب توانستم مجوز‌های لازم را دریافت کنم؛ در همان زمان برخی افراد می‌گفتند بیشتر از یک سال دنبال مجوزهای لازم رفته‌اند، اما هنوز کارشان راه نیفتاده بود.

 

مجوز را که دریافت کردید توانستید کار را به‌راحتی شروع کنید؟

بعد از اخذ مجوز، مشکل دیگری شروع شد و آن هم پیدا‌کردن سولۀ مناسب برای آغاز کار بود. جایی پیدا می‌کردم، اما به‌دلیل اینکه باید به تأیید ‌برسد، قطعی‌کردن مکان فعالیت به مشکل برمی‌خورد. برای همین تا مدتی درگیر این مسئله بودم؛ به‌هر‌حال و با هر سختی‌ای که بود، بالأخره سوله را گرفتم و برای اخذ وام و شروع کار اقدام کردم.

 

پس برای شروع کار به بانک‌ها رسیدید. شرایط آنجا چطور بود؟

برای شروع کار نیاز به خرید ماشین‌آلات داشتم؛ برای همین درخواست وام دادم. با وام بعد‌از مدتی دوندگی موافقت شد، اما مشکل سود وام بود. در‌‌مقابل مبلغی که به‌عنوان وام دریافت کردم مجبور شدم مبلغ بسیار بیشتری به‌عنوان اصل و سود به بانک برگردانم. در‌واقع بانک باعث شد بسیار تحت فشار قرار گیریم و هزینۀ تمام‌شدۀ ما افزایش یابد. خود این فشار بانکی، از بزرگ‌ترین مشکلات من در بدو ورود به فعالیت‌های تولیدی در اوایل دهۀ‌۹۰بود. با‌این‌حال هر جور بود فعالیتم را شروع کردم و توانستم خود را به‌عنوان تولیدکننده‌ای موفق در بازار بشناسانم، به‌طوری‌که ۱۰درصد از تولیدات ما صادر می‌شد. البته ظرفیت بیشتری برای صادرات داشتیم، اما همین موضوع گرانی که وام‌های بانکی بر ما تحمیل می‌کنند، در عمل توان صادراتی را از ما می‌گرفت. با تمام این احوال توانستم چهارسال تولیدکنندۀ نمونه باشم. یک سال هم تولیدکنندۀ نمونۀ کشور شدم.

 

بعد‌از اینکه خودتان را در بازار جا انداختید با چه مسائلی مواجه شدید؟

تا فعالیت خود را شروع کنم و در بازار جا بیفتم، اواسط سال‌۹۱ شده بود و شروع بحران ارزی و گران‌شدن روز‌به‌روز اجناس و مواد اولیه‌ای که نیاز داشتم. آن سال ناگهان دلار گران‌تر شد. حالا ما نیاز به مواد اولیه داشتیم، اما به‌سختی گیر می‌آمد. با شهرستان هماهنگ می‌کردیم که فلان جنس را به ما بدهند، قبول می‌کردند، اما نمی‌فرستادند. علت را که جویا می‌شدیم می‌گفتند جنس از اول هفته تاحالا فلان قدر گران شده، مابه‌التفاوت را واریز کن تا جنس را بدهیم. تفاوت را واریز می‌کردم و باز می‌دیدم جنس را نفرستادند! پیگیر که می‌شدم می‌گفتند الان نداریم. در این شرایط دیدم اگر کاری نکنم فعالیت کارخانه تعطیل می‌شود. خودم دست به کار شدم و شروع کردم شهرستان‌به‌شهرستان رفتن تا بتوانم مواد اولیۀ موردنیازم را تأمین کنم. شرایط سختی بود، چون قیمت‌ها ثبات نداشت و مشخص نبود وضعیت بازار به چه سمتی می‌رود، اما هر‌طور بود نگذاشتم حرکت چرخ‌های کارخانه متوقف شود.

 

بعد از اینکه این بحران را گذارندید وضعیت تولید چگونه شد؟

بعد از اینکه بحران ارزی تمام شد شوک حاصل از نوسانات سال‌۹۱ و سیاست‌های انقباضی مالی باعث شد اقتصاد دچار رکود شود. ما هم سعی کردیم بتوانیم در شرایط رکود، که هم تقاضا پایین می‌آید و هم کمبود نقدینگی وجود دارد، همچنان به فعالیت خود ولو با کاهش ظرفیت ادامه دهیم.

یکی از بزرگ‌ترین فشارهایی که در زمان رکود به واحد تولیدی ما وارد آمد، مالیات بود، یعنی در شرایطی که کشور دچار رکود اقتصادی بود، مالیات واحد تولیدی من سال به سال افزایش می‌یافت. جالب اینجا بود که همان زمان دوستانم که در کار واردات بودند به اندازۀ من تحت فشار مالیاتی قرار نگرفتند، اما منِ تولیدکننده چون تولیدم شناسنامه‌دار و محل کارخانه‌ام مشخص بود، مجبور بودم فشار مالیاتی را تحمل کنم.

 

در آن شرایط با خودتان نگفتید که ای کاش به‌جای تولید همان واردات را ادامه می‌دادم؟!

وقتی خودم را با افرادی که در کار واردات هستند مقایسه می‌کنم می‌بینم آن‌ها الان وضعیت مالی بهتری دارند. آن‌ها دغدغه‌هایی را که من دارم مثل تأمین اجتماعی، سود بانکی و مالیات ندارند، اما ازآنجاکه عاشق تولید هستم، هیچ‌گاه از اینکه وارد بخش تولید شده‌ام، ناراحت نیستم. طی این سال‌ها مشکلات سد راه تولید حل‌ شده است، اما متأسفانه جوانان استقبال چندانی از تولید نمی‌کنند. باید عشق و علاقه شما را به این حرفه بکشاند، نه نگاه صرفاً اقتصادی. برای همین می‌گویم باید عاشق باشی تا وارد تولید شوی. من هم عاشق تولید بودم و هیچ وقت از اینکه وارد این وادی شدم، پشیمان نیستم.

 

به جوانان برای ورود به کارآفرینی چه توصیه‌ای می‌کنید؟

من هم مثل اکثر جوانان توقع داشتم در اداره‌ای استخدام شوم و راحت پشت میز بنشینم و حقوق دریافت کنم، اما این طور نیست و مردان بزرگ همواره اندیشه های بزرگ دارند که الزاما برای تحقق آن باید اندکی از راحت طلبی فاصله گرفت و از سختی های مسیر پیش رور نهراسید. به دوستان جوانم توصیه می‌کنم فارغ از هرگونه حاشیه به اصل متن که همانا تولید با کیفیت است بپردازند.

..........................................

 

  • جامعۀ زنده و پویا یک جامعه کارآفرین است

 

تردیدی نیست که ایجاد فرصت‌های شغلی جدید و افزایش مستمر سطح اشتغال درگرو کارایی همۀ زنجیره‌های اقتصاد کشور و توجه‌به مقولۀ ‏کارآفرینی در اقتصاد است. کارآفرینی به‌عنوان یکی از استراتژی‌های اثربخش در محیط عصر حاضر، الگویی کارآمد جهت حصول به اهداف توسعۀ اقتصادی‌اجتماعی قلمداد می‌شود. اما کارآفرین کیست و چه کارکردهایی در اقتصاد دارد؟ اصولا در ادبیات اقتصادی، کارآفرین کسی است که متعهد می‏‌شود خطرهای یک فعالیت اقتصادی را سازمان‌دهی، اداره و تقبل کند. بنابراین علاوه‌بر‌اینکه کارآفرین اداره‌کننده ‏و سازمان‌دهی‌کنندۀ یک واحد اقتصادی برشمرده می‌شود، احتمال خطر موجود در فعالیت اقتصادی را نیز می‌پذیرد؛ از‌این‏‌رو کارآفرینان به حمایت نیاز دارند. در این شرایط دولت می‌تواند نقش خود را به‌عنوان مکمل ایفا و بازدارنده‌های پیش‌روی کارآفرینان را برطرف کند. عوامل بازدارنده برای استمرار کار کارآفرینان بسیارند که از آن جمله می‌توان به موضوع بسترهای نامناسب قانونی اشاره کرد؛ در این‌راستا به‌نظر می‌رسد برای اخذ مجوزهای تولید، نیازمند بازنگری‌های عمیقی در قوانین و حتی معافیت‌های مالیاتی هستیم. بخش دیگری از موانع کارآفرینان، موضوع واردات کالاهای خارجی مشابه، قاچاق کالا، زیاد‌بودن هزینۀ تولید در کشور و نبود تسهیلات بانکی یا پیچیده‌بودن ارائۀ تسهیلات بانکی است.

 

اصلاح نظام اداری

یکی از درخواست‌های مهم من برای حمایت از کارآفرینی، اصلاح نظام اداری است تا فرایند انجام امور کاهش یابد و کارآفرین مجبور نباشد برای کسب مجوز مدام از این نهاد به آن نهاد برود. برای حمایت از کارآفرینی باید نظام مالیاتی به گونه‌ای تغییر کند که فشار مالیاتی از بخش مولد به بخش‌های غیرمولد منتقل شود. در موضوع وصول مالیات، بخش صنعت و آن دسته از فعالان اقتصادی که به‌صورت شفاف فعالیت ‌می‌کنند، بیشترین فشار را متحمل ‌می‌شوند و این نوع مالیات‌ستانی به نوعی صنعت را زمین‌گیر کرده است، البته فعالان بخش خدمات چنین فشاری را بسیار کمتر احساس ‌می‌کنند.

 

مالیات بر ارزش افزوده اصلاح شود

یکی دیگر از مشکلات تولید، مالیات بر مصرف یا همان مالیات بر ارزش افزوده است. باید با استفاده از تجارب کشورهایی که این کار را انجام داده‌اند به گونه‌ای برنامه‌ریزی کنیم که این مالیات باری بر دوش اصناف و تولیدکننده نباشد و صرفاً از خود مصرف‌کننده دریافت شود. یعنی هر کس مصرف بیشتری دارد مالیات بیشتری بپردازد. هم‌اکنون مهم‌ترین عامل ضد‌انگیزشی کارآفرینی در ایران، آن است که سود ناشی از فعالیت‌های صنفی، تولیدی و کارآفرینی نسبت‌به سایر فعالیت‌های اقتصادی نظیر سپرده‌گذاری در بانک‌ها و واردات بسیار ناچیز است. این مسئله باید اصلاح و سود فعالیت در بخش مولد بیشتر شود.

 

اصلاح نظام بانکی

یکی دیگر از ضرورت‌های حمایت از کارآفرینی، اصلاح نظام بانکی است. در حال حاضر سود وام‌هایی که کشور توسعه‌یافته‌ای مانند ژاپن به تولیدکنندگان خود اعطا می‌کند، منفی یا صفر است، ولی در کشور ما از تولیدکنندگان سودهای کلانی گرفته می‌شود. این‌گونه تصور می‌شود که از تولیدکنندگان حمایت شده است، اما این حمایت نیست. در حال حاضر نرخ سود بانکی باعث شده هزینۀ تمام‌شدۀ فعالیت‌های مولد در ایران و تمایل به فعالیت در بخش غیرمولد افزایش یابد؛ از‌‌این‌رو باید نظام بانکی به‌گونه‌ای تغییر یابد که نقدینگی و توانایی افراد به‌سمت فعالیت‌های مولد هدایت شود. در‌نهایت دربارۀ نسبت اقتصاد مقاومتی و کارآفرینی باید گفت که کارآفرینی به‌معنای خلاقیت در کار و ایجاد فرصت‌های جدید اقتصادی و تولیدی و خلق ارزش جدید با خطرپذیری در منابع مالی، از عوامل رشد و شکوفایی اقتصادی است، زیرا کارآفرینی در یک جامعه و اقتصاد به‌معنای پویایی و بالندگی است. جامعه‌ای که در بستر کارآفرینی حرکت می‌کند، جامعه‌ای زنده و پویا و فعال است؛ از‌این‌رو به‌سادگی می‌تواند همۀ مشکلات و فشارهای بیرونی و درونی را تحمل کند و پشت‌ سر بگذارد.

 

104625.jpg

 

..........................................

 

دریچه یک/ مشاور کانون کارآفرینان خراسان رضوی، جواد سخدری

  • چرا کارآفرینی بر سایر کارها ارجحیت دارد؟

 

104622.jpgاز نظر بسیاری از مردم، کارآفرینی رؤیایی دست‌نیافتنی است، اما نباید این‌گونه باشد. کارآفرینی، داشتن چشم‌انداز و به همان میزان نیز شجاعت است تا دنبال آنچه می‌خواهید بروید. در ادامه دلایلی که باعث می‌شود کارآفرینی بر سایر فعالیت‌ها ارجح باشدبیان می‌شوند.

 

استقلال بیشتر در کار

استقلال، واژۀ پسندیده‌ای است که همه می‌کوشند به‌نوعی آن را در کار داشته باشند. کسانی که می‌خواهند کارآفرینی کنند، به حس استقلال نیاز دارند. بسیاری از مردم نمی‌توانند به روش سنتی و با رابطۀ رئیس-کارمند کار کنند و به استقلال کارآفرینی نیاز دارند تا از سردرگمی در زندگی حرفه‌ای خود فاصله بگیرند.

کسانی که برای استعدادشان و راه‌اندازی کسب‌وکاری متعلق به خودشان ارزش قائل هستند، جایگاه مناسبی در گروه کارآفرینان خواهند داشت، زیرا درنظرگرفتن استعداد و قدم‌هایی که خود فرد در این زمینه برمی‌دارد، بخش مهمی از موفق‌شدن در کسب‌وکار است. مردم وارد کسب‌وکار می‌شوند تا خدماتی ارائه دهند و اگر مایل باشند به دیگران کمک کنند.

 

کنترل خلاق بر کسب و کار

اکثر کسانی که تصمیم می‌گیرند با زندگی اداری خداحافظی کنند، به‌دنبال کنترل گسترده‌تری روی زندگی و مسیر کارشان هستند. ازآنجاکه آن‌ها نمی‌توانند کنترل و امنیت شغلی‌شان را در سایر مشاغل تضمین کنند، به‌دنبال راهی هستند تا از چنین مسائلی درامان بمانند. البته کارآفرینی کار ساده‌ای نیست یا به خودی خود امنیت شغلی را تضمین نمی‌کند، اما قطعاً در طولانی‌مدت مزایای بیشتری از کار اداری روتین دارد.

یک کارآفرین، انعطاف‌پذیری بسیاری در به‌انجام‌رساندن کارش خواهد داشت. تعیین ساعت کار، یکی از این انعطاف‌پذیری‌هاست. برای مثال، اگر از آن دسته افرادی باشید که تا دیروقت بیدار می‌مانند و صبح زود بیدار‌شدن برایشان سخت است، می‌توانید از ساعت ۱۲ به محل کارتان بروید و ساعت‌۶ آنجا را ترک کنید.

 

زندگی اداری در‌مقابل کارآفرینی

با‌توجه‌به مواردی که ذکر شد، اگر هنوز بر سر دو‌راهی انتخاب زندگی اداری یا راه‌اندازی کسب‌وکاری جدید قرار گرفته‌اید، باید دربارۀ مزایا و معایب آن بدانید. در‌عین‌حال به این سؤال پاسخ دهید که کارآفرین‌شدن برایتان به چه معناست. برای ساده‌تر‌شدن موضوع و درک اینکه آیا کارآفرینی، انتخاب بهتری نسبت‌به زندگی اداری است یا نه، می‌توانید با متغیرهایی که در ادامه مطرح می‌شود، این دو را با یکدیگر مقایسه کنید.

 

ویژگی‌های لازم برای کارآفرینی

کارآفرینان موفق باید ویژگی‌های مشخصی مثل دانش و مهارت‌های لازم را داشته باشند. به‌عنوان یک کارمند فقط لازم است آن‌قدر خوب باشید تا ارتقا یابید یا رئیستان را راضی کنید تا در طول سال تشویق و مرخصی بیشتری برایتان در‌نظر بگیرد، اما به‌عنوان یک کارآفرین، باید از همه بهتر و آمادۀ پاسخ‌گویی به پرسش‌های متعدد باشید. بسیاری از کسانی که می‌خواهند از زندگی اداری به‌سمت کارآفرینی بروند، منصرف می‌شوند به‌دلیل ریسک‌هایی که در این فرایند وجود دارد. کاملا واضح است که شروع کسب‌وکار حرکتی شجاعانه است، اما در طولانی‌مدت می‌تواند ارزش این حرکت را داشته باشد. ترس می‌تواند مانع از دستیابی به رؤیاها شود، اما نباید اجازه دهید آنچه را به نفعتان است خراب کند. اگر از فرصت‌هایتان استفاده نکنید، هرگز نخواهید دانست که چه اتفاقی خواهد افتاد.

..........................................

 

دریچه دو / کارآفرین نمونه، مرضیه ثنویی

  • اقتصاد مقاومتی یعنی حمایت از کارآفرین

 

104623.jpgایجاد فرصت‌های شغلی جدید و افزایش مستمر سطح اشتغال در‌گروی کارایی همۀ زنجیره‌های اقتصاد کشور و توجه به مقولۀ کارآفرینی در کشور است. در‌مجموع اگر بخواهیم اقتصاد مقاومتی را محقق کنیم باید از کارآفرین حمایت کنیم.

 

کارآفرینی خانم‌ها حمایت شود

وقتی در سال‌۱۳۴۶ وارد دانشگاه شدم، بیشتر خانم‌ها رشتۀ دبیری شیمی را بر رشتۀ شیمی محض ترجیح می‌دادند، چون آن زمان زمینه‌های ورود فعالیت خانم‌ها به عرصۀ تولید و صنعت فراهم نبود. به‌مرور بسترهای فعالیت زنان در عرصۀ کارآفرینی در کشور فراهم شد، به‌طوری‌که در حال حاضر در خراسان رضوی و مشهد شاهد فعالیت صدها خانم در عرصۀ تولید و کارآفرینی هستیم. هم‌اکنون حدود ۶۵‌درصد از صندلی‌های دانشگاه‌ها توسط زنان اشغال شده، در‌حالی‌که در بازار کار کشور، مشارکت زنان کمتر از ۱۳درصد است. به‌عبارتی مشارکت زنان کمتر از یک‌پنجم حضور آن‌ها در دانشگاه‌های کشور است. میزان ورود زنان به دانشگاه‌ها نشان می‌دهد جذب این تعداد نیروی تحصیل‌کرده در سازمان‌های دولتی که بیشتر آن‌ها با مازاد نیروی انسانی مواجه هستند، عملی نیست. بانوان با دانش و مهارتی که طی سال‌های اخیر فرا‌گرفته‌اند، می‌توانند در رشته‌های مختلف تخصصی به ایجاد کسب‌و‌کار به‌صورت فردی یا گروهی روی آورند. ایجاد تفکر کارآفرینی در بانوان و ورود آن‌ها به عرصۀ کسب‌و‌کار باعث می‌شود بتوانند با بهره‌گیری از استعدادهای بالقوۀ خود، افرادی خلاق و نوآور و خودباور شوند. افزایش خلاقیت، کارآیی و اعتماد‌به‌نفس، نتیجۀ فعالیت زنان در مسئولیت‌پذیری‌های اجتماعی و اقتصادی است. کارآفرینی برای زنان می‌تواند منجر به تعامل اجتماعی، استقلال عمل بیشتر و در‌نهایت توانمندی آن‌ها در عرصه‌های مختلف زندگی شود. مهم‌ترین ویژگی کارآفرینی برای زنان، افزایش توان مدیریتی در آن‌هاست؛ شکل‌گیری این ویژگی در‌نهایت می‌تواند منجر به مسئولیت‌پذیری بیشتر در عرصه‌های مختلف زندگی شود.

 

کارآفرینی رونق اقتصادی ایجاد می‌کند

برخی تحلیلگران، وضعیت رکود تورمی در کشور را ناشی از مشکلات طرف عرضۀ اقتصاد می‌دانند که توسعه‌نیافتن کارآفرینی، یکی از علل بسیار مهم آن است. برخی از مهم‌ترین دلایل این امر را می‌توان توجه‌نکردن به فعالیت کارآفرینی علمی بازده پایین فعالیت‌های کارآفرینانه، ریسک بالای نوسانات تورم و نرخ ارز برای فعالیت‌های کارآفرینی، فقدان زیرساخت‌های لازم، توجه‌نکردن به ظرفیت‌های موجود، فرایند سخت و پرهزینۀ شروع فعالیت‌ها، مقررات دست‌وپاگیر، توانمند‌نبودن بخش خصوصی و وجود انحصار در بازارهای مختلف دانست. مشخص است که توسعۀ واقعی کارآفرینی از یک‌سو حذف این موانع و از سوی دیگر عزم جدی همۀ نهادهای دخیل در این موضوع را طلب می‌کند. اولین گام در توسعۀ کارآفرینی، استفاده از تمام ظرفیت‌ها و امکانات به‌ویژه در بُعد نیروی انسانی و منابع مالی است.

 

بها دادن به نیروی کار متخصص

گام نخست در توسعۀ کارآفرینی، بهره‌گیری از نیروی انسانی ماهر، متخصص و صاحب دانش است. در بُعد مالی، بسیج تمام امکانات برای دسترسی آزاد همۀ افراد جامعه، مهم‌ترین محرک در کوتاه‌مدت است. برای این منظور، بهبود وضعیت کارآفرینی در کشور باید به گفتمان عمومی در جامعه تبدیل شود. خوب است رسانه‌ها با معرفی زندگی کارآفرینان موفق به جوانان نشان دهند که فردی که امروز یک فعال اقتصادی موفق شناخته شده است، این موفقیت را مدیون ده‌ها سال تلاش است.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی