کد خبر : 74758
/ 22:57
مدیرکل اوقاف و امور خیریۀ خراسان رضوی از ضرورت پای کار آمدن دستگاه های دولتی برای استفاده حداکثری از ظرفیت بقاع متبرکه می‌گوید؛

دیر شروع کردیم

یک بقعۀ متبرکه به‌جز اینکه مکانی مقدس برای انجام اعمال عبادی است می‌تواند در اتمسفر انقلاب اسلامی به‌عنوان یک ظرفیت مطرح باشد.

دیر شروع کردیم

خبرنگار: خسروی

گفتگوی شهرآرا آنلاین / معمولا هر وقت نام بقاع متبرکه یا امامزاده‌ای به میان می‌آید اولین چیزی که به ذهن متبادر می‌شود عمل زیارت است؛ غافل از اینکه یک بقعۀ متبرکه به‌جز اینکه مکانی مقدس برای انجام اعمال عبادی است می‌تواند در اتمسفر انقلاب اسلامی به‌عنوان یک ظرفیت مطرح باشد؛ ظرفیتی که مغفول مانده است. این دقیقاً همان مسئله‌ای است که هنوز برخی مسئولان به‌طور جدی به آن نپرداخته‌اند. با این رویکرد به‌مناسبت روز تجلیل از امامزادگان و بقاع متبرکه با حجت الاسلام والمسلمین محمد احمدزاده مدیر کل اوقاف و امور خیریۀ خراسان رضوی به گفتگو پرداختیم که در ادامه می‌خوانید.

 

تعداد امامزاده‌های استان کم نیست، چرا هنوز آن‌چنان‌که باید مردم آن‌ها را نمی شناسند و به‌نوعی می‌‌توان گفت از این حیث در‌‌‌‌‌‌‌انزوا قرار گرفته‌اند؟

بله درست است؛ شناخت واقعی حاصل نشده است و هنوز به آن نقطۀ مطلوب نرسیده‌ایم، اما سطح شناخت و آگاهی مردم را نمی‌توان با گذشته مقایسه کرد. شناخت بیشتر، مستلزم این است که همۀ دستگاه‌های فرهنگی‌رسانه‌ای و تأثیرگذار کشور، بقاع متبرکه را متعلق به خود بدانند. بقاع متبرکه فقط متعلق‌به اوقاف نیست، بلکه متعلق‌به همۀ مسلمانان است و هر فرد یا نهادی در حد توان خود باید برای این مکان‌های مقدس نقشی ایفا کند.

 

به طور مصداقی بفرمایید منظورتان کدام دستگاه و نهاد است؟

به نظرم جا دارد دستگاه‌های آموزشی مثل آموزش‌و‌پرورش و دستگاه‌های فرهنگی، سهمی درقبال معرفی بقاع متبرکه داشته باشند. البته تا‌حدودی این کار انجام شده است، به‌طورمثال آموزش‌وپرورش برای آشنایی نسل نوجوان با مکان‌های مقدس، بسیاری از جشن‌های تکلیف را در محل برخی امامزاده‌ها برگزار می‌کند. از طرف دیگر بخش مهمی از معرفی و انعکاس خبر بقاع متبرکه بر‌عهدۀ رسانه است. برای یک بازی فوتبال که در حضور ۳۵هزار نفر جمعیت انجام می‌گیرد بارها اطلاع‌رسانی می‌شود، اما به طرح «آرامش بهاری»، که امسال دوربین‌های زائرشمار تعداد شرکت‌کنندگان آن را یک‌میلیون‌و۹۳۷‌هزارو۹۴۹ نفر‌ ثبت کردند، چنان‌که باید پرداخته نمی‌شود. از دیگر دستگاه‌هایی که می‌تواند در معرفی بقاع متبرکه و اماکن مذهبی نقش مؤثری داشته باشد، ادارۀ کل میراث فرهنگی و گردشگری است.

 

اوقاف تا‌کنون در این خصوص پیشنهادی به آن‌ها نداده است؟

این کار ذاتی این دستگاه است. قرار نیست که ما به آن‌ها بگوییم که فلان امامزاده را هم معرفی کنند. وقتی فلان کاروان‌سرا را نشانی می‌دهند، امامزاده‌های در مکان را هم معرفی کنند. مشهد چون شهری مذهبی است باید گردشگری آن را هم گردشگری مذهبی تعریف کنیم و زائر را به سوی مکان‌های مذهبی سوق دهیم.

مسئولان هم باید بیشتر از گذشته به این اماکن متبرکه توجه داشته باشند تا بتوانیم از ظرفیت عظیمی که برای نشر فرهنگ دینی در‌اختیار داریم به نحو احسن استفاده کنیم. بقاع متبرکه یکی از مظاهر قدرت نرم هستند که در خدمت نظام و اسلام و نشر فرهنگ تشیع قرار دارند. اگر یکی از این بقاع را به لحاظ ایدئولوژیکی طرف مقابل ما داشت ببینید چه می‌کردند.

 

حالا که این انفعال را پذیرفته‌ایم برای خروج از آن چه مکانیزمی وجود دارد؟

به یک تلنگر نیاز داریم. بعضی‌ها خودشان را به خواب زده‌اند. تو چشمت را می‌بندی و فکر می‌کنی خورشید نیست، ولی این نورانیت هست و مردم هم دارند از آن استفاده می‌کنند. مضجع نورانی امام رضا(ع) باعث شده که همۀ نگاه‌ها معطوف به این نقطه شود، که درست هم هست و باید باشد، ولی درخانه اهل بیت(ع) همین امامزاده‌ها هستند.

 

در میدان عمل چه باید کرد؟

بعضی دستگاه‌های اجرایی، البته به‌صورت پراکنده، وقتی می‌بینند این سیل جمعیت به‌سمت بقاع متبرکه روانه می‌شوند سعی می‌کنند در‌راستای وظایف سازمانی خودشان مشکل بقاع را حل‌و‌فصل کنند، امااین باید به یک حرکت خودجوش در برخی دستگاه‌ها تبدیل بشود. به‌طور مثال اگر دستگاهی امکانات راه‌سازی دارد و می‌بیند راه امامزاده را مختصر آسفالتی که بریزد مشکل حل می‌شود، راه آن را درست کند.

 

تاکنون از ظرفیت سایر دستگاه‌های مرتبط با حوزه فرهنگی و دینی مثل سازمان تبلیغات یا میراث‌فرهنگی برای معرفی بیشتر امامزاده‌ها استفاده شده است؟

کار سازمان تبلیغات در اصل اعزام روحانی و مبلّغ به جاهایی است که نیاز دارند. هرچند با آن‌ها ارتباطاتی داریم و برخی برنامه‌های خود را به‌همین منظور در بقاع متبرکه برگزار می‌کنند، هرقدر بتوانیم خدمات به زائر را بیشتر و حضور او را تسهیل کنیم، بقاع جایگاه خودشان را پیدا می‌کنند. در همین راستا در حال حاضر کمتر بقعه‌ای است که فعالیت عمرانی نداشته باشد.

مثل خیلی از موارد که برای آن فرهنگ‌سازی شد می‌توانیم دربارۀ بقاع متبرکه هم فرهنگ‌سازی کنیم. چه اشکال دارد در یک شهر، جلسۀ شورای اداری در‌کنار یک امامزاده برگزار شود یا یک‌ساعتی را همۀ کارکنان یک اداره به‌همراه رئیس آن اداره به محضر یک امامزاده بروند و بعداز زیارت به محل کار خود برگردند؟ این‌ها کارهای کوچکی است که می‌تواند اثر بزرگی داشته باشد.

 

جدای از رسانه و دیگر دستگاه‌ها اوقاف برای معرفی بیشتر چه تلاشی کرده است؟

علاوه‌بر تبلیغاتی که در فضای مجازی داریم، تفاهم‌نامه‌ای با صداو‌سیما منعقد کرده‌ایم تا برای معرفی بقاع متبرکه و فعالیت‌های فرهنگی‌ای که انجام می‌شود، اقدام کنند.

 

غیر از صداوسیما با سازمان دیگری تفاهم‌نامه‌ای بسته نشده است؟

خیر، به‌طور خاص برای معرفی، با سازمانی دیگر تفاهم‌نامه امضا نکرده‌ایم.

 

چرا با گذشت نزدیک به چهار دهه از انقلاب اسلامی، بقاع متبرکه و امامزادگان ما هنوز به جایگاهی در تراز و متناسب با جمهوری اسلامی است دست نیافته‌اند؟

به این دلیل که دیر شروع کردیم. از زمانی‌که رهبری حدوداً در سال۸۷ فرمان دادند بقاع باید تبدیل به قطب فرهنگی شود، جنب‌‌و‌جوشی در اوقاف به راه افتاد و به آن سمت رفت که جایگاه خود را پیدا کند. قبل‌تر حتماً اولویت‌های دیگری بوده است. در این بخش آن‌قدر کم‌کاری بوده است که رهبری مجبور شدند دستور بدهند. موقعیت را درک نکرده بودیم. اینکه می‌گویم درک نکردیم، نه اینکه من؛ بلکه مجموعۀ اوقاف درک نکرده بود! شاید تلاش‌هایی بوده و فکر می‌کردند همین میزان از تلاش‌ها کافی است، ولی وقتی هجمه‌های فرهنگی زیاد و جدی می‌شود، نظام هم به فکر این می‌افتد که از ظرفیت‌های خود بیشتر استفاده کند و یکی از این ظرفیت‌ها بقاع متبرکه است. اگر این بقاع کارکرد خود را پیدا کنند بسیاری از این هجمه‌ها خنثی می‌شود.

 

همان‌طورکه گفتید بقاع متبرکه برای نظام، یک قدرت نرم به شمار می‌روند. چه راهکارهایی برای استفادۀ حداکثری از آن‌ها وجود دارد؟

ما در ادارۀ کل اوقاف و امور خیریه برای رسیدن به همین هدف برنامه‌ها را تنظیم کرده‌ایم. همان‌طورکه عرض کردم از اولین برنامه‌ای که از ابتدای سال شروع می‌شود، یعنی «آرامش بهاری» تا پایان سال در تمام برنامه‌ها رسیدن به همین افق و قله یعنی تبدیل‌شدن به قطب فرهنگی که یک قدرت نرم محسوب می‌شود مد‌نظر است. این به آن معنی نیست که تا حالا قطب فرهنگی نبوده‌ایم، بلکه شدت و ضعف داشته‌ایم. یکی از راهکارها می‌تواند اجرای برنامه‌ها با ظرفیت‌های مردمی باشد، چون کار اگر مردمی باشد ماندگار می‌شود.

 

به نظر شما که در مسند امر هستید چقدر فاصله داریم تا‌زمانی‌که ظرفیت نرم و معنوی بقاع متبرکه به‌طور کامل در کشور پیاده شود‌؟

عقیده دارم همین الان از این ظرفیت استفاده می‌شود، منتها باید تقویت شود، چون همۀ آن بالفعل نشده است. در این راستا اگر فرهیختگان هم راهکاری برای بالفعل‌کردن همۀ این ظرفیت داشته باشند، ما قطعاً استقبال می‌کنیم. دراین‌راستا در همۀ بقاع متبرکه صندوقی گذاشته‌ایم تا مردم نظرات خود را به ما بگویند و تاکنون هم از نظرات آن‌ها استفاده کرده‌ایم.

 

تا اینجای گفتگو، شما روی کلیدواژۀ «فرهنگ» تأکید کردید و بیشتر اقدامات خود را در این راستا برشمردید. این چیزی بوده که از قدیم هم مسئولان اوقاف بعضاً روی ضرورت آن در بقاع متبرکه تأکید داشته و می‌خواسته‌اند به این سمت بروند، ولی ظاهرا چندان موفق نبوده‌اند. به نظر شما علت چیست؟

پیامبراکرم(ص) می‌فرمایند «النّاسُ عَلى دِینِ مُلُوکِهِم» یعنی مردم نگاه می‌کنند ببینند حاکمان چکار می‌کنند و چجور رفتار می‌کنند. اینکه شما می‌گویید چرا به ظرفیت صددرصدی بقاع متبرکه نرسیده‌ایم، باید ببینیم آیا خود مسئولان به این معرفت رسیده‌اند؟ اگر مسئولان به معرفت ولایت و به گوهری که در دستشان است رسیده باشند و حقش را ادا کرده باشند طبیعتاً مردم هم کم نمی‌گذارند. عرض کردم، شما تصور کنید چنین پایگاهی اگر دست ضد‌انقلاب می‌بود آن‌وقت می‌دیدیم چطور ازآن استفاده می‌کردند.

 

می‌توان گفت بلد نبودیم از این ظرفیت استفاده کنیم؟

بله استفاده نکردیم و قدر هم نمی‌دانیم که یک مرکز بدون هیچ‌گونه هزینه‌ای برای نظام، می‌تواند پایگاهی باشد برای حفظ جوانان و اتحاد و انسجام مردم، پایگاهی که وابسته به هیچ حزب و جناحی نیست. گاهی برخی از مسئولان مثل امام جمعه یا فرماندار محترم در مراسم غبار‌روبی و تطهیر بقاع متبرکه حضور پیدا می‌کنند. نیاز داریم این کار گسترش پیدا کند و همۀ مسئولان به آستان‌بوسی امامزادگان بیایند.

 

اگر بقاع متبرکه و امامزادگان در سطح کشور را به یک سنگر مستحکم در‌برابر حملات دشمن تشبیه کنیم آیا توانسته‌ایم این سنگر را خوب حفظ کنیم؟

سنگر را توانسته‌ایم حفظ کنیم، اما این سنگر به تجهیز و تقویت نیاز دارد و هر کسی هم با هر توانی که دارد می‌تواند خدمت کند. یک نفر با قلمش، یک نفر هم با قدم و درمی در تقویت این سنگر می‌تواند مؤثر باشد.

..........................................

 

  • امامزاده‌سازی خط قرمز اوقاف است

 

برای تقویت پایگاه مردمی نظام هم از فرصت امامزادگان استفاده شده است؟

بقاع متبرکه فرصت و ظرفیتی برای نظام اسلامی است. اینکه می‌گویم «نظام»، برای این است که می‌خواهم بگویم این فرصت برای هیچ حزب و جناح خاصی نیست؛ لذا در برنامه‌هایی که داریم چهره‌هایی را دعوت می‌کنیم که متعلق به نظام باشند و به تبیین فرمایشات رهبری بپردازند. از طرف دیگر برگزاری مراسمی که مرتبط با اصل نظام هست در اولویت ماست، لذا با قطعیت می‌گوییم که بقاع متبرکه ازجمله پایگاه‌های فعال نظام اسلامی هستند که هم ایدئولوژی مدنظر امام را تبیین می‌کنند و هم فرهنگ قرآن و عترت را نشر می‌دهند.

 

اینکه به لحاظ تأمین اعتبار به دولت وابسته نیستید از نظر شما خوب است یا خیر؟

خوب است. اصلا به نظر من وابسته‌نبودن به بودجۀ دولتی در فعالیت‌های فرهنگی، نقطۀ قوتی است، چراکه وقتی ما یک کار فرهنگی را وابسته به پول دولتی کردیم تا وقتی این بودجه هست، آن کار فرهنگی انجام خواهد شد، ولی وقتی به هر دلیلی این بودجه کاهش پیدا کند کار فرهنگی مربوطه هم آسیب خواهد دید مثل خیلی از کارهای فرهنگی دیگر که انجام می‌شوند.

 

چه تعداد بقعه در سطح استان وجود دارد؟

تعداد بقاعی که بررسی و نهایی شده و ادارۀ اوقاف آن‌ها را تأیید کرده ۳۰۳بقعه است که تعداد ۲۵۴‌بقعه از آن‌ها ظرفیت اجرای فعالیت‌های فرهنگی را دارد؛ برخی بقاع هم هستند که نمی‌توان در آن‌ها برنامه برگزار کرد، به این علت که در منطقۀ روستایی دورافتاده یا بالای کوهی واقع شده‌اند.

 

همان‌طور‌که می‌دانید دربارۀ بقاع امامزادگان معمولا شبهاتی وجود دارد که باعث تشویش اذهان عمومی می‌شود. برای مبازره با این شبهات چه کرده‌اید؟

ما می‌دانیم وهابیت از کارش دست نمی‌کشد. یکی از کارهای وهابیت، ضدیت با بقاع متبرکه از خود ائمه‌معصومین(ع) گرفته تا امامزادگان است. گاهی وقت‌ها شبهه تولید می‌کنند. این‌ها تمام‌شدنی نیست و ما وظیفه داریم وقتی شبهه‌ای درست شد پاسخش را بدهیم. در‌مورد تشکیک برخی از مردم دربارۀ یک امامزاده باید بگویم گاهی در بازسازی یک امامزاده دقت لازم نمی‌شود یا کتیبه‌هایی در ساختمان قدیمی بنا وجود دارد که کارشناسان باید نگهدارند تا شبهه‌‌ای مطرح نشود، اما بعضاً این اقدامات اوقاف یعنی بازسازی و مرمت بنای امامزاده را حمل بر این می‌کنند که اوقاف به‌دنبال امامزاده‌سازی است، درصورتی‌که امامزاده‌سازی خط قرمز ماست. اول باید نسب امامزاده به‌صورت دقیق مشخص شود و بعد اجازه داده می‌شود که بقعه‌ای برای آن درست کنند. حتی گاهی بنیاد پژوهش‌ها و خود معاونت بقاع اوقاف تحقیق می‌کند. در‌نتیجه باید حتماً طرح جامع آن‌ها در سازمان اوقاف به تصویب برسد و بعد از همۀ کارهای کارشناسی و تحقیقی و تدقیقی که انجام می‌شود، آن‌وقت اجازه داده می‌شود بقعۀ امامزادۀ مد‌نظر توسعه پیدا کند.

 

در پایان اگر نکته‌ای دارید بفرمایید.

قلۀ مد‌نظر ما این است که منویات رهبری، چه در موضوع اقتصاد مقاومتی و چه در تبدیل‌شدن به قطب فرهنگی، تحقق یابد و مادامی که به آن‌ها نرسیده‌ایم هنوز ضعف داریم. اگر‌چه خدمت ایشان که رفتیم، اظهار لطف فرمودند. درخواست ما از خانواده‌ها این است اگر می‌خواهند فرزندانشان برایشان صدقۀ جاریه بوده و از هجمۀ فرهنگی دشمن در‌امان باشند آن‌ها را از کودکی با اهل‌بیت(ع) انس دهند و هیچ گاه این سیر را رها نکنند.

 

104574.jpg

 

..........................................

 

دریچه

  • باید به قطب فرهنگی مد نظر رهبری برسیم

 

بقاع متبرکه و امامزادگان در‌واقع ستارگانی هستند در آسمان ولایت که هر کدام با‌توجه‌به ظرفیت و موقعیتی که در آن قرار گرفته‌اند در جهت ترویج و تبیین معارف اسلام ناب محمدی(ص) روشنایی‌بخش هستند. پیامبر اکرم(ص) در حدیث شریفی فرمودند «إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ... کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی.». به این معنی که در بین ما دو یادگار گرانبهای قرآن و عترت را گذاشتند. ما هر کجا حضور اهل بیت(ع) را داشتیم دیدیم که عیار دین و دیانت در آنجا قوی‌تر بوده و باورها و اعتقادات فصیح اسلامی در آنجا مستحکم‌تر شده است. 

سال گذشته، که به محضر مقام معظم رهبری مشرف شدیم، ایشان دربارۀ بقاع متبرکه تعبیری داشتند که فرمودند: «امامزاده‌ها مرکز ثروت معنوی کشور هستند. قدر این امامزاده‌ها را بدانید و هر قدر می‌توانید به آن‌ها خدمت کنید.».

 

استفاده از افراد امین برای تصدی امور هیئت‌امنای بقاع متبرکه

درراستای تحقق فرمایش مقام معظم رهبری که چند سال قبل امر فرمودند بقاع متبرکه باید به قطب‌های فرهنگی تبدیل شود، سازمان اوقاف در سه حوزۀ مدیریتی، عمرانی و فرهنگی، برنامۀ جامعی تدوین کرد. در حوزۀ مدیریتی، شناسایی و استفاده از افراد امین و مشهور به دیانت برای تصدی امور هیئت‌امنای بقاع متبرکه اقدامی بود که انجام شد. البته بخشی از اعضای هیئت امنایی که الان حضور دارند کسانی هستند که از گذشته بوده‌اند، اما برای اینکه انگیزۀ کار مستمر جهادی و انقلابی در هیئت‌امنا وجود داشته باشد به یک بازسازی نیاز داشتیم که آن را انجام دادیم.

گام دوم جذب و سامان‌دهی خدام بقاع متبرکه بود، خدامی که بخش اعظم آن‌ها به‌صورت افتخاری مشغول فعالیت هستند و تعداد قلیلی هم خادم ثابت حقوق‌بگیر هستند. اما در بخش فعالیت‌های عمرانی به سامان‌دهی نیاز بود. در همین راستا طرح جامع برای ما نقش حیاتی دارد، چون همۀ نیازمندی‌های یک بقعه از‌قبیل اصلاح ساختمان، توسعۀ شبستان، محوطه‌سازی، خدمات رفاهی مثل سرویس بهداشتی درآن برای زائر دیده می‌شود. بخش فرهنگی هم در‌قالب تشکیل مراکز فرهنگی‌قرآنی در بقاع متبرکه دنبال شده است و به لطف خدا از لحظۀ تحویل سال نو تا ۲۹‌اسفند برای همۀ ایام هر بقعۀ متبرکه برنامه دارد. برنامه‌ها از ابتدای سال با برنامۀ «آرامش بهاری» شروع می‌شود، بعد در ماه مبارک رمضان طرح «ضیافت الهی»، در تابستان طرح «نشاط معنوی» و همچنین در دهۀ کرامت و بعد هم در ایام محرم برنامۀ «بصیرت عاشورایی» و در پایان برنامۀ «سوگواره یاس نبوی» اجرا می‌شود.

 

هر بقعۀ متبرکه یک پایگاه نشر معارف قرآن و اهل بیت(ع)

نگاه ما به بقاع متبرکه، نگاه مذهبی صرف نیست، بلکه آن را فضایی می‌بینیم که فعالیت‌های فرهنگی‌مذهبی در شاخه‌های مختلف انجام می‌شود. برنامه‌ها با این نگاه که باید به قطب فرهنگی مد‌نظر رهبری برسیم انجام می‌شوند؛ البته در خیلی از جاها محقق شده و در جاهای دیگر هم تلاش می‌کنیم به این برسیم. امیدواریم روزی ببینیم که هر بقعۀ متبرکه یک پایگاه نشر معارف قرآن و اهل بیت(ع) شده است.

سال‌های گذشته در حاشیه بقاع متبرکه اسب و شتری می‌آوردند و زائران با آن عکس می‌گرفتند. این در شأن یک مکان مذهبی است؟! آن زمان فعالیت‌های فرهنگی کمتر دیده می‌شد. به شکر خدا از این کارها عبور کردیم و رسیدیم به جایی که فعالیت‌ها به‌صورت سامان‌دهی شده، مدون و منظم با یک شروع و خاتمۀ مشخص انجام می‌شود. جالب است بدانید همۀ این فعالیت‌ها با کمک‌های مردمی به سرانجام می‌رسد، یعنی ما پول دولتی برای این کارها نداریم و از محل نذورات و کمک‌های مردم انجام می‌شود.

..........................................

 

دیدگاه/ پژوهشگر وقف، نادر پورارشد

وقف در ایران و ۴ چالش پیش رو

 

اگر بخواهیم ببینیم جایگاه وقف و موقوفه در ایران کجاست، باید ببینیم سالانه چه تعداد موقوفه داریم و چه تعداد عقد وقف انجام می‌شود و ارزش اقتصادی آن‌ها چقدر است که این هم نیازمند یک کار پژوهشی میدانی است. در این مورد یک فرضیه ارائه می‌دهیم و فرض را بر این می‌گذاریم که در این مورد نیز از جایگاه خوبی برخورداریم. این جایگاه یک جایگاه آرمانی نیست، وضع موجود ما وضع خوبی است، اما می‌تواند بهتر باشد و آن را ارتقا دهیم. این‌گونه نیست که اکنون کسی دیگر مالش را وقف نکند یا موقوفات جدید ایجاد نشود، بلکه وقف‌های جدید هم صورت می‌گیرد. من فکر می‌کنم بزرگ‌ترین آسیب‌هایی را که وقف را در جامعۀ ما تهدید می‌کند، می‌توان به چهار نوع تقسیم کرد. این چهار قسم به چالش‌های اقتصادی، حقوقی، قضایی و اجتماعی‌‌فرهنگی تقسیم‌ می‌شود.

 

باید دربارۀ درآمدزایی موقوفات فکر اساسی شود

بسیاری از موقوفات ما توجیه اقتصادی ندارند و درآمدزایی آن‌ها واقعی نیست. مثلا زمین بسیار مناسبی که به‌عنوان محل مسکونی اجاره داده شده است، اجاره‌بهای آن بسیار کمتر از ارزش واقعی آن است. باید دربارۀ درآمدزایی موقوفات فکر اساسی شود.همچنین در رویه‌ها گاه به مسائل و خلأهای حقوقی بر‌می‌خوریم. منظور از چالش‌های حقوقی، موضوعات قانونی دربارۀ وقف است که در قانون مدنی و قانون تشکیل سازمان اوقاف و امور خیریه موجود است. مثلا قانون مدنی تأکید دارد که مال موقوفه حتماً باید عین باشد و این موضوع باعث عدم امکان وقف اموالی که عین نیستند، می‌شود. همچنین در تبدیل و تقویت حقوقی موقوفه مسائل حقوقی متعددی مطرح شده است که باید به آن پاسخ داد.در ادامۀ چالش‌های حقوقی به برخی نکات قضایی هم می‌رسیم. چالش‌های قضایی عبارتند از مواردی که به موقوفات تجاوز می‌شود و موقوفات مورد تصرف و تملک قرار می‌گیرد. همچنین مباحث مربوط به اثبات وقفیت موقوفات و اعادۀ حقوق موقوفاتی که وقفیت آن‌ها در یک زمانی باطل شده است، که عملا بخشی از موقوفات درگیر این چالش‌ هستند، در این بخش جای دارد.دستۀ دیگری از چالش‌های حوزۀ وقف به مسائل فرهنگی و اجتماعی بر‌می‌گردد. مهم‌ترین مسائل فرهنگی وقف همان اعتماد و اطمینانی است که مردم ما باید به وقف و کارایی و آثار موقوفات داشته باشند، که اول باید یک تعریف مبنایی برای آن صورت گیرد و سطح اعتماد مردم با معیارهای عینی سنجیده شود، بعد میزان فاصله‌ای که با این مبنا داریم را مشخص کنیم تا برای نزدیک‌کردن افکار عمومی به وضعیت مطلوب وقف و موقوفات برنامه‌ریزی عملیاتی انجام دهیم.

 

ضرورت نگاه نرم‌افزاری به موقوفات

اگر بخواهیم فارغ از ملاحظات جاری به اهداف مطلوب خود برسیم ضرورت دارد به نوع و نحوۀ عملکرد سازمان اوقاف نگاه دقیق‌تری بیندازیم. در‌حقیقت سازمان اوقاف باید نگاهی زیربنایی و نرم‌افزاری به موقوفات داشته باشد که شامل ورود در قوانین و مقررات و کارآمدسازی آن‌ها، حذف قوانین و مقررات زائد و به‌تصویب‌رساندن قوانین مورد‌نیاز، مؤثر و متناسب است.

هم‌زمان با این کار، فرهنگ‌سازی و ایجاد منزلت برای موقوفات نزد افکار عمومی به‌گونه‌ای‌که حرمت و احترام موقوفات نگه داشته شود، از تصرف آن‌ها اجتناب و احتیاط‌های لازم شرعی و قانونی نیز رعایت شود ضروری است. کار فرهنگی برای نشان‌دادن آثار وقف و موقوفات در زندگی فردی واقف و خانواده و اولادش و زندگی اجتماعی دیگران نیز باید مد‌نظر قرار گیرد، یعنی اگر این مسئله روشن شود، مردم با رغبت بیشتری وقف می‌کنند و موقوفات با دقت بیشتری مدیریت می‌شوند و مردم هم به این مدیریت کمک و در آن مشارکت می‌کنند.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی