کد خبر : 74738
/ 21:42
تخریب خانۀ تاریخی قلاب‌دوزها در بی‌خبری‌ها؛

همۀ عمر دیر می‌رسیم

همین ابتدای هفته بود که خبر تخریب خانۀ تاریخی قلاب‌دوزها منتشر شد؛ خانه‌ای که به گفتۀ برخی کارشناسان جنبۀ هویتی داشت و می‌توانست در جمع آثار ملی ما قرار بگیرد.

همۀ عمر دیر می‌رسیم

خبرنگار: فاطمه سیرجانی

شهرآرا آنلاین / «تخریب یک خانۀ تاریخی». در حرفۀ ما شاید این فقط سوژۀ یک گزارش باشد اما در فرهنگ ما چطور؟ اگر بیرون از حوزۀ هویت و فرهنگ ما باشد، می‌توان گفت که این فقط سوژۀ چند روز حرف مردم است؟ می‌توان گفت که چند روز دلسوزان و دغدغه‌مندان به هویت تاریخی را به خود مشغول می‌کند و در گذر زمان به فراموشی سپرده می‌شود تا خانه‌ای دیگر و تخریبی دیگر. شاید همین‌گونه باشد اما آیا فراموش‌شدن دلیل خوبی است بر بی‌اعتنایی مسئولان! از فراموشی مردم که بگذریم، آیا انداختن توپ در زمین دیگری، جوابی است که ما در قبال چنین وقایعی باید بدهیم. همین ابتدای هفته بود که خبر تخریب خانۀ تاریخی قلاب‌دوزها منتشر شد؛ خانه‌ای که به گفتۀ برخی کارشناسان جنبۀ هویتی داشت و می‌توانست در جمع آثار ملی ما قرار بگیرد.

این خانه متعلق به دوران پهلوی اول و دارای دو بخش غربی و جنوبی تاریخی و یک بخش شمال شرقی الحاقی بود که با وجود تلاش فعالان مدنی، متأسفانه در فهرست آثار ملی به ثبت نرسید.

نکتۀ درخور توجه در این خصوص، گفتگوی حسین اصغری‌ثانی، سرپرست معاونت میراث فرهنگی خراسان رضوی بود که لحظاتی پس از تخریب این بنا انتشار یافت. او در گفتگو با خبرنگار ایسنا گفته بود: «یگان حفاظت میراث فرهنگی درحال بررسی این موضوع است و قطعاً همۀ اقدامات مورد نیاز برای حفاظت از این خانۀ واجد ارزش را انجام می‌دهد. خانۀ تاریخی قلاب‌دوزها در خیابان کاشانی مشهد، 

به دلیل داشتن معماری فوق‌العاده‌ای که دارد، نیازمند ثبت در فهرست آثار ملی است و تلاش خود را برای گرفتن رضایت مالک و ثبت این بنا انجام می‌دهیم.».

البته این حرف‌ها کمی دیر بود، چرا که خانه تخریب شد. بماند که این داستان چندان تازه نیست و هربار که اتفاق مشابهی می‌افتد، مسئولان میراث فرهنگی استان و مشهد مدعی می‌شوند که این بنا در حال ثبت‌شدن بود و... حرف‌هایی که بیشتر به یک شوخی تلخ شبیه است. دنباله همین شوخی تلخ بار دیگر به‌سراغ اصغری‌ثانی رفتیم و درهمین خصوص گفتگو کردیم.

..........................................

 

تکلیف ما و شهرداری مساوی است

اصغری ثانی می‌گوید: وظیفۀ ذاتی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری حفاظت از آثار تاریخی است، اما این وظیفۀ ذاتی در بافت روستایی و شهری بین شهرداری‌ها و دهیاری‌ها تقسیم می‌شود. ‌یعنی به همان اندازه که سازمان ‌درخصوص حفاظت از آثار تاریخی در بافت شهرها تکلیف قانونی دارد، شهرداری و شهردار شهر مشهد نیز دراین‌باره تکلیف قانونی دارند. یعنی تکلیف بین شهرداری‌ و همچنین دهیاری‌ها و سازمان میراث فرهنگی به نسبت مساوی است؛ این تکلیف قانونی که ما می‌گوییم در طرح تفصیلی شهر و در محدودۀ تاریخی الحاق‌شده به شهر است‌، در ضوابط قانونی که در قالب کتابچۀ شورای‌عالی شهرسازی به شهرداری ابلاغ شده، این تکلیف در اساس‌نامۀ شهرداری‌ها آمده است.

 

کارشناسان شهرداری یک‌بار کتابچۀ شورای عالی شهرسازی را مطالعه کنند

این یک تکلیف قانونی است که شهرداری‌ها نسبت به حفاظت آثار تاریخی و بافت تاریخی شهر مشهد دارند، حالا شهرداری ثامن آمده ‌در اجرای پروژه‌ای رسیده ‌به یک خانه‌ که اثری تاریخی محسوب می‌شود. ما فرض می‌کنیم که روح سازمان میراث فرهنگی و گردشگری از وجود این اثر تاریخی بی‌خبر باشد، آیا کارشناس شهرداری نباید دربارۀ آن ملک استعلامی از میراث بگیرد؟! شهرداری ثامن که معاونت‌های مختلفی دارد، کارشناس میراث فرهنگی هم که در منطقه هست! ضوابط بافت محدودۀ تاریخی مشهد در سال۸۸ به شهرداری مشهد ابلاغ شده است. اگر کارشناسان شهرداری یک‌بار آن کتابچه را مطالعه کنند، محدوده‌ای را که به عنوان بافت تاریخی شناخته می‌شود، خواهند شناخت.

 

ما فقط شناسایی کرده و به ثبت ملی می‌رسانیم

دربارۀ تخریب خانۀ قلاب‌دوزها نیز باید بگویم که«نیروهای ما در اولین ساعات حضور بلدوزرها در محل حاضر شدند و اخطار کتبی هم به نیروهای شهرداری داده شد، اما ما ضابط قضایی نیستیم. ما فقط شناسایی کرده و به ثبت ملی می‌رسانیم. سازمان میراث فرهنگی دربارۀ خانه‌هایی که به ثبت ملی رسیده‌اند، هیچ قدرت اجرایی یا دخل و تصرفی ندارد. اجرا‌کننده صرفاً شهرداری است. از نظر قانون، سازمان میراث فرهنگی فقط ناظر است. ما سازمان سیاست‌گذار هستیم، یک سازمان نظارتی سیاست‌گذار، مسئولیت نظارت و ‌‌مرمت آثار تاریخی را به عهده دارد و مسئولیت پیگری بافت تاریخی مستقیماً برعهدۀ شهرداری ‌است. 

در مورد آثار تاریخی هم که در داخل بافت روستاها قرار دارند، دهیاری‌ها مسئولیت دارند. دربارۀ آن املاک دارای ارزش تاریخی هم که در بافت شهری قرار دارند، به همان اندازه که سازمان میراث فرهنگی نسبت به حفاظت، مرمت و احیای آن آثار تکلیف دارد، شهرداران شهرها و دهیاران روستاها هم در قبال حفظ آن آثار مسئولیت و تکلیف قانونی دارند. مشکل و ایراد ما این است که یک‌بار اساس‌نامۀ مطبوع خود‌ و وظایف مربوطۀ خود را مطالعه نمی‌کنیم.

 

نیروی انسانی، بودجه، اعتبارات و ساختمان شیک اداری مثل شما نداریم

شما خبرنگار شهرآرا هستید، چند نفر در این روزنامه مشغول به کار هستند و میانگین حقوقتان چقدر است؟ این نشریۀ محلی ساختمانی۵-۴ طبقه هم در اختیار دارد. بیش از ۱۲۰نفر هم نیرو دارد، بودجۀ این روزنامه از کل بودجۀ سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در سطح استان بیشتر است. من درخصوص مسائل مالی شهرآرا اطلاع دارم. شما هم که روزنامه‌نگار هستید باید موضوعات را به‌طور ریشه‌ای دنبال کنید. فقط ثبت یک اثر ملی یک‌میلیون تومان هزینه دارد. در حال حاضر ما ۲هزار اثر شناسایی‌شده داریم و کل بودجۀ ما برای سال۹۵ اعم‌از ثبت‌، مرمت، شناسایی، حقوق و مزایای کارکنان و... رقمی حدود ۴میلیارد تومان است! ما اینجا که نشسته‌ایم، داریم شبانه‌روزی کار می‌کنیم، ما نیروی انسانی، بودجه، اعتبارات و ساختمان شیک اداری مثل شما نداریم، خیلی چیزها نداریم. حتی برخی همکاران من در شهرستان‌ با کمترین اعتبارات دارند کار می‌کنند. حالا میزان درآمد شهرداری مشهد در سال گذشته چندهزارمیلیارد تومان بوده است. به‌همین‌خاطر است که شورای‌عالی شهرسازی آمده و از شهرداری‌ها خواسته است در حفظ آثار تاریخی و ملی در کنار سازمان میراث فرهنگی و گردشگری باشد.

 

104548.jpg

 

مقصر این جریان مثل خورشید مشخص است

شمای خبرنگار اگر می‌خواهید واقعاً مشکلی از این شهر حل شود، باید الان دقیقاً مطالبه‌ای تحت عنوان حقوق سازمان میراث فرهنگی و گردشگری از شهرداری مشهد را مطرح کنید. حالا تا دیروز دوستان شما سر کار بودند، کسی سراغ این دوستان نمی‌رفت، از فردا که شورا و شهردار جدید آمدند، اصلا آتش به اختیار عمل کنید به‌سراغشان بروید. به‌سراغشان بروید و حقوق میراث فرهنگی را از این‌ها مطالبه کنید. از همین شهردار، همین شهردار منطقۀ ثامن مطالبه کنید که مگر مسیر بافت تاریخی به شما ابلاغ نشده است، چرا تخریب کردید؟ مگر شما نسبت به حفظ آثار تاریخی منطقه مسئولیت قانونی ندارید، چرا مجوز تخریب صادر کردید؟! اصلا چرا قبل از تخریب استعلام نگرفتید؟! شورای‌عالی شهرسازی کشور طرح طاش را خلع ‌ید کرده است. در طرح طاش آمده بود شارستان باید ادامه پیدا کند، حال‌ با خلع‌یدشدن این طرح، شارستانی هم در کار نخواهد بود، پس چرا شهرداری ثامن این ملک را تخریب کرده است؟! الان توپ تمام در زمین شهرداری ثامن است، این شهرداری باید هم پاسخ ما را بدهد، هم پاسخ شما را و هم پاسخ افکار عمومی را. مقصر این جریان مثل خورشید مشخص است. من به شما پیشنهاد می‌کنم به‌عنوان نمایندۀ افکار عمومی به دنبال کشف حقایق باشید، نه پیچیده‌کردن ماجرا.

 

بپرسید تکلیف شما چیست؟

شما از شهردار ثامن بپرسید چرا پیگیر از ثبت‌خارج‌کردن مسجد و حوض معجردار در خیابان نواب صفوی است؟ از شهردار منطقه بپرسید تکلیف شما درخصوص بافت تاریخی چیست؟ درست است که شهردار مرتضوی دارد می‌رود و روزنامۀ شهرآرا زیر نظر شهرداری است‌، اما بد نیست دوتا سؤال هم از او پرسیده شود. این دغدغه‌های شما برای ما مهم است. شما از شهردار بپرسید پروانۀ ساختمان «‌روتانا» را صادر کردید قانونی است یا نه؟ پروانۀ ساختمان کناری آن و ساختمان «جهان‌نما» قانونی است یا نه، بپرسید چند پروانۀ قانونی صادر کرده است، چند پروانۀ غیرقانونی؟

..........................................

 

  • در هیچ مکاتبۀ میراث، نام خانۀ قلاب‌دوزها به‌عنوان اثر تاریخی نیامده است

 

درهمین‌خصوص گفتگویی هم با حجت عابدی، مدیر امور مشاوران منطقه ثامن داشتیم. او می‌گوید:طرح بهسازی و نوسازی بافت پیرامون حرم مطهر رضوی پس از تصویب در سال ۷۸ دو بازنگری شده است و در هر نوبت آثاری به عنوان تاریخی و هویتی به مشاور تهیه کننده طرح و شهرداری منطقه ثامن اعلام شده‌اند تا حفظ شوند اما در هیچکدام از این بازنگری‌ها نامی از خانه مذکور در میان نبوده است.

در ابتدای اجرای طرح نوسازی تا سال ۷۸ که اولین تصویب طرح انجام شده، تعداد آثار محدوده طرح در مکاتبه رسمی سازمان میراث فرهنگی ۴ اثر ذکر شده است. در سال‌های بعد تا سال ۸۷ که طرح بازنگری به تصویب رسیده است، در چند نوبت آثاری به جمع آثار تاریخی منطقه اضافه شده که در نهایت به ۳۷ اثر رسیده است. پس از آن و در حدود دو سال پیش هم دو اثر دیگر به این جمع اضافه شدند؛ یکی مسجد و آب‌انبار حوض معجردار و دیگری منبع آب خردو.

بیش از ۲۴ سال از اجرای طرح نوسازی در منطقه ثامن می‌گذرد اما هیچ اشاره‌ای به این ملک نه در فرآیند تصویب طرح، نه در مکاتبات بعدی، نه در فرایند بازنگری طرح و حتی در مصاحبه‌های مسئولان میراث نشده است که شهرداری منطقه ثامن نسبت به آن آگاهی داشته باشد.

در هیچ کدام از این تصمیم‌ها، طرح‌ها و صحبت‌ها اثری از خانه قلاب‌دوزها وجود ندارد و دقیقاً بر همین اساس است که یکی از خیابان‌های شعاعی منطقه با عنوان رضوان(از تپل‌محله به راه‌آهن) از این مسیر می گذرد؛ چون اعلام نشده در این محدوده خانه‌ای تاریخی وجود دارد، وگرنه شکل اجرای طرح متفاوت بود.

با کمال تعجب باید اشاره نمود که علیرغم اینکه بازنگری جدید طرح توسط مشاور مهرازان در دست تهیه و در مراحل تصویب می باشد و در مصوبات مربوطه بر ضرورت توجه به کلیه آثار تاریخی محدوده تاکید و مقرر شده بود فهرست آثار شناسایی شده جدید نیز توسط میراث فرهنگی در اختیار مشاور مهرازان قرار گیرد، مع الوصف در مطالعات مشاور بازنگری (مهرازان) نیز هیچ اشاره ای به وجود چنین خانه ای نشده است.

حفظ میراث فرهنگی دغدغه سازمان مجری طرح است.‌ سازمان مجری طرح نسبت به تملک و مرمت برخی آثار همچون خانه توکلی، خانه کرمانی و خانه داروغه اقدام نموده است. همچنین برای حفظ برخی آثار که مشاور و میراث فرهنگی در هنگام تهیه و تصویب طرح به آن‌ها دقت نکرده بودند، پس از توافق با میراث فرهنگی اقدام به تغییر طرح اجرایی درخصوص جابجایی محور شارستان برای حفظ خانه بلخاسب و امیری که بالغ بر هفت میلیارد تومان هزینه و خسارت برای شهرداری در برداشته است.

تفاهم نامه مشترکی میان شهرداری و وزارت راه و شهرسازی، میراث فرهنگی و استانداری خراسان برای حمایت از آثار میراثی منعقد شده است. بنا بر این تفاهم‌نامه هرکدام از طرف‌ها باید اقداماتی انجام بدهند، یکی از تعهدات شهرداری صدور پروانه رایگان بهره‌برداری برای کاربری‌های انتفاعی در این اماکن بوده است که مصوبه‌ آن از شورای شهر نیز اخذ گردیده و اطلاع‌رسانی هم در این خصوص صورت گرفته است اما تا امروز هیچ مالکی مراجعه نکرده است. در سال جاری نیز از محل اعتبارات وزارت راه و شهرسازی نسبت به خریداری برخی از آثار تاریخی براساس اولویت بندی انجام شده اقدام شده است.

امیدواریم با افزایش مشارکت سایر نهادها و انجام تعهدات مربوطه استقبال بیشتر مالکان و سرمایه گذران را نسبت به امر مرمت و احیای آثار تاریخی شاهد باشیم.موضوعی که در برخی از شهرهای کشور مانند کاشان و یزد و اصفهان و تبریز نمونه های موفقی از آن را شاهد هستیم، که هم حفظ و مرمت اثر به خوبی انجام شده و هم بازگشت اقتصادی مناسبی برای مالکان و سرمایه گذاران داشته است اما متاسفانه باید اذعان کرد که شهر مشهد در این زمینه از شهرهای اشاره شده عقب مانده است.

و متاسفانه بی توجهی به حقوق مالکان آثار در فرآیند ثبت و نگهداری از آثار تاریخی و عدم فراهم نمودن تسهیلات و اعتبارات حمایتی مورد نیاز موجب شده است که بسیاری از آثار تاریخی ثبت شده در فهرست آثار ملی شهر مشهد از وضعیت بسیار نامناسبی برخوردار باشند.

عکس دیده نشده از خانه تاریخی و تخریب‌شده قلاب‌دوزها، زمانی که زندگی در آن جریان داشت

104547.jpg

 

..........................................

 

آقای میراث! 

یک‌بار برای همیشه بگو ما چند اثر تاریخی در منطقۀ ثامن داریم؟

 

خبرنگار: حسین بیات

اگرچه درخصوص برخی صحبت‌های سرپرست معاونت میراث فرهنگی خراسان رضوی باید گفتگوی دیگری با شهردار یا یکی از مسئولان منطقۀ ثامن صورت داد، اما در این ماجرا برخی موارد هم هست که نمی‌شود بدون اشاره به آن‌ها از کنارشان گذشت.

اول: به نظر می‌رسد که روند شناسایی و ثبت آثار ملی بسیار کش‌دار بوده است. بیش از ۲۴سال از شروع طرح نوسازی می‌گذرد، حال سؤال این است که میراث چطور نتوانسته است در طول بیش از دو دهه آثار تاریخی منطقۀ ما را کشف کند؟ مگر منطقۀ ثامن چقدر وسعت دارد؟ میراث فرهنگی و کارشناسانش چندسال دیگر لازم دارند برای رسیدن به آخرین عدد آثار ملی و تاریخی منطقۀ ثامن؟

 

دوم: گیرم که میراث در میانۀ پروسۀ ثبت‌کردن این خانه بوده که کار از کار گذشته، سؤال اینجاست که چه گلی بر سر دیگر خانه‌های ثبتی زده‌ایم که می‌خواستیم به سر این خانه، درصورت ثبت‌شدنش، بزنیم. جز چند مورد، اغلب آثاری که ثبت ملی شده‌اند وضعیت مناسبی ندارند و همان‌طور که خود می‌گویند: «فقط ثبت کرده‌اند.».

 

سوم: چرا برخی از همان ثبتی‌های منطقۀ ثامن امروز خراب شده‌اند؟ نکته اینجاست که در فرآیند ثبت آثار ملی و نگهداری آن، هیچ توجهی به حقوق مالکانه نمی‌شود ازاین‌رو هیچ رغبت و انگیزه‌ای برای نگهداری این آثار وجود ندارد و هر از چندی مالکان با شکایت به دیوان عدالت اداری، رأی خروج از ثبت ملک‌شان را می‌گیرند یا اینکه پلاک‌ها را رها می‌کنند تا تخریب شود. نمونه‌اش خانه‌هایی چون کوزه‌کنانی است که برای خروج از ثبت آماده است یا خانۀ امینی که همین اواخر بخشی از ورودی آن در پی رهاشدگی تخریب شد. معدود مالکانی هم که تمایل به حفظ بنای خود دارند با توجه به اینکه هیچ حمایت نمی‌شوند و تسهیلاتی که باید نمی‌گیرند، نمی‌توانند کاری کنند مثل مالک خانۀ ناظران که پروانۀ هتل سنتی را از شهرداری گرفت اما نرخ تسهیلاتی که میراث به او می‌داد، به‌حدی بالا بود که از ادامۀ کار منصرف شد.

 

چهارم: نقل می‌شود که طی یک نامه در سال ۱۳۹۳ ستاد راهبردی طرح که در استانداری است، مأموریتی به فرمانداری می‌دهد که آثار تاریخی منطقۀ ثامن را مشخص کند. براساس برآورد و شناسایی فرمانداری از میان ۳۷ اثر ثبتی معرفی‌شده فقط ۲۲ اثر قابل نگهداری عنوان می‌شود.

حال ما می‌گوییم که آقای میراث ما نه استانداری را قبول داریم نه فرمانداری و نه حتی شهرداری را؛ فقط و فقط شما را قبول داریم. آثار تاریخی هم که زادوولد ندارند هر روز زیاد یا جابه‌جا شوند، به مقدسات شما را قسم می‌دهیم که آقایی کن یک‌بار برای همیشه بگو ما چند خانه یا اثر تاریخی در منطقۀ ثامن داریم؟

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی