کد خبر : 74650
/ 14:40
رضا عابدی‌گناباد

سه چالش مهم در روابط ایران و افغانستان

سه چالش مهم در روابط ایران و افغانستان

لزوم برقراری و بهبود روابط بین ایران و افغانستان در چند دهۀ اخیر به‌دلایل مختلف، ازجمله همجواری و وجود ارتباطات مذهبی و فرهنگی بین این دو کشور، مسئلۀ مهم و قابل‌توجهی بوده است. در‌واقع افغانستان به‌دلیل موقعیّت خاصّ جغرافیایی‌ای که به‌عنوان همسایه نسبت‌به ایران دارد و مثلا حلقۀ ارتباطی ایران با شبه‌قارۀ هند است باید بیش از این مورد‌توجه و تحلیل قرار بگیرد. متأسفانه در چندسالۀ اخیر‌، علی‌رغم تمام اشتراکاتی که بین دو کشور وجود دارد و با وجود اینکه در‌حال‌حاضر حدود ٣میلیون افغانستانی در ایران زندگی می‌کنند (بخش عظیمی‌، حدود ٣۵٠هزار نفر، از این مهاجران در همین استان خراسان رضوی هستند.)، دستگاه‌های مربوط همچنان نتوانسته‌اند هیچ اقدامی‌ برای تبسیط و تلقین فرهنگ و تمدن و تفکر ایرانی-اسلامی‌ دربین این مهاجران و مردم افغانستان انجام دهند. اگر نگاهی به تاریخ همین عصر معاصر بیندازیم، می‌توانیم به وضوح کم‌کاری دستگاه‌های مربوط را در استفاده از ظرفیت مهاجران متوجه شویم؛ به‌عنوان‌نمونه پس از اتمام جنگ و مرگ صدام بسیاری از افراد جریان‌های مخالف سیاست‌های وی، از ایران و اقصا‌نقاط کشورهای همجوار، به خاک عراق برگشتند و وارد نهادهای مؤثر تصمیم‌سازی شدند، اما پس از تضعیف جریان طالبان در افغانستان ایران هرگز حرکتی برای تأثیر‌گذاری و مهره‌چینی در سیستم‌های تصمیم‌گیری افغانستان انجام نداد و بسیاری از افغانستانی‌هایی که در زمان ناآرامی‌ کشورشان ساکن ایران بودند، به‌دلیل پاره‌ای از مسائل، همچون بی‌مهری‌هایی که برخی نهادها و حتّی مردم نسبت‌به آن‌ها روا داشته بودند و یا انتظارات بیش‌از‌حدّ خودشان از دولت ایران، از اینجا رفتند و ...
...هیچ‌گاه بازنگشتند. حتّی پس از اینکه برخی از ایشان به پست‌های حساس تصمیم‌گیری و دولتی در کشور خود رسیدند به جریان‌هایی ضدّ حکومت ایران بدل گشتند و با تکیه و تأکید بر عقاید ناسیونالیستی و ملّی‌گرا به‌خوبی در پازل دشمنان فرا‌منطقه‌ای ایران در دنیا جاگرفتند. در واقع نفوذ عقیدتی-فکری غرب، تحریک احساسات ضدّ‌ایرانی و ترویج سبک زندگی غربی در افغانستان باعث القای این تفکر شد که این کشور باید در‌مقابل ایران قرار بگیرد و برای پیشرفت وابستگی بی‌چون‌و‌چرایی به غرب داشته باشد. در‌نهایت دلارهای آمریکایی به‌خوبی افغانستان را در صف رقبای ایران در منطقه قرار داد. همچنین مشاجرات بین ایران و افغانستان دربارۀ مسئلۀ رود هیرمند تشدید‌کنندۀ رقابت این دو همسایه شد، حقّ‌آبه‌ای که پی گفتگو‌های بین دو کشور گاهی به نتیجه‌ای می‌رسید، امّا دولت افغانستان زیاد به آن‌ بها نمی‌داد و این بی‌احترامی‌ موجب بروز واکنش‌های دیپلمات‌های ایران می‌شد. پیرو بالا گرفتن این کشمکش‌ها بر سر مسئلۀ آب در یکی دو سال اخیر شاهد سد‌سازی‌های بزرگ و مکرّر افغانستان در اقصانقاط این کشور بوده‌ایم که در آخرین مرحله ساخت سد در شهر هرات افغانستان به‌کمک شرکت‌های خارجی باعث تشدید نگرانی‌های مقامات ایرانی درباب مسئلۀ امنیت آب شد. این اختلافات پس از موضع‌گیری دکتر روحانی اوج گرفت. رئیس‌جمهور ایران چندی پیش در جلسه‌ای با عنوان «مقابله با گرد و غبار: چالش‌ها و راه‌حل‌ها» که در تهران برگزار شد عنوان کرد: «‌ایران نمی‌تواند در‌قبال ساخت بندها در افغانستان بی‌تفاوت بماند.». پیرو ایراد این سخن معاون سخن‌گوی رئیس‌جمهور افغانستان به‌سرعت واکنش نشان داد و اظهارات نسبتاً تندی را دربرابر دولت ایران بر زبان آورد و مجلس نمایندگان افغانستان سخنان روحانی را به‌نوعی تقابل و مخالفت ایران با پیشرفت و توسعۀ سد‌سازی در این کشور تفسیر کرد! سوّمین مسئلۀ مهم و قابل‌بحث در روابط بین ایران و افغانستان موضع‌گیری ایران در‌قبال گروهک طالبان است. در یکی دو سال اخیر رسانه‌های غربی از بیرون با کمک رسانه‌ها و جریانات ملی‌گرا و ضدّ‌ایرانی از درون افغانستان با استفاده از بازارهای خاصی به‌دنبال شبهه‌افکنی درباب ایران و تخریب چهرۀ آن در‌میان مردم این کشور هستند و دائماً به مردم افغانستان القا می‌کنند که مثلا ایران به‌دنبال سوء‌استفاده از شهروندان افغانستانی مقیم ایران است و یا اینکه ایران در‌حال تجهیز طالبان برای مبارزه با داعش است، حال‌آنکه گروه تروریستی طالبان دقیقاً به‌اندازۀ داعش درمیان مردم افغانستان منفور است و القای این تفکّر چهرۀ ایران را در افغانستان بسیار خراب خواهد کرد. با‌توجّه‌به سه نکتۀ مطرح‌شده در‌می‌یابیم که ایران مسیر سختی برای بهبود بخشیدن به روابط با کشور افغانستان دارد، حال‌آنکه برقراری این ارتباط و بهبود بخشیدن به آن برای کشور ما بسیار حائز‌اهمیت است.
 
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی