کد خبر : 74617
/ 21:08
گزارشی از بازار داغ شخصیت‌های کارتونی غربی در میان اسباب‌بازی‌های ایرانی به مناسبت آغاز فصل فراغت کودکان و نوجوانان؛

عروسک‌بازی یا جریان‌سازی؟

علاقه به تماشای انیمیشن و کارتون به پای تلویزیون ختم نمی‌شود و گاه بر شخصیت و روحیۀ کودکان و نوجوانان هم تأثیر مثبت و منفی می‌گذارد.

عروسک‌بازی یا جریان‌سازی؟

خبرنگار: غلامرضا زوزنی

به گزارش شهرآرا آنلاین / فصل تابستان است و بازار کارتون‌ها و انیمیشن‌های تلویزیونی داغ. بچه‌ها هم فارغ از درس و مدرسه بخش زیادی از وقتشان را پای تلویزیون می‌گذرانند. این علاقه به تماشای انیمیشن و کارتون به پای تلویزیون ختم نمی‌شود و گاه بر شخصیت و روحیۀ کودکان و نوجوانان هم تأثیر مثبت و منفی می‌گذارد. 

این تأثیر تا جایی پیش رفته است که مخاطبان این دسته از برنامه‌ها در بازی‌ها و حرکات روزمرۀشان سعی در تقلید حرکات شخصیت کارتونی یا عروسکی موردعلاقۀ خود دارند، حتی فرزندان ما بدشان نمی‌آید لباسی را که شبیه لباس شخصیت مدنظرشان است، بپوشند و در وسایل بازی یا لوازم‌التحریرشان هم از آن‌ها نشانی باشد. این قبیل تولیدات گاهی‌اوقات هم ریشه‌های فرهنگی و اعتقادی کودکان ما را خواسته‌یاناخواسته هدف قرار می‌دهند. در ادامۀ این مطلب به پدیده‌ای اشاره خواهیم کرد که سالیان سال است از آن غفلت کرده‌ایم.

 

عروسک‌هایی که یک جریان فرهنگی شدند

منظور از فیلم‌های دنباله‌دار فیلم‌هایی است که تولیدکنندگان آن موفق شده‌اند پس از خلق یک فیلم، آن را به یک جریان فرهنگی تبدیل کنند؛ مثلا آن‌ها توانسته‌اند بعد از اینکه یک سری از سریال پخش شد، آن را ادامه دهند و فیلم‌های سینمایی‌اش را تولید کنند و هم‌زمان انیمیشن آن را وارد بازار کنند و بعد از آن بازهم دست برندارند و شخصیت‌های فیلم را به‌صورت پوستر، بازی رایانه‌ای، لوازم‌التحریر، عروسک و وسایل بازی و... به مخاطبان خود عرضه کنند. این شخصیت‌ها رفته‌رفته در فرهنگ ما رخنه می‌کنند و می‌توانند اثر مستقیم و غیرمستقیم هم بر روی کودکان و هم برروی بزرگ‌سالان بگذارند. برای تنویر ذهن اگر بخواهیم به نمونه‌های خارجی اشاره کنیم، می‌توانیم از فیلم‌هایی همچون «شِرِک»، «عصر یخبندان»، «مرد عنکبوتی»، «Ben10» و... نام ببریم و در نمونه‌های وطنی آن «کلاه‌قرمزی»، «داراوسارا»، «شکرستان» و این اواخر «جناب‌خان» را می‌توان مثال زد؛ هرچند که نمونه‌های داخلی هرگز موفق به مقابله با نمونه‌های خارجی آن نشده‌اند.

 

عروسک‌های غربی پیش افتاده‌اند

عروسک‌های دارا و سارا که تولید کانون پرورش فکری بود، در پی فیلمی‌ که در تلویزیون پخش می‌شد، در جریان اوج‌گیری عروسک‌های غربی موسوم به «باربی» روانۀ بازار شد و هرچند با حمایت‌های دولت و تبلیغات گستردۀ رسانه‌ای موفق شد خود را به همه بشناساند، این موفقیت مقطعی بود و الان اثری از آن‌ها در بازار عروسک و اسباب‌بازی نیست. اگرچه تأثیرکلاه‌قرمزی بر جریان فرهنگی برای کودکان و نوجوانان بیشتر از دارا و سارا بود، از حمایت‌های دولتی در سطح دارا و سارا برخوردار نبود. شاید سهولت در تولید کلاه‌قرمزی نسبت‌به آن دو عروسک، هر تولیدکننده‌ای را ترغیب می‌کرد تا برای کسب سود بیشتر کلاه‌قرمزی را تولید کند که همین می‌تواند ضعف ما در تولید محصولات مرغوب درزمینۀ اسباب‌بازی را نشان دهد. وقتی به‌سراغ نمونه‌های خارجی آن می‌رویم و مثلا کارتون Ben10 را با نفوذ عجیبش درمیان کودکان و نوجوانان می‌بینیم، متوجه می‌شویم که پرفروش‌ترین عروسک ایرانی هم نتوانسته است به‌اندازۀ این شخصیت کارتونی، یک جریان فرهنگی را مدیریت کند. درمیان کودکانی که کارتون Ben10 را از تلویزیون دیده‌اند، کسی نیست که دوست نداشته باشد یکی از آن ساعت‌های فضایی در دست بن را در دست نداشته باشد و باید گفت در پیشبرد جریان‌های فرهنگی، عروسک‌های غربی از عروسک‌های ایرانی پیش افتاده‌اند.

 

باید نیاز مخاطب را تأمین کنیم

کارگردان انیمیشن بین‌المللی «دریانوردان» در گفتگو با شهرآرا، فروش محصولات بعد از تولید فیلم را سودآورتر از فروش کپی‌رایت خود فیلم دانست و افزود: ابتدا باید بتوانیم یک انیمیشن و محصول فرهنگی خوب تولید کنیم که با مخاطب ارتباط برقرار کند و بعد از آن به فکر فروش محصولات جانبی آن بیفتیم. سلمان خورشیدی ادامه داد: بعضی مواقع تولیدات ما بیشتر شبیه مهندسی معکوس است؛ یعنی اول یک محصول را وارد بازار می‌کنیم و بعد از آن به فکر ساخت فیلم یا انیمیشن برای آن محصول می‌افتیم که موفق نیستیم. خورشیدی، جذابیت، درک و دوست داشتن شخصیت‌های عروسکی را از مهم‌ترین عواملی برشمرد که مخاطب با فیلم و انیمیشن ارتباط برقرار می‌کند و ادامه داد: مجموع این عوامل باعث می‌شود که یک شخصیت کارتونی تأثیرگذار باشد. او همچنین دربارۀ موفق نشدن شخصیت‌های ایرانی در حضور مستمر در بازار، تصریح کرد: ما نتوانسته‌ایم مخاطب خود را به‌خوبی بشناسیم. 

او ادامه داد: ما باید به‌دنبال آن باشیم که کودکان و نوجوانان چه چیزی را دوست دارند ببینند، نه اینکه هرچه را خودمان دوست داریم، به خورد آن‌ها بدهیم و لازم است از مخاطب بپرسیم چه چیزی را دوست دارد ببیند و بعد پیام مدنظرمان را در آن قالب به او ارائه کنیم.

 

هم تولید ضعیف داریم و هم تولیدات ضعیف

این موضوع را با یکی از تولیدکننده‌های اسباب‌بازی در مشهد درمیان گذاشتیم که حرف‌های تأمل‌برانگیزی میانمان ردوبدل شد. حسین جهانتیغ که سال‌هاست به تولید بازی‌های فکری مشغول است، در این‌باره به شهرآرا گفت: توفیق نداشتن شخصیت‌های کارتونی ایرانی یک چرخه است که از هر طرف به آن نگاه کنیم، دارای ضعف است. ما هم تولیدات ضعیف در حوزۀ فیلم، سریال و انیمیشن داریم و هم تولیدات بی‌کیفیت درزمینۀ اسباب‌بازی و عروسک شخصیت‌های این فیلم‌ها و سریال‌ها. وی ادامه داد: عروسک «شرک» هنوز در کشور ما به فروش می‌رود، چون هنوز این کارتون در قالب‌های مختلف در خانه‌ها دیده می‌شود. 

او به ضعف‌ برنامه‌ها و انیمیشن‌های دنباله‌دار ایرانی اشاره کرد و گفت: حمایت‌های دولتی می‌تواند تولیدکننده‌ها را ترغیب کند تا به سمت تولید اسباب‌بازی از شخصیت‌های عروسکی بروند. همچنین حمایت دولت در تبلیغات می‌تواند راهگشا باشد. جهانتیغ ادامه داد: یکی از ضعف‌های مهم فیلم‌ها و انیمیشن‌های ایرانی، فصلی بودن آن‌هاست؛ یعنی تا زمانی که تلویزیون آن را نمایش بدهد، مردم هم آن را می‌بینند و زمانی که نمایشش به پایان برسد، کمترکسی حاضر است برود و فلان انیمیشن یا برنامۀ عروسکی را بخرد و در خانه ببیند و از همین‌رو فروش سایر محصولات فرهنگیِ وابسته به آن فیلم یا سریال و انیمیشن هم تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی