کد خبر : 74585
/ 21:58
خالق تصاویر شهدا بر در و دیوارهای شهر از سختی‌های این هنر و خلأ نگاه آکادمیک به این رشته می‌گوید؛

هنر غیرمتعهد سربار جامعه است

شاید خیلی از مشهدی‌ها نام «احمد منصوب» را نشنیده باشند، اما او در خاطرات مشترک بسیاری از آن‌ها همراه با نام و تصاویر شهدا حضور دارد.

هنر غیرمتعهد سربار جامعه است

خبرنگار: ظریفیان

گفتگوی شهرآرا آنلاین / او خالق پرتره‌های بزرگ بسیاری از شهدا و سرداران دفاع مقدس بر دیوارهای شهر است، دیوارهایی که در هیاهوی رفت‌وآمد ماشین‌ها و شتاب آدم‌ها مانند دروازه‌‌ای جادویی برای لحظاتی شهروندان را به بهشت آرامش شهدا دعوت می‌کنند. اولین تصویر ذهنی بسیاری از ما از شهدایی چون شهید برونسی، شهید کاوه، شهید چراغچی، شهید چمران و... نقاشی‌های دیواری‌ای است که احمد منصوب از این شهدا خلق کرده و به بخشی از هویت بصری شهر تبدیل شده‌ است. با این هنرمند نقاشی دیواری دربارۀ وضعیت هنر نقاشی دیواری در سال‌های اخیر در مشهد و پتانسیل‌هایی که در این سال‌ها مغفول مانده است، گفتگو کرده‌ایم. 

 

آقای منصوب! سال‌هاست که از هنر انقلاب اسلامی صحبت می‌شود. نقاشی دیواری شاید از اولین هنرهایی باشد که در خدمت انقلاب به کار گرفته شد. حالا پس‌از این همه سال، نگاه به این هنر چگونه است؟ آیا توانسته به‌عنوان یک هنر مستقل و گونه‌ای از هنرهای انقلاب اسلامی خود را به ثبت برساند؟

این سؤال خیلی مهم است و این نقد به نقاشی دیواری وارد است که به‌صورت جدی، آکادمیک و دانشگاهی مورد توجه قرار نگرفته‌ است. دلایل مختلفی هم دارد، از‌جمله تعداد و نوع سفارش‌ها و سفارش‌دهنده‌ها. موضوع انگیزه‌ها و توانمندی‌ها نیز مطرح است و اینکه ما پیشینه‌ای جدی درزمینۀ نقاشی دیواری نداشته‌ایم و هنرمندانی که در این عرصه به‌صورت رسمی و آکادمیک کار کرده باشند، بسیار کم هستند. ازطرف دیگر سختی‌های این هنر باعث شده کمتر مورد توجه قرار بگیرد. نقاشی دیواری به دور از کارگاه‌های هنری که در آن‌ها هنرمند، بهترین شرایط محیطی را به لحاظ آرامش و آب و هوا دارد خلق می‌شود؛ در جایی مثل حاشیۀ خیابان، در منظر مردم و میان هیاهوی زندگی شهری و سروصدای ماشین‌ها، آفتاب داغ یا سرمای هوا، ارتفاع داربست و همچنین عدم اشراف لحظه‌ای برای کار. نقاش برای اینکه بداند چه کاری روی قسمت‌های مختلف دیوار انجام داده مجبور است هر بار به‌سختی از داربست پایین بیاید، برود آن طرف خیابان نگاه کند و دوباره برگردد. سختی‌های کار آن‌قدر زیاد است که خیلی‌ها ترجیح می‌دهند به این سمت نروند. سختی کار‌کردن با موادی که خیلی سریع در هوای آزاد خشک می‌شوند هم هست. از طرف دیگر، فقر تخصص در اساتید مجرب نقاشی دیواری باعث شده علی‌رغم نیازی که در جامعه وجود دارد، دانشگاه به‌سمت نقاشی دیواری نرود و فقط از دور به نقد بپردازد که خیلی اوقات این نقدها منصفانه نیست، چون در زمین و میدان عمل بیان نشده است.

 

همین موضوعات باعث شده‌اند نقاشی‌‌های دیواری که خلق می‌شوند به‌صورت یک اثر مستقل ثبت نشوند؟

بله. بالاخره برای اینکه گونۀ مستقلی از هنر وجود داشته باشد، باید شرایط مختلفی پشتیبان آن باشد که در حال حاضر حداقل در مجامع علمی شاهد آن نیستیم. ضمن اینکه پشتیبانی‌های جدی هم از سوی سازمان‌ها وجود ندارد. در مکزیک که نقاشی دیواری به‌صورت مستقل و به‌صورت هنری جدی مطرح است، هم دولت به‌خوبی پای کار بوده و هم خود هنرمندان با بهره‌گیری از جامعۀ دانشگاهی، توانسته‌اند نقاشی دیواری‌ را به‌صورت یک هنر مستقل به دنیا معرفی کنند و در این زمینه به‌عنوان الگویی برای سایر کشورها موفق بوده‌اند. حتی شنیده‌ام که دیوار برای نقاشی دیواری ساخته می‌شود و جالب است که ازطریق آن درآمدزایی می‌کنند، یعنی مردم برای دیدن این نقاشی‌ها پول می‌دهند، ولی متأسفانه ما در کشور، هم به لحاظ پشتیبانی سازمانی و هم پشتیبانی علمی ضعف داریم. امیدوارم مسئولانی که سکان‌دار فعالیت‌های هنری و فرهنگی در جامعه هستند کمک کنند که این ضعف برطرف شود.

 

در آن کشورها وضعیت حقوق معنوی نقاشی دیواری چگونه است؟ مثل اینجا حقوق معنوی نقاشی دیواری نادیده گرفته می‌شود؟ مثلا وقتی شما اثری را روی بوم خلق می‌کنید به‌عنوان یک اثر ملموس به اسم شما ثبت و از آن اثر نگهداری می‌شود، ولی وقتی روی دیوار اثری را خلق می‌کنید، هیچ تضمینی وجود ندارد که مثل اتفاقی که برای نقاشی‌های دیواری میدان فردوسی افتاد، اثر شما از بین نرود. مرجعی وجود دارد که بتوانید از حقوق خودتان دفاع کنید؟

بله متأسفانه این معضل در کشور ما وجود دارد. در سایر کشورها هم نقاشی دیواری دو گونه است. یک نوع نقاشی گرافیکی و فانتزی است که بیشتر نسل جوان براساس طرز فکر خاص خود به آن می‌پردازند و خیلی سریع و با اسپری‌های مختلف انجام می‌گیرد که به‌نوعی تبلیغ راه و روش و مرام و مسلکشان است. یک‌سری از نقاشی‌‌های دیواری هم توسط نقاشان برجسته انجام می‌گیرد که این‌ها نه‌تنها دارای حق و حقوق معنوی هستند، بلکه برای آن‌ها به‌شدت ارزش قائلند و دستگاه‌های مختلف در راه حفظ و نگهداری آن‌ها وظایف مشخصی دارند. در کشور ما و در مشهد متأسفانه شاهد تشتت مدیریتی در سطوح مختلف شهری هستیم. می‌بینیم که از یک طرف مدیریت هنری شهرداری کاری را انجام می‌دهد، از طرف دیگر صاحبانی که مالک آن دیوارها هستند، به‌دلیل اینکه مالک دیوار هستند، به‌راحتی به خودشان اجازه می‌دهند که اثری را پاک کنند. از این پاک‌شدن‌ها زیاد دیده‌ایم. خود من چند اثر مهم داشتم ازجمله نقاشی شهید چراغچی و نقاشی دیواری با موضوع شهید و شهادت در میدان استقلال، نقاشی حضرت امام در میدان قائم، نقاشی شهید کاوه در میدان بار سپاد، نقاشی شهید برونسی و شهید محمدجعفر نصر اصفهانی در خیابان خسروی نو و چند نقاشی دیگر که بدون هیچ‌گونه اذن و هماهنگی صدمه خورد و محو شد. با این کارها هنرمند دچار انفعال و سرخوردگی می‌شود و احساس بی‌پناهی می‌کند. هیچ نهادی هم به‌عنوان حامی از حقوق معنوی و مادی هنرمند که این هنر را خلق کرده‌ است پشتیبانی 

نمی‌کند. خیلی‌ها از من می‌پرسند کدام اثرم را بیشتر دوست دارم و من می‌گویم همۀ این‌ها مثل فرزندان من هستند و هر کدام را در یک شرایط و حس و حالی خلق کرده‌ام.

 

هنرمندان نقاشی دیواری از صنفی برخوردار هستند که بتوانند مطالباتشان را پیگیری کنند؟

متأسفانه نه خود هنرمندان، که در درجات مختلف توانمندی هستند، این اهتمام را دارند و نه مسئولان. واقعاً ما در این خصوص دل پردردی داریم. می‌بینیم سازمان‌ها به خیلی از کسانی که واقعاً صلاحیت ندارند اعتماد می‌کنند و به آن‌ها سفارش می‌دهند که نتیجۀ کار هم بسیار ضعیف می‌شود. این از چالش‌هایی است که باعث در‌خطر‌قرار‌دادن آبروی نقاشی دیواری می‌شود.

 

یعنی یک مرجع تأیید و کنترل وجود ندارد؟

من اینجا از یک خط قرمز عبور می‌کنم و تخصص مسئولانی را که در جایگاه تصمیم‌گیری قرار دارند به چالش می‌کشم. آن‌ها باعث می‌شوند کسانی که فقط ادعا دارند سفارش‌های بزرگ را بگیرند و کارهایی ضعیف ارائه دهند که ناشی از گرایشات مادی و سوءاستفاده‌های مادی است. آسیب دیگر، تمایل مسئولان به پرکردن گزارش‌های عملکردشان است که بگویند ما چند هزار متر نقاشی دیواری انجام دادیم. به نظر من در برخورد و مواجهه با نقاشی دیواری نباید معیار موفقیت خودمان را به‌صورت کیلویی و متری قرار بدهیم. مسئولان باید حواسشان باشد که به کیفیت بپردازند. اینکه ما به چندین هزار متر نقاشی دیواری افتخار کنیم به نظر من فاجعه است. در‌خصوص انجمن صنفی هم هرکسی ساز خودش را می‌زند. نه‌تنها خود هنرمندان، که شاید در صف آخر قرار بگیرند، بلکه حتی دستگاه‌هایی مثل ادارۀ کل ارشاد اسلامی که متولی‌اند، ولی من نمی‌دانم در کجای کار قرار می‌گیرند، یا حوزۀ هنری و انجمن هنرهای تجسمی که می‌توانند شاخه‌ای به عنوان نقاشی دیواری ایجاد کنند، یا حتی خود سفارش‌دهنده‌ها مثل مدیریت امور هنری شهرداری می‌توانند کمک کنند که صنفی تشکیل شود. این همت که وجود ندارد هیچ، حتی عده‌ای کاسبکار که خودشان انجام‌دهندۀ کار نیستند سفارش می‌گیرند و کارها را به نام خودشان ثبت می‌کنند.

 

در‌واقع یک جور دلالی می‌کنند؟

دقیقاً دلالی می‌کنند. چهار تا هنرمند را می‌گذارند پای کار و نهایتاً امضای خودشان را می‌گذارند. هم آن هنرمندانی که در شرایط خاصی تحت منگنه و فشار قرار می‌گیرند به خودشان خیانت می‌کنند و هم این آقا به اعتماد مسئولان خیانت می‌کند. نهایتاً هم دودش به چشم مردم می‌رود که شاهد آثاری هستند که نه درست اجرا شده است و نه اثرگذاری دارد و فقط پول بیت‌المال هدر رفته است.

 

مطالبۀ شما به‌عنوان هنرمندی که در فضای شهری کار می‌کند از شورای پنجم چیست؟ به نظرتان کدام رویکردها و روش‌ها باید ادامه پیدا کنند و در کدام موارد جای بازنگری وجود دارد؟ فکر می‌کنید تحولی که در محتوای آثار در این چهار سال اخیر به وجود آمد باید ادامه پیدا کند و حرکت‌ها به همین سمت باشد؟

تمام مطالبه‌ام همین حرف‌هایی است که گفتم. اینکه بدون اغراض جناحی و سیاسی در جهت بهره‌گیری از فرهنگ این مرز‌و‌بوم به رشد فکری و ذهنی مردم مشهد و زائران کمک کنند. اینکه دوستانی که می‌آیند به‌یک‌باره این محتواها را به‌دلیل اینکه به مذاقشان خوش نمی‌آید کنار نگذارند تا چهار سال بعد که گروه دیگری بیاید و کار دیگری کند. تشکیل یک کارگروه و شورای تخصصی کافی نیست. انتخاب افراد این کارگروه خیلی مهم است و صرفاً با اسم برخورد نکنند و با رسم برخورد کنند. مشکلات ساختارهای اداری شهرداری را که دست هنرمند را می‌بندد رفع کنند. دغدغۀ هنرمند باید ارائۀ طرح درست و هنرمندانه باشد، نه امور مالی و چک‌ها و وعده‌هایی که به همکارانش داده است.

..........................................

 

  • نقاشی دیواری دچار فقر شناختی سفارش‌دهندگان است

 

دربارۀ مشهد صحبت کنیم. مشهد چه پتانسیل‌هایی برای ارائۀ هنر متعهد در‌قالب نقاشی دیواری دارد؟

مشهد، یک شهر بین‌المللی است و نه‌تنها از اقصانقاط کشور بلکه از کشورهای دیگر به این شهر می‌آیند. یک ظرفیت فوق‌العاده مهم دارد که اگر نگوییم از تهران بالاتر است، پایین‌تر هم نیست، ولی متأسفانه آن نگاه جدی و در‌عین‌حال جامع وجود ندارد که از این ظرفیت استفاده شود. به نظر من خیلی جای کار دارد. مسئولانی که سکان امور را به دست می‌گیرند لازم است در‌زمینۀ رشد فرهنگی مشهد عمل کنند که انتفاع آن، هم به مردم مشهد و هم به زائران می‌رسد.

 

موضوعات هویتی شامل فرهنگ، مردم و تاریخ مشهد چقدر می‌توانند دستمایۀ خلق آثار نقاشی دیواری قرار بگیرند؟

بسیار زیاد. هر مسافری که به شهری وارد می‌شود دوست دارد دربارۀ آن شهر اطلاعات کسب کند. اصلا خاصیت سفر این است که انسان از خامی به پختگی برسد. ظرفیت مشهد به‌دلیل وجود امام رضا(ع) بی‌نظیر است. شکل‌گیری مشهد به‌خاطر وجود ایشان است، وگرنه مشهد قریه‌ای بیش نبوده است. به‌کارگیری هنرمندان در این زمینه باید با تحقیق و پژوهش همراه شود. حتی خود مردم مشهد گاهی از پیشینه و مفاخر شهرشان مثل دکتر شیخ بی‌اطلاع هستند. این‌ها ظرفیت‌های خوبی هستند که با حمایت جدی از هنرمندان می‌توان آن‌ها را اجرا کرد.

 

چرا نقاشی دیواری در انتقال این مفاهیم چندان کار نکرده است؟

به نظر من دغدغه‌ای نبوده. فقر اطلاعاتی و شناختی سفارش‌دهنده‌ها و تصمیم‌گیرنده‌ها از کارکرد نقاشی دیواری باعث شده که این قصه جدی گرفته نشود.

 

چطور باید این دغدغه را به وجود بیاوریم؟ مخاطبان در بزنگاه‌های مختلف نشان داده‌اند که از این آثار استقبال می‌کنند، مثل آثاری که دربارۀ حادثۀ گوهرشاد خلق شدند.

توجهی که به موضوع گوهرشاد شد می‌تواند نقطۀ عطفی برای انجام کارهای پژوهشی روی موضوعاتی باشد که مغفول مانده است تا غبار سنگین زمان را که روی این حوادث گرفته پاک کرد. اینکه آثار خوبی در موضوع حادثۀ گوهرشاد تولید شده به این دلیل است که در دو‌سه‌سال اخیر به آن جدی نگاه شد. هر کار خوبی باعث قوت و غنای کارهای بعدی می‌شود. بنابراین باید به این موضوعات ضریب داد و برای تمام اتفاقات تاریخی و هویتی که بر این مردم رفته، فرصت کار به وجود آورد.

 

اینکه نقاشی دیواری به این سمت نرفته و بیشتر دچار کلیشه‌هایی مثل شهدا و مسائلی مثل این شده به خاطر چیست؟ آیا برای این است که این دغدغه به وجود نیامده است یا اینکه نبود انسجام هنرمندان این رشته در قالب یک انجمن صنفی را مؤثر می‌دانید؟

من گزینۀ دوم را خیلی جدی نمی‌گیرم، چون اگر نگاهی آسیب‌شناسانه به انجمن‌های هنری و کارکرد آن‌ها بیندازیم متوجه می‌شویم که این انجمن‌ها چندان به کار هنرمندها نیامده‌اند. شاید هم یک دلیل آن، جنس این هنر باشد. مثلا در مقایسه با تئاتر که با گروه شکل می‌گیرد، نقاشی قائم به شخص است. فکر می‌کنم دلیل اصلی این است که از سر رفع تکلیف و راحت‌طلبی به نقاشی دیواری نگاه می‌شود. خیلی‌ها به ظاهر لباس هنر پوشیده‌اند، ولی دنبال سودجویی و منافع خودشان هستند. هنرمند باید تحقیق کند و به یک شناخت درست برسد تا بتواند جوشش و الهامات درونی داشته باشد. این بخش هزینۀ زیادی دارد. در حال حاضر می‌بینیم که صورت مسئله کاملا پاک شده است و دوستان سفارش‌دهنده توقع دارند کار با حداقل هزینه انجام شود تا رفع تکلیف شده باشد. درنهایت می‌بینیم کارهای شابلونی و ساده‌ای در قالب طرح عرضه و اجرا می‌شود. خیلی‌ وقت‌ها مسئولان هنری می‌گویند ما در توجیه مسئولان مالی مانده‌ایم. بسیاری از آن‌ها اصلا نمی‌دانند که برخورد با هنرمند چگونه است و شاید خیلی از انرژی‌ای که ما باید برای پشتیبانی و خلق یک اثر بگذاریم صرف توجیه کارکنان اداری و مالی و کارپردازی‌‌ها شود.

 

104340.jpg

 

..........................................

 

دریچه یک 

  • نقاشی دیواری روی فکر و اندیشه اثرگذار است

 

آقای منصوب! از خودتان بگویید. چطور به نقاشی علاقه پیدا کردید؟

من از سال۶۷ وارد عرصۀ هنر شدم. طی این سال‌ها درزمینۀ هنرهای تجسمی ازجمله گرافیک، نقاشی، هنرهای حجمی و المان‌های شهری فعالیت داشتم. به‌صورت آماتوری و برای علاقۀ خودم عکاسی هم می‌کردم.

 

چه شد که به نقاشی دیواری علاقه پیدا کردید؟

نقاشی دیواری ضرورتی بود که با پایان‌یافتن دفاع مقدس بیشتر احساس شد. فضای جامعه ایجاب می‌کرد که درراستای ابلاغ پیام شهدا و زنده‌نگهداشتن یاد و حماسۀ آن‌ها کاری انجام بگیرد و نقش هنر خیلی پررنگ شد. نقاشی‌های دیواری هم با این موضوعات از حدود سال‌۶۸ از تهران شروع شد و کمی بعد به مشهد رسید. البته نقاشی دیواری در بحبوحۀ انقلاب، کارکرد خود را آغاز کرده بود. مردم عکس امام خمینی را روی در و دیوار با شابلون حک می‌کردند، کاری که الان به آن «گرافیتی» می‌گویند. شعارنویسی‌ها هم درواقع نوعی از نقاشی دیواری بودند. همچنین به‌طور خودجوش کف دستشان را به خون شهدا آغشته می‌کردند و نوعی نقش خونین بر دیوارهای شهر می‌زدند که درواقع مواجهۀ آنها با فضای خون و قیام علیه شمشیر بود. با شروع جنگ تحمیلی هم نقاشی دیواری به‌عنوان یک ابزار و رسانه، نقش خود را ایفا کرد. البته کارها خیلی کیفی نبود، ولی بعداز جنگ در تهران و از اوایل دهۀ۷۰ کارها با ترسیم چهرۀ شهدا جدی‌تر شد.

 

شما از همان ابتدای شکل‌گیری این جریان در کشور فعالیت می‌کردید؟

من آن موقع در تهران دانشجو بودم و با نهادهایی که در این زمینه فعالیت‌ می‌کردند همکاری داشتم. زمستان سال‌۷۵ بود که برای اولین‌‌بار نقاشی دیواری با سبک و سیاق جدید را به‌همراه دوستان در مشهد اجرا کردیم و زمینه‌ای شد که تا به امروز نقاشی‌های زیادی از تصاویر سرداران شهید دفاع مقدس را در مشهد و بعضی شهرستان‌ها بر در و دیوارهای شهر نقش بزنیم.

 

در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که انواع ناهنجاری‌های اجتماعی و خشونت‌ در آن وجود دارد و مردم از‌نظر اقتصادی و اجتماعی تحت فشارند. در این شرایط نقاشی دیواری چطور می‌تواند به مدیریت شهری در مدیریت آسیب‌های اجتماعی کمک کند؟ فکر می‌کنید این دغدغه و آگاهی در مدیریت شهری هست که از این ظرفیت به‌منظور ترویج فرهنگ شهروندی استفاده کند؟

نقاشی دیواری هم مثل سایر هنرها روی افکار و اندیشه‌ها و اذهان مردم اثرگذار است. استفادۀ درست و بجا در انتخاب مکان، رنگ، فرم، زاویۀ دید و نوع طرح در‌کنار سایر هنرها می‌تواند درجاتی از این التهاب را کم کند. اما حقیقت ماجرا این است که همان‌طور‌که در خیلی از موضوعات دیگر، این روند جدی گرفته نشده در نقاشی دیواری هم جدی پرداخته نشده است. اگر قصۀ راحت‌طلبی و سهل‌الوصولی و عنایت به گزارش کار مسئولان حل شود، می‌توانیم به این سمت هم برویم.

 

این نوع نقاشی تا قبل از انقلاب در کشور ما پیشینه‌ای نداشت؟

نقاشی دیواری قبل از انقلاب وجود داشت، منتها خیلی محدود و بیشتر همراه با تبلیغات تجاری بود. به یاد دارم که نقاشی بزرگی از نوشابۀ کوکا‌کولا در خیابان شیرازی فعلی روی دیواری کشیده شده بود. بیشتر نقاشی‌های دیواری در این قالب‌ها بود. در بحبوحۀ انقلاب، این نوع نقاشی شکل انقلابی گرفت، البته به‌صورت محدود‌. بعد‌از جنگ قصه پررنگ‌تر شد و حامی و پشتیبان آن هم بیشتر بنیاد شهید بود. بعدها شهرداری‌ها به این نکته پی بردند که نقاشی دیواری، ابزار خیلی خوبی است که می‌تواند به فرهنگ‌سازی کمک کند و این هنر را به خدمت گرفتند.

..........................................

 

دریچه دو 

  • جدی ترین پشتیبان نقاشی دیواری شهرداری است

 

نقاشی دیواری هنری است که به حمایت سازمان‌ها وابسته است. فکر می‌کنید این سازمان‌ها بودند که در سال‌های گذشته جهت‌دهی این هنر را تعیین کردند؟

بله؛ بدون تردید یک سرِ قصۀ تولیدات هنری، سفارش‌دهندگان هستند. مثلا در موضوعات فرهنگ شهید و شهادت و دفاع مقدس بنیاد شهید علم‌دار این موضوع بود، هر‌چند‌که در چند سال اخیر با‌توجه‌به مشکلات مالی و مسائلی که داشتند، این عَلَم را به نهادهای دیگری از‌جمله شهرداری سپردند و الان جدیدترین حامی و پشتیبان و خط‌دهندۀ موضوعات نقاشی دیواری شهرداری است. مشکل این است که هیچ انسجام و هماهنگی براساس یک نقشۀ راه کلی و مبتنی‌بر ظرفیت‌سنجی در این موضوع نمی‌بینم که ظرفیت‌سنجی کند هر موضوعی در چه محتوایی و کجاها باید عرضه شود.

 

شما با معاونت فرهنگی شهرداری هم همکاری‌هایی داشته‌اید. روند مدیریت امور هنری را در چهار سال گذشته چطور ارزیابی می‌کنید؟

من تأکید می‌کنم از بابت دغدغه‌ها روند مثبتی دیدم که واقعا وجه تمایزی با گذشته دارد. این وجه تمایز سعی می‌کند از زمان و امکانات بهرۀ بیشتری برای بیان آرمان‌ها و اندیشه‌ها ببرد، اما بعضاً روشمندی درستی ندیدم. حتی ساختارهایی که به‌زحمت طی سال‌های گذشته به وجود آمده بود، از بین رفت؛ ازجمله شوراهای هنری‌ای که قبلا وجود داشتند، در این دوره به‌جای اینکه نقش آن‌ها پررنگ شود و با آسیب‌شناسی به کارکرد دقیق و درست خود برسند، حذف شدند.

 

یعنی اگر بخواهیم با دورۀ قبلی مقایسه کنیم، تغییر محسوس این دوره در رویکردها بوده است؟

در رویکردها و موضوعات تغییر محسوس و خوب بود، ولی در روند اجرایی و ساختار اجرایی حرکت کمی رو به عقب بوده و این یکی از نقدهاست که به نظر من قدری جای تأمل دارد. در دورۀ قبلی ساختارسازی‌های به نسبت خوبی شکل گرفت که باید روز به روز تکمیل‌تر می‌شد، ولی در دورۀ جدید آن ساختارها کنار گذاشته شد و البته با روش‌های دیگری با هنرمندان روبه‌رو شدند که نتیجۀ آن به نظر من جالب نبود هرچند تأکید می‌کنم در محتوا و اندیشه و توجه به آرمان‌ها و ارزش‌های فرهنگ ایرانی اسلامی بسیار قوی‌تر بودند و این نقطه قوت غیر قابل کتمان است.

 

هنرمند این رشته که هنرش وابسته به حمایت سازمان‌هاست، چطور می‌تواند استقلال هنری خود را به‌عنوان یک هنرمند حفظ کند؟

هنرمند در یک اتمسفر و فضای خالی سیر نمی‌کند. اینکه بعضی‌ها می‌گویند هنرمند نباید سفارشی باشد، بیان ناقصی است. هنرمند باید متعهد و در خدمت جامعه‌اش باشد. اگر ما منشأ اثر نباشیم، سربار جامعه خواهیم شد. حضرت امام به‌زیبایی گفتند «هنر دمیدن روح تعهد در انسان‌هاست.»؛ توجه‌به آرمان‌های بلند جامعه و انقلاب هم نیازمند حمایت است. این موضوع نه‌تنها بد نیست که حتی بجا و درست است. هنرمند اگر حمایت نشود و زمینۀ خلق هنرش مهیا نباشد، دستش خالی می‌ماند. البته هنرمندان آرزو می‌کنند که رشد فکری و حتی مادی آحاد جامعه آن‌قدر زیاد شود که مردم هم سفارش‌دهنده باشند. هنرمند هم تلاش می‌کند از این بستر در جهت جوشش درونی خود استفاده کند، مثلا من چون حوزۀ فکری‌ام بیشتر مرتبط با مفاهیم ایثار و مقاومت و جهاد و شهادت است، ترجیح می‌دهم از بستر سازمان‌هایی که در این زمینه حامی می‌شوند، استفاده کنم که هم در خدمت جامعه باشم و هم اندیشه‌هایی را که خودم دارم به جامعه عرضه کنم؛ یعنی عرضۀ هنرمندانه آن محتوا به نقش هنرمند بستگی دارد. هنرمند باید در مسائل اقتصادی فارغ‌البال باشد که بتواند در خدمت رشد و حرکت فکری جامعه نقش خود را ایفا کند.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی