کد خبر : 74533
/ 23:29
نویسندۀ اولین کتاب دربارۀ قیام گوهرشاد از فعالیت‌های معاونت فرهنگی شهرداری مشهد دربارۀ این قیام می‌گوید؛

امیدوارم این حرکت ادامه داشته باشد

سینا واحد، پژوهشگر و روزنامه‌نگار دهۀ۶۰ و مؤلف اولین اثر مدون و مکتوب دربارۀ قیام گوهرشاد است.

امیدوارم این حرکت ادامه داشته باشد

کسی که سال۱۳۵۹ از تهران به مشهد آمد تا سراغ شاهدان عینی قیام گوهرشاد برود، قیامی که با وجود بزرگی نامش، تا آن زمان کمتر‌کسی سراغ آن را گرفته بود و این عاشورای ۲۱تیر می‌رفت تا در مارپیچ سکوت ایجاد‌شده به دست روشن‌فکران محو شود، هیچ شود و فراموش شود. اما سینا واحد، خود را از این مارپیچ بیرون کشید و به مشهد آمد تا «جنگ مسجد» را دستمایۀ کتاب هویتی خود کند، آن‌هم زمانی که آتش جنگ تحمیلی فروزان بود.

کتاب «قیام گوهرشاد» نوشتۀ سینا واحد پردۀ حجابی را که در گذر تاریخ بر روی این واقعه کشیده شده بود، کنار زد، اما برنداشت! شاید عده‌ای نخواستند که واحد بتواند این پرده را بردارد، لذا گوهرشاد بار دیگر گرفتار گردباد فراموشی شد. شاید هم مارپیچ سکوتی که روشن‌فکران بیمار در آن افتاده بودند، آن‌قدر پیچیده بود که باید جمعی از «واحد»ها تلاش کنند تا آن را بشکنند و روشن‌فکری را از این بی‌اعتنایی به هویت نجات دهند. دردی که نویسندۀ کتاب با خنده‌هایی تلخ این‌گونه بیان می‌کند: «من که نمی‌توانم بلندگو بردارم و بگویم تو رو حضرت عباس(ع) بیایید کتاب من را که هویت و تاریخ این کشور است، بخوانید!».

باوجود‌این، هشتاد سال بعد از آن حادثۀ وحشتناک، قیام گوهرشاد یک بار دیگر توسط معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری مشهد به رسانه‌ها برگشت، به مجامع علمی راه پیدا کرد، وارد فضای هنری شد، دستمایۀ نویسندگان قرار گرفت و ازسوی مسئولان شهری ولو اندک در جلسات مختلف گفته شد.

به‌مناسبت ۸۱سالگی قیام گوهرشاد گفتگویی داشته‌ایم با سینا واحد، نویسندۀ اولین اثر مکتوب دربارۀ این حادثه که در ادامه می‌خوانید.

 

تقریباً عادت شده که برای هر سؤال و کسب اطلاعی جدید دست‌به‌دامن اینترنت شویم. اما هرچه در اینترنت بیشتر می‌چرخیم، کمتر تألیفاتی دربارۀ واقعه گوهرشاد پیدا می‌کنیم. به‌جز کتاب شما و یکی‌دو کتاب دیگر خبری از تألیفات آن‌چنانی و پرداخت‌های داستانی از قیام گوهرشاد نیست. چرا پردازش این قیام و سایر رویدادهای تاریخی ازاین‌دست نظیر ۱۵خرداد ۴۲ کمتر ازسوی نویسندگان و هنرمندان ما دستمایۀ هنرآفرینی قرار گرفته است؟

چرایی این موضوع را بروید از مسئولان بپرسید. وضعیت ایران و تاریخچۀ رویدادهای شکل‌گرفته در دوران رضاشاه ازآن‌دست مطالبی است که اگر به‌ آن توجه و پرداخته شود، دنیایی از روایت‌ها و رویدادهاست که سال‌ها به‌ تدریس و کار تحقیقاتی و پژوهشی در دانشکده‌ها نیاز دارد.

 

با این همه جاذبه در پردازش وقایعی مانند گوهرشاد چرا ما تألیفات آن‌چنانی نداریم؟ الان تعداد کتاب‌هایی که به این حادثۀ مهم پرداخته‌اند، کمتر از انگشتان دو دست است و چند کتابی هم که در سال‌های اخیر تألیف شده، درنتیجۀ فعالیت‌های معاونت فرهنگی شهرداری مشهد بوده است.

بله، از این کتاب‌ها و فعالیت شهرداری مشهد اطلاع دارم، اما درمورد سؤال شما و کم‌کاری مسئولان ذی‌ربط باید بگوییم که مشکل به آدمی که در رأس مسئولیت تا سطح پایین قرار گرفته است، برمی‌گردد. منِ نویسنده که نمی‌توانم بلندگو بردارم و بگویم تو رو حضرت عباس(ع) بیایید مطلب من را برای قیام گوهرشاد بخوانید.

کتاب قیام گوهرشاد، سال۶۱ چاپ شد. همان زمان که این کتاب را نوشتم، همین آقای وزیر نفت کنونی که امروز قرارداد توتال می‌بندد، آن‌زمان سرپرست وزارت ارشاد دولت وقت بود. پس از نوشتن این کتاب او شخصاً به من زنگ زد و کتاب را برای چاپ از من گرفت و برد. زنگنه همان زمان و پس از خواندن کتاب و چاپ آن، اولین کسی بود که از پرداختن به قیام گوهرشاد تعریف کرد و گفت «عجب شاهکاری کردی... .». بعد از آن، کتاب با سوبسید دولتی و زیر قیمت بازار عرضه شد و به منِ مؤلف هیچ مبلغی ندادند.

 

گفته می‌شود به‌علت عدم نفوذ تألیفات تاریخی در میان آحاد جامعه (در مقایسه با کتاب‌هایی با موضوعات اجتماعی)، نویسندگان روی خوش به این موضوعات ندارند و همین باعث تعداد کم تألیفات این حوزه شده است.

خیر. من به‌هیچ‌عنوان این موضوع را قبول ندارم. کتاب قیام گوهرشاد همان سال۶۱ که ایران درگیر جنگ و مشکلات داخلی بود، ۱۰هزار نسخه منتشر شد و در کمتر از ۶ ماه تمام نسخه‌های این کتاب فروخته شد. ۲سال بعد این کتاب با همین تیراژ برای چاپ دوم منتشر شد. این میزان انتشار برای آن زمان که جمعیت ایران کمتر از حال بود و جدا از آن با مشکلات وقایع سال۶۱ درگیر بود، نشان از نفوذ و اقبال مردم برای خواندن این کتاب‌هاست.

اینکه فرهنگ کتاب‌خواندن مشکل دارد را من قبول دارم، اما اگر منظور شما پسرفت فرهنگی است، من به این موضوع نقد دارم، چراکه فرهنگ تنها با تیراژ کتاب، نفوذ و بروز ندارد. بعد از حادثۀ گوهرشاد و رویدادهای تاریخی پس از آن، رسانه‌های سنتی مانند منبر، مسجد و هیئت‌ها قدرت یافتند و اکنون برای مداحی و منبر یک روحانی، ۲۰ هزار جوان در یک شب دور هم جمع می‌شوند و پای صحبت‌های او می‌نشینند.

این را بگویم که الان ما دو رویداد پیاده‌روی اربعین و شب‌های قدر را مدیون همین نفوذ تاریخی فرهنگ در جامعه هستیم و هیچ کس نمی‌تواند این حرکت عظیم اربعین و ویژگی فرهنگی آن را بدون نفوذ فرهنگ تصور کند که اگر این‌گونه ذکر کند یا فرهنگی نیست یا از فرهنگ چیزی نمی‌داند.

 

با این گفته‌های شما مشکل تألیفات اندک رویدادهای تاریخی مانند گوهرشاد نه به مردم و نه به نویسندگان ربط ندارد.

من پاسخ شما را این‌گونه می‌دهم. شما الان می‌دانید کتاب گوهرشاد یک سال قبل و دوباره توسط سازمان اسناد ملی ایران که یکی از بزرگ‌ترین ناشران ایران به‌لحاظ جایگاهی و قدرت مالی است، تجدید چاپ و منتشر شد.

نکتۀ جالب این تجدید انتشار که شاید پاسخ شما باشد، اینجاست که این کتاب برای مطبوعات و رسانه‌ها به‌منظور نگاه جدید و پردازش این واقعه ارسال نشد. حتی به دست من که نویسندۀ این کتاب هستم، یک نسخه نرسید و این جای سؤال دارد چرا این کتاب توسط بزرگ‌ترین ناشر ایران دوباره منتشر می‌شود، اما نه تبلیغی برای انتشار دوبارۀ آن و نه تابلو و بیلبوردی از انتشار و چاپ مجدد در سطح شهر دیده می‌شود. با این مدل تبلیغ‌کردن و درنظر‌گرفتن شرایط کنونی خرید کتاب در کشور، من از شما می‌پرسم که درتجدیدچاپ کتاب قیام گوهرشاد آیا بیشتر از ۵۰۰ نسخه فروخته شده است؟!

وقتی این حساسیت‌ها وجود ندارد، معلوم است که ارزش و جایگاه این کتاب و اهمیت کتابت آن کاسته می‌شود.

 

برگردیم به همان سؤال نخست و اینکه از میان مسئولان کدام فرد بیش از همه در تهیه و انتشار کتاب گوهرشاد در آن زمان با شما همراهی کرد؟

دریغ از یک نفر، چه دولتی و چه غیردولتی!

همان زمان (سال ۶۱) که کتاب چاپ شد، یکی از شخصیت‌ها که از نزدیکان رهبری (رئیس‌جمهور وقت) است و کتاب قیام گوهرشاد را گرفته بود، در دیداری که با من داشت به این موضوع اشاره کرد که در این کتاب به موضوعی پرداخته‌ای که کسی سراغ آن را نگرفته بود و یک کلمه از آن در کتابخانه‌ها وجود نداشت، اما شما با کنکاش و پیدا‌کردن شاهدانی از این واقعه توانستید حادثۀ گوهرشاد را در قالب ۴۰۰ صفحه تدوین و ارائه کنید که این یک اقدام و حرکت بزرگ برای این حادثه است و دراین‌راستا حتماً مسئولان و مقامات کشوری از این حرکت شما برای نوشتن این حادثۀ تلخ تاریخ ایران استقبال می‌کنند.

بعد از او، از من دربارۀ اینکه چه افراد و نهادهای برجسته‌ای ازجمله حوزۀ قم و مشهد تاکنون از این کتاب استقبال کرده‌اند، سؤال پرسید که من در پاسخ همان «هیچی» را که اکنون به شما گفتم به این فرد هم پاسخ دادم و او با ابرازتأسف گفت: «اگر این کتاب در اروپا به هر زبان زندۀ دنیا نوشته و منتشر می‌شد، بعد از مدتی کوتاه تشکیلات فرهنگی پاپ از انتشار کتاب آگاهی پیدا می‌کرد و جدا از توجه به این رویداد و کتاب مؤلف را صدا می‌کرد و پاداش بزرگی می‌داد.».

 

104250.jpg

 

اگر از دغدغه‌مند‌نبودن برخی از مسئولان فاکتور بگیریم، چرا سایر هنرمندان رشته‌های دیگر مانند هنرمندان حوزۀ فیلم و سینما در توجه به این موضوع و دستمایه‌کردن واقعۀ گوهرشاد برای تهیۀ فیلم حضور درخورتوجهی نداشته‌اند؟

تاجایی‌که اطلاع دارم، فیلم فاخری برای قیام گوهرشاد نداشتیم و تنهافیلمی که اکنون درحال ساخت است، فیلمی با عنوان لحاف چهل‌تکه است که توسط شهرداری مشهد (نه نهادهای مسئول حوزۀ فرهنگ و سینما) در دست اجراست.

کتاب قیام گوهرشاد که منتشر شد، مرحوم علی حاتمی که ازجمله‌کارگردانان مطرح ایران بود، با خواندن این کتاب علاقه و دلبستگی خاصی به تهیۀ فیلم از این کتاب پیدا کرد و در چندین مرتبه با من برای این کتاب و تبدیل آن به فیلم صحبت کرد و بارها به این موضوع اشاره داشت که تهیۀ این کتاب و موضوع واقعۀ گوهرشاد آن‌قدر جایگاه و اهمیت ویژه ای دارد که دراین‌باره ساخت فیلمی برای حادثۀ گوهرشاد مشهد یکی از آرزوهای شخصی اوست.

 

پس مشکل کار کجا بود؟

یکی از مشکلات و موانعی که از آن زمان تاکنون مانع تهیۀ فیلم از واقعۀ گوهرشاد بوده، هزینۀ تهیۀ این فیلم است. نهادهای مسئول حاضر به تأمین این بودجه نیستند.

 

بعد این‌همه سال و هزینه‌کردن برای ساخت فیلم‌های سینمایی با موضوعات تکراری برای خنداندن یا گریاندن مردم چگونه هنوز اعتباری برای اعتبار‌دادن با حادثۀ گوهرشاد درقالب فیلم وجود ندارد؟

چه بگویم؟ حتماً نیست. البته در حوزۀ اهالی فرهنگ و هنر کاش کمی رسانه‌ها نیز این نقد را به خود وارد می‌دانستند که آنان نیز در کنار همۀ این افراد کم‌کار بوده‌اند و روزنامه‌نگاران و اهالی رسانه‌ای ما هم بی‌حوصله‌ترین افراد شده‌اند تا جایی که همۀ رسانه‌ها هرسال یک روز مانده به ۲۱ تیر و روز حادثۀ قیام گوهرشاد با چند تماس تلفنی و زدن مطلبی خود را از این نقد مبرا کرده‌اند. درحالی‌که به اعتقاد من رسانه‌ها نیز در پرداختن به این مسائل و معرفی چهره‌های خوب و بد تاریخ ایران که هویت همۀ ماست، مسئول‌اند و باید به نقد و حتی پرسشگری چرایی این‌همه ضعف و کم‌کاری در حوزۀ تاریخ بپردازند.

به این موضوع بپردازند که چرا هر فردی که وزیر فرهنگ می‌شود از اولین روز وزارت، با تخصصی عجیب به اظهارنظرها در همۀ حوزه‌های فرهنگی می‌پردازد، اما این وضعیت در دیگرحوزه‌ها نظیر مباحث انرژی و نفت وجود ندارد.به اعتقاد من بی‌اعتنایی‌های زیادی در زمینۀ قیام گوهرشاد انجام داده‌ایم و باید این ضعف‌ها جبران شود که در این حوزه شهرداری مشهد و معاونت فرهنگی حرکت‌هایی برای قیام گوهرشاد انجام داده‌اند و امیدواریم این حرکت ادامه داشته باشد.

..........................................

 

ایوب خرسندی، نویسندۀ کتاب «چادری که جا نماند»:

  • هویت مشهد، هنوز هم جای کار دارد

 

104248.jpg«چادری که جا نماند» با دغدغه‌مندی مسئولان شهرداری مشهد و به سفارش دبیرخانۀ طرح ملی گوهرشاد تدوین شده و به خاطرات زنان و مردان مقاومی می‌پردازد که دربرابر قلدری رضاخان کوتاه نیامدند.

ایوب خرسندی که تدوین این کتاب را انجام داده است، دراین‌باره می‌گوید: «کتاب شامل صد‌ویک خاطرۀ برگزیده از مجموعه‌خاطراتی است که دبیرخانۀ طرح ملی گوهرشاد آن را گردآوری کرده است.».

او در ادامه عدم حمایت از هنرمندان در پردازش این رویدادهای تاریخی را یکی از دلایل تعداد اندک آثار دراین‌زمینه می‌داند و متذکر می‌شود: «اگر سایر نهادها هم مانند شهرداری از هنرمندان حمایت کنند، مشکل نپرداختن به وقایع تاریخی از بین می‌رود.».این نویسندۀ مشهدی بر این موضوع نیز تأکید می‌کند که مشهد از گذشته تاکنون یکی از شهرهای اثرگذار کشور است و جای کار برای پرداخت‌های هنری بسیار دارد.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی