کد خبر : 74529
/ 20:59
برای تربیت فرزندتان باید کمی صبر و حوصله و اطلاعات داشته باشید؛

دردسـرهای عظـیـم

والدین، توقع ندارند که فرزندشان در یک مهمانی رسمی به بچه‌های دیگر ناسزا بگوید، اما ممکن است شما چنین تجربه‌ای را داشته باشید و آن زمان احساس کنید که دوست دارید از خجالت آب بشوید.

دردسـرهای عظـیـم

خبرنگار: تکتم جاوید

شهرآرا آنلاین / این روزها که همۀ والدین، حداقلی از سواد و تحصیلات را دارند و در اجتماع حضور می‌یابند، توقع ندارند که فرزندشان در یک مهمانی رسمی به بچه‌های دیگر ناسزا بگوید، اما ممکن است شما چنین تجربه‌ای را داشته باشید و آن زمان احساس کنید که دوست دارید از خجالت آب بشوید. والدین هرگز دوست ندارند بچه‌ای بی‌ادب داشته باشند؛ برای همین همیشه تلاش می‌کنند از هر راهی که به ذهنشان می‌رسد، ادب، تربیت و رفتارهای صحیح را به کودک خود آموزش بدهند. این راه‌ها البته همیشه موفقیت‌آمیز نیست و گاهی اسباب‌ شرمندگی و عصبانیت والدین را فراهم می‌کند.وقتی به گذشته نگاه می‌کنیم، می‌بینیم پدر و مادرهایی بودند که گرچه تحصیلات کمی داشتند یا حتی بی‌سواد بودند، در تربیت بچه‌هایشان موفق بودند و محیط اجتماعی نیز به آن‌ها کمک می‌کرد، اما هرچه جلوتر می‌رویم، خانواده‌ را متشکل از زن و مردی می‌بینیم که تحصیل‌کرده‌تر و آگاه‌تر از گذشته هستند و حتی برای انجام هرکاری پیش متخصص و کارشناس می‌روند یا کتاب می‌خوانند و به‌نوعی می‌خواهند کار تربیت را برپایۀ اصولش انجام بدهند ولی همچنان با مشکلات دست‌به‌گریبانند.حقیقت این است که بچه‌های امروزی، کمی با دوران بچگی ما تفاوت دارند و ما نمی‌توانیم این تفاوت‌ها را نادیده بگیریم. چون عرصۀ زندگی اجتماعی، نوع بازی، رسانه‌های جمعی و... همگی در تلاش برای تربیت کردن فرزند ما هستند اما خبر خوب این است که والدین می‌توانند در این وضعیت بحرانی، کودکانشان را طوری تربیت کنند که مفاهیمی مانند مهربانی و محبت، رعایت کردن حقوق دیگران، راستگویی و قدرشناسی را بیاموزند. مهم‌ترین و تأثیرگذارترین روش برای آموزش رفتارهای محترمانه به کودکان، هم این است که والدین، خودشان در این زمینه الگو باشند و همیشه قبل از اینکه «حرفی» دربارۀ این نوع رفتارها بزنند، خودشان به آن‌ «عمل» کنند.

..........................................

 

در مقابل بی‌ادبی، صبور نباشید

ممکن است وقتی به فرزند خود می‌گویید وقت تماشای تلویزیون به پایان رسیده است، در مقابل شما بایستد. کودکی که به خود اجازه می‌دهد با خانواده‌اش این‌طور صحبت کند، ممکن است به این باور برسد که با دیگران نیز می‌توان بی‌ادبانه صحبت کرد، بنابراین بسیار مهم است که والدین بلافاصله بعد از مشاهدۀ چنین رفتارهایی، واکنش نشان دهند. برایش روشن کنید که مهم نیست او چقدر ناراحت است و هرچقدر هم که ناراحت باشد، این اجازه را ندارد که با کلمات نامناسب با فرد دیگری صحبت کند. سپس به او کمک کنید تا احساسش را بروز دهد. او باید از فعل اول شخص استفاده کند؛ مثلا بگوید: «من عصبانی هستم.» نه اینکه بگوید «تو نمی‌فهمی.» برای تشویق او به این کار، می‌توانید از او دربارۀ احساساتش سؤال کنید. اگر او طعنه‌آمیز صحبت می‌کند، بگویید: «به‌نظر میاد ناراحتی. بهتره دربارۀ ناراحتیت صحبت کنیم.» یا اگر بر سر برادرش فریاد می‌زند، بد نیست بپرسید: «به‌نظر میاد از دست من عصبانی هستی. می‌تونی بگی چی شده؟» بنابراین اگر مجبور شدید زمان زیادی را صرف کنید تا بتوانید به فرزندتان که زود از کوره درمی‌رود، یاد بدهید بر احساساتش مسلط باشد، تعجب نکنید.

 

جلوی بددهنی را بگیرید

فحش دادن در خانه ممکن است برخاسته از انفجار خشم و عصبانیت باشد. ناسزا گفتن ممکن است شکلی از خشونت و بدرفتاری دربرابر خواهر یا برادر و والدین باشد. بیش از حد به بددهنی و ناسزا گفتن توجه نشان ندهید اما به کودکتان بگویید که فلان فحش چه معنایی دارد و چرا نباید از آن استفاده کرد. همچنین، به او بگویید چرا آن عبارت خاص می‌تواند احساسات دیگران را جریحه‌دار کند.به کودکتان بیاموزید که چگونه به‌جای فحش دادن کسی، احساسش را دربارۀ مخاطبش بیان کند. برای نمونه: «به‌جای اینکه به کسی بگی بی‌شعور، براش توضیح بده که از دستش عصبانی هستی. چون جلوی دوستات، تو رو مسخره کرده.». با کودک پنج یا شش‌سالۀتان نمایشی ترتیب دهید و در حین اجرای آن، به او بیاموزید که رفتار درستی داشته باشد و از فحش دادن بیزار شود. به کودک یاد دهید که به فحش‌های دیگران بی‌اعتنایی کند. اگر نمی‌تواند بی‌اعتنا باشد، به او یاد بدهید چگونه به دوستانش نشان دهد که از فحش خوشش نمی‌آید: «به دوستت بگو اگه فحش بدی، دیگه باهات بازی نمی‌کنم.».

 

دستور دادن ممنوع!

بچه، بچه است. اگر با تمام زحماتی که کشیده‌اید، درست هنگام بریدن کیک تولد، یک حرف شرم‌آور از دهان کودک شما بیرون آمد یا اینکه ناگهان حرف بدی به همسر خواهرتان زد، بهتر است مانند یک مربی حرفه‌ایِ بسکتبال، عمل کنید و در اولین فرصت یک «تایم‌اوت» بخواهید. کودک خود را به یک اتاق خالی ببرید و برایش توضیح دهید. دقیقاً توضیح دهید نه دستور! به او توضیح دهید که این حرفش امکان دارد باعث ناراحت شدن همسر خواهرتان شده باشد و او حالا می‌تواند برای پیشگیری از ناراحت شدن او، از فرد مدنظر عذرخواهی کند. این کار تنها در حالتی ممکن است که پیش از آن، شما به فرزندتان شیوۀ درست مواجه شدن با اطرافیان را آموخته باشید.

 

چند ساعت آزادی

خیلی از پدر و مادرها وقتی فرزند کوچکشان جلوی مهمانان آب‌میوه را روی زمین می‌ریزد یا به بچۀ آن‌ها ناسزا می‌گوید و پرخاشگری می‌کند، ادعا می‌کنند که: «پسرم هیچ‌وقت این‌طوری نبوده. وقتی کسی را می‌بیند، شیطنت می‌کند.» درواقع این یکی از ابزارهای کودک برای جلب توجه است، چراکه می‌داند والدین هم در حضور دیگران، با او برخورد همیشگی را نمی‌کنند. او این شرایط را فرصتی برای استقلال، تلقی می‌کند. فضای مهمانی، برای او فضای لج‌بازی است. معمولا این بچه‌ها آموخته‌اند که پدر و مادر در حضور دیگران، واکنش‌های همیشگی را نشان نمی‌دهند. چنین کودکی تنها به‌دنبال جلب نگاه والدین است. برای او مهم نیست که این نگاه همراه با خشم باشد یا مهربانی. او حتی به جلب توجه منفی هم راضی است و از اینکه آدم‌ها، حتی برای نصیحت یا دعوا کردن، سراغش می‌آیند و با او حرف می‌زنند، لذت می‌برد.

 

برای رفتار خود توضیح بدهید

فرض کنید در صف نانوایی ایستاده‌اید و ناگهان دختر چهارسالۀ شما دست‌تان را می‌کشد و با صدای بلند می‌گوید: «مامانی! این خانمه چقد چاقه!» یا اینکه: «مامان! اون آقاهه‌ رو نگاه کن، اصلا مو نداره.». بچه‌ها از روی کنجکاوی، گاهی از چیزهایی حرف می‌زنند که برای ما بزرگ‌ترها شرم‌آور است. با وجود این از سه‌سالگی به بعد هر کودکی می‌تواند به این درجه از ادراک برسد که اعمال و رفتار او می‌تواند روی احساسات اطرافیانش اثر بگذارد. بچه‌ها ذاتاً از اینکه باعث خوشحالی اطرافیان شوند، لذت می‌برند. این درست همان جایی است که شما باید وارد عمل شوید. فرض کنید دوست‌تان برایتان یک کتاب هدیه آورده است و شما در حضور فرزندتان از او صمیمانه تشکر کرده‌اید. حالا بهتر است بعد از رفتن دوست‌تان، رفتار مؤدبانۀ خود را این‌گونه برای فرزندتان توضیح دهید: «خاله‌مریم از اینکه من از او تشکر کردم و گفتم چقدر کتاب خواندن را دوست دارم، خوشحال شد.» یا فرض کنید به‌دلیل کُندی یک کارمند بانک در حضور فرزندتان به‌تندی با او صحبت کرده‌اید. بهتر است برای فرزندتان هم که شده، از آن کارمند عذرخواهی کنید و بعد از خروج از بانک به دخترتان بگویید: «داد کشیدن من، آن خانم را ناراحت کرد و من برای اینکه دوباره خوشحالش کنم، از او عذرخواهی کردم.»

 

با چشمان کودک، دنیا را ببینید

کودکان عمداً کارهایی نمی‌کنند که شما ناراحت شوید، بلکه دلیل کارهای بدشان این است که آن‌‌ها مثل بزرگ‌سالان فکر نمی‌کنند، پس اگر اجازه بدهید رفتارشان شما را بیازارد، مرتب در رنج و عذاب خواهید بود. روش درست این است که بخشی از رفتار آن‌ها را ناشی از شرایط سنی بدانید. یک کودک دوساله در حال یادگیری است و وقتی بشقاب را پرت می‌کند، می‌خواهد ببیند چه می‌شود. اگر یک بشقاب پلاستیکی به وی بدهید، خواهید دید که پس از پرت کردن آن به‌سراغ چیز دیگری می‌رود و شما نیز کمتر ناراحت خواهید شد. وقتی خود را جای او بگذارید، محیط را آماده خواهید کرد و بسیاری از اوقات به‌جای عصبانی شدن، خواهید خندید.

 

باادب بودن، مسابقه نیست

شما هیچ‌کدام از قواعد یک مسابقه را نمی‌توانید برای تربیت فرزندتان به‌کار ببرد. اگر برای یک رفتار محترمانه به فرزندتان پاداش بدهید، درحقیقت به‌جای تربیت، دارید او را شرطی می‌کنید. اگر رفتار بی‌ادبانۀ او را با رفتار محترمانۀ پسرخاله‌اش مقایسه کنید، مطمئن باشید که راه را برای ورود آفت‌های فراوانی به شخصیت او باز کرده‌اید؛ از برافروختن حس حسادت و نفرت گرفته تا تبدیل شدن او به یک انسان چندچهره، پس لطفاً فرزندتان را با کسی مقایسه نکنید و بگذارید همه‌چیز روند عادی خود را سپری کند.

..........................................

 

والدینی که بر سر تربیت فرزندشان تفاهم ندارند، به سلامت روحی او آسیب می‌زنند

  • ریشۀ ۲۵درصد انحراف‌ها

104237.pngتربیت کردن بچه‌ها همیشه هم کار ساده‌ای نیست. گاهی موانعی بر سر راه تربیت فرزندمان قرار می‌گیرد که متأسفانه یکی از این موانع بزرگ، همسر خودمان است. ما می‌توانیم به همه بگوییم که در تربیت فرزندمان آزاد هستیم اما بر سر مسائل کوچک با همسر خودمان به توافق نمی‌رسیم.

پدران و مادران زیادی هستند که در تربیت فرزندان خود دچار اختلاف سلیقه‌های جدی می‌شوند. تحقیقات نشان داده است ۲۵درصد انحراف‌های رفتاری نوجوانان و جوانان، ریشه در اختلاف سلیقۀ والدین در تربیت آنان دارد. اختلاف بر سر تربیت فرزندان حتی در بهترین و ایدئال‌ترین زوج‌ها نیز وجود داشته است و این برآمده از اختلاف فرهنگ‌ها، ارزش‌ها و ضدارزش‌های هر دو خانواده است.

همچنین دلیل بسیاری از وسواس‌ها و تعارض‌ها در دوران بزرگ‌سالی، روش نادرست تربیتی پدر و مادر و توافق نداشتن آنان در تربیت فرزندان عنوان شده است؛ به‌عنوان نمونه پدر خانواده، فرزندش را به‌علت انجام کاری که ممنوع بوده است، از بازی با دوستانش برای یک روز محروم می‌کند، اما مادر در غیاب همسر اجازه می‌دهد که فرزندش با دوستانش بازی کند.

درنتیجۀ این ناهماهنگی تربیتی میان والدین، کودک متوجه این نکته می‌شود که هر نوع ممنوعیتی واقعاً اجتناب‌ناپذیر نیست و می‌شود کارهای ممنوع را نیز انجام داد و این عادت تدریجی، کودک را به کارهای خلاف اخلاق هدایت می‌کند. یک تربیت هماهنگ با برخی اشتباهات، کمتر از یک تربیت درست اما ناهماهنگ، به کودک آسیب می‌رساند. 

دعواهایی که بر سر بچه‌ها رخ می‌دهد، اغلب به بچه‌ها مربوط نمی‌شود. بیشتر اوقات والدین بر سر چیزهایی که به خودشان مربوط است اما شهامت یا آگاهی این را نداشته‌اند که قبلا دربارۀ آن بحث کنند، دعوا می‌کنند یا به‌وسیلۀ بچه‌ها از هم انتقام می‌گیرند. اگر در تربیت فرزند خود چنین مشکلاتی دارید، به‌سراغ روان‌شناس بروید و هرچه زودتر آسیب رساندن به کودک خود را تمام کنید.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی