کد خبر : 74502
/ 20:08

«روبان» تنبلی را پاره کنید!

گفتگو با سمیه موسوی کارآفرین پرتلاشی که می‌گوید همیشه تلاش کرده خانم‌ها را برای انجام کار حتی در خانه‌هایشان تشویق کند ...

«روبان» تنبلی را پاره کنید!

همیشه وقتی واژۀ کارآفرین و کارآفرینی را می‌شنیدم، فکر می‌کردم ورود به این حوزه کار هر کسی نیست یا اینکه فقط افرادی می‌توانند کارآفرین باشند که پشتوانۀ خوب اقتصادی دارند، به اینکه کارآفرینان حتماً افرادی با توانایی‌های خاص هستند که علاوه‌بر اینکه برای خود شغلی دارند، می‌توانند برای دیگران هم فرصت کار ایجاد کنند. نمی‌دانم چه چیزی باعث شده که واژۀ کارآفرینی و نفس این‌کار برای ما این‌قدر نادسترس شود که شمایل یک غول بی‌شاخ و دمِ ترسناکی را پیدا کرده. اما هرچه که هست، کارآفرینی یک اتفاق خوب است، اصلا وقتی تو بتوانی دست هم‌نوعت را بگیری و به او کمک کنی تا راه پول درآوردن حلال را یاد بگیرد، اقدام نکویی است.

قطعاً همۀ ما این ضرب‌المثل معروف را شنیده‌ایم که می‌گوید: « اگرمی‌خواهید کسی را یک وعده سیر کنید به او ماهی بدهید، ولی اگر می‌خواهید یک عمر سیرش کنید به او ماهیگیری یاد بدهید.».

برای گزارش این هفته به یک آموزشگاه خیاطی با نام روبان رفتم. وقتی شما وارد خیابان آوینی۳۳ می‌شوید، نبش چهارراه اول یک آموزشگاه خیاطی به نام روبان قرار دارد، خانم موسوی مدیر و مؤسس روبان است و می‌گوید هشت سالی می‌شود که به دختران و زنان گلشهر آموزش خیاطی می‌دهد. او از سختی‌های کار در منطقه‌ای همچون گلشهر می‌گوید، از انگیزه‌اش در روزهای اول تأسیس آموزشگاه و سختی‌هایی که در طول این هشت سال تحمل کرده و از آرزوهایش برای هم‌نوعانِ گلشهری‌اش.

خانم موسوی معتقد است وقتی یک زن علاوه‌بر انجام وظایفش به‌عنوان یک زن، وارد بازار کار و کسب درآمد شود، هدفمند و امیدوارتر زندگی می‌کند. او می‌گوید همیشه تلاش کرده که خانم‌ها را برای انجام کار حتی در خانه‌هایشان تشویق کند.

موسوی می‌گوید به دلیل اینکه کارگاه ما در گلشهر قرار دارد، مربی‌ها حاضر نمی‌شوند از مناطق دیگر شهر به اینجا بیایند، وقتی از او سؤال می‌کنم که چرا؟ می‌گوید، متأسفانه مردم دیدگاه خوبی نسبت به این مناطق ندارند، البته از زمانی که در آخر سی‌متری طلاب بازار افتتاح شده، شرایط بهتر شده و حداقل شنیدن نام مناطقی همچون گلشهر برای مشهدی‌ها تازگی ندارد.

موسوی به‌تنهایی آموزشگاه را مدیریت می‌کند. وقتی سؤال می‌کنم تنهایی به همۀ کارهای روبان می‌رسید، سخت نیست، می‌گوید: من ترجیح می‌دهم که خودم از پس کارهای بربیایم، این مسئله برای من خیلی مهم است. خانم موسوی یک گِله هم دارد. او می‌گوید مردم ترجیح می‌دهند که برای یادگیری خیاطی به آموزشگاه‌های خانگی بروند تا آموزشگاه‌های رسمی، در حالی که ما به آن‌ها مدرک رسمی و معتبر می‌دهیم.

..........................................

 

روبان مهمان هشت‌سالۀ گلشهری‌ها

سمیه موسوی هستم، متولد۱۳۶۰، لیسانس رشتۀ طراحی لباس از دانشگاه علمی‌کاربردی قوچان دارم. دیپلم طراحی دوخت را در مشهد و فوق‌دیپلم همین رشته را از گرگان گرفته‌ام. سال۱۳۸۰ که فوق‌دیپلم گرفتم، تا سال ۱۳۸۷خیاطی را ادامه دادم، همان سال دنبال کارهای گرفتن مجوز برای تأسیس آموزشگاه رفتم، خرداد ۱۳۸۸ هم آموزشگاه خیاطی روبان را در منطقۀ گلشهر تأسیس کردم. در طول این سال‌ها، هم درس خواندم و هم کار کردم. ما در آموزشگاه روبان همۀ رشته‌های خیاطی را زیر نظر سازمان فنی‌‌وحرفه‌ای آموزش می‌دهیم و در پایان دوره هم به هنرجویان مدرک سازمان فنی‌وحرفه‌ای می‌دهیم. قرار نبود من به این رشته بروم، اول دبیرستان را که تمام کردم، همۀ رشته‌ها را آورده بودم، می‌دیدم که دختران فامیل تا دیپلم خوانده‌اند، یا ازدواج کرده‌اند و دیگر درس نخوانده‌اند یا بعد از دیپلم ادامه نداده‌اند، آن‌ها به من می‌گفتند این رشته را که انتخاب کنی، حداقلش این است که یک هنری یاد می‌گیری و می‌توانی درآمد داشته باشی.

 

104188.jpg

 

مربیان خیاطی از آمدن به گلشهر می‌ترسند

به دلیل اینکه ما در این آموزشگاه تخصص‌های مختلف خیاطی را آموزش می‌دهیم، گاهی نیازمند حضور مربیان مختلف برای آموزش هستیم، اما متأسفانه مربی‌ها برای آموزش هنرجو به این منطقه نمی‌آیند. من خودم از کودکی در گلشهر زندگی کرده‌ام و در طول این سال‌ها هیچ‌وقت مشکلی نداشته‌ام. اما هر وقت مربیان را برای همکاری در روبان دعوت می‌کنم، به دلیل ترس از منطقه و دوربودن از مرکز شهر حاضر نیستند که برای همکاری با ما اینجا بیایند. اینجا ترسناک نیست، من به آن‌ها می‌گویم که اینجا با جاهای دیگر شهر از نظر امنیتی فرقی ندارد.

 

خانواده‌ بزرگ‌ترین حامی من بوده است

دوره‌هایی که در آموزشگاه ما برای متقاضیان ارائه می‌شود، زیر نظر سازمان فنی و حرفه‌ای و به صورت ترمیک است، درواقع ما طبق سرفصل‌های سازمان فنی وحرفه‌ای هنرجویان را آموزش می‌دهیم.

فعالیت در این بخش از شهر برای شخص من به‌عنوان یک زن سخت نیست، چون خانوادۀ من حامی من هستند و همیشه از من حمایت کرده‌اند. اما در این منطقه همۀ خانواده‌ها نگاه خانوادۀ من را ندارند، در این هشت سال من هنرجویان بااستعدادی داشته‌ام که بعد از آنکه ازدواج کردند، همسرش به او اجازه نداده خیاطی را ادامه بدهد.

 

خانم‌های کارآفرین حمایت نمی‌شوند

به ما به این دلیل کارآفرین می‌گویند که یک کار را با توجه به انرژی و توان خودمان شروع می‌کنیم، درواقع روی پای خودمان می‌ایستیم. بعد هم وقتی هنرجوی ما از اینجا فارغ‌التحصیل می‌شود، توانایی قبول سفارش و کسب درآمد را دارد. من روزی که آموزشگاه را افتتاح کردم، برای خرید تجهیزات مورد نیاز پول قرض کردم. در واقع برای رسیدن به هدفم باید این‌کار را انجام می‌دادم. 

روزهای اول بیشتر از همه درگیر مشکلات مالی بودم، ما خانم‌ها وقتی می‌خواهیم چنین کارهایی را شروع کنیم، هیچ حمایتی نمی‌شویم، نهادها فقط زمانی که یک خانم دچار یک مشکل خاص باشد، به او وام می‌دهند. من پول قرض کردم و آموزشگاه را افتتاح کردم.

 

104190.jpg

 

مردم منطقه از آموزشگاه‌ها استقبال نمی‌کنند 

مهم‌ترین هدف من از تأسیس آموزشگاه خیاطی روبان این بود که این آموزشگاه در کنار اینکه به زنان و دختران این منطقه کمک کند، باید بهترین آموزشگاه شهر مشهد در یکی از مناطق پایین شهر باشد. در طول این هشت سال تلاش‌ زیادی برای تحقق این هدف کرده‌ام، سعی کردم از نظر امکانات، تجهیزات و آموزش به‌روز باشم.

اما متأسفانه در این منطقه از شهر هنوز از آموزشگاه‌ها استقبال نمی‌شود. متأسفانه هنوز دیدگاه این است که خیاط خانگی بهتر آموزش می‌دهد، بعضی هنرجویان من بعد از رفتن به خیاطی خانگی به این نتیجه رسیدند که سیستم آموزشی ما بهتر است و دوباره پیش ما آمدند.

 

کار باعث می‌شود ذهن شما کمتر درگیر مشکلات شود

دو سه سال اول کار خوب بود، تعداد هنرجویان من هم زیاد بودند، اما با تغییر اوضاع اقتصادی مردم، استقبال مردم هم کم شد. 

برای این دوره من ۱۶هنرجو دارم و دوره‌هایی هم بوده که من سه کارآموز داشته‌ام. من همیشه دوست داشتم پیشرفت کنم. هدف اصلی من از تأسیس آموزشگاه روبان اصلا اقتصادی نبود، بلکه من این‌کار را یک موفقیت در آن مرحله از زندگی خودم می‌دیدم. من همیشه خانم‌ها را تشویق می‌کنم که حتماً کار کنند، نه فقط برای اینکه درآمدزایی داشته باشند، آدم زمانی که کار می‌کند، شاداب‌تر است، ذهنش کمتر درگیر مشکلات می‌شود، در کنار آن استقلال مالی هم پیدا می‌کند.

اولین پولی که دستم برسد، مکان آموزشگاه را از اینجا تغییر می‌دهم، اینجا ظرفیت ندارد. می‌خواهم آموزشگاه را به بالاشهر انتقال بدهم تا بتوانم مربی‌های بیشتری جذب کنم، کارآموزان متنوع‌تری داشته باشم و آنجاست که می‌توان برای روبان آینده‌ای بهتر را متصور شد. وقتی محدود باشی مدیون کارآموز می‌شوی، من دوست ندارم برای کارآموزان یا هنرجویانم کم بگذارم.

 

دوست ندارم فرزندان من خیاط شوند

مردم مناطق پایین‌شهر برای هر کاری به بالاشهر می‌روند، اما کسی از بالاشهر به منطقۀ پایین نمی‌آید. مردم این مناطق بیشتر از هر کسی می‌توانند درتغییر نوع نگاه مردم به این مناطق تأثیرگذار باشند، من همیشه با افتخار گفته‌ام که بچۀ گلشهر هستم.

بسیاری از هنرجویان من بعد از فارغ‌التحصیلی به درآمد رسیده‌اند و خیاط‌های خوبی هم هستند. این روزها خیلی جدی به فکر ادامۀ تحصیل هستم، کار هیچ‌وقت من را از زندگی عقب نینداخته است.

من دو دختر دارم، امیدوارم فرزندان من هیچ‌وقت خیاط نشوند؛ ضرب‌المثلی هست که می‌گوید: «هرکه را شغلش بود دوزندگی؛ مردنش بهتر بود از زندگی». نمی‌دانم که چه سرّی در خیاطی است، اکثر خانم‌هایی که خیاط هستند، با آنکه خانم‌های محترمی هستند، در زندگی خودشان با شکست مواجه شده‌اند.

 

104187.jpg

 

ما به هنرجویان افغانستانی مدرک فنی و حرفه‌ای می‌دهیم

به دلیل اینکه آموزشگاه ما در گلشهر است، ما اینجا هنرجوی افغانستانی هم داریم، اگر کارت آمایش معتبر داشته باشند، به آن‌ها مدرک هم می‌دهیم. افغانستانی‌ها بچه‌های بااستعدادی هستند، در طول این سال‌ها که من در کنار آن‌ها زندگی کرده‌ام، از آن‌ها بدی ندیده‌ام. اگر موضوع آموزش برای هنرجوی افغانستانی خوب مدیریت شود، می‌توان نتایج خوبی ازآموزش آن‌ها گرفت.

 

دوست دارم پزشک شوم

درخانوادۀ ما همه دنبال ارتقای سطح علمی‌شان هستند، آدم باید به فکر پیشرفت باشد، نمی‌شود که آدم در یک سطح متوقف شود. اولین معلم خیاطی من مادرم بود، او همیشه در کنار خانه‌داری خیاطی هم می‌کرد و به من و خواهرانم این‌کار را یاد می‌داد، مادربزرگ و خاله‌هایم هم خیاط هستند.

اگر به سال۷۸ برگردم، پزشک می‌شوم، به این رشته علاقۀ زیادی دارم و در اولین فرصت برای رشتۀ پزشکی می‌خوانم.بعد از اینکه گفتگوی من با خانم موسوی به پایان می‌رسد و با او خداحافظی می‌کنم، در راه به این فکر می‌کنم که کارآفرین‌ها انسان‌های پرتلاشی هستند، آن‌ها از موقعیت‌هایی که دارند به بهترین نحو استفاده می‌کنند، در زندگی‌شان هدف دارند و در کنار اینکه به خودشان فکر می‌کنند، زندگی هم‌نوعان‌شان هم برای آن‌ها مهم است. امیدوارم دختران و زنان گلشهر قدر آموزشگاه خیاطی روبان را بدانند و از این موقعیت برای بالابردن توانایی‌هایشان به‌درستی استفاده کنند.

 

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی