کد خبر : 74488
/ 23:11
گفتگو با جعفر رئیسیان‌زاده، قائم مقام سازمان فرهنگی شهرداری مشهد؛

«مادران قصه‌گو» می‌تواند طرحی ملی شود

همگی می‌دانیم که کتاب‌خوانی و قصه‌گویی باید از همان دوران طفولیت در عنصر زندگی هر فرد، جایی برای خود باز کند، اما سؤال مهم‌تر این است که پدران و مادران چگونه و چطور می‌توانند این وظیفۀ مهم را انجام دهند.

«مادران قصه‌گو» می‌تواند طرحی ملی شود

خبرنگار: حمیدۀ وحیدی

گفتگوی شهرآرا آنلاین / قصه‌ها و افسانه‌ها همواره در رشد و کمال ذهنی و فرهنگی انسان‌ها مؤثر بوده و به‌نوعی زندگی اجتماعی و فرهنگی مردم، شیوۀ کار و تولید، اخلاق و اعتقادات هر جامعه را نشان داده‌اند. همگی می‌دانیم که کتاب‌خوانی و قصه‌گویی باید از همان دوران طفولیت در عنصر زندگی هر فرد، جایی برای خود باز کند، اما سؤال مهم‌تر این است که پدران و مادران چگونه و چطور می‌توانند این وظیفۀ مهم را انجام دهند. می‌دانیم وظیفۀ والدین تنها ایجاد اشتیاق به خواندن در کودکان نیست، بلکه آن‌ها باید برای تداوم کتاب‌خوانی در گروه‌های سنی برنامه‌هایی را پیش‌بینی کنند تا عادت به خواندن در دوران کودکی پایدار و نهادینه شود. مسلماً مادرانی که خود وقت بیشتری را به کتاب و کتاب‌خوانی اختصاص می‌دهند می‌توانند بهترین مشاور برای کودکانشان باشند. یکی از اقدامات برجسته مدیریت شهری در این سال‌ها پیاده سازی طرحی برای حل این مسئله بود که تحت عنوان «مادران قصه گو» نام گذاری شد. طرحی که به واسطه آن مادران و خانواده های زیادی را درگیر کرد و به گفتۀ جعفر رئیسیان زاده بعد از شروع طرح استقبال به حدی بود که دیگر نیاز به تبلیغات حس نمی شد. با جعفر رئیسیان‌زاده که از متولیان اصلی اجرای طرح «‌مادران قصه‌گو» در مشهد بوده است، گفتگو کرده‌ایم. ایشان کارشناس‌ارشد روان‌شناسی تربیتی است و سال‌ها درزمینۀ علاقه‌مندی به مطالعه تلاش کرده است.

 

هستۀ اولیۀ طرح «‌مادران قصه گو» چه وقت شکل گرفت؟ چه نیازها و کمبودهایی احساس کردید که این طرح را در مشهد ارائه کردید؟

موضوع این طرح به سال‌۹۲ و در زمانی‌که بنده در تهران مدیر بخش فرهنگی و هنری منطقۀ بودم برمی‌گردد. در آن ایام ما به‌طور مفصل پژوهش‌ها و تحقیقاتی در‌زمینۀ کتاب و کتاب‌خوانی انجام دادیم و برنامه‌های مختلف و فعالیت‌های گوناگونی را که صورت گرفته بود، بررسی کردیم. 

در این سیر زمانی متوجه شدم کودکانی که در دوران خردسالی با قصه آشنایی دارند بعدها در بزرگ‌سالی نسبت به دیگران علاقۀ بیشتری به کتاب‌خوانی نشان می‌دهند. می‌شد به‌راحتی فهمید که ارتباط پیوسته و مستقیمی بین قصه‌گویی و کتاب‌خوانی وجود دارد. در تهران چند برنامۀ کوچک محلی و منطقه‌ای با همین موضوع اجرا شد و اتفاقاً بازخورد بسیار خوب و سریعی دریافت کردیم. هم‌اکنون یکی از معضلات بزرگ ما کم‌رغبتی کتاب‌خوانی در بزرگ‌سالان است. وقتی به عقب بر‌می‌گردیم می‌بینیم در سیستم آموزشی رسمی ما برنامۀ خاصی در ایجاد علاقه به مطالعه در فرزندان تعریف نشده است و متأسفانه هر چه زمان بیشتر می‌گذرد، این فاجعه بیشتر می‌شود. در گذشته با اینکه فضای مجازی و برنامه‌های تلویزیونی تا این اندازه گسترش نیافته بود، باز هم آمار سرانۀ مطالعه پایین بود.با پیشرفت تکنولوژی و تغییر علاقۀ مردم می‌توان پیش‌بینی کرد که در سرانۀ مطالعۀ کشور در آیندۀ نزدیک، وضع بسیار وخیمی مشاهده خواهد شد. این روزها به‌راحتی مشاهده می‌کنیم که اکثر بچه‌ها درگیر فضای مجازی هستند. همین فضاهای مجازی ارتباط بین والدین و فرزندان را نیز بسیار کم کرده است که خود این مسئله آسیب جدی تربیتی به دنبال خواهد داشت. باید فکری کرد تا اوضاع فرهنگی مطالعه، اسفناک‌تر از وضعیت فعلی نشود. با‌توجه‌به ضرورت موضوع در همان زمان، هستۀ اولیۀ طرح «مادران قصه‌گو» شکل گرفت.

 

این طرح چه ویژگی‌های مثبتی داشت که خیلی زود نتیجه‌بخش بود؟

104158.pngدر قدم اول می‌دانستیم مادرانی که خود وظیفۀ قصه‌گویی را برعهده بگیرند، ناچار خواهند شد کتاب‌خوان شوند. مادران برای کشف و یافتن قصه‌های خوب، خود را مجاب به کتاب‌خوانی خواهند کرد. لذا متوجه شدیم اگر دوره‌ای را برای قصه‌گویی مادران برگزار کنیم، علاقه‌مندی و آشنایی آن‌ها با کتاب نیز افزایش خواهد یافت؛ ازطرفی فرزندان نیز به تناسب این موضوع کتاب‌خوان خواهند شد. نکتۀ بعدی اینکه وقتی کتابی خوانده شود، پیام کتاب به مادران انتقال پیدا می‌کند و ارتباطات موضوعی در قصه‌گویی و رفتار مادران شکل خواهد گرفت. همچنین الفت‌پذیری بین مادر و فرزند افزایش خواهد یافت، چراکه هرچه صحبت و ارتباط کلامی بین مادر و فرزندان کمتر شود خود‌به‌خود و به‌طور غیرمستقیم آیندۀ رفتاری در بزرگ‌سالی فرزندان به خطر خواهد افتاد.

 

از‌آنجا‌که طرح جدیدی در‌حال شکل گرفتن بود، مشکل خاص و پیش‌بینی‌نشده‌ای برایتان ایجاد نشد؟

ما بازخورد بسیار خوبی دریافت کردیم، اما اولین مشکل ایجاد‌شده در گام نخست، نبودن مربیان کافی برای آموزش قصه‌گویی به مادران بود. این مسئله با همراهی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در همان سطح محلی در تهران حل شد.

 

طرح «‌مادران قصه‌گو» از چه وقت در مشهد اجرا شد؟

در سال‌۹۴ این کار با قوت فکری به اجرا گذاشته شد. در مشهد نیز ما مشکلات متعددی داشتیم که اولین آن، نداشتن محتوای مناسب بود. نظرات زیادی از‌طرف کارشناسان مختلف بیان شد. با اجرای جلسات بسیار زیاد و ساعت‌های طولانی و استفاده از تجربیات اساتید مختلف حوزۀ قصه‌گویی توانستیم به طرح جامع و محتوای کاملی برسیم اما از‌آنجا‌که ممکن بود این جلسات آموزشی بیش از ۵۰‌ساعت زمان ببرد، طرح جشنوارۀ «مادران قصه‌گو‌» در دو مرحلۀ عمومی و تخصصی برنامه‌ریزی شد تا مادران بیشتری بتوانند از آن بهره ببرند.

 

در مشهد هم با مشکل کافی‌نبودن تعداد مربی مواجه بودید؟

بله. این مشکل وجود داشت، بنابراین تصمیم گرفتیم تمام کسانی را که در حوز‌ه‌های مختلف کودک کار کرده‌اند طی فراخوانی دعوت کنیم. مربیان مهدهای ‌کودک‌، دانشجویان روان‌شناسی کودک و بالینی، معلمان پیش‌دبستانی و مربیان پرورشی ثبت‌نام شدند و اساتید نخبۀ کشوری همچون استادان سرشار، راستگو، نشیبا که مقام اول قصه‌گویی را در کشور دارند، انتخاب شدند. در پایان نیز آزمونی برگزار شد و توانستیم آن تعداد مربی را که نیاز داشتیم، تربیت کنیم.

 

چه تعدادی از مادران مشهدی در این دو دوره شرکت کردند؟

استقبال بسیار خوب بود طوری‌که در سال دوم اصلا نیازی به تبلیغ نبود. در سال اول حدود ۶‌هزار مادر ثبت‌نام کردند. در سطح منطقه و شهری داوری و اختتامیه برگزار شد. در سال دوم ۱۴‌هزار مادر در جشنواره شرکت کردند. نکتۀ جالب این بود که حتی مادرانی از مناطق اطراف مشهد و با فاصلۀ زیاد مکانی در برنامه شرکت کردند که این نشان از بازخورد خوب جشنواره در سال اول بود. در سال دوم برای مادرانی که در سال۹۴ دورۀ عمومی را گذرانده بودند، دوره‌های تخصصی برگزار شد. البته عده‌ای هم که خود را در این زمینه توانمند می‌دیدند به‌صورت آزاد شرکت کردند. همچنین در سال دوم از مادران شهیدی که از فرزندانشان خاطره داشتند، استقبال شد. به‌این‌ترتیب با ادغام گروه آزاد می‌توان گفت دورۀ دوم جشنواره ۱۵‌هزار شرکت‌کننده داشت.

 

بازخورد خوب اجرای طرح «مادران قصه‌گو» به دیگر استان‌های کشور یا شهرستان‌های خراسان نیز رسید؟

با اینکه زمان زیادی از اجرای طرح نمی‌گذرد، درخواست‌های زیادی از روستاها و شهرهای شمالی برای بررسی محتوا داشته‌ایم. همچنین دوستان تهرانی بازخورد جشنوارۀ مشهد را از ما خواسته‌اند و شهرستان‌های کوچک زیادی نیز پیگیر انجام طرح شدند. به گفتۀ اساتید بزرگ قصه‌گویی در ایران، این طرح می‌تواند در سطح ملی برگزار شود و جایگاه بسیار خوبی در کشور داشته باشد.

 

بازخورد معنوی این اتفاق را هم در خانواده‌ها سنجیده‌اید؟

علاقه‌مندی به‌اندازه‌ای بود که در این دوره اصلا تبلیغی انجام نگرفت و خود مادران، سفیرانی برای اطلاع‌رسانی شدند. حتی قبل از اجرای طرح، مدام مراجعه می‌کردند تا از زمان شروع کلاس‌ها باخبر شوند. ازطرفی مادرانی که در دورۀ قبل حائز رتبه شدند، در دورۀ بعد مربی‌های قصه‌گوی ما بودند، حتی یکی از مادران به خود بنده گفت توانسته است از قصه‌گویی درآمد‌زایی کند و به افراد آموزش دهد. همچنین افراد زیادی معتقد بودند بسیاری از مشکلات تربیتی بچه‌هایشان درقالب همین قصه‌ها حل شده است. با نگاهی آماری می‌توان فهمید طرح به اندازه‌ای جامع و خوب بوده است که تنها در یک سال مخاطبان ما سه‌برابر شده‌اند.

 

در محتوای قصه‌ها تا چه اندازه به شرایط روز و مشکلات جدید کودکان و نوجوانان و خانواده‌ها اشاره شده بود؟

در برگزاری جشنوارۀ «مادران قصه‌گو‌» یکی از اولویت‌های مهم ما همین انتخاب قصه‌های خوب است. اینکه محتوا تناسب کاملی با سن فرد، شرایط محیطی و زندگی ما داشته باشد و همچنین موانع ایرانی و اسلامی را در خود بگنجاند، در اولویت بود. ما دو کتاب آموزشی، یکی برای مربیان و دیگری مادران معرفی کردیم تا استفاده کنند؛ مثلا «کتاب خوب برای بچه‌های خوب‌» جزو اولویت‌های ما بود. همچنین یک نمایشگاه سیار کتاب توسط انتشارات بوی شهر بهشت با این موضوع راه‌اندازی شد.

 

در بخش اقتصادی و خرید کتاب نیز نقش داشتید؟

انتشارات بوی شهر بهشت که متعلق‌به سازمان فرهنگی و تفریحی است، سعی کرد حتماً تخفیفاتی در خرید کتاب‌های مختلف درنظر بگیرد. همچنین با‌توجه‌به ارتباطات با دیگر انتشارات، در کاهش نرخ کتاب کمک شایانی کرد. معاونت فرهنگی نیز بخشی از هزینه‌ها را به‌عنوان یارانه برای خرید کتاب‌های خوب در‌نظر گرفت، یعنی کتاب‌های خوب را با ۵۰‌درصد قیمت پشت جلد ارائه کردیم.

 

بین شما و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و دیگر ارگان‌های مشهد در‌ موضوع جشنوارۀ «‌مادران قصه گو‌» تعاملی به وجود آمد؟

بله. کانون پرورش فکری کودک و نوجوان مشارکت معنوی بسیاری داشتند که ازجملۀ آن‌ها می‌توانم به تأمین مربی و راهنمایی برای استفاده از اساتید برتر قصه‌گویی اشاره کنم. ارگان‌های دیگر همچون آموزش و پرورش و سازمان بهزیستی نیز کسانی را که با مهدهای کودک‌ در اتباط بودند معرفی کردند. جشنواره نیز به پاس این خدمات، به معرفی مهدهای برتر پرداخت.

 

جشنوارۀ «مادران قصه‌گو» در سال‌۹۶ نیز کار خود را ادامه خواهد داد؟

ما زیرساخت‌ها را بسیار خوب چیده‌ایم و شبکۀ آموزشی قوی‌ای در‌این‌زمینه به وجود آورده‌ایم. مشهد دارای صد‌ها هزار مادر است که به این کار فرهنگی نیازمند هستند؛ بنابراین حتی اگر تغییر مدیریتی نیز صورت بگیرد، برای ادامه‌دادن راه محتوای کاملی وجود دارد.

 

خودتان تا چه اندازه به این برنامه معتقدید و به دیگران سفارش می‌کنید که این کار، نیمه‌تمام باقی نماند؟

من در این مورد تعبیری دارم و آن این است که همۀ دستگاه‌های دولتی و غیر‌دولتی مانند شهرداری برای برطرف‌کردن نیازهای شهروندی تأسیس شده‌اند. اگر جشنوارۀ «مادران قصه‌گو» را نیاز جامعۀ امروزی ببینیم، دیگر فرقی نمی‌کند کدام مسئول کار را پیگیری کند و انجام دهد؛ مهم این است که برای بهترشدن فرهنگ شهروندی و ایجاد آرامش در خانواده‌ها آن حرکت به سرانجام برسد. برگزاری چنین جشنواره‌هایی سلیقه‌ای نیست، بلکه براساس نیازهای شهروندی انجام شده است. نکتۀ دوم اینکه این طرح به‌عنوان یکی از طرح‌های برتر کشور به گوآنگ‌ژوی چین فرستاده شد و هم‌اکنون منتظر نتیجه هستیم. پس می‌توانیم به یقین بگوییم دیگر نیازی به آزمون و خطا نیست و کارشناسان بسیاری نظرات خود را در آن اعمال کرده‌اند و با گذشت زمان می‌توانیم نتایج بیشتری دریافت کنیم.

 

104157.jpg

 

..........................................

 

  • قصه‌گویی برای گوش شنواتر کودکان ناشنوا

 

سمیه پورعلی، یکی از بانوان برگزیدۀ دورۀ نخست طرح مادران قصه‌گوست که به گفتۀ خودش در میان ۴هزار و چندصدنفری که در این مرحله شرکت کرده بودند، توانسته است با مهارت و علاقه‌ای که دارد، مقام دوم را از آنِ خود کند.این بانوی برگزیده که خانه‌دار است و مدرک تحصیلی‌اش معادل سیکل اول است، می‌گوید: «وقتی در این کلاس‌ها شرکت کردم، علاقۀ دوچندانی به خواندن کتاب‌ برای گفتن قصه‌های جدید پیدا کردم تا بتوانم با قصه‌گویی همۀ رفتارهای خوب و بد را به دو فرزندم آموزش دهم.».پورعلی که یکی از فرزندانش کم‌شنواست، می‌گوید با استفاده از روش‌های قصه‌گویی و خلاقیت مادرانه‌اش ارتباط بیشتری با فرزندانش و به‌ویژه فرزند کم‌شنوای خود برقرار کرده است. او درهمین‌رابطه می‌گوید: «وضعیت فرزندان کم‌شنوا خاص‌تر است، چون ارتباط کمتری به‌دلیل شنوایی کمتر با محیط خود برقرار می‌کنند. اما الان با قصه‌گویی و حرکات بدن توانسته‌ام بیشتر با این فرزندم ارتباط برقرار کنم.».

..........................................

 

  • فریاد زبان حال مادران شده است

 

ناوشکی، از دیگر مادران برگزیدۀ طرح مادران قصه‌گوست که باوجود آنکه شاغل در حوزۀ تئاتر و صداوسیماست، اما با دیدن بنرهای این طرح در سطح شهر ثبت‌نام کرده بود. او می‌گوید: «من با توجه به کار و حرفه‌ای که دارم، با اصول قصه‌گویی آشنایی دارم، باوجود‌این در این کلاس‌ها شرکت کردم و از نظر من نوع کلاس و حتی مربیانی که در این کلاس‌ها آموزش می‌دادند، در سطح خوبی بود و دراین‌رابطه مهارت‌های لازم در حوزۀ فن‌بیان به‌ مادران آموزش داده می‌شد.».

این بانوی برگزیده در ادامه می‌گوید: «زبان اغلب مادران در تربیت فرزندان و ارائۀ ویژگی‌های بد و خوب اخلاقی، فریادزدن و دادزدن بر سر بچه‌هاست، تاجایی‌که "مگه نگفتم این کار رو انجام نده؟" ورد زبان اکثر مادران این دوره شده است، درحالی‌که با قصه و دخیل‌کردن بچه و کارهایی که او روزانه انجام می‌دهد، می‌توان تمام این موارد را به کودک گوشزد کرد.».

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی