کد خبر : 74403
/ 00:01
حواشی اخیر «خندوانه» باعث شد این سؤال را بررسی کنیم که «اصلا مرز خنده و شوخی کجاست؟»

خنداننده نشو

شما چگونه حس شوخ‌طبعی‌تان را به‌کار می‌برید؟ شیوۀ شما در شوخی کردن چیست؟ آیا آدم بذله‌گویی هستید یا اینکه آدم‌ها را دست می‌اندازید و به آن‌ها می‌خندید؟

خنداننده نشو

نویسنده: معین اصغری

شهرآرا آنلاین / طرز شوخی کردن با شیوۀ ارتباط برقرار کردن با دیگران هم بستگی بالایی دارد. ثابت شده است که شوخ‌طبعان و بذله‌گویان افرادی شاد و خوش‌بین هستند و اعتماد‌به‌نفس بالا و دید مثبتی به زندگی دارند. با‌مزه بودن لزوماً شاخصی برای مهارت‌های اجتماعی قوی و سلامتی و بهزیستی روانی نیست. تحقیقات نشان می‌دهد که حتی ممکن است این ویژگی نشانۀ کاستی‌هایی در شخصیت افراد باشد.

یک آدم متشخص به‌نحو مناسب و متناسبی بذله‌گو و شوخ‌طبع است. شوخ‌طبعی و بذله‌گویی از راه‌های خوب برقراری ارتباط است. هیچ‌چیز به‌اندازۀ شوخی یخ یک رابطه را باز نمی‌کند، اما نوع شوخی و نوع بیان و تناسب آن با طرف مقابل به‌شدت حائز اهمیت است و در‌‌صورت غفلت ممکن است حتی به تخریب رابطه نیز منجر شود.

یک آدم متشخص وقتی در جمعی قرار می‌گیرد نباید با شوخی‌های خود افراد حاضر یا عقاید یا ظاهرشان یا مسائلی را که برایشان مهم است مستقیم موردحمله قرار دهد. او برای چنین منظوری هیچ‌گاه به لودگی یا شکلک درآوردن یا به‌کار بردن کلمات رکیک نمی‌پردازد؛ بلکه در همان مقام تشخص چنان شوخی می‌کند که دیگران شاد شوند. این رفتار حضور شخص را در جمع خوشایند می‌کند و در ذهن دیگران تصویری از او به‌جا می‌گذارد که تداعی آن همواره با احساس خشنودی، رضایت‌خاطر و شادمانی همراه است. پرواضح است که گفتن لطیفه‌هایی که قوم خاص یا جنس خاصی را مورد‌تمسخر قرار می‌دهد به‌هیچ‌عنوان پسندیده نیست.

..........................................

 

شوخ‌طبعی همانند شمشیری دو‌لبه است؛ هم می‌تواند باعث بهتر شدن یک رابطه شود و به کنار آمدن با مسائل زندگی کمک کند‌، طوری‌که بتوانیم در شرایط سخت و ناگوار به‌اصطلاح حریف زندگی‌ شویم‌ و هم می‌تواند ویرانگر و نابود‌کنندۀ عزت‌نفس آدم‌ها باشد و دشمنی دیگران را برانگیزد.

طنز و شوخ‌طبعی گونه‌ای برقراری ارتباط است، مانند صحبت کردن که همۀ ما به‌صورت‌های گوناگون آن را به‌کار می‌بریم، گاهی برای افزایش ارتباطات اجتماعی و گاهی برای انطباق بهتر خود با محیطی‌ که در آن هستیم یا برای دادن پاسخ‌های مناسب‌تر به محرک‌های محیطی. کارمندی که از محیط اداره چندان راضی نیست ممکن است محیط اداره‌ را با دست انداختن مخفیانۀ رئیس برای خود قابل‌تحمل‌تر کند. اگرچه این حس بالقوه اجتماعی است، کسانی هستند که از حس طنزشان برای‌ تحقیر خود استفاده می‌کنند؛ خودشان را مسخره می‌کنند تا دیگران لذت ببرند. گرایش خصمانۀشان به دیگران را همچنان حفظ می‌کنند، حتی در تنهایی. اما کسانی هم هستند که قادرند دیدگاهشان به جهان را با بردباری سرگرم‌کننده‌ای همراه کنند. آن‌ها اغلب قادرند خودشان را برای قصورهایشان ببخشند.

 

فقط شوخی کردم

نوع دیگری از حس با‌مزگی و طناز بودن، شوخ‌طبعی‌ «سرکوب‌کننده‌» است که به‌صورت پرخاشگرانه جلوه می‌کند و با انتقاد کردن، دست‌کاری افکار دیگران و دست انداختن و استهزای آن‌ها نشان داده می‌شود. این انتقادها خنده‌دار، اما بی‌رحمانه است. تعریف کردن داستان‌های خجالت‌آور، اما با‌مزه از یکی از دوستانمان برای افراد دیگر باعث می‌شود دوستمان بد جلوه کند، در‌حالی‌که ما به‌دلیل حس شوخ‌طبعی‌مان و اینکه باعث خنده و نشاط دوستان دیگرمان شده‌ایم همچنان خوب به‌نظر می‌رسیم. در این موارد وقتی با چنین افرادی به مقابله می‌پردازیم آن‌ها از حربۀ «فقط شوخی کردم» استفاده می‌کنند که به آن‌ها اجازه می‌دهد از مسئولیت‌پذیری دربرابر گفته‌هایشان اجتناب کنند. درمورد افرادی از‌این‌دست نمی‌توان فقط با تکیه بر حس شوخ‌طبعی‌شان معتقد بود که افرادی سازگار و با بهزیستی بالا هستند؛ این دسته شوخی‌ها نشان می‌دهد که فرد در روابط شخصی‌اش باج‌گیری می‌کند، موردی خاص را در فردی هدف قرار می‌دهد و به‌اصطلاح مدام به آن بند می‌کند. همچنین یادتان باشد که شوخی‌های مردانه را هیچ‌گاه نباید به‌میان خانم‌ها بیاوریم، زیرا جنس این مدل شوخی‌ها به‌دلیل تند بودن لحنش اکثراً با واکنش منفی خانم‌ها همراه خواهد شد.

 

شوخی‌های محافظه‌کارانه

نوع دیگر شامل افرادی می‌شود که دوست دارند دور‌و‌برشان پر از سرگرمی‌ و شوخی باشد. آن‌ها لطیفه‌های بامزه تعریف می‌کنند و خلق‌و‌خوی مثبتی دارند؛ واقع‌بین و مهربان‌اند و در کاهش دادن تنش بسیار ماهر. در حقیقت آن‌ها «‌شوخ‌طبعی محدود‌» را در‌پیش می‌گیرند و در با‌مزگی‌هایشان به هرچیزی متوسل نمی‌شوند؛ قادرند بخندند و بخندانند‌، حتی باوجود اشتباهاتشان. نمونۀ دیگر‌ی هم هست که در آن شما برای سرگرمی‌ دیگران آماج شوخی و خنده قرار می‌گیرید‌‌، آن ‌هم اغلب به‌واسطۀ افرادی که علاقه دارند خودشیرینی کنند تا راضی شوند. شما شاید ابتدا خوشتان بیاید که مورد‌توجه دیگران قرار دارید‌، اما کم‌کم احساس می‌کنید که عزت‌نفستان دارد کاسته می‌شود و گاهی هم مضطرب و افسرده می‌شوید. در‌حقیقت مثل تفنگی که برعکس عمل کند این شوخ‌طبعی باعث ناراحتی شما می‌شود.

 

دنیای بی‌خیال‌ها

مورد بعدی افرادی‌اند که به زندگی می‌خندند. ما، اغلب، آن‌ها را تحسین می‌کنیم با این عنوان که «او خیلی‌چیزها را جدی نمی‌گیرد.». در‌حقیقت این نوع طنز جزء خلق‌‌و‌خوی آن‌هاست. برای آن‌ها شوخ‌طبعی فراتر از اینکه یک شیوۀ ارتباط و مباحثه باشد مانند منشوری است که رنگ‌های جهان را شادتر و جذاب‌تر منعکس می‌کند. افرادی با این نگرش حس طنزشان را برای مقابله با چالش‌ها گسترش می‌دهند. دانش‌آموزانی که زندگی سالم را با طنز و شوخی همراه می‌کنند عملکرد بهتری دارند. وقتی از چیزی ناراحت باشیم مدتی طولانی در این حالت باقی نمی‌مانیم. در‌این‌صورت شما احتیاج ندارید که دیگران شما را سرگرم کنند و، اگر مورد رنجش‌آور و عجیب و غریبی پیش‌ آمد، شما کاملا قادر خواهید بود به‌شیوۀ خودتان به آن بخندید.

 

ادخال سُرور

از‌جمله کارهایی که در فرهنگ اسلام ارزش زیادی دارد و توصیۀ فراوانی به آن شده «ادخال سرور» در قلب مؤمن است. شوخ‌طبعی را از ویژگی‌های دین‌داران دانسته‌اند. وقتی از اخلاق رسول خدا یاد می‌شود گشاده‌رویی و نرم‌خویی و خوش‌خلقی را از اوصاف ایشان بر‌می‌شمارند. پیامبر با دوستان خود، به‌قصد آنکه شادمانشان کنند، شوخی می‌کردند تا با سرور و شادابی خستگی‌ها و فشارهای زندگی را برای آن‌ها کمتر کنند. معبر بن‌خلاد می‌گوید: «به امام رضا گفتم: جانم به قربانت! وقتی در جمعی می‌نشینی ممکن است سخنی به‌میان آید و مزاح کنند و همه بخندند. آیا ایرادی ندارد؟ امام فرمود: مانعی ندارد، اگر چیزی نباشد. من تصور کردم که منظور آن حضرت حرف‌های ناشایست در‌میان مزاح است. بعد از این سخن امام رضا فرمود: یک نفر اَعرابی از صحرا می‌آمد و برای رسول خدا هدیه می‌آورد و هنوز از جایش برنخاسته بود که می‌گفت: ای رسول خدا! لطفاً پول هدیه را بپردازید. پیامبر از سخن او می‌خندید. هرزمان که رسول خدا غمناک بود از او یاد می‌کرد و می‌گفت: آن مرد اَعرابی چه شد؟ کاش می‌آمد و ما را می‌خنداند.».

اعتدال در شوخ‌طبعی جزء فرهنگ رضوی است و در روایتی از کتاب «عیون اخبار الرضا» آمده که امام را هرگز با خندۀ شدید ندیدند؛ بلکه ایشان همواره متبسم بودند. تبسم بهترین نشانۀ شادی و نشاط است. چهرۀ 

رسول‌ا...(ص) نیز هنگام دیدار یاران بیش از دیگران شاداب و خندان می‌نمود و گاه چنان می‌خندید که دندان‌های مبارکش نمایان می‌شد. ابوالدرداء می‌گوید: «رسول خدا (ص) هرگاه سخنی می‌فرمود سخنش با لبخند همراه بود.». رسول خدا (ص) هم کلام خویش را با تبسم می‌آمیخت و هم چهره‌ای خندان داشت و هم به چهرۀ دیگران لبخند می‌زد. در حدیث است: «بیش از همه لبخند داشت و بر روی یارانش لبخند می‌زد.».

شوخی و مزاح ظریف و زیبای رسول اکرم (ص) و امیرمؤمنان علی (ع) دربارۀ خوردن خرما نیز معروف است. گفته‌اند که روزی آن دو گرامی‌ با هم خرما می‌خوردند. پیامبر هسته‌ها را جلوی علی (ع) ‌گذاشت و در پایان فرمود: «هر‌که هسته‌اش بیشتر باشد پر‌خور بوده است!». امیرمؤمنان در پاسخ گفت: «هرکه با هسته خورده باشد پرخورتر بوده است!». باوجوداین رسول خدا(ص) افراط در شوخی را نکوهش می‌کرد: «از شوخی [زیاد] بپرهیز، زیرا ارزش و قداستت شکسته می‌شود.».

 

شوخی‌شوخی همه‌چیز جدی می‌شود

شوخی حکم روغنی را دارد که حرکت لولای در را آسان‌تر می‌کند. این زندگی پر‌زحمت با هزار‌و‌یک گرفتاری‌اش می‌طلبد که آدم بعضی‌وقت‌ها فارغ از همه‌چیز بنشیند و کمی‌ بخندد. اتفاقاً همین موضوع باعث شده که خیلی‌ها به‌اشتباه بیفتند و صرف خندیدن را راضی‌کننده ببینند؛ یعنی فرضاً، اگر من توانستم در اداره با مسخره کردن مدیر همکار بغل‌دستی‌ام را بخندانم، موفق شده‌ام. اما آیا واقعاً این درست است؟ اگر روزی مریض شدیم و مرخصی گرفتیم و همان همکار خودمان ما را پیش یک نفر دیگر مسخره کرد، واقعاً کِیف می‌کنیم؟ دروغ گفتن، تهمت زدن، مسخره‌بازی و غیبت کردن شاید بتواند لحظه‌ای ما و دیگران را بخنداند، اما بعدش حسرتی عمیق گریبانمان را خواهد گرفت که معلوم نیست به این زودی‌ها هم ولمان کند. پس درعین بانمک بودن و طنازی حریم‌ها را نگه دارید تا نه سیخ بسوزد و نه کباب.

..........................................

 

نگاهی به اتفاقات اخیر برنامۀ «خندوانه» که بعضی از بیننده‌اش را حیرت‌زده کرده است

شبکۀ «نسیم» رمزدار شد!

 

104021.png«امروز اومدم خندوانه ببینم. تلویزیونو روشن کردم؛ دیدم بابام رو شبکۀ «نسیم» رمز گذاشته.». این لطیفۀ تلگرامی‌ خلاصه‌ای از همۀ اتفاقات این چند شب اخیر برنامۀ «خندانندۀ شو» رامبد جوان است.حدود سه سال است که برنامۀ «خندوانه» در شبکۀ «نسیم» به‌روی آنتن می‌رود، برنامه‌ای که کار خود را با نهادینه کردن فرهنگ شاد زیستن آغاز کرد و در این مدت تمام تلاش خود را کرد که بتواند با شیوه‌های مختلف این مهم را محقق کند. این برنامه در ابتدا با استفاده از اتاق فکری منسجم اتفاقات بزرگی را رقم زد، اتفاقاتی مانند کمک به بچه‌های اوتیسم. همچنین این برنامه در‌میان راه عروسکی را با خود همراه کرد که روز‌به‌روز بر مخاطبانش افزود، عروسکی که همه آن را با اسم «جناب‌خان» می‌شناختند و غیر‌مستقیم کارهای درست را به مخاطبان القا می‌کرد، عروسکی که نیامده تمام شد و به خاطرات پیوست. البته رامبد جوان هم بعد از آن بی‌کار ننشست و به تمام ریسمان‌هایی که می‌توانست چنگ زد تا شاید بار دیگر رونق رابه این برنامه بازگرداند، رونقی که این روزها دیگر کمتر می‌توان آن را در پس‌کوچه‌های «خندوانه» جستجو کرد.

 

ماجرا چیست؟

این روزهای «خندوانه» متفاوت شده است. برنامه‌ای که آمده بود تا اصل کمدی را اجرا کند امروز خود به کمدی‌های سخیف ورود کرده است. این برنامه در تازه‌ترین قسمت‌های خود پا را فراتر گذاشته است و از کلماتی استفاده می‌کند که بهتر است برای آن‌ها محدودیت سنی قائل شویم. همین امروز خیلی از مخاطبان سینمای کشورمان به‌ندرت با خانواده‌های خود به سینما می‌آیند و با آن‌ها به‌تماشای فیلم می‌نشینند. وقتی علت را از آن‌ها جویا می‌شویم از بی‌احترامی‌ها سخن می‌گویند، از جملاتی که در برخی از فیلم‌های سینمایی به‌کار برده می‌شود و کابوس پدران و مادران این است که فرزندشان سؤال کند که فلان‌کلمه یعنی چه.برنامۀ «خندوانه» به‌تازگی مسابقه‌ای را راه‌اندازی کرده است که در آن چندین جوان با هم رقابت می‌کنند، رقابتی که «خنداننده‌ شو» نام‌ گذاشته شده است و به‌نظر می‌رسد نظارت دقیقی بر آن صورت نمی‌پذیرد. این مسابقه که چند هفته‌ است آغاز شده پا را فراتر از چهارچوب‌های یک برنامۀ تلویزیونی گذاشته است که این موضوع باعث شده این برنامه شامل رتبه‌بندی سنی شود. ما منکر اصل موضوع شاد بودن و استعدادیابی‌های مسابقۀ «خنداننده شو» نیستیم، ولی خب نباید چشم‌ مان را برروی نقاط ضعف آن نیز ببندیم.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی