کد خبر : 74359
/ 17:53
ساعتی در مرکز جامع خدمات بهزیستی شمس؛

به دنبال آسیب‌زدایی از خواجه‌ربیع هستیم

جدای از همه کاستی‌های خدمات شهری در مناطق حاشیه شهر، آنچه امروز جامعه‌شناسان و کارشناسان را درخصوص حاشیۀ شهر نگران کرده، آسیب‌های اجتماعی پرشماری است که در این مناطق وجود دارد.

به دنبال آسیب‌زدایی از خواجه‌ربیع هستیم

خبرنگار: محمد کاملان

به گزارش شهرآرا آنلاین / در این چند سال اخیر یکی از مسائلی که همیشه سایه‌اش بر سر شهرهای بزرگی مانند مشهد سنگینی می‌کند، حاشیۀ شهر و مشکلاتش است. جدای از همه کاستی‌های خدمات شهری که این مناطق با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند و محرومیت از کمترین امکانات مثل جمع‌آوری سروقت زباله یا آسفالت معابر و مواردی از این دست، آنچه امروز جامعه‌شناسان و کارشناسان را درخصوص حاشیۀ شهر نگران کرده، آسیب‌های اجتماعی پرشماری است که در این مناطق وجود دارد. این آسیب‌ها روزبه‌روز بیشتر می‌شود ولی خبری از درمان‌های گاه حتی مقطعی و کوتاه‌مدت، برای آن‌ها نیست. شکنجه‌شدن اعظم و فرزندانش به دست شوهر معتادش یا ضرب و شتم منجر به مرگ دختربچۀ چهارساله تنها دونمونه از این آسیب‌ها هستند که رسانه‌ای شدند و معلوم نیست چه تعداد از این‌گونه اتفاقات در سال یا حتی ماه می‌افتد، ولی خبرش درز نمی‌کند. متأسفانه سازمان‌های مسئول هم یا درخواب زمستانی هستند و زمانی برمی‌خیزند که کار از کار گذشته است یا اینکه از زیربار مسئولیت شانه خالی می‌کنند و دیگر سازمان‌ها را واجد شرایط رسیدگی به این اوضاع می‌دانند. در این میان سازمان بهزیستی کشور برای پیشگیری از این همه آسیب‌های اجتماعی ریز و درشت و کاهش آن، اقدم به تأسیس مراکز جامع خدمات بهزیستی در حاشیۀ شهرها کرده است. ایده‌ای که به عنوان درمان موقت خوب و سودمند به نظر می‌رسد، ولی کافی نیست.

..........................................

 

مرکز جامع خدمات بهزیستی چیست و قرار است چه کاری انجام بدهد؟

103946.pngسازمان بهزیستی به‌عنوان یکی از متولیان امور آسیب‌های اجتماعی در کشور از پایان سال۱۳۹۵ طرحی را برای مناطق حاشیه‌ای، روستاها، شهرستان‌ها و کلان‌شهرها تدوین کرده است تا از افراد آسیب‌دیده و درمعرض آن حمایت به عمل آید و مشکلات متعدد آن‌ها تا حدودی کاهش پیدا کند. ۳۰منطقۀ حاشیه‌ای در شهرستان‌های سه استان به عنوان مناطق آزمایشی طرح «راه‌اندازی مرکز جامع خدمات بهزیستی» انتخاب شده است تا در صورت موفقیت، این تجربه به دیگر مناطق کشور هم منتقل شود. اجرای برنامه‌های گوناگون پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی در قالب کلاس‌ها و طرح‌های مختلف به منظور کاهش آسیب‌های اجتماعی، شناسایی آسیب‌های هر محله و منطقه، ارائه خدمات به معلولان ازجمله برنامه‌های درنظر گرفته شده برای این مراکز است و در بیشتر مواقع مراجعه‌کنندگان لازم نیست هیچ‌گونه هزینه‌ای برای این خدمات بپردازند. از آنجاکه منطقۀ۳ پهنۀ تقریباً وسیعی از حاشیۀ شهر را در خود جای داده است، به‌تازگی با نظر سازمان بهزیستی کشور دو مرکز خصوصی، یکی در خواجه‌ربیع و دیگری در دروی گشایش یافته است. در ادامه گفتگوی ما با فاطمه فرامرزی‌مقدم، بنیادگذار و مدیر مجموعۀ شمس واقع در محلۀ خواجه‌ربیع را دربارۀ این مرکز بخوانید.

 

در آغاز شرحی از پیشینه «مرکز جامع خدمات بهزیستی شمس» بیان کنید تا خوانندگان ما با آن بیشتر آشنا شوند.

مجموعۀ ما حدود چهارسال پیش با عنوان مرکز سلامت روان محلی شمس کارش را آغاز کرد. محل ابتدایی فعالیت ما در آب و برق بود ولی از آنجاکه فلسفۀ کاری این دست مراکز فعالیت در حاشیۀ شهر است، مدتی بعد به خواجه‌ربیع نقل مکان کردیم تا بتوانیم بهتر خدمات‌رسانی کنیم. نخستین کارهایی که در خواجه‌ربیع کردیم اعتمادسازی میان خودمان و اهالی محله و مهم‌تر از آن شناسایی آسیب‌های اجتماعی بود که در محله وجود داشت. با توجه به همین آسیب‌ها، آموزش‌های حضوری و غیرحضوری را آغاز کردیم. روال کار ما هم این‌طور نیست که یک جا منتظر بنشینیم تا به ما مراجعه کنند، بلکه خود ما سراغ مردم و گروه‌های هدف می‌رویم. حتی در مقطعی اردوهایی را هم برای مادران و دختران برگزار کردیم که با استقبال خوبی روبه‌رو شد. خوشبختانه در طول این سه سال اعتماد خوبی بین ما و مردم محله خواجه‌ربیع شکل گرفته است، چنان‌که امروز بخشی از کادر ما که به صورت افتخاری فعالیت می‌کنند، از دل همین مردم هستند. جالب است بدانید که ما به دلیل نیازی که حس کردیم، به طور ویژه وارد بحث مشاورۀ ژنتیک هم شدیم و چندین دوره کلاس برگزار کردیم. در این میان ما از نوجوانان هم که جزو قشرهای آسیب‌پذیر هستند، غافل نشدیم و کلاس‌ها و دوره‌هایی را ویژه آن‌ها، مخصوصاً دختران، تدارک دیدیم. ما به عنوان مرکز سلامت روان محلی دستمان در برخی موضوعات بسته بود و نمی‌توانستیم که به صورت جدی وارد آن شویم و مداخله کنیم. خوشبختانه با تصویب‌شدن طرح راه‌اندازی مرکز جامع خدمات بهزیستی، ما یکی از اولین مراکزی بودیم که درخواست چنین مجوزی دادیم و الان با دست بازتری می‌توانیم درخصوص آسیب‌های اجتماعی‌ای که در حاشیۀ شهر و به‌ویژه در محلۀ خواجه‌ربیع وجود دارد، فعالیت کنیم.

 

یکی از چیزهایی که درخصوص این مراکز اهمیت دارد، چنان که خودتان هم اشاره کردید، میزان اعتماد مردم به آن‌هاست. اگر این اعتماد شکل نگیرد، کسی به شما مراجعه نمی‌کند تا از مشکلات و آسیب‌هایی که زندگی‌اش را مختل کرده است، صحبت کند. این اعتماد میان شما و اهالی محله چطور شکل گرفته که امروز بخشی از کادر شما خود آن‌ها هستند و مهم‌تر اینکه نگران هستند که نکند این مرکز تعطیل شود؟

این اعتمادی که امروز بین ما و مردم محله خواجه ربیع پدید آمده، ثمرۀ ساعت‌ها و روزها تلاش من و همکارانم در مرکز شمس است و این‌طور نیست که یک‌شبه به وجود آمده باشد. یکی از چیزهایی که ما از همان ابتدای کار برای اعتمادسازی روی آن متمرکز شدیم، بحث دردسترس بودنمان است. مشاوره‌ها را اگر به صورت حضوری ممکن نبود، تلفنی ارائه و درکل به هرصورتی که می‌شد خودمان را دردسترس اهالی قرار می‌دادیم. برای نمونه خاطرم هست همان روزهای اولیه بازگشایی مرکز که در خیابان گلشاد بودیم، یک شب خانمی با من تماس گرفت و گفت که شوهرش با چاقو او را تهدید و از خانه بیرون کرده است. سریع خودم را به دفتر رساندم و با مداخله مشکل این دو نفر را رفع کردیم. یا اینکه کلاس‌هایمان را در هیچ شرایطی تعطیل نکردیم و در بدترین آب و هوا هم خودمان را به مرکز رساندیم و برنامه را سر وقت برگزار کردیم. نکتۀ مهم‌تری که وجود داشت، این بود که ما صادقانه جلو آمدیم و برخورد کردیم و اهالی این موضوع را خوب فهمیدند.

 

تا زمانی که میل به تغییر و دگرگونی در مردم وجود نداشته باشد، نمی‌شود قدم از قدم برداشت. این میل به تغییر چقدر در محلۀ خواجه‌ربیع وجود داشته و دارد؟

من همیشه به دوستان و بچه‌های مرکز گفته‌ام، یکی از چیزهایی که کار ما را خیلی سریع جلو برد و باعث شد که کمی زودتر به آن چیزی که مدنظرمان بود برسیم، همین میل به تغییر در این محله است. مردم واقعاً نشان دادند که دوست دارند از وضعیت فعلی‌شان فاصله بگیرند و در زندگی‌شان تغییر ایجاد کنند. وقتی این‌طور با جان و دل پیش آمدند، ما نیز با همۀ وجود برایشان کار کردیم.

 

103945.jpg

 

ما در محلات حاشیۀ شهر شاهد طیف وسیعی از آسیب‌های اجتماعی هستیم که متأسفانه با توجه به شرایطی که بر این محلات حاکم است، مردم چندان حاضر به علنی‌کردن آن‌ها نیستند. شما چطور توانستید که این آسیب‌ها را شناسایی کنید و بر پایۀ آن‌ها برنامۀ کاری خودتان را پیش ببرید؟

برای شناسایی آسیب‌ها پس از مشورت‌های بسیار زیاد به این نتیجه رسیدیم که از طریق نیازسنجی کار را دنبال کنیم. فرم‌هایی را با تعدادی گزاره و سؤال مشخص طراحی کردیم و به صورت تصادفی در کلاس‌های آموزشی که در مرکز برگزار می‌شد، توزیع کردیم. همچنین از طریق تسهیل‌گرهای مجموعه که خودشان از دل همین محله انتخاب شده‌اند و مردم با آن‌ها راحت‌تر ارتباط برقرار می‌کنند، اقدام کردیم و ظرف مدت کوتاهی تعداد زیادی از آسیب‌های اجتماعی که مردم مستقیماً با آن‌ها درگیر بودند و به رفعشان احساس نیاز می‌کردند، شناسایی شد. ما طبق اولویت‌بندی شروع به فعالیت برروی آسیب‌های یادشده کردیم.

 

باتوجه به بررسی‌های شما در سال‌های گذشته، محلۀ خواجه‌ربیع بیشتر درگیر کدام معضلات اجتماعی است که باید هرچه زودتر رفع شود؟

متأسفانه مردم در اینجا بیشتر از هرچیزی درگیر مشکلات خانوادگی هستند. از کودک‌آزاری و زن‌آزاری و ازدواج دخترهای کم‌سن و سال گرفته تا معضل طلاق. پس از این‌ها موضوع اعتیاد یکی از اصلی‌ترین مواردی است که مردم به آن اشاره کرده‌اند. کم نیستند خانواده‌هایی در محدودۀ این محله که دست‌کم یک فرد معتاد، که در بیشتر مواقع پدر هم هست، در آن‌ها وجود دارد. سرقت و کیف‌قاپی‌هایی هم که صورت می‌گیرد از آسیب‌هایی است که باید حتماً فکری به حال آن شود. اما موضوعی که اخیراً خود ما به آن رسیده و شاهدش بوده‌ایم، تخریب اموال عمومی یا همان وندالیسم است که به شکل عجیبی در این یکی دوساله رشد زیادی داشته است.

 

حالا این آسیب‌های اجتماعی بر پایۀ اولویت و نیازی که مردم برای شما مشخص کردند، شناسایی شد؛ شما برای پیشگیری و کاهش این آسیب‌ها چه کارهایی انجام دادید؟

از آنجایی‌که وظیفۀ اصلی مرکز جامع خدمات بهزیستی، پیشگیری از آسیب‌هاست، ما کلاس‌ها و برنامه‌هایی را با عنوان آگاهی‌های پیش از ازدواج برگزار می‌کنیم. چون زمانی که از موضوع و مسئله‌ای آگاهی کامل وجود داشته باشد، قطعاً میزان پدیدآمدن آسیب بسیار کمتر خواهد شد. چندین مورد هم مداخله در بحران داشتیم و نگذاشتیم کار به جاهای باریک‌تری بکشد. در مقطعی اردویی ویژۀ مادران و دختران برگزار کردیم و در آن کارگاه‌هایی ویژۀ همین موضوعات با حضور متخصصان روان‌شناسی ارائه و چگونگی تعامل با همسر را آموزش دادیم. ما در آن اردو تلاش کردیم که رابطۀ دختر نوجوان با مادرش را بهبود ببخشیم و به این هدف هم رسیدیم. وقتی این رابطه درست شود، اگر فردا برای دختر در زندگی با همسرش یا هرجای دیگر مشکلی پیش بیاید، آن را از خانواده‌اش مخفی نمی‌کند تا زمینه‌ساز آسیب‌های بعدی شود. درخصوص وندالیسم هم درحال آماده‌سازی طرحی خوب، جامع و بلندمدت هستیم. چنانکه اشاره شد، این‌طور هم نیست که ما فقط برنامه‌هایمان را به صورت متمرکز در دفتر خودمان برگزار کنیم، بلکه خیلی از اوقات خودمان به سراغ مخاطبانمان در جاهایی مانند مساجد، مهدکودک‌ها و پایگاه‌های بسیج می‌رویم. حتی ما الان در روستای عوض نیز که در کیلومتر دو جاده کلات هست، کلاس داریم که استقبال خوبی از آن می‌شود. امروز ما به تنهایی کار می‌کنیم اما با تغییر وضعیت مجموعه به مرکز جامع خدمات بهزیستی قصد داریم با مشارکت نیروی انتظامی، کمیتۀ امداد و شهرداری کارهای مؤثرتری را در زمینۀ پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی انجام دهیم.

 

درطول صحبت‌هایتان از تسهیل‌گرها صحبت کردید. دقیقاً این‌ها چه کسانی هستند و برای شما چه کاری انجام می‌دهند؟

تسهیل‌گرها افرادی از دل محله هستند که از قضا رابطۀ خوبی با بیشتر اهالی دارند و مهم‌تر اینکه درمیان مردم از نفوذ برخوردارند. ممکن است این فرد خانم خانه‌دار باشد یا معتمد محلی یا از اعضای هیئت امنای مساجد یا یکی از جوانان محله باشد. درواقع هیچ حد و حدودی برای این موضوع مشخص نکردیم. در یک کلام این افراد کسانی هستند که محله را خوب می‌شناسند و می‌توانند درخصوص وضعیت محله، آسیب‌ها و هرچیز دیگری که به آن ربط داشته باشد، اطلاعاتی به ما بدهند و حتا گاهی خودشان در کلاس‌ها تدریس کنند. برای نمونه در همین روستای عوض که ما برنامه داریم، اگر تسهیل‌گری وجود نداشت که برای مردم توضیح بدهد که قرار است ما چه کاری انجام بدهیم، قطعاً در بعدازظهر ماه رمضان جمعیتی ۲۵-۲۶ نفره برای استفاده از کلاس به مسجد روستا نمی‌آمدند. جذب این‌ها هم فرایند پیچیده‌ای ندارد. یک زمان ما از برخی صاحب‌نفوذهای محله دعوت می‌کنیم و برنامه‌هایمان را برایشان شرح می‌دهیم. بعضی مواقع هم در برخوردهایمان در کلاس‌ها و کارگاه‌ها حس می‌کنیم که این فرد به درد این‌کار می‌خورد و از او دعوت به همکاری می‌کنیم.

 

درواقع شما مرکز را کاملا مردمی و محلی کرده‌اید.

دقیقاً همین‌طور است. وقتی چنین مرکزی در دل یک محله ایجاد شده، به این معناست که خود اهالی محله پای کار بیایند و به ما کمک کنند. این مرکز متعلق به مردم است و درش همیشه به روی آن‌ها باز است. همۀ آن کسانی که دغدغۀ تغییر وضعیت محله‌شان را دارند و دوست دارند که دیگر چنین آسیب‌هایی را نبینند، می‌توانند به ما کمک کنند. آن‌ها می‌توانند تسهیل‌گر باشند یا اینکه صرفاً به عنوان رابطی میان ما و محله عمل کنند.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی