کد خبر : 74339
/ 22:50
گفتگو با دکتر نیکو دیالمه خواهر شهید عبدالحمید دیالمه؛

برخی افراد از شناخت دیالمه واهمه دارند

هفتم تیرماه، مصادف با شهادت مظلومانۀ آیت‌ا... بهشتی و ۷۲‌تن از یاران انقلاب در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی بود، حادثه‌ای که در آن چند تن از نمایندگان مشهد در مجلس همانند شهید صادقی و شهید دیالمه به شهادت رسیدند.

برخی افراد از شناخت دیالمه واهمه دارند

خبرنگار: وحیدی

گفتگوی شهرآرا آنلاین / بیراه نیست اگر بگوییم دربارۀ شهدای ترور کمتر صحبت کرده‌ایم، شهدایی که برای شهادتشان مدت‌ها برنامه‌ریزی شده بود. به همین بهانه، با دکتر نیکو دیالمه، عضو هیئت‌علمی گروه معارف اسلامی و علوم تربیتی دانشگاه امام صادق(ع)، که ناگفته‌های زیادی از برادرش دارد، گفتگو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

 

چرا تا به امروز کمتر دربارۀ شهدای ترور صحبت کرده‌ایم؟

به نظرم این موضوع ناشی از عوامل متعددی است. مهم‌ترین این عوامل که نباید از آن غفلت کرد این است که شهدای ترور علی‌رغم شأن و منزلتشان و اینکه مظلومانه به شهادت رسیدند، همگی از یک سنخ نیستند؛ به‌عبارت دیگر انگیزۀ دشمن در نابودی همۀ آنان یکسان نبوده است. مثلا برخی ترورهای سال‌۶۰ با انگیزۀ ایجاد رعب و وحشت و تهدید در فضای جامعه بود، درحالی‌که در برخی ترورها روشن است که افراد مورد‌هجوم ازجانب دشمن انتخاب شده بودند. 

حتی در‌میان آن‌ شهدا هم برخی به‌گونه‌ای بودند که دشمن مطمئن بود با کشته‌شدن آن‌ها همه چیز تمام خواهد شد؛ برخی از افراد انتخاب‌شده برای ترور، عملکردشان به‌گونه‌ای بود که دشمن بعداز مرگشان نیز از مطرح‌شدن اندیشۀ آنان وحشت داشت؛ لذا کوشش شد که حتی زمینه‌های طرح جدی آنان بعد‌از شهادتشان فراهم نیاید و حتی‌الامکان در هاله‌ای از قداست به فراموشی سپرده 

شوند‌. در‌میان شهدای حادثۀ هفتم تیر نیز می‌توان از این تقسیم‌بندی سخن گفت. گرچه بدون شک، جمع‌کردن همۀ شخصیت‌ها در یک جلسه و اصرار بر دعوت آنان نشان می‌دهد که این جمع یک گروه‌هدف از‌جانب دشمن بودند، همین عده هم در نگاه دشمن یکی نبودند. 

حذف فیزیکی برخی شخصیت‌ها به‌واسطۀ مسئولیت سیاسی‌شان ازنظر دشمن می‌توانست نظام را به سستی و حتی نابودی بکشاند؛ درحالی‌که معدودی از این افراد به این دلیل انتخاب شده بودند که اندیشه‌ها و عملکردشان دست‌های پنهان التقاط و انحراف را رو می‌کرد و ریشه‌های تروریسم را می‌خشکاند. شخصیت‌هایی که حتی بعد‌از شهادتشان دشمن از آنان وحشت داشت و در پی آن بود که جامعه نسبت به آنان شناخت واقعی پیدا نکند.

 

فکر می‌کنید شهیددیالمه را در کدام‌یک از این دسته افراد باید قرار داد؟

شهید دیالمه را باید جزو آن دسته از شهدای ترور دانست که نه‌تنها به‌طور خاص انتخاب شده بود، بلکه حتی بعد‌از شهادتش هم جریاناتی از دشمنان اسلام و انقلاب، همان‌ها که شهید در طول حیاتش دست آنان را رو کرده بود‌، از مطرح‌شدنش وحشت داشتند. 

بررسی دقیق شخصیت شهید از لحاظ فکری، عملکرد او و میزان تأثیر‌گذاری‌اش خود دلیل این مدعاست. در‌واقع نوع مبارزۀ شهید با همۀ خطوط انحرافی، به‌گونه‌ای‌که در خط مقدم جنگ نرم و نوک حمله به دشمن محسوب می‌شد، اقتضا می‌کرد کسانی نخواهند او مطرح شود. به‌عنوان مثال یکی از پیش‌بینی‌های شهید که خیلی هم مطرح نشده است، مسئلۀ آقای منتظری است. 

شهید دیالمه، زاویه یا بهتر بگویم مخالفتی را که اندیشه‌های منتظری با اندیشه‌های حضرت امام(ره) داشت، در زمانی‌که هنوز ایشان از قائم‌مقامی عزل نشده بود، به‌خوبی درک و در برخی جلسات از آن ابراز نگرانی کرد. طبیعی است گروهک‌ها و جریاناتی که با تمسک به اندیشۀ منتظری توانسته بودند رشد کنند، شهید‌دیالمه را برای ادامۀ حیات خود خطرناک می‌دانستند؛ زیرا با بصیرت دینی‌اش معیارهایی به مخاطبان خود می‌داد که اگر به آن توجه می‌شد، خیلی از افکار و اندیشه‌هایی که بعدها در جامعه رشد کرد، نمی‌توانست پا بگیرد. اینان همان کسانی بودند که حتی شهادت دیالمه آنان را آرام نکرد. 

این مقوله را باید از مهم‌ترین عوامل بسته‌نگاه‌داشتن پروندۀ برخی ترورها دانست. البته ناآگاهی برخی خواص جامعه از عمق تفکر و اندیشه‌ای که پشت این ترور‌ها بود نیز بی‌تأثیر نبود؛ خواصی که متأسفانه رفتارهای عوامانه‌شان سبب شد ما در تاریخ انقلاب مبتلا به نوعی بیماری سطحی‌انگاری ازجانب آن‌ها باشیم. 

اینان ترورها را صرفاً از سنخ برخی مقابله‌های سیاسی قلمداد می‌کردند که لزومی هم برای بررسی عقاید پشت آن نیست. ببینید؛ امروز جامعۀ ما به‌خوبی درک می‌کند که هدف دشمن از ترور دانشمندان هسته‌ای چه بوده و چه انگیزه‌هایی در پس پردۀ این حذف‌های فیزیکی است، اما متأسفانه این آگاهی دربارۀ ترورهای دیگر به‌ویژه ترورهای سال۶۰ وجود ندارد. برای مثال واکاوی اندیشه‌های انحرافی گروهک فرقان یا منافقین (مجاهدین خلق سابق) و یا سایر افکار لیبرالیستی و التقاطی در برخی گروه‌های دیگر به‌منظور سنجش آن‌ها با معیارهای اسلامی، ضرورتی بود که هیچ‌وقت حتی تا امروز به‌طور جدی به آن پرداخته نشد؛ یعنی کسی در پی آن نبوده که این گروه‌ها را از جهت فکری و اعتقادی مورد واکاوی قرار دهد. 

البته ابعاد سیاسی مسئله به‌ویژه در دهه‌های اخیر با‌توجه‌به جنایات گستردۀ برخی از آنان از‌جمله منافقین طرح شده است، اما مقصود من، ابعاد عقیدتی و انحرافات فکری این گروه‌هاست که چرا و چگونه توانستند علی‌رغم زاویه‌ای جدی که با حقیقت اسلام و مکتب اهل بیت(ع) و انقلاب اسلامی داشته و دارند، در جامعۀ دینی نفوذ کنند و خود را درقالب گروه‌های مسلمان و انقلابی جلوه دهند. لذا بیماری سطحی‌انگاری را نیز باید درکنار آن عامل مهمی که در ابتدا ذکر کردم، از عوامل مسکوت‌ماندن برخی پرونده‌های ترور دانست.

 

بازبینی عقاید و اندیشه‌های شهید تا چه اندازه در جامعه مطرح شده است و به چه میزان می‌تواند درس‌آموز باشد‌؟

آنچه تاکنون از اندیشه‌های شهید مطرح شده، در مقایسه با آنچه مطرح نشده حقیقتاً نسبت یک به صد است. متأسفم که بگویم آنچه تاکنون از شهید مطرح شده، تنها برخی موضع‌گیری‌ها در عرصۀ سیاست بوده که ریشه‌های آن هنوز به‌طور جدی واکاوی نشده است‌؛ این را از این جهت می‌گویم که دیالمه را در سیاسی‌ترین شکلی که در جامعه ظهور یافته باید شخصیتی عقیدتی دید؛ یعنی نمونه‌ای بارز از عبارت «سیاست ما عین دیانت ماست.». 

بر این اساس آنچه شهید دیالمه دربارۀ بنی‌صدر و موسوی و امثال آن‌ها بیان کرد درواقع موضع‌گیری فکری و عقیدتی مطابق شاخصه‌های اسلام بود و نه صرفاً یک موضع‌گیری سیاسی. یعنی او زاویه‌ای را که اینان از لحاظ فکری با حقیقت اسلام و مکتب اهل‌بیت(س) و انقلاب اسلامی داشتند واکاوی کرده بود که منجر به مخالفت شهید با قرار‌گرفتن آن‌ها در مراکز قدرت و تصمیم‌گیری جامعه شد. ضمن اینکه این‌ها تنها گوشه‌ای از هشدارهای شهید بوده است. یکی از هشدارهای شهید که خیلی هم مهم بود و تاکنون طرح نشده مسئلۀ خودباختگی‌ای بود که در فضای حوزه نسبت به دانشگاه و دانشجو پس از انقلاب به وجود آمد. 

ایشان با اینکه خود یک تحصیل‌کردۀ دانشگاهی بود، به‌دلیل ایمان و باوری که به حوزه و جایگاه آن به‌ویژه روحانیت اصیل شیعی داشت، همواره کوشید این هشدار را به برخی روحانیون بدهد که آقا شما دانشجوزده شده‌اید! البته برای رفع آن هم تلاش‌هایی می‌کرد و برنامه‌هایی داشت که یکی از آن‌ها تحقق واقعی پیوند حوزه و دانشگاه بود تا این دو به یک برداشت واقعی از یکدیگر برسند. 

در این راستا باید اعتراف کرد که بسیاری از ابعاد شخصیت شهید دیالمه هنوز پنهان است. وی ازجمله کسانی نبود که دانشی را از متون دینی کسب کرده باشد و بدون اینکه درنظر بگیرد مخاطبان چه کسانی هستند و چه نیازهایی دارند و مسائل جامعه چیست، تنها بخواهد آنچه را یاد گرفته انتشار دهد.

 

103914.jpg

 

به نظرتان کدام‌یک از ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد ایشان بود که باعث شد تا سال‌ها حتی بعد‌از شهادت ایشان، دشمنان بیکار ننشینند؟

مهم‌ترین ویژگی دیالمه که او را از برخی شخصیت‌های دیگر جدا می‌کرد، این بود که او درد و مصیبت جامعۀ اسلامی، بلکه جهان اسلام را به‌خوبی درک کرده و درپی طرح راه‌حل‌هایی بود که از عمق مکتب اسلام برآمده باشد. 

برخی دغدغه‌های شهید را می‌توان از عنوان سخنرانی‌هایش دریافت؛ برای مثال چرا شهید دیالمه از حرکت انسان بر صراط مستقیم سخن گفته؟ چرا از انسان خلوت و خلوت این انسان بحث کرده است؟ چرا به موضوع الیناسیون و ازخودبیگانگی جامعه پرداخته؟ باید روزی بحث کنیم که در جامعۀ دانشگاهی آن روز چرا شهید دیالمه از امام‌سجاد(ع) سخن می‌گوید و حدود ۱۰عنوان از سخنرانی‌هایش به رسالۀ حقوقیۀ امام‌سجاد(ع) اختصاص دارد‌؟ آیا این‌ها صرفاً یک‌سری سخنرانی‌های اخلاقی و مناسبتی بوده است؟ این‌ها و صدها سؤال دیگر، پرسش‌هایی جدی است که می‌تواند دیالمه را جدای از آن شناخت سطحی که امروز در جامعه کم‌وبیش بیان شده، مطرح کند. 

واقعیت این است که طرح سیرۀ امام سجاد(ع) برگرفته از عمق درکی است که شهید از نقش این امام همام در تاریخ و هدایت این انسان دارد. او بر این باور بود که جامعه نتوانسته درک کند که زندگی امام سجاد‌(ع) چه ارزش‌هایی برای زندگی انسان آفریده است. 

او می‌دید که جوان دانشگاهی آن روز علی‌رغم اینکه خود را شیعه می‌داند، نه‌تنها چیزی دربارۀ این امام نمی‌داند؛ بلکه از زاویۀ برداشت محدودی که از قیام امام‌حسین(ع) دارد، در اندیشۀ دینی‌اش اگر به امام‌سجاد(ع) معترض نباشد، توجیه بیماری امام در عاشورا، از شخصیت امام در ذهن او، انسان منفعلی ساخته که نقشی هم در زندگی امروز او ندارد! این برای دیالمه، یک درد است که در پی درمان و تغییر جدی این نگرش است.

..........................................

 

  • از شهدا به خاطراتشان بسنده کردیم

 

آیا دیالمه حقیقی را به مردم نشان داده‌ایم؟

بله، آگاهانه یا ناآگاهانه در طول این سال‌ها برخی در پی آن بوده و هستند که شهید را به‌گونه‌ای که خود می‌پسندند یا فهم می‌کنند، مطرح کنند و نه آن دیالمۀ حقیقی. 

اگر از فرصت‌طلبانی که برای دستیابی به اهدافشان به هرچیزی متمسک می‌شوند و حتی از نام و یاد شهدا نیز بهره می‌گیرند بگذریم، ناآشنایی بسیاری از افراد در جامعه با شاخص‌های اسلامی‌شیعی یعنی شاخص‌های شخصیتی که در مکتب تشیع رشد می‌یابد و به اهل بیت(ع) تأسی می‌کند، باعث شده که فکر کنیم با بیان چند خاطرۀ ساده می‌توان آنان را به جامعه شناساند. 

انکار نمی‌کنم که برخی خاطرات می‌تواند ابعادی از زندگی یک شخصیت را آشکار کند، به‌شرطی‌که در بیان همان خاطره نیز به همۀ ظرافت‌هایی که در آن قابل طرح است، توجه کنیم و نه صرفاً آنچه خود برداشت کرده‌ایم.

روشن‌تر بگویم؛ امروز کسانی هستند که اندیشه‌ها و سلایقی دارند مثلا رنگ آبی را دوست دارند؛ حالا می‌خواهند بگویند دیالمه هم رنگ آبی را دوست داشته. یعنی در پی آن نیست که دیالمه را آن‌گونه که بود بشناسد؛ در پی آن است که دیالمه را آن‌گونه که خود دوست دارد و می‌پسندد طرح کند. این یک خطر است؛ زیرا سبب شده برخی حتی ناآگاهانه تصورات خود را به شهید نسبت دهند. مثلا در این مدت کسانی سعی کرده‌اند براساس تصورات خودشان برخی اشخاص را شبیه شهید دیالمه معرفی کنند، در‌حالی‌که با شخصیت شهید فرسنگ‌ها فاصله دارند. 

این یکی از دردهای بزرگی است که بر دل ما و همۀ کسانی که روزی با شهید بوده و نعمت آشنایی با او را در زمان حیاتش داشته‌اند همواره سنگینی می‌کند. البته این امر به شهیددیالمه اختصاص ندارد. در طول تاریخ اسلام حتی نسبت به خود پیامبر(ص) و ائمه و سایر شخصیت‌های اسلامی از‌جمله امام بزرگوار(ره) نیز چنین رفتار شده و خواهد شد که فقط با هوشیاری کسانی که شناخت بیشتری دارند و احساس تعهد و مسئولیت کسانی که در پی شناساندن این شخصیت‌ها هستند، می‌توان آن را علاج کرد.

 

شهید در همان زمان اندک بعد‌از انقلاب تا شهادت، در چه زمینه‌هایی به مردم خدمت کردند که فکر می‌کنید تا امروز تأثیر‌گذار بوده است‌؟

این بحث خیلی مفصل است و شاید در این مجال نگنجد. در یک کلام، نشر اندیشه و شاخص‌های مکتب اسلامی‌شیعی و تلاش برای تربیت نسل جوان در این مسیر را می‌توان نام برد، نسلی که دارای بصیرت دینی باشد و در عمل بتواند انقلاب را با همان آرمان‌های اولیه‌اش حفظ کند و پیش ببرد. گرچه باید اعتراف کرد این حرف خیلی کلی و نیازمند شرح بیشتر است. 

از‌جمله خدمات شهید باید به حضور ایشان در کمیسیون شوراهای مجلس اشاره کرد که ایشان عضو این کمیسیون شد و بعد هم در رأس آن قرار گرفت‌؛ دلیلش هم این بود که در آن زمان، شوراها یکی از موانع بزرگ رشد اقتصادی کشور شده بود. از طرفی در جامعه طرح می‌شد که همه‌چیز باید از‌طریق شوراها حل‌وفصل شود و ایشان می‌دید که افراد غیر‌مذهبی دارند وارد شوراها می‌شوند. 

هدف شهید از ورود به کمیسیون شورا این بود که بتواند از‌طریق موضوعاتی که آنجا مطرح می‌کند، هم کمک کند که شوراها شکل حقیقی خود را یابد و هم تبدیل به کانونی برای مقابله با دین نشود.

..........................................

 

دریچه یک

  • حمایت علمای مشهد از شهید دیالمه در مجلس

 

منشأ و شکل‌گیری مبارزات فکری و سیاسی شهید از چه وقت بود‌؟

واقعیت این است که از همان زمانی که ایشان در نوجوانی امام خمینی(ره) را به‌عنوان مرجع تقلید خویش برگزید، مطالعات جدی خود را دربارۀ اسلام آغاز کرد و به تأسی از مبارزات امام در نقش یک مسلمان اهل مبارزه با رژیم منحوس پهلوی، مسیر زندگی خویش را انتخاب کرد. 

بعدها با ورود به فضای دانشگاه، عمق دانشی که از مکتب اسلام درک کرد‌ه بود، فصل تازه‌ای از مبارزات دینی و سیاسی برای او رقم زد. 

زندگی شهید دیالمه قبل‌از انقلاب و نقش او در جهت‌دهی مبارزات ضد‌رژیم در‌میان جوانان و فضای دانشگاهی آن روز، از‌جمله موضوعاتی است که تا‌کنون طرح نشده است‌.

 

آیا خودشان برای ورود به مجلس رضایت داشتند؟ حمایت علمای آن زمان، کسانی همچون میرزا‌جوادآقا‌تهرانی تا چه اندازه در نگرش مردم دربارۀ ایشان تأثیر‌گذار بود؟

آنچه سبب ورود ایشان به مجلس شد، فشار طبقات مختلف مردم بر ایشان مبنی‌بر کاندیداتوری مجلس شورای اسلامی بود‌؛ زیرا شهید به‌دلیل فعالیت‌هایی که هم در سطح دانشگاه و هم در سطح جامعه و درمیان توده‌های مردم داشت، از‌نظر قشرهای گوناگون مشهد، شخصیتی شناخته‌شده و مورد‌وثوق مردمی بود. 

جلسات و کلاس‌های مجمع احیای تفکرات شیعی، چیزی نبود که در دوران وکالت ایشان شکل بگیرد، بلکه ریشۀ آن به قبل انقلاب برمی‌گشت و بعد‌از انقلاب نیز به‌طور رسمی فعالیت می‌کرد. 

موضوعاتی که شهید مطرح می‌کرد و حساسیتی که دربارۀ طرح اسلام ناب در جامعه داشت، تسلط زیاد ایشان بر اندیشه‌های مخالف دین و نقد آن در سطح جامعه، درکنار برخی ویژگی‌های شخصیتی ایشان ازجمله خلوص، تواضع، مردمی‌بودن، تبعیت تام از امام خمینی، التزام به ارزش‌های دینی و مانند این‌ها سبب شد گروه‌های زیادی به ایشان فشار بیاورند که به دورۀ اول مجلس به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مراکز تصمیم‌گیری جمهوری اسلامی ورود پیدا کند. 

البته مقام معظم رهبری هم که در آن موقع شهید با ایشان ارتباط نزدیکی داشت به ایشان پیشنهاد کرده بودند که از مشهد کاندیدا شود. با این همه‌، ایشان در آخرین فرصت ممکن یعنی ساعت آخر اقدام به ثبت‌‌نام کرد. 

بعدها خودش اشاره کرد که: «من بارها به خود مردم مشهد گفتم که حضورم در مجلس برای من مهم نیست و کیسه برای رأی جمع‌کردن ندوخته‌ام. این شما هستید که یک مسئولیتی را بر گردن من قرار دادید و باید مراقب باشید که در طول این مدت نمایندگی چه می‌کنم.». 

بدون شک حمایت شخصیت‌های بزرگی چون میرزاجوادآقا و آیت‌ا... فلسفی و آیت‌ا... مروارید که از وزنه‌های حوزۀ علمیه مشهد محسوب می‌شدند و شخصیت گران‌قدری چون آیت‌ا...‌نوغانی که از نزدیک با شهید آشنا بود، در نتایج مؤثر بود. 

کسانی که این بزرگواران را می‌شناختند می‌دانستند که تا چه حد محتاط هستند و این‌گونه نبود که به‌راحتی کسی را تأیید کنند؛ تاآنجاکه برخی از آنان حتی بعد‌ها دیگر شخصی را تأیید نکردند. 

این موضوع نشان می‌دهد نوع عملکرد شهید و سلامتی ایشان در عقیده و عملش مشهود بود که توانست نظر تأیید این بزرگواران را _که رضوان الهی بر همه‌شان باد_ به همراه آورد.

 

103915.jpg

 

..........................................

 

دریچه دو

  • حقیقت جمهوری اسلامی می‌تواند دنیا را تغییر دهد

 

شهید دربارۀ اسلام در نیم‌قرن آینده نیز نظراتی داشته‌اند. لطفاً در‌این‌باره توضیح دهید.

آینده‌ای که شهید‌دیالمه تصور می‌کرد، ارتباط تنگاتنگی داشت با نگاه او به انقلاب اسلامی. شهید همان‌گونه‌که خود در سخنرانی سال۵۹ تحت عنوان «در سالگرد جمهوری اسلامی» بیان کرد، بر این باور بود که جمهوری‌اسلامی نوزادی است که به عنایت الهی متولد شده و تولدش برای تحقق یک شهادت و گواهی بزرگ تاریخی است؛ «شهادت بر وجود خداوند تبارک و تعالی و وحدانیتش و شهادت بر حقانیت سلسلۀ انبیا و مکتب اهل بیت(ع).». 

او با ذکر مثالی بسیار زیبا تبیین کرد که هما‌ن‌گونه‌که ولادت عیسی(ع) بر وجود خداوند تبارک و تعالی و حقانیت جریان نبوت گواهی داد و سبب شد که همۀ توطئه‌هایی که یهود علیه جریان حق به کار بست، با ولادت معجزه‌آمیز عیسی(ع) در نطفه خفه شود، انقلاب اسلامی نیز در جهان کفر، نقش همان کودک را دارد که معجزه‌آسا متولد شد و امام خمینی‌(ره) با رهبری خالصانه و کم‌نظیر خود برایش شناسنامه گرفت و بدین‌سان حجتی شد بر توحید و حقانیت اسلام و تشیع. 

این گواهی و حجت سرانجام در کل جهان اثر خواهد کرد؛ زیرا سال‌های بعد به‌مرور این کودک بزرگ می‌شود و می‌تواند راه برود و سخن بگوید و خود را به جهانیان معرفی کند؛ تاآنجاکه کل جریانات بیداری اسلام در جهان را می‌توان مرهون تولد این کودک دانست. شهیددیالمه بر این باور بود که حقیقت جمهوری اسلامی به پشتوانۀ منطق اسلام و تشیع می‌تواند دنیا را تغییر دهد؛ هر‌چند در مسیری که در آینده طی خواهد کرد، با موج‌ها و فرازوفرودهای بسیاری روبه‌رو خواهد بود. لذا می‌گفت: در مسیری که جمهوری اسلامی همچنان به پیش می‌رود، مطمئن باشیم که اگر ذره‌ای عدم خلوص در ما باشد اگر امروز سقوط نکنیم، فردا سقوط خواهیم کرد؛ چون انقلاب هرزمان یک موج می‌زند و یک مشت زباله را بیرون می‌ریزد. 

خالص‌ماندن و به ساحل رسیدن کار دشواری است. اگر بیعت با امام را پذیرفتیم و بعد ادعا کردیم که ما می‌مانیم و سقوط نمی‌کنیم ادعای بسیار مشکلی خواهد بود، مگر اینکه دائم خود را با معیارهای اسلامی و آرمان‌های امام و انقلاب محک بزنیم.

 

دربارۀ روشنگری‌های ایشان درخصوص چهرۀ اصلی مصدق نیز کمی توضیح دهید.

همۀ آنچه شهید بیان کرد در نوار سخنرانی «مصدق، از حمایت تا خیانت» به‌خوبی تبیین شده است. این نوار به اهتمام خود شهید در زمان ایشان پیاده‌سازی شد، گرچه متأسفانه در اولین ماه‌های پس از شهادتش به چاپ رسید. 

اجازه بدهید چون متن مکتوب آن کامل وجود دارد مخاطبان را به همان متن و نوار ارجاع دهیم. فقط یک نکته باقی است و آن اینکه یکی از مطالبی که تاکنون دربارۀ شهید مطرح نشده، برخورد ایشان با جریان فراماسونری است. 

این جریان را دیالمه به‌خوبی می‌شناخت و دربارۀ آن دغدغۀ جدی داشت. آگاه‌سازی جامعه دربارۀ این جریان و حساسیتی که شهید سعی کرد به مراکز تصمیم‌گیری جامعه منتقل کند، قابل تأمل است. 

ان‌شاءا... جامعه به سطحی از آمادگی فکری برسد که بتوانیم با شناساندن چنین شهدایی به‌عنوان الگوی نسل جوان، در تبیین آرمان‌های بزرگ تشیع در سطح ملی و جهانی سهمی داشته باشیم. بدون شک نسل‌های فراوانی از این مرزوبوم، امنیت فکری و ایمانی خود را مرهون مجاهدت‌های خالصانه و دغدغه‌مندی‌های هشیارانۀ این شهید عرصۀ جنگ نرم بوده‌اند و خواهند بود.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی