کد خبر : 74333
/ 14:43
محمد حسین جعفریان

چه کسی مهم‌تر است؟ حزب ما یا مردم؟

هر روز که به‌سراغ رسانه‌ها می‌روم تا موضوعی متناسب با حوایج مردم برای این ستون نصفه و نیمه‌ام بیابم و به قول اهل منبر اهم فالأهم کنم بیشتر عصبی و متأثر می‌شوم.

چه کسی مهم‌تر است؟ حزب ما یا مردم؟

هر روز که به‌سراغ رسانه‌ها می‌روم تا موضوعی متناسب با حوایج مردم برای این ستون نصفه و نیمه‌ام بیابم و به قول اهل منبر اهم فالأهم کنم بیشتر عصبی و متأثر می‌شوم.
فضای رسانه‌ای و مجازی در این ایام پر شده است از حواشی تلخی که جز «انهدام اصول» به کار دیگری نمی‌آیند؛ مرادم از «انهدام اصول» بدل‌‌شدن این حوادث به ابزاری برای بی‌توجهی به آمال اصلی مردم است.
عرضه و تقاضای انرژی در چندین استان کشور به مرز بحران واقعی رسیده، کشاورزان در کوران خشک‌سالی شاهد نابودی دار‌و‌ندار خویش‌اند، صاحبان صنایع پله‌پله از فروششان کاسته شده و آثار رکود را با روح و روان خویش حس می‌کنند.
این درحالی است که اقساط وام‌هایشان یکی‌یکی سر می‌رسد، اما پولی برای تسویۀ آن‌ها در بساط نیست و لذا داروندارشان به نفع بانک‌ها مصادره
می‌شود.
در آن‌سو بانک‌ها نیز از چنین وضعیتی بسیار ناراضی‌اند و موجودیتشان به مخاطره افتاده، چرا‌که مصادرۀ کارگاه‌های نصفه‌و‌نیمه برای ایشان پول نمی‌شود!
چنین اوضاعی این بنگاه‌های پولی را نیز دچار درد‌سر خواهد کرد، زیرا مردم چشمشان از فروپاشی برخی مؤسسات غیر‌مجاز ترسیده و با کوچک‌ترین شایعه‌ای هم خود و هم مراکز مالی را دچار دردسر
می‌کنند.
در چنین وضعیتی دشمن نیز پی به این حساسیت برده است و هر روز در رسانه‌های آن‌سوی آبی برای تحریک مردم دروغ و شایعه‌ای خلق می‌کند تا به‌واقع مردم را برای نابود‌کردن داروندار خودشان بشوراند.
با کمال تأسف رسانه‌های ما نیز در این مقوله همواره از دشمن عقب‌تر هستند؛ شاید هم منتظر می‌مانند تا آن‌ها نیششان را بزنند و سپس این‌ها به فکر پاد‌زهر می‌افتند. درد‌سر محیط زیست تنها به معضل انرژی که ذکر شد ختم نمی‌شود.
آلودگی هولناک خاصه معضل ریزگردها، نابودی دریاچۀ ارومیه و دیگر تالاب‌های درآستانۀ احتضار، جنگل‌زدایی و بیابان‌زایی، صید بی‌رویه و‌... و در سمت دیگر قاچاق بی‌رویۀ کالا که کمر تولید داخلی را شکسته است، بیکاری و اعتیاد که مادر تمام بدبختی‌هاست و همچنان لاینحل باقی مانده، مشکلات بی‌پایان بخش بهداشت و درمان که با تمام دلسوزی‌ها و زحماتی که کشیده شده، تمامی ندارد و هزار‌و‌یک گرفتاری دیگر که جای طرحش اینجا نیست؛ مثلا آغاز تلاش مضاعف تروریست‌ها با پول و نقشۀ شوم غربی‌عبری و عربی که توانشان را برای نا‌امن‌کردن ایران یکی
کرده‌اند.
همچنین تشدید تحریم‌ها توسط دشمن دیپلماسی منطقه‌ای و بین‌المللی آن‌ها علیه ما و... . هر کدام از این‌ها می‌تواند هفته‌ها موضوع بحث و بررسی رسانه‌ها باشد تا دولتمردانمان برای حل ریشه‌ای کمر ببندند و به داد مردم برسند.
این همه را که گفتم بدان معنا نیست که برای رسیدگی به امور مذکور، کاری نشده است. همۀ نظام با نثار جان‌فداییانی که در دولت و نیروهای انتظامی و نظامی و... خویش را وقف مردم کرده‌اند، چون گذشته وسط این کارزاراند و از خون خویش مایه می‌گذارند.
آری، با تمام این معضلات عجیب‌و‌غریب که هر یک بدون اغراق می‌تواند کشور را از پا درآورد ما همچنان در شمار امن‌ترین ممالک جهانیم، آن هم در منطقه‌ای که آتش و نا‌امنی وجب‌به‌وجبش را فرا‌گرفته است.
آری، با‌وجود انبوه تحریم‌های کمر‌شکن و حتی تشدید آن‌ها باز هم قدرتمندترین کشور منطقه هستیم، با اقتصادی که رشک ممالک منطقه را برانگیخته. اگر باوجود قیمت نازل نفتی که مهم‌ترین صادرات و منبع درآمد مملکت ماست، اقتصاد این کشور سرپاست و آثار منفی غیر‌قابل‌کنترلی در زندگی روز‌مرۀ آحاد جامعه نمی‌بینیم و اگر و اگر و اگر و... همه و همه از زحمات همان فداییان است که ذکرشان
رفت.
مردانی که در سکوت و گمنامی تمام در همۀ بخش‌های ممکلت و هر سه قوا اعم از دولت، وزارتخانه‌ها و سازمان‌های مربوط، قوۀ قضائیه و مجلس و دیگر نهاد‌ها از جان مایه می‌گذارند تا کشور و مردم را از این برهۀ حساس در آسودگی و بدون مشقت عبور
دهند.
این‌ها را تا اینجا گفتم تا خواننده دریابد ما دقیقاً در چه موقعیتی هستیم. هرکسی می‌فهمد در چنین شرایطی، نوشداروی ما همدلی و یکپارچگی و اتحاد است؛ حالا فکر کنید با این وصف هر صبح که به‌سراغ رسانه‌ها می‌رویم، از یک سو با اخبار شعارهای عده‌ای مواجه می‌شویم که به ریاست محترم جمهور، آن هم در راهپیمایی وحدت‌آ‌فرین روز قدس
شوریده‌اند.
در سمت دیگر، جمعی علیه این چندده‌نفر طوفانی راه انداخته‌اند و میلیون‌ها پیام و مطلب و حملۀ متقابل و... کمی بعد‌ هم شعر‌خوانی یک مداح می‌شود سوژۀ جدید و آغاز حملۀ میلیونی علیه او و شعری که خوانده. تو گویی جمعی حساب‌شده برآنند کشور به هر قیمتی شده از مسائل اصلی و مطالبات واقعی مردم دور شود و در حوادث غرق بماند.
با کمال تأسف در هر دو طرف هم انگار دانسته یا ندانسته دارند بر این آتش هیزم می‌گذارند. حضرات! دغدغۀ شما چرا فلان شعر و فلان شعار و... شده؟ چرا هیچ‌وقت برای مطالبات مردم در حل بیکاری و رکود و اعتیاد و... چنین طوفان‌هایی به راه نمی‌اندازید و آشفته‌حال
نمی‌شوید؟
به‌راستی الآن برای ملت کدام‌یک این‌ها مهم‌تر است؟ چرا مطالبات مردم را به بیراهه می‌برید؟

کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی