کد خبر : 74231
/ 22:35
دکتر پیروز مجتهدزاده از چالش ها و موانع تحقق همکاری‌های مشترک کشورهای حوزۀ خلیج فارس برای نیل به امنیت پایدار می‌گوید؛

پای آمریکا را اعراب به خلیج فارس باز کردند

منطقۀ خلیج فارس به‌دلیل داشتن منابع عظیم نفت و گاز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این اهمیت در طول تاریخ باعث شده است که پای کشورهای فرامنطقه‌ای به این منطقه باز شود و در امور کشورهای منطقه دخالت کنند.

پای آمریکا را اعراب به خلیج فارس باز کردند

خبرنگار: محمد سلامی

گفتگوی شهرآرا آنلاین / حساسیت‌های خاص منطقه و به‌خصوص ماجراجویی های اخیر عربستان ما را بر آن داشت تا از زوایه ای دیگر به ریشه های حضور قدرت‌های خارجی در این منطقۀ استراتژیک بپردازیم. به همین منظور گفتگویی با دکتر‌پیروز‌مجتهد زاده، استاد جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران و کارشناس مسائل بین‌الملل داشته ایم که در ادامه می‌خوانید. 

 

علت اهمیت خلیج فارس برای کشورهای فرامنطقه‌ای و حضور آن‌ها در خلیج فارس چیست؟

مسائل مختلفی در این حضور نهفته است و انگیزه‌های مختلفی در این بین وجود دارد. در زمان قدیم، علت اینکه پرتغالی‌ها و انگلیسی‌ها در خلیج فارس حضور داشتند، این بود که خلیج فارس، حلقۀ واسطی برای رسیدن به هندوستان به شمار می‌رفت. بعد از این دوران به زمان اکتشاف نفت می‌رسیم. کشف، تولید و صادرات نفت برای غربی‌ها خیلی اهمیت داشت. بنابراین در هر برهه از زمان، خلیج فارس بنا به ‌دلایلی برای کشورهای فرامنطقه‌ای مهم بوده است. اول دلایل استعماری و بعد‌از کشف نفت، دلایل اقتصادی باعث این اهمیت بود. 

 

در دوران کنونی، نفت همچنان اهمیت دارد ولی اهمیت آن، درجه‌یک نیست. آیا این نمی‌توانست دلیلی برای کاهش تمرکز بر منطقه باشد؟

چون کشورهای منطقه در دوران اخیر شروع به حرکت‌های استقلال‌طلبانه کرده‌اند و این حرکت‌ها به‌معنی کم‌شدن نفوذ کشورهای غربی بوده است. کشورهای منطقه یکی‌پس‌از دیگری، نه‌تنها استقلال حقوقی بلکه استقلال هویتی و سیاسی کسب کردند. برای مثال تلاش ایران برای انقلاب اسلامی، تلاشی هویتی و سیاسی بود، نه یک استقلال حقوقی.

در حال حاضر علاوه‌بر مسائل نفت، گاز و مصرف انرژی، کشورهای غربی سعی می‌کنند که نفوذ سابق خود را در خلیج فارس از دست ندهند یا اگر به‌واسطۀ استقلال کشورهای منطقه این نفوذ را از دست داده‌اند برای بازسازی نفوذ استیلایی خود می‌کوشند. درمجموع اهمیت خلیج فارس در ابتدا جنبۀ اقتصادی داشته است. در دوران‌ معاصر این اهمیت مربوط‌به صنعت نفت و انرژی بوده و اینک به اهمیت سیاسی‌اقتصادی تغییر پیدا کرده است.

 

چرا تاکنون و با همکاری کشورهای منطقه به امنیت مشترک در خلیج فارس نرسیده‌ایم ؟

به این دلیل که هر جا اهمیت اقتصادی ظهور و بروز پیدا می‌کند، امنیت اقتصادی هم مطرح می‌شود. در گذشته، نبض اقتصادی در دست کشورهای قدرتمند غربی قرار داشت و کمتر به دست کشورهای منطقه خلیج فارس بود. کشورهای دریافت‌کنندۀ نفت که حیاتشان به نفت خلیج فارس گره خورده بود، سعی کردند امنیت این منطقه را در دست بگیرند. وقتی کشورهای منطقه، شروع به استقلال‌طلبی حقوقی و سیاسی کردند، حساسیت کشورهای وارد‌کنندۀ نفت به کشورهای منطقه بیشتر شد و برای حفظ امنیت منطقه، فشار بیشتری به کشورهای پیرامون خلیج فارس وارد آوردند.

 

شما این گزاره را تأیید می‌کنید که غربی‌ها مانع از برقراری امنیت مشترک در خلیج فارس شده‌اند؟

قطعاً همین‌طور است. اگر امنیت به دست کشورهای صادرکنندۀ نفت در خلیج فارس می‌افتاد، غربی‌ها وابستگی بیشتری به کشورهای منطقه پیدا می‌کردند. 

 

ما شاهد هستیم که در ابتدای دهۀ۱۹۷۰ وقتی بریتانیا تصمیم به خروج از منطقه گرفت، مسئلۀ امنیت خلیج فارس به مهم‌ترین مسئلۀ روز امنیت جهانی تبدیل شد. اگر بخواهیم نگاهی تاریخی به مسائل خلیج فارس داشته باشیم فکرمی‌کنید چه اقداماتی سبب بروز چنددستگی‌ها شد؟

غربی‌ها در ابتدای خروج، به فکر شیخ‌نشین‌های کوچک خلیج فارس بودند و عنوان کردند که هفت‌شیخ‌نشین کوچک خلیج فارس را دور هم گرد می‌آوریم و به کشوری واحد تبدیل می‌کنیم. اوایل قرار بود که بحرین و قطر هم به این مجموعه افزوده شوند و به ۹شیخ‌نشین افزایش پیدا کند. بحرین موافقت نکرد و دلیلش این بود که خود را خیلی پیشرفته‌تر از هفت‌شیخ‌نشین دیگر می‌دانست. قطر هم مانند بحرین از اتحاد سر باز زد و درنهایت بریتانیا تصمیم گرفت که هفت‌شیخ‌نشین کوچک را با عنوان امارات متحدۀ عربی درکنار یکدیگر متحد کند. اما این فدراسیون فقط تأمین‌کنندۀ بخش کوچکی از خلیج فارس بود.

در این کش‌وقوس، آمریکا به این فکر افتاد که کشورهای منطقه، توانایی تأمین امنیت منطقه را ندارند. بنابراین ابتدا تصمیم گرفت که خود در منطقه حضور پیدا کند ولی به‌علت اینکه این تصمیم مقارن‌با شکست این کشور در ویتنام و انعقاد دکترین نیکسون بود، این نظریه رد شد. نیکسون، رئیس‌جمهور وقت آمریکا طرحی امنیتی تدوین کرد با این مضمون که ویتنام، درس عبرتی برای آمریکا بوده است و ایالات متحدۀ آمریکا از این زمان به بعد، در مسائل منطقه‌ای دخالت نخواهد کرد و از دوستان و هم‌پیمانان خود در منطقه برای پاسداشت امنیت منطقه کمک خواهد گرفت. به همین دلیل بعداز خروج بریتانیا از خلیج فارس قرار شد که ایران با عربستان و سایر شیخ‌نشین‌ها درقالب یک شورا گرد هم آیند تا امنیت منطقه را تأمین کنند.

 

سرنوشت این شورا چه شد؟

ازآنجاکه غرب و کشورهای منطقه در آن زمان به صدام‌حسین اعتماد نداشتند، هیچ‌گاه عراق را در ترتیبات امنیت منطقه‌ای درگیر نکردند. ایران به‌عنوان نامزد اصلی عنوان کرد که زمانی به یک اتحادیۀ مشترک امنیتی تن می‌دهد که همۀ کشورهای منطقۀ خلیج فارس (هر هشت‌کشور) حضور داشته باشند، آن هم با مسئولیت مساوی. عربستان سعودی و عراق با این طرح مخالفت کردند. عراق پیشنهاد داد که شورایی از کشورهای عربی برای امنیت خلیج فارس تشکیل شود تا آن‌ها بتوانند مجموعاً د‌ربرابر ایران قرار بگیرند و در‌برابر ایران موازنه‌ای تشکیل دهند. ایران با این پیشنهاد موافقت نکرد. از سوی دیگر، عربستان سعودی پیشنهاد تشکیل شورایی با حضور این کشور و شیخ‌نشین‌های کوچک‌تر را مطرح کرد که به‌نوعی بتواند در‌برابر ایران و عراق، عرض اندام کرده و توازنی برقرار کند. ایران با این پیشنهاد هم مخالفت کرد. مشهور است زمانی‌که تهران این پیشنهاد را شنید، مسئولان آن زمان در بیانیه‌ای عبارت «ما در خلیج فارس اجازۀ این‌چنین فضولی‌هایی را نخواهیم داد» را عنوان کردند. درست همین کلمۀ «فضولی» را به کار بردند.

 

پس در‌نهایت این شورا تشکیل نشد.

اوضاع به همین صورت ادامه پیدا کرد تا زمانی‌که اوایل پیروزی انقلاب، صدام‌حسین به ایران حمله کرد و شش کشور خلیج فارس در همان سال اول جنگ تحمیلی، «شورای همکاری خلیج فارس» را منهای ایران و عراق تشکیل دادند که هنوز هم پابرجاست.

 

چرا عراق و ایران در این شورا حضور نداشتند؟

در زمان ریاست‌جمهوری مرحوم هاشمی‌رفسنجانی، دکتر علی‌اکبر ولایتی به‌عنوان وزیر خارجه به شورا رفت و تقاضای عضویت ایران را مطرح کرد. به نظر من، این تقاضا به حیثیت ما لطمۀ شدیدی زد. شورا علیه ایران و منهای ایران تشکیل یافته بود تا در‌برابر نفوذ و قدرت ایران هماوردطلبی کند و در این شرایط ما می‌رویم و تقاضای عضویت در این شورا را مطرح می‌کنیم! این امر نشان می‌دهد که اصلا از قضیه بی‌خبر بوده‌ایم که زمانی به آنان گفته بودیم «فضولی موقوف!». رفتیم و خودمان را سبک کردیم. از آن زمان به بعد بود که این کشورها و شورا، هرگز احترام سابق را برای ما قائل نشدند.

 

آمریکا کی و چه به دلیل به این منطقه آمد؟

پای آمریکا را عرب‌ها به خلیج فارس باز کردند. در جنگ هشت‌سالۀ تحمیلی صدام‌حسین علیه ایران، در برهه‌ای جنگ به خلیج فارس کشیده شد. کویت که مورد‌تهدید مستقیم دولت عراق بود، و بعدها نیز به‌طور رسمی به اشغال عراق در‌آمد، در آن زمان به شورای امنیت سازمان ملل شکایت برد که ایران امنیت کشتی‌رانی در خلیج فارس را مختل کرده است! بعد هم از آمریکا به‌طور رسمی دعوت کرد که از عبور‌و‌مرور کشتی‌های کویتی در خلیج فارس حمایت کند. اسکورت‌کردن کشتی‌های نفتی کویتی، راه ورود نیروی دریایی آمریکا را به خلیج فارس باز کرد و از آن زمان به بعد، آمریکایی‌ها در منطقه باقی ماندند.

 

با توجه به تمام مسائلی که تاکنون وجود داشته چه چشم اندازی پیش روی این منطقه قرار دارد و اصولا آیا با اختلافات موجود راهکاری برای تأمین امنیت مورد توافق تمام کشورهای حاشیه خلیج فارس وجود دارد؟

در این زمینه دو مشکل وجود دارد؛ یک مشکل ناسازگاری کشورهای محلی است و دیگری، ناسازگاری‌های ابرقدرت‌ها با کشورهای محلی. مشکل دومی، اولی را هم تحریک می‌کند؛ یعنی اگر هم برگردیم به زمان قبل‌از انقلاب که روابط خوبی بین ملک‌فیصل پادشاه عربستان سعودی و شاه برقرار بود، آمریکایی‌ها همکاری امنیتی بین دو کشور را برنمی‌تابیدند. در مشکل اول، می‌بینید که عربستان سعودی، علنی و رسمی، شمشیر را از روبسته و مدام به تشویش دیگر کشورها علیه جمهوری اسلامی ایران می‌پردازد و یارگیری گسترده‌ای از بین تمام کشورهای اسلامی آغاز کرده است. با پول، رشوه، کمک مالی به کشورهای مختلف علیه ایران می‌خواهد به مقصود خود برسد. عربستان در کنفرانس سران سازمان کشورهای اسلامی در سال گذشته در استانبول، ۲۴‌کشور مسلمان را علیه ایران تحریک کرد که کشورمان را محکوم کنند. عربستان نه‌تنها روابطی با ایران ندارد؛ بلکه مدام تحریکاتی می‌کند که تماماً امنیتی و علیه امنیت منطقه است. عربستان سعودی در منطقه به‌صورت تمام‌عیار جنگ سنی و شیعه به راه انداخته و زمینۀ هرگونه تفاهم و اعتماد را از بین برده است.

 

سیاست رسمی جمهوری اسلامی ایران در خلیج فارس چیست؟

ما در خلیج فارس، مقصر همه‌چیز نیستیم ولی متأسفانه اشتباهاتی انجام داده‌ایم که نباید مرتکب می‌شدیم و به‌این‌ترتیب بهانۀ لازم برای سوء‌استفاده از شرایط علیه ما مؤثر افتاده است. در شروع انقلاب به موضوع صدور انقلاب پرداختیم قبل از اینکه آن را تبیین کنیم. آن‌هایی که در تهران این شعار را سر می‌دادند، اصلا منظورشان صدور انقلاب نبود. انقلاب صادرشدنی نیست و هر کس برداشتی از آن دارد. آن‌ها تصور می‌کردند که صدور انقلاب به‌صورت فیزیکی است و می‌خواهیم به‌زور اسلحه، انقلاب را به کشورهایشان صادر کنیم. بعد هم مسائل دیگری دست‌به‌دست هم داد و وضعیتی پیش آمد که غرب را علیه ما شوراند. ما هم در مراحل مختلف بایستی از حقوق خود دفاع می‌کردیم. آن دفاع هم در آن اتمسفر غیردوستانه نمی‌توانست حالت دوستانه داشته باشد و درنتیجه تخاصمی بینابین به وجود آمد.

 

ناو هواپيمابر «اينتر پرايز»

103746.jpg

 

..........................................

 

  • منظور از عبارت خلیج عربی دریای سرخ است

 

قدیمی‌ترین اسناد باقی‌مانده، اسناد یونانی است. از بطلیموس تا افلاطون و دیگر دانشمندان یونانی بر سر نام خلیج فارس متفق‌القول بوده‌اند. در اسناد یونانی «سینوس پِرسیکوس» که به‌معنای خلیج فارس بود، آورده شده است. 

ضمناً یونان باستان به دریای سرخ، «سینوس عربیکوس» می‌گفتند که به‌معنی خلیج عربی است. به‌این‌ترتیب عبارت «خلیج عربی» وجود دارد، ولی نه برای خلیج فارس؛ بلکه برای دریای سرخ.

این‌چنین نیست که ایران باستان، تمدن و دانشمندی نداشته باشد؛ بلکه بدشانسی ما این است که این آثار از بین رفته است. بنده در این زمینه، مطالعات گسترده‌ای داشته‌ام و در چندین مجلد و مقاله ماحصل پژوهش‌ها را به نگارش در‌آورده‌ام. ضمن این مطالعات توانسته‌ام مقداری از آثار جغرافی‌دانان ایران باستان را از آثار عربی کشف و استخراج کنم. جغرافی‌دانان صدر اسلام مانند ابن‌حوقَل، مسعودی، طبری و‌... بحث‌های مفصلی از جغرافیای ایران قبل از اسلام نقل‌قول کرده‌اند.

..........................................

 

  • اولین سنگ‌نبشته «درایا پارسا» 

 

اولین جایی که در آثار جغرافیایی ایران باستان به آن برخورد کردم، کتیبۀ داریوش هخامنشی بود. داریوش، زمانی‌که مصر را فتح کرد، دستور حفر کانال اول سوئز را داد. وی در‌این‌زمینه از خود سنگ‌نبشته‌ای بر جای گذاشته است. در این سنگ‌نبشته آمده است: «منم داریوش، شاه شاهان، شاه کشورهایی که تمام نژادها مسکون است. شاه این سرزمین بزرگ تا آن دورها، پسر ویشتاسب هخامنشی... من پارسی هستم و به‌همراهی پارسیان مصر را گرفتم، امر کردم این کانال را بکنند از «پی‌رو» نیل که از مصر جاری است تا «دریایی که از پارس» بدان روند. این آبراه کنده شد چنان‌که فرمان دادم و کشتی‌ها از مصر به‌وسیلۀ این کانال به‌سوی پارس روانه شدند، چنان‌که ارادۀ من بود.». دقت کنید کلمۀ «دریای پارس» به‌صورتی است که شکلِ اسمی دریا را مشخص می‌کند. کلمۀ «درایا پارسا» در این سنگ‌نبشته به‌معنای دریای پارس است. شما در تمام جغرافیای عصر اسلامی هیچ جا عبارت خلیج فارس را نمی‌بینید به‌جز در یک قرن اخیر و جغرافی‌دانان عصر اسلامی در تمام آثار، صحبت از «دریای پارس» می‌کنند. این نام ایرانیِ این دریا بوده است.

..........................................

 

  • تردید در اسم خلیج فارس توسط عبدالکریم قاسم در سال۱۹۵۸

 

تردید در اسم خلیج فارس را اولین بار عبدالکریم قاسم در سال۱۹۵۸ مطرح کرد. داستان به این صورت بوده است که نمایندۀ انگلستان در خلیج فارس به نام «سِر چارلز دارلیمپِل بِلگِرِیو» در سال۱۹۳۵ گزارشی به دولت خودش می‌نویسد. او می‌نویسد: «حال که توانستیم سراسر جنوب خلیج فارس را عربی کنیم، بهتر است که نام خلیج فارس را هم به خلیج عربی تغییر دهیم.». در آن زمان رضا‌شاه در ایران حکومت می‌کرد و با حکومت انگلستان کمی اختلاف داشت.

زمانی‌که نامۀ بلگریو به انگلستان رسید، آن‌ها این نامه را بایگانی کردند و گفتند که خلیج فارس به‌قدر کافی بحران‌زده است و بحران جدید، به سود منافع انگلستان نیست. در سال‌۱۹۵۷ بلگریو بازنشسته شد و به بحرین رفت و مشاور شیخ‌ بحرین شد. بلگریو به ادارۀ پست بحرین دستور داد که تمبرهایی به اسم مجعول خلیج فارس چاپ کند. این، اولین اقدام برای تغییر نام خلیج فارس بود. دومین تلاش برای تغییر نام، به عبدالکریم قاسم، رئیس‌جمهور کودتایی عراق بر‌می‌گردد که نام خلیج عربی را تکرار کرد.

..........................................

 

دیدگاه یک/ کارشناس ارشد مسائل سیاسی‌اقتصادی، علی قاسمی

  • تنگۀ هرمز کلید اقیانوس هند

 

آلبو کرک، دریادار مهاجم پرتغالی به اقیانوس هند و خلیج‌‌فارس، معتقد بود هر دولتی بر سه تنگۀ باب‌المندب، هرمز و مالاکا تسلط داشته باشد، بر جهان مسلط خواهد بود. این نظریه تا امروز همچنان معتبر است. در‌میان سه تنگۀ مذکور، تنگۀ هرمز در مرکز قرار گرفته و تسلط بر این تنگه به مفهوم تسلط بر دو تنگه دیگر خواهد بود. به همین دلیل، در گذشته، کشورهایی که می‏‌خواستند بر اقیانوس هند مسلط شوند، سعی می‏‌کردند قبل از هر اقدامی، تنگۀ هرمز را در‌اختیار گیرند.

 

اهمیت راهبردی تنگۀ هرمز برای اقتصاد جهان

تنگۀ هرمز، اهمیت راهبردی زیادی برای اقتصاد جهانی به‌خصوص بازار انرژی دارد و بیش‌از یک‌ششم نفت مورد‌نیاز جهان از‌طریق این تنگه ترانزیت می‌شود. تنگۀ هرمز، دومین تنگۀ بین‌المللی پرتردد دنیاست. هرروز حدود ۵/۱۶ تا ۱۷‌میلیون بشکه نفت خام (برآورد‌۲۰۰۶) که معادل ۴۰‌درصد کل نفت حمل‌شده توسط نفت‌کش‌ها و نزدیک به ۲۵‌درصد کل عرضۀ جهانی نفت است، از این آبراه عبور می‌کند. حدود ۶۸درصد ذخایر شناخته‌شدۀ نفت و گاز دنیا در خلیج‌‌فارس قرار دارد و امنیت تنگۀ هرمز، نقش کلیدی در تأمین بی‌وقفه انرژی دنیا ایفا می‌کند. بر‌اساس گزارش ادارۀ اطلاعات انرژی آمریکا ۳۳‌درصد نفتی که در سال‌۲۰۰۹ میلادی از راه دریا به بازارهای بین‌المللی منتقل شده، از این تنگه عبور کرده است؛ یعنی روزانه ۱۵‌میلیون بشکه نفت از‌طریق تنگۀ هرمز به بازارهای بین‌المللی منتقل شده است. بخش مهمی از نفت ترانزیت‌شده از‌طریق تنگۀ هرمز در بازارهای آسیا، اروپای غربی و آمریکا مصرف می‌شود. بیش‌از ۷۵درصد نفت وارداتی ژاپن و ۵۰‌درصد نفت وارداتی چین نیز از‌طریق این تنگه ترانزیت می‌شود. بر این اساس، روزانه ۲میلیون بشکه فراورده‌های نفتی و گاز مایع نیز از این تنگه عبور می‌کند. بیش‌از ۸۸ ‌درصد نفت عربستان سعودی، ۹۸‌درصد نفت عراق، ۹۹‌درصد نفت امارات متحدۀ عربی و صددرصد نفت کشورهای کویت و قطر و در‌مجموع به‌طور متوسط ۹۷‌درصد نفت این کشورها از تنگۀ هرمز عبور می‌کند. علاوه‌بر نفت، انتقال سایر کالاها بر اهمیت راهبردی این تنگه افزوده است که به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود:

 

همۀ انرژی وابسته به تنگه هرمز

-حدود ۲‌میلیون بشکه محصولات نفتی، شامل سوخت و گاز مایع (LNG) از‌طریق این راه حمل می‌شود.

-صادرات LNG از بزرگ‌ترین صادرکنندۀ آن، یعنی قطر نیز از‌طریق این تنگه به آسیا و اروپا با حجم ۳۱میلیون تن در سال انجام می‌شود.

-آژانس اطلاعات انرژی آمریکا پیش‌بینی می‌کند صادرات نفت از این تنگه تا سال‌۲۰۲۰ به ۳۰ تا ۳۴‌میلیون بشکه در روز افزایش خواهد یافت.

- کشتی‌های تجاری حامل غلات، سنگ معدن، شکر و محصولات دیگر نیز از‌ این کریدور حیاتی خلیج‌‌فارس و بنادر حاشیۀ آن مانند دوبی می‌گذرند.

-تسلیحات نظامی آمریکا در کشورهای حاشیۀ خلیج‌‌فارس و عراق نیز از‌طریق این تنگه انتقال می‌یابد.

«پاتریک کلاوسون» پژوهشگر مسائل خاورمیانه در مؤسسۀ راست‌گرای خاور نزدیک واشنگتن، طی نشست «گزینه‌های آمریکا در ایران» در کمیتۀ نیروهای مسلح مجلس نمایندگان، دربارۀ احتمال بستن تنگۀ هرمز ازسوی تهران گفته است: «اگر تنگۀ هرمز بسته شود، اقتصاد جهانی سقوط خواهد کرد.». وی با تأکید بر این نکته که ۴۰‌درصد نفت مورد‌نیاز جهان از این شاهراه حیاتی، عبور می‌کند، گفته است که اگر این تنگه برای مدتی طولانی بسته شود، اقتصاد جهانی سقوط خواهد کرد.

..........................................

 

دیدگاه دو/ کارشناس مسائل سیاسی، حمید خوش‌آیند دولت‌آباد

  • اهمیت اقتصادی‌سیاسی خلیج فارس

 

خلیج فارس، ازجمله مناطق آبی جهان، امروزه به یکی از کانون‌های اصلی بحران و اختلاف بین‌المللی تبدیل شده است. این منطقه از جنبه‌های گوناگون دارای ویژگی‌های متمایزی در مقایسه با سایر مناطق آبی و خشکی‌ جهان است که اهمیت آن را بسیار کرده است. وسعت خلیج فارس بین ۲۲۰ تا ۲۴۰هزار کیلومتر‌مربع است؛ یعنی تقریباً مساحتی نصف مساحت دریای خزر. طول سواحل خلیج فارس ۳۰۰۰کیلومتر است و بیشترین خط ساحلی ایران را داراست؛ یعنی از دهانۀ فاو تا تنگۀ هرمز جزو مناطق ساحلی ایران محسوب می‌شود و بقیۀ خطوط ساحلی کشورهای عربی حوزۀ خلیج فارس را شامل می‌شود.

 

دو سوم ذخایر نفتی جهان در خلیج فارس

کل ذخایر نفتی شناخته‌شدۀ جهان ۱۰۰۳‌میلیارد بشکه اعلام شده که از این رقم، حدود ۶۶۵‌میلیارد بشکه یعنی دو‌سوم کل ذخایر نفتی جهان در خلیج فارس واقع شده است. قسمت دیگر ذخایر نیز یعنی یک‌سوم آن به‌ترتیب شامل آمریکا ۱۵۶‌میلیارد بشکه، اروپا ۷۶میلیارد، آفریقا حدودا ۶۵‌میلیارد و سایر مناطق آسیا به‌جز کشورهای حوزه خلیج فارس ۴۳‌میلیارد است. این درحالی است که بیشترین ذخایر نفتی خلیج فارس را عربستان داراست؛ یعنی چیزی حدود ۲۶۵میلیارد بشکه که از کل ذخایر نفتی قارۀ آمریکا و اروپا بیشتر و تقریباً برابر با ذخایر سایر مناطق جهان است. بعد‌از عربستان، ایران در رتبۀ دوم ذخایر نفتی قرار دارد. 

 

هزینۀ کم، استخراج زیاد

یکی از ویژگی‌های خلیج فارس که باعث اهمیت روزافزون این منطقه شده، مربوط‌به هزینه‌های استخراج است. بعضی از حوزه‌های نفتی در خلیج فارس را «ابر‌حوزه» می‌گویند که به دریاچه‌ای از نفت منتهی می‌شود. چاه‌های نفتی در خلیج فارس وجود دارد که ۲۰۰برابر چاه‌های نفتی آمریکا نفت دارند. همچنین استخراج هر بشکه نفت از خلیج فارس معادل ۲یا ۳دلار هزینه دارد که در مقایسه با آمریکا که استخراج هر بشکه نفت ۱۰ دلار هزینه در‌بردارد، رقم بسیار اندکی است.

 

اهمیت خلیج فارس برای ایران

خلیج فارس به ‌دلایلی برای ایران مهم است. مهم‌ترین دلیل این است که تمام نفت ایران از خلیج فارس و تنگۀ هرمز صادر می‌شود. دلیل بعدی اهمیت خلیج فارس برای ایران، تجارت ۸۰درصدی است که از این نقطه صورت می‌گیرد. دلیل سوم اینکه در دو‌سه دهۀ اخیر، ایران سرمایه‌گذاری‌های بسیاری در جزایر و بنادر خلیج فارس انجام داده است که در مقایسه با قرن‌۱۹ که از مناطق محروم به شمار می‌رفت، این سرمایه‌گذاری‌ها باعث توجه بیشتر مجامع بین‌المللی به آن شده است. چهارمین دلیل اهمیت خلیج فارس برای ایران، وجود حوزه‌های نفتی و گازی ایران در این منطقه است. 

بزرگ‌ترین حوزه‌های گازی ایران نیز عبارتند از: پارس جنوبی درمیان آب‌های خلیج فارس بین قطر و بوشهر، چنگان در بوشهر، جبرزین در قشم و سرخون که در بندرعباس قرار دارند. اهمیت پنجم خلیج فارس برای ایران، وجود کارخانجات و صنایع بزرگ ایران از‌جمله صنایع فولاد، کشتی‌سازی، پالایشگاه‌ها و نیروگاه هسته‌ای در خلیج فارس است. اهمیت بعدی، بعد نظامی و امنیتی است. خلیج فارس از‌جمله مناطقی است که نقش بسزایی در اتخاذ تصمیمات و مقابله‌با تهدیدات نظامی دارد. بنابراین خلیج فارس در ابعاد گوناگون، اولویت اول را در اتخاذ تصمیمات و اجرای سیاست خارجی جمهوری اسلامی‌ ایران دارد.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی