کد خبر : 74230
/ 22:16
دربارۀ پیامدهای برنامۀ پربینندۀ «ماه‌عسل» که هنوز هم خوب اشک درمی‌آورد؛

هنــدی بـــازی

سؤال مهم اینجاست که تا کجا می‌توانیم دربارۀ بدبختی‌ها و غم‌هایمان با دیگران سخن بگوییم؟ اصلا چه کسانی باید شنوندۀ حرف‌های ما باشند؟

هنــدی بـــازی

نویسنده: تکتم جاوید

شهرآرا آنلاین / اگر قرار باشد همه از بدبختی‌های خود ناله کنند که دیگر گوش‌ شنوایی باقی نمی‌ماند. بدبختی، ترجمۀ واژۀ «شقاوت» است که نقطۀ مقابل آن خوشبختی و «سعادت» است. در بعضی کتاب‌های روایی، ویژگی‌های انسان شقی و بدبخت را بیان کرده‌اند. امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود: «سعادتمند و خوشبخت، کسی است که از زندگی دیگران عبرت آموزد و شقاوتمند و بدبخت، کسی است که فریفتۀ هوا و هوس خود گردد.»

بعضی‌ها اصلا به‌دنبال غم و غصه می‌گردند. انگار بدشان نمی‌آید بدبخت و بیچاره باشند یا این‌طور به‌نظر بیایند. روان‌شناسان بعد از سال‌ها تجربه و مطالعه به این نتیجه رسیدند که بیچاره و مفلوک بودن هم هنر می‌خواهد؛ چون به‌زحمت می‌توان شرایط را برای همیشه بد نگه داشت. کسی که ادعا می‌کند ذاتاً بداقبال است، خلاقیت زیادی به‌کار برده تا بداقبال شود. از طرف دیگر منفی بودن و افکار منفی داشتن، همۀ توان و انرژی ما را ازبین می‌برد.فقط حواستان باشد که هنگام خراب کردن زندگی شخصی‌تان چه بخواهید چه نخواهید، زندگی پدر، مادر، همسر، فرزندان و... را هم بی‌نصیب نخواهید گذاشت. مردم برای آدم بدشانس و بیچاره دل می‌سوزانند، حتی کمی‌ وجدان‌درد هم پیدا می‌کنند که دلیلش برای خودشان هم پوشیده است و اسمش را می‌گذارند همدردی، اما کسی نمی‌داند این همدردی چه بهای گزافی برایمان دارد. گاهی‌وقت‌ها با نشان دادن بدبختی‌هایمان، خود را وسیلۀ قدرت و کنترل دیگران می‌کنیم؛ چون وقتی همیشه غصه‌دار باشیم، بقیه بیشتر هوای ما را خواهند داشت.

..........................................

 

مشکلات و بدبختی‌ها؛ عامل رشد و کمال

حجت‌‌الاسلام غلام‌نبی گلستانی، مدرس حوزه و دانشگاه، دربارۀ علت وجود بدبختی‌ها و ناملایمات در زندگی افراد توضیح می‌دهد: یکی از مسائل اساسی و مهمی که دربارۀ انسان مطرح است، حوادث، بیماری‌ها و مشکلاتی است که در زندگی با آن روبه‌رو می‌شویم. معمولا در این شرایط سؤالات مختلفی به ذهن می‌رسد؛ اینکه چرا انسان دچار مشکل می‌شود؟ فلسفۀ بیماری‌ها چیست و... تا وقتی انسان به دنیا نیامده است، حقی هم ندارد اما وقتی پا به دنیا گذاشت، حق زندگی و لذت‌ بردن از آن را دارد، پس چرا گاهی این حق از انسان گرفته می‌شود؟

مرحوم شهیدمطهری در کتاب «عدل الهی»، بوعلی‌سینا در کتاب «مبدأومعاد» و بسیاری فلاسفۀ دیگر نیز دغدغۀشان، نشان دادن فلسفۀ این اتفاقات بود. درحقیقت علت همۀ مشکلات و درگیری‌ها به فلسفۀ آفرینش انسان بازمی‌گردد. فلسفۀ خلقت به معنای رشد انسان، به کمال رسیدن و تحول جدی در اوست. اگر فلسفه، چنین است، پس رسیدن به آن هم زحمت و سختی دارد، همان‌طور که در آیات قرآن آمده‌ است: «ما انسان را در سختی آفریدیم». یا در سورۀ دیگری که می‌فرماید: «آیا به تو شرح صدر و قدرت تحمل ندادیم؟» تا به آنجا که می‌گوید: «بعد از هر سختی، آسانی است.» درنهایت انسان قرار است با دست‌وپنجه نرم کردن با سختی‌ها دارای اخلاق الهی بشود. مانند بذر گیاه که تا خاک را نشکافد و تابش خورشید را نبیند، به گیاه تنومند تبدیل نخواهد شد. می‌گویند مؤمن و بلا مانند دو کفۀ ترازو هستند. امام‌صادق(ع) می‌فرماید: «هر اندازه که ایمان بنده افزون گردد، تنگ‌دستی‌اش بیشتر و زندگی‌اش سخت‌تر شود.»

 

علت سختی‌ها برای هر انسان 

سختی‌ها چند علت دارند؛ یا برای فرد ظالم رخ می‌دهد که به‌منزلۀ انتقام است و عقوبت ظلم در دنیا به انسان وارد می‌شود. اگر برای انبیا بوده باشد، به‌منظور امتحان الهی است و اگر برای مؤمن باشد، به‌منظور رشد و کمال اوست. اینکه مشکلات خود را بزرگ کنید یا مدام ناله کنید که از من بدبخت‌تر وجود ندارد، کار بیهوده کردن است. به‌قول یکی از روان‌شناسان، مصیبت مهم نیست، بلکه نوع نگاه ما به آن مهم است. مانند کسانی که می‌شنوند به سرطان مبتلا شده‌اند؛ بعضی از آن‌ها پس از شنیدن نام این بیماری به زندگی خود ادامه می‌دهند و عقیده دارند که با انگیزه و عشق، می‌توان سال‌ها با بیماری زندگی کرد اما عده‌ای دیگر بلافاصله دچار ناامیدی شده و ازپا درمی‌آیند.

 

صبر، صبر و صبر

بیش از صدهابار در احادیث و روایات به واژۀ صبر اشاره شده‌ است. زندگی ما همیشه در خطر ناملایمات و سختی‌ها قرار دارد و برای ادامۀ زندگی، مسیر سختی در پیش داریم اما خداوند، ما را به داشتن صبر و تحمل توصیه کرده است، پس هنگامی‌ که مشکلات به شما روی می‌آورند، از آن‌ها برای رشد و بزرگی خود استفاده کنید و سختی‌ها را تحمل کنید. همچنین در احادیث زیادی به این موضوع اشاره شده است که مردم نباید از وضعیت اقتصادی خود ابراز نارضایتی کنند؛ چراکه این کار، کم شدن رزق را به‌دنبال دارد.

 

اثرات زیان‌بار روحی بر گوینده و شنونده

رضا کاظمی‌، کارشناس ارشد روان‌شناسی عمومی‌، از جایگاه تخصصی خود، یکی از منتقدان برنامۀ ماه‌عسل است. وی دربارۀ اثر شرح بدبختی و مشکلات شخصی در یک برنامۀ تلویزیونی می‌گوید: گفتن مشکلات شخصی در یک برنامه که بینندۀ میلیونی دارد، پیامدهای زیان‌بار روحی هم برای خود شخص بازگوکننده و هم برای شنوندگان دارد. اینکه فردی مشکلاتش را جار بزند، نه‌تنها به حل مشکل کمکی نمی‌کند، بلکه گاهی اوضاع را بدتر هم خواهد کرد.وی ادامه می‌دهد: با این کار در مرحلۀ اول، یک تخلیۀ هیجانی برای فرد مصیبت‌دیده صورت می‌گیرد که در ابتدا خوب است اما این کار باید در مقابل یک درمانگر انجام شود. وقتی که حدود یک ساعت برای یک روان‌شناس صحبت می‌کنید و از مشکلات‌تان می‌گویید، پس از آن راه‌حل مشکل را خواهید شنید و از بار فشارهای روحی خلاص خواهید شد، درحالی‌که وقتی مشکلات در تلویزیون یا هرجای دیگر بیان می‌شود، هیچ دردی از فرد دوا نمی‌کند.

کاظمی‌ با اشاره به اینکه آدم‌های عادی اطرافمان پس از شنیدن مصیبت‌های ما به گفتن کلماتی همچون «وای، وای» اکتفا می‌‌کنند، ادامه می‌دهد: واکنش اطرافیان دربرابر مشکلات ما آ‌ن‌قدر منفی است که گاه باعث می‌شود فکر کنیم مشکل من چقدر بزرگ است. اتفاقاً یک فرد افسرده هم به‌دنبال تأیید دیگران می‌گردد و همین امر، بیماری‌اش را تشدید و در وجود او تثبیت می‌کند.

 

شدت مشکلات را برایمان بیشتر می‌کند

این روان‌شناس خاطرنشان می‌کند: از نظر علمی‌ هرگز به فرد توصیه نمی‌کنیم که مسائل و مشکلات شخصی خود را برای همه مطرح کند، زیرا این کار باعث می‌شود شدت استرس، غم و نفرت فرد با بازگویی مشکلاتش بیشتر شود و جایی برای تفکر مثبت باقی نگذارد. درواقع فرد به این باور می‌رسد که بگوید من بدبخت هستم، من نمی‌توانم و... .

این کارشناس خانواده این نکته را هم یادآوری می‌کند که افرادی که بدبختی خود را به همه می‌گویند، دو دسته هستند؛ یا علت تمام بدبختی‌هایشان را به خودشان نسبت می‌دهند و منفعل می‌مانند و کاری نمی‌کنند یا خداوند، خانواده و جامعه را عامل اصلی بدبختی‌ها می‌دانند و خودشان را بی‌گناه جلوه می‌دهند. زندگی برای این افراد هم تغییردادنی نیست، زیرا منتظر تغییر دیگران هستند.

بیان کردن مشکلات و مسائل زندگی به‌همراه جزئیات و پررنگ کردن آن‌ها باعث بروز آسیب در افراد شنونده هم می‌شود و می‌تواند ضربه‌های روحی و روانی برای آنان ایجاد کند. کاظمی‌ در توضیح بیشتر می‌گوید: یعنی فردی که احساس بدبختی می‌کند، این احساس را در محیط اطراف خود منتشر می‌کند. شنیدن بدبختی‌های یک شخص، واکنش‌های متفاوتی ازسوی مخاطبان به‌دنبال خواهد داشت، زیرا افراد سبک‌های مشابهی برای مقابله با آسیب ندارند. برخی پس از شنیدن این وقایع، واکنشی نشان نمی‌دهند و عده‌ای دیگر آسیب جدی خواهند دید. وی می‌افزاید: افراد ممکن است مثلا ماجرای یک تصادف وحشتناک را بشنوند و بعد مدام به این فکر کنند که خودشان به‌زودی به آن دچار خواهند شد؛ یعنی آنچه ما در روان‌شناسی به استرس پس از حادثه تعبیر می‌کنیم، می‌تواند به شخص شنونده هم سرایت پیدا کند. این شنونده می‌تواند مادر، پدر یا دوست باشد یا همۀ مردم یک کشور باشند.

این روان‌شناس خاطرنشان می‌کند: در اغلب اوقات بیان مشکلاتی که راهکار عینی و دم‌دستی ندارند، باعث تشدید آسیب‌های روحی صاحب آن مشکلات و دیگران می‌شود. اینکه بدانیم مادری، فرزندش را گم کرده است و هیچ راه‌حلی نتوانیم برایش پیدا کنیم یا دانستن مشکلاتی که فقط دولت باید آن‌ها را حل کند، باعث ناامیدی بیشتر ما می‌شود. در برنامۀ ماه‌عسل، بارها مشکلات افراد بیان شده اما درنهایت بدون بیان هیچ پیشنهادی خاتمه پیدا کرده‌ است. این مسئله امید را در کسانی که مشکل مشابه دارند و بینندۀ برنامه هستند، خواهد کشت.

 

به‌سوی اتفاقات مثبت و خوشایند بروید

کاظمی‌ با بیان اینکه مردم عادی و عوام همیشه دوست دارند دربارۀ اتفاقات خوب بشنوند و زیبایی‌ها را ببینند، می‌افزاید: در این‌صورت بیان کردن موضوعات منفی، بدبختی‌ها و تصاویر وحشتناک چون با فطرت انسان سازگاری ندارد، وضعیت روحی مردم را در سیکل معیوب قرار داده و بدتر می‌کند. یکی از دلایلی که برخی مردم هیچ علاقه‌ای به دیدن این برنامه ندارند، همین است، زیرا وقتی باز قرار است دربارۀ مشکلات و بدبختی‌ها صحبت بشود، حتی برای کسی که در چنین موقعیتی نبوده، زجرآور و استرس‌زاست.

وی در پایان یادآوری می‌کند: سلیگمن یک روان‌شناس مثبت‌گراست و معتقد است به‌جای صحبت کردن دربارۀ نکات منفی، غم‌ها و شکست‌ها از نکات مثبت حرف بزنید و دربارۀ تأثیر کلام می‌گوید: مغز پس از مدت کوتاهی عادت می‌کند که به سمت منفی یا مثبت، گرایش پیدا کند. اگر یک نفر دربارۀ ناامیدی و واژۀ نتوانستن با شما سخن بگوید، باید ۱۷یا ۱۸نفر دیگر مدام نکته‌های مثبت را به شما یادآوری کنند که اثر آن یک کلام ازبین برود. درست است که مشکلات واقعیت دارند اما بهتر است از بازگو کردن آن‌ها به غیر از روان‌شناس و درمانگر خودداری کنیم.

..........................................

 

این حجم از فاش کردن اسرار درمقابل مردم، عواقب خوبی ندارد

  • آن‌ها که پشیمان می‌شوند

 

103744.pngسال‌هاست این سریال تکرار می‌شود و انگار تمام‌شدنی هم نیست. همۀ بخت‌برگشتگان طبیعت، همۀ بازندگان، همۀ قربانیان را ‌می‌آورند جلوی دوربین و تماشاچیان هم کنار سفرۀ افطار انتظار می‌کشند که بدانند این‌بار چه مصیبتی به سر یک آدم و خانواده‌اش آمده است. آن‌ها که روی صندلی می‌نشینند، می‌خواهند بقیه، درددلشان را بشنوند. بعضی‌ها ترحم می‌خواهند و عده‌ای به‌دنبال کمک هستند اما در آخر پس از یک‌ساعت اشک و آه، داستان جایی تمام می‌شود که هیچ مقصری برای بدبختی‌هایشان پیدا نمی‌شود و راه‌حلی هم پیش رویشان گذاشته نمی‌شود. این‌گونه می‌شود که داستان زندگی یکی از آن‌ها مدت‌ها از ذهن ما بیرون نمی‌رود.

ماه‌عسل روی اجتماع، یک تأثیر کلان و یک تأثیر خرد می‌گذارد؛ به‌عنوان مثال انتشار خبر خودکشی یا پرداختن به آن در رسانه، به‌مثابۀ تبلیغ خودکشی است و باعث تسری خودکشی می‌شود. این اثر خردی است که این برنامه می‌گذارد اما به‌صورت کلان‌تر دست‌اندرکاران این برنامه، داستان زندگی آدم‌ها را به شکل غلوآمیز، غم‌انگیز نشان می‌دهند. در غرب زمانی که می‌خواهند داستان زندگی یک قهرمان یا ورزشکار معروف را به فیلم تبدیل یا دراصطلاح دراماتایز کنند، اولا از خانواده و اطرافیان و خود‌ فرد صحبت می‌کنند. آن‌ها از تمام داستان باخبر می‌شوند. ثانیا ‌زمانی که می‌خواهند فیلم بسازند، تغییراتی در سناریو می‌دهند تا از شخصیت‌های حقیقی حفاظت شود اما برنامۀ ماه‌عسل با روشی غیرعلمی‌، تمام داستان زندگی آدم‌ها را جلوی دوربین می‌آورد. به‌سراغ آدم‌هایی می‌رود که مشکلاتی دارند و این‌گونه، افراد را درخطر قرار می‌دهد. ازطرفی این برنامه زنده است و حرفی که طرف می‌زند، مثل تیری است که از چلۀ کمان رها شده است و دیگر برنمی‌گردد. این آدم‌ها به‌احتمال خیلی زیاد از گفتن این حرف‌ها در سال‌های بعد پشیمان خواهند شد.

این افشای اسرار، تأثیر عمیقی هم بر خانواده‌های این افراد می‌گذارد؛ چون مجموعه‌ای از اسرار آدم‌ها در این برنامه فاش می‌شود. افشای اسرار مردم در یک برنامۀ زنده، بدون فیلتر و بدون هیچ محدودیت یا امکان ویرایشی، اگر همین‌طور پیش برود، دردسرساز است. شاید در ابتدا یک حس محبوبیت ایجاد شود ولی پایان ماجرا معلوم نیست. از طرف دیگر،‌ ساختار برنامه نشان می‌دهد که می‌توانید به‌راحتی و مقابل چشم میلیون‌ها آدم، از بدبختی‌هایتان بگویید و آب از آب تکان نخورد.

 

کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی