کد خبر : 74213
/ 23:04
رئیس مرکز رشد دانشگاه فردوسی از چالش های شرکت های دانش بنیان می‌گوید؛

در جستجوی ثروت آفرینی علوم انسانی

در خراسان رضوی، پارک علم و فناوری و دانشگاه فردوسی مشهد، اولین سازمان‌هایی بودند که برای اولین بار مراکز رشد ویژۀ علوم انسانی را تشکیل دادند ...

در جستجوی ثروت آفرینی علوم انسانی

خبرنگار: ظریفیان

گفتگوی شهرآرا آنلاین / دهه۸۰، از سال‌هایی بود که خیل عظیم دهۀ شصتی‌ها کم‌کم از دانشگاه‌ها فارغ‌التحصیل می‌شدند و جامعه را از نیروهای متخصص و ظرفیت انسانی اشباع می‌ساختند. با این تحولات، تغییر جهت اقتصاد مبتنی‌بر منابع طبیعی به اقتصاد دانش‌بنیان بیش از پیش احساس می‌شد و راه آن تنها از مسیر سامان‌دهی و راه‌اندازی شرکت‌های دانش‌بنیان برای تجاری‌ساختن ایده‌های فراوان نسل دانش‌آموختۀ متخصصی می‌گذشت که حالا اشتغال، مهم‌ترین مطالبۀ آن‌ها شده بود. 

بر همین اساس، لایحۀ حمایت از شرکت‌ها و مؤسسات دانش‌بنیان و تجاری‌سازی نوآوری‌ها در ۱۳‌ماده در سال‌۱۳۸۹ در مجلس شورای اسلامی و آئین‌نامۀ اجرایی آن نیز در سال‌۱۳۹۱ به تصویب رسید. استقبال بد نبود. ۲هزارو۹۵۰ شرکت دانش‌بنیان با ۸۵‌هزار دانشجو و ۸۵۰‌عضو هیئت‌علمی تا اواخر سال‌۹۵ شکل گرفتند که بعضی‌ها برگرفته از پایان‌نامه و بعضی برگرفته از یک ثبت اختراع بودند. با‌این‌حال عمدۀ این شرکت‌ها در حوزه‌های فنی و مهندسی شکل گرفتند و رشته‌های علوم انسانی بااینکه نزدیک به نیمی از فارغ‌التحصیلان دانشگاهی را تشکیل می‌دادند، به‌دلیل عدم تعریف دقیق کالاهای دانش‌بنیان از این قافله عقب ماندند. 

در خراسان رضوی، پارک علم و فناوری و دانشگاه فردوسی مشهد، اولین سازمان‌هایی بودند که برای اولین بار مراکز رشد ویژۀ علوم انسانی را تشکیل دادند که به دلایل متعدد ازجمله نبود پایگاه ثبت مالکیت فکری، مشکل ارزیابی‌ شرکت‌ها، سخت‌گیری بیش از حد در دانش‌بنیان شناخته‌شدن شرکت‌ها هنوز نتوانسته‌اند واحد فناوری را به‌عنوان شرکت دانش‌بنیان در حوزۀ علوم انسانی معرفی کنند. با مهندس سیدحسین موسوی، رئیس مرکز رشد دانشگاه فردوسی مشهد دربارۀ چالش‌های پیش‌ روی این شرکت‌ها در حوزۀ علوم انسانی گفتگو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

 

درمورد شرکت‌های دانش‌بنیان، اولین موضوعی که معمولا به ذهن می‌رسد، این است که این شرکت‌ها بیشتر در حوزه‌های فنی و علوم پایه هستند و کمتر نام آن‌ها را درکنار علوم انسانی شنیده‌ایم. در این حوزه، شرکت‌های دانش‌بنیان چه کارکردی می‌توانند داشته باشند؟

در سال۷۷ که مرکز رشد جامع در دانشگاه فردوسی مشهد را با مشارکت پارک علمی فناوری راه‌اندازی کردیم، تلقی غالب افراد این بود که این شرکت‌ها مرتبط با فناوری‌های سخت است و بیشتر دانشکده‌های فنی و مهندسی و دانشکده‌هایی که مرتبط با تولید یک کالا و محصول باشند، می‌توانند شرکت‌های دانش‌بنیان تشکیل دهند. بعداز دو‌سه‌سال فعالیت در دانشگاه، مجوز رسمی مرکز رشد جامع را از وزارت علوم و شورای گسترش گرفتیم و مستقل از پارک علم و فناوری راه‌اندازی کردیم. در برنامۀ کاری‌ای که به وزارت علوم ارائه کردیم، چهار مرکز رشد تخصصی شامل فناوری‌های نوین، انرژی‌های نو، فناوری اطلاعات و ارتباطات و فناوری‌های مرتبط با علوم انسانی پیش‌بینی کردیم و راه‌اندازی مرکز رشد تخصصی علوم انسانی را به‌عنوان خواستۀ ویژۀ دانشگاه فردوسی دنبال کردیم. با این ادبیات هیچ دانشگاهی تابه‌حال به‌سراغ این مرکز نرفته بود و چنین تقاضایی نداشت. وزارت علوم به‌عنوان پایلوت ما را پذیرفت و ما اولین مرکز رشد تخصصی علوم انسانی دانشگاه‌ها را راه‌اندازی کردیم.

 

چه تعریف مشخصی برای آن داشتید؟

ما چهار حوزۀ فناوری‌های اقتصادی، اجتماعی‌فرهنگی، متمرکز بر ذهن و سایر فناوری‌های مرتبط با علوم انسانی را به‌عنوان برنامۀ کاری خود به وزارت علوم پیشنهاد دادیم که در پایان سال۹۱ با آن موافقت شد و از سال۹۲ فعالیت را آغاز کردیم. در حال حاضر حدود ۳۲واحد رشد فناور در مرکز رشدمان مستقر داریم که بعضی‌ها هسته هستند، بعضی تبدیل به شرکت شده‌اند و بعضی در آستانۀ دانش‌بنیان‌شدن هستند.

 

ضرورت ورود شرکت‌های دانش‌بنیان به حوزۀ علوم انسانی چیست؟

حضرت علی(ع) می‌گوید بزرگ‌ترین سرمایۀ انسان اعتماد به نفس است، نه پول و ثروت. کاری که ما در مرکز رشد انجام می‌دهیم، این است که به فارغ‌التحصیلان اعتماد به نفس می‌دهیم که به توانایی‌هایشان باور داشته باشند و بتوانند روی پای خود بایستند. ما اگر یک نفر را استخدام کنیم، یک نفر را به کار گرفته‌ایم، ولی اگر یک کارآفرین تربیت کنیم، برای یک جامعه می‌توان اشتغال ایجاد کرد. ما به‌عنوان مرکز رشد، وظیفۀ ایجاد اشتغال نداریم، ولی می‌توانیم شغل‌هایی ایجاد کنیم که اشتغال مولد تولید کند. بنابراین ما فناوری را صرفاً فناوری سخت نمی‌دانیم. فناوری‌های نرم در دنیا به راه افتاده و در کشور هم شروع شده است. این ضرورتی انکار‌ناپذیر است.

 

تبدیل علم به ثروت و تجاری‌سازی علوم انسانی در وهلۀ اول، کمی سخت به نظر می‌رسد. 

سخت هست، اما شدنی است. اگر افراد فقط از دریچۀ رشتۀ خودشان به موضوع نگاه کنند، شاید ۲۰درصد این کار عملیاتی شود، اما اگر با هم‌افزایی و تشکیل گروه اتفاق بیفتد، کار شدنی است. مصادیقش را در مرکز رشد دانشگاه فردوسی دیده‌ایم؛ مثلا در گروه ادبیات فکر کردیم ویراستاری دارد انجام می‌شود، ولی می‌تواند سامان‌دهی شود و اشتغال ایجاد کند، می‌تواند تسهیلگری کند. هوشمندسازی تحقیقات اجتماعی در وقت و کاغذ صرفه‌جویی و ترافیک شهر را کم می‌کند. بنابراین اگر با هم‌افزایی رشته‌های مختلف علوم انسانی را به خدمت بگیریم، قطعاً هم می‌توانیم محصول تولید کنیم و هم آن را توسعه دهیم. حتی محور اصلی می‌تواند علوم انسانی باشد. ما تولید محتوا را در علوم انسانی داریم و از ابزار باید استفاده کنیم که این محتوا به یک محصول تبدیل شود.

 

کالای تولیدی این شرکت‌ها به طور مشخص چیست؟

متفاوت است. بعضی از آن‌ها نرم‌افزارند، بعضی خدمات تخصصی حرفه‌ای و بعضی تولید محتواهای حرفه‌ای برای رشته‌های تخصصی فنی و مهندسی است. مثلا نرم‌افزار مدیریت بحران که شهرداری مشهد افتتاح کرد، توسط اساتید و دانشجویان گروه مدیریت و علوم ریاضی طراحی شد؛ یا نرم‌افزارهای تخصصی در حوزۀ علوم شناختی که می‌توانند ارزیابی افراد و ارزیابی شغل و... را انجام دهند، سامانۀ هوشمندسازی تحقیقات اجتماعی، یا در حوزه‌های روان‌شناسی محتواهایی که می‌تواند به سلامت خانواده کمک کند، یا بسته‌های گردشگری در حوزۀ گردشگری و محصولاتی از این جنس.

 

یعنی تفاوتشان با کالاهای فنی و مهندسی در نرم‌افزاری بودن آن‌هاست؟

ما در حوزۀ مهندسی و فنی هم نرم‌افزار داریم. بیشتر فناوری‌های مرتبط با علوم انسانی یا محتواهای علوم انسانی هستند که با ابزار فنی مهندسی عرضه می‌شوند. می‌توان گفت فناوری‌های نرم مکمل‌اند. در حوزۀ تجاری‌سازی فناوری سخت نمی‌تواند کاری انجام دهد و این کار فناوری‌های نرم و علوم انسانی است. یک جور فکرافزار است که در جهت تسهیلگری امور و ارتقای سطح تجاری‌سازی استفاده می‌شود. نه‌تنها خودشان یک محصول‌اند بلکه تکمیل‌کننده و تسریع‌کنندۀ فناوری‌های سخت هم می‌توانند باشند.

 

در کجاها می‌توانند کاربرد داشته باشند؟

در همۀ جامعه. عمومیت رشته‌های علوم انسانی و جامعیت آن خیلی بیشتر است؛ به‌شرطی‌که نیاز را شناسایی کنیم. حوزه‌های علوم انسانی با روان انسان سروکار دارند. همان‌طورکه کالاهای سخت ترکیبی از چند رشته هستند، برای محصول و خدمت تخصصی در علوم انسانی هم باید میان‌رشته‌ای فکر کرد.

 

شما چه خدماتی به این شرکت‌ها می‌دهید؟

یک دورۀ حمایتی ۶ تا ۹ماهه برای استقرار آن‌ها داریم. بعد از ۳ تا ۵ سال دورۀ رشد مقدماتی و ۳ تا ۵سال برای دورۀ رشد از آن‌ها حمایت می‌کنیم. ماهیت این‌ها ماهیت حقوقی مستقلی است و ما صرفاً حمایت تسهیلگری و پشتیبانی برای تجاری‌سازی محصولشان با برند دانشگاه را از آن‌ها انجام می‌دهیم. از آن‌ها مساعدت‌های حقوقی و اداری می‌کنیم و فناوری مبتنی‌بر دانش آن‌ها را چک می‌کنیم و به آن‌ها در دانش‌بنیان‌شدن و دانش‌بنیان‌ماندن کمک می‌کنیم.

 

موفقیت این‌ها وقتی است که به درآمدزایی می‌رسند؟

بله؛ وقتی که روی پای خودشان می‌ایستند و می‌توانند اشتغال ایجاد کنند. مثلا شهرداری مشهد خط تولید بازیافت پلی‌استایرن در حوزۀ خدمات شهری را برای اولین بار در کشور با مشارکت مرکز رشد ما راه‌اندازی کرده‌ است. مرکز رشد علوم انسانی ما موفقیت‌هایی در جشنواره‌های شیخ بهایی و رشد خواجه‌نصیر در کشور داشته است. این می‌تواند برای بقیه الگو باشد که قدر خودشان را بدانند و توانمندی و قابلیتشان را کوچک نشمارند.

 

بعد هیچ ارتباطی با آن‌ها ندارید؟

داریم؛ به‌عنوان فارغ‌التحصیلان خودمان با آن‌ها مرتبط هستیم. بعضاً اگر کمک مکاتبه‌ای از ما خواستند به‌عنوان رشدیافتۀ خودمان آن‌ها را معرفی می‌کنیم؛ این‌ها بچه‌های ما هستند که کوچک بودند و در اینجا رشد کردند. هم آن‌ها به ما وابسته‌اند و هم ما به آن‌ها. البته آر اند دی (R&D) یعنی واحد تحلیل و توسعۀ آن‌ها می‌تواند در دانشگاه بماند.

 

الان چه تعداد شرکت دانش‌بنیان دارید؟

تقریباً ۲۲ تا از شرکت‌های مرکز رشد جامع و علوم انسانی ما دانش‌بنیان هستند. در حوزۀ علوم انسانی، دو‌سه‌شرکت در شرف دانش‌بنیان‌شدن هستند. به همان دلیلی که گفتم، حوزۀ علوم انسانی هنوز در‌حال کار است.

 

چه موانعی برای این شرکت‌ها در حوزۀ علوم انسانی وجود دارد؟

مصادیق تعریف نشده است. دوستان در معاونت علمی ریاست جمهوری می‌گویند در حال تعریف مصادیق در رشته‌های تخصصی مختلف هستند، ولی باید این کار تسریع پیدا کند. تا وقتی این مصادیق تعریف نشوند، نمی‌توان انتظار زیادی داشت.

..........................................

 

  • مصادیق کالاهای دانش‌بنیان علوم انسانی هنوز تعریف نشده‌اند

 

گفته شده در افق‌۱۴۰۴ باید بیش‌از ۵۰‌درصد درآمد ملی کشور بر‌پایۀ شرکت‌های دانش‌بنیان باشد. فکر می‌کنید علوم انسانی ظرفیت و پتانسیل چه حجمی از این درآمد را دارد؟

من ظرفیت ویژه‌ای می‌بینم؛ همان‌طور‌که پنج‌سال قبل، ایجاد شرکت‌های دانش‌بنیان علوم انسانی در میان شرکت‌های فناور بیگانه بود و امروز این موضوع کاملا آشناست؛ چون مصادیق آن وجود دارد. اگر ما شرکت‌های دانش‌بنیان قوی از فارغ‌التحصیلان توانمند خود در‌زمینه‌های تجاری‌سازی، مدیریت، بازرگانی و اقتصاد تشکیل دهیم، در بازارهای بین‌المللی داخلی و خارجی می‌توانند بسیار تأثیرگذار باشند. این‌ها می‌توانند شتاب‌دهنده‌های توسعه‌ای باشند که می‌تواند در آینده اتفاق بیفتد. هرچه تعداد شرکت‌های حوزۀ علوم انسانی زیاد شود، به حوزه‌های فناوری‌های سخت هم کمک زیادی می‌شود. فناوری‌های سخت با ادبیات تجاری‌سازی کاملا بیگانه هستند که علوم انسانی می‌توانند به آن‌ها کمک کنند. ضمن اینکه ما ناگزیر از پاسخ‌گویی به فارغ‌التحصیلان این عرصه هستیم.

 

آیا قانون حمایت از شرکت‌ها و مؤسسات دانش‌بنیان، بستر قانونی برای حمایت از این نوع شرکت‌ها را هم فراهم کرده است؟ یا اینکه فکر می‌کنید به‌صورت ویژه برای شرکت‌های علوم انسانی باید تعریف شود؟

قانون مشخص است، ولی در تعریف مصادیق این اتفاق باید بیفتد. در قانون، علوم انسانی یا غیر آن را خاص نکرد‌ه‌اند و تنها گفته شده دانش‌بنیان. اگر این روند برای تعریف تسریع شود، رشد شرکت‌های دانش‌بنیان سرعت بیشتری می‌گیرد.

 

103720.jpg

 

توانمندسازی و حمایت از این شرکت‌ها در حوزۀ علوم انسانی چگونه باید باشد که به‌سرعت بتوانند این روند را طی کنند و ما مصادیق مشخصی از آن‌ها داشته باشیم؟

بخشی که مورد غفلت واقع شده این است که شرکت باید یک محصول اولیه داشته باشد که بشود دانش‌بنیان؛ یا باید خدمتی تخصصی ایجاد کند. این در شرکت‌های دانش‌بنیان درنظر گرفته نشده؛ نه در علوم انسانی و نه در غیر آن.

 

تولید نمونۀ آزمایشگاهی در حوزۀ علوم انسانی باید پیچیده‌تر از حوزه‌های فنی و مهندسی باشد. درست است؟

حوزۀ علوم انسانی سرمایۀ آن‌چنانی برای راه‌اندازی کسب و کار نمی‌خواهد و بیشتر نرم‌افزاری و مبتنی‌بر شناخت درست از بازار و نیاز است. آن قسمت آموزش‌های تخصصی و ایده‌پردازی و تشخیص در این‌ها سخت‌تر است، ولی بعد راحت‌تر می‌شود. اینکه همان اول چه مصادیقی می‌توانند محصول باشند و از آن طرف اینکه نیاز را بشناسیم و براساس آن خدمت ارائه دهیم، مهم است که این بخش مورد غفلت قرار گرفته. نگاه‌های دستگاه‌هایی مثل شهرداری که مخاطبان گسترده‌ای دارند، شاید از دولت بیشتر بتواند به ما کمک کند؛ چون نیازشان است. البته باید از شهرداری مشهد به‌خاطر قانون بودجه‌ای که برای حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان و به‌کار‌گیری آن تصویب کردند تشکر کرد، اما می‌توانست مطلوب‌تر اجرا شود و دانشگاه‌ها در آن ویژه‌تر دیده شوند.

 

تجاری‌سازی نتایج پژوهشی چه نقشی در تبدیل دانشگاه‌ها به دانشگاه‌های کارآفرینی که فقط به بودجۀ دولتی متکی نیستند، می‌تواند داشته باشد؟

۲۰درصد پایان‌نامه‌ها و رساله‌ها در دانشگاه فردوسی کاربردی تعریف شده‌اند. همچنین نظام مالکیت فکری برای چگونگی واگذاری پایان‌نامه‌ها و مشارکت در آن‌ها در راستای تجاری‌سازی درحال تدوین است. همین مصادیق مراکز رشد و اختصاص فضاهایی از این جنس به شرکت‌های دانش‌بنیان و تعریف جایگاهی برای آر اند دی کارخانه‌ها توسط دانشگاه‌ها رویکردی است که می‌تواند در کاهش رکود و وضعیتی که صاحبان تولید دارند تأثیرگذار باشد.

..........................................

 

دیدگاه یک/ سرپرست مرکز رشد فناوری‌های فرهنگی و زیارت، علیرضا جاویدعربشاهی

  • لزوم پیوست اقتصادی در فعالیت‌های فرهنگی

 

103722.jpgقوانین شرکت‌های دانش‌بنیان به طور خاص در حوزۀ فرهنگی تعریف نشده‌اند که این موضوع باعث بروز مشکلاتی در توسعۀ فناوری دانش‌بنیان در حوزۀ علوم انسانی شده است. طولانی‌بودن فرایند ثبت حقوقی مؤسسات فرهنگی، تعریف‌نشدن بسیاری از کسب‌وکارهای مترتب بر مباحث فرهنگی در ادارۀ فرهنگ و ارشاد اسلامی که منجر به عدم پذیرش ثبت در قالب مؤسسۀ فرهنگی و سوق‌دادن کسب‌وکار به ادارۀ ثبت شرکت‌ها جهت کسب هویت حقوقی در قالب شرکت‌ها در انواع خاص خود می‌شود، از اولین مشکلات است. قوانین شرکت‌هایی که در حوزۀ فرهنگ و علوم انسانی کار می‌کنند، شکل پذیرش و شرایط دانش‌بنیانی آن‌ها باید متفاوت با شرکت‌های دانش‌بنیان فنی و مهندسی تعریف شود. مثلا تعداد پرسنل و آر ‌اند دی که از شرایط دانش‌بنیانی‌بودن است، در حوزۀ صنعت مشخص است، ولی در حوزۀ فرهنگی نتوانسته‌ایم استانداردهای لازم آن را تعیین کنیم.

 

مدل رشد شرکت‌های دانش‌بنیان علوم انسانی باید اصلاح شود

شاخص‌های دانش‌بنیانی در حوزۀ فناوری‌های نرم متفاوت از شاخصه‌های فناوری‌های سخت هستند ولی این تفکیک دیده نشده است. بخش حمایت از صنایع خلاق که حوزۀ فرهنگی و علوم انسانی را هم دربرمی‌گیرد و به‌تازگی در این معاونت راه‌اندازی شده است، می‌خواهد این شاخصه‌ها را جدا کند. تطبیق دوره‌های حمایتی مراکز رشد برای حوزۀ فرهنگی خیلی سخت است؛ چون حوزۀ فرهنگی در بلندمدت جواب می‌دهد. شرکت فنی‌مهندسی محصولی را تولید می‌کند و ظرف شش‌ماه می‌تواند سودآوری آن را ‌ببیند، ولی اثر کاری که در حوزۀ فرهنگی انجام می‌شود، شاید چهار یا پنج سال بعد مشاهده شود. نقطۀ سر به سر، سرمایۀ اولیه و الزامات این‌چنینی در حوزۀ علوم انسانی متفاوتند و باید مدل‌ها را تغییر دهیم و اصلاح کنیم. یکی از برنامه‌های ما همین است که شاخصه‌های ارزیابی و رشد و رشد مقدماتی را برمبنای مدل رشد شرکت‌های فرهنگی عوض کنیم.

یکی از مشکلاتی که اکثر شرکت‌های فرهنگی دارند، این است که با ادبیات کسب و کار آشنایی ندارند. در‌صورتی‌که همان‌طور که در حوزۀ فنی مهندسی گفته می‌شود، فعالیت‌های اقتصادی باید پیوست فرهنگی داشته باشند. شرکت‌هایی هم که در حوزۀ فرهنگ کار می‌کنند، حتماً باید پیوست اقتصادی داشته باشند یعنی بتوانند تجاری‌سازی کنند. تا الان شرکت‌های فرهنگی صرفاً کار فرهنگی انجام می‌دادند، بدون اینکه به حوزۀ تجاری‌سازی، فروش و تولید ثروت توجه کنند و حتی خیلی از فعالیت‌های آن‌ها عام‌المنفعه بوده است. 

 

حق مالکیت معنوی نامعلوم برای علوم انسانی

معیاری برای کالای دانش‌بنیان در حوزۀ علوم انسانی وجود ندارد. در حوزۀ فناوری‌های نرم شاخصه‌ها و ملاک‌های دانش‌بنیانی باید مستقل تبیین شوند. هدف صنایع خلاق، همین است که شاخصه‌های رشدیافتگی که مهم‌ترین آن‌ها همان ایدۀ دانش‌بنیان است را برای مراکز رشد فرهنگی تدوین کند. مباحث مربوط به حق مالکیت معنوی نیز برای یک کالای فنی مهندسی خیلی روشن‌تر است؛ چون آن کالا ملموس و عینی است. در حوزۀ علوم انسانی هنوز نتوانسته‌ایم الزامات حقوقی سازوکارهای حمایت از ایده‌های انتزاعی را فراهم کنیم. شما نمی‌توانید اثبات کنید که یک ایدۀ فرهنگی را ابداع کرده‌اید، چون ملموس نیست، به راحتی قابلیت کپی‌برداری دارد و پیگیری‌های حقوقی آن خیلی شفاف نیست. شرکت‌های دانش‌بنیان که در حوزۀ فرهنگ کار می‌کنند، این نگرانی را دارند و مباحث مربوط‌به مالکیت فکری آن‌ها باید از مالکیت فکری شرکت‌های فنی‌مهندسی تفکیک شود.

..........................................

 

دیدگاه دو/ دکترای کارآفرینی فناورانه از دانشگاه تهران و معاون مرکز رشد فناوری‌ها و هنر قرآنی جهاد دانشگاهی، محمدصادق برادران

  • غلبۀ نگاه ‌مهندسی در شرکت های دانش‌بنیان

 

103723.jpgاقتصاد دانش‌بنیان در کشورهای توسعه‌یافته به‌صورت طبیعی و تکوینی در روند رشد اقتصادشان شکل گرفته و برنامه‌ریزی برای اینکه آن را در یک برنامۀ مشخص توسعه بدهند، صورت نگرفته است. کشورهای دیگر ازجمله کشور ما برای اینکه بتوانند به کشورهای پیشرفته برسند و اقتصاد دانش‌بنیانشان را توسعه بدهند، طی برنامه‌های مدون و هدف‌دار سعی می‌کنند از این شرکت‌های دانش‌بنیان حمایت کنند. ما پارک‌های علم و فناوری را داشتیم، ولی قانونی که برخی شرکت‌ها را به‌صورت خاص به‌عنوان شرکت دانش‌بنیان بررسی کند، نداشتیم که خوشبختانه بعد تصویب شد. شرکت‌های فنی مهندسی، شاخص‌ترین دسته‌ در شرکت‌های دانش‌بنیان هستند. 

 

در علوم انسانی ضعف داریم

در حوزۀ علوم انسانی چون در دانشگاه‌ها و آموزش و پژوهش آن ضعف داریم، این ضعف وارد شرکت‌های دانش‌بنیان علوم انسانی هم شده است؛ یعنی ما در دانشگاه‌ها درزمینۀ آموزش و پژوهش علوم انسانی در دنیا مطرح نیستیم. با اینکه انتظار می‌رود باتوجه‌به دانش فرهنگی و اسلامی که داریم در این حوزه‌ها بتوانیم حرفی برای گفتن داشته باشیم، عمدۀ منابع آموزشی ما وارداتی است. این باعث شده که شرکت‌های دانش‌بنیان علوم انسانی ما هم ضعیف باشند. ما در تعریف معیارهای شرکت‌های دانش‌بنیان علوم انسانی چالش داریم. یک شرکت فنی‌مهندسی اگر بتواند اثبات کند که دانش‌بنیان است، خیلی راحت‌تر در معاونت علمی ریاست جمهوری پذیرفته می‌شود تا شرکت‌های علوم انسانی. دسته‌بندی‌هایی که در قانون شرکت‌های دانش‌بنیان ما هست، عمدتاً متوجه حوزه‌های فنی و مهندسی است و بچه‌های علوم انسانی مجبورند خود را در دسته‌بندی‌های فنی‌مهندسی بگنجانند. اکثراً مجبور می‌شوند یک نرم‌افزار یا اپلیکیشن کنار محصولی که دارند ایجاد کنند و به‌نوعی حوزه‌های آی‌تی را با خود ترکیب ‌کنند تا بگویند دانش‌بنیان هستند؛ یعنی از این طریق امتیاز دانش‌بنیانی را می‌گیرند، درحالی‌که انتظار می‌رود صرفاً به‌دلیل نوآوری دانش خود دانش‌بنیان شوند. 

 

علوم انسانی دانش‌بنیان با تبصره ایجاد نمی‌شود

ما نقش و اهمیت شرکت‌های دانش‌بنیان علوم انسانی را در کل اقتصاد دانش‌بنیان به‌درستی درک نکردیم. این شرکت‌ها جدا از اینکه خودشان می‌توانند محصولی تولید کنند، می‌توانند محصولات یا خدماتی برای سایر شرکت‌های دانش‌بنیان ایجاد کنند؛ مثلا یک شرکت حقوقی دانش‌بنیان اگر در سیستم نباشد که به شرکت‌های دانش‌بنیان فنی و مهندسی مشاورۀ حقوقی بدهد، شرکت‌های مهندسی دانش‌بنیان نمی‌توانند کار کنند. ما اکنون این شرکت‌ها را نداریم. شرکت‌هایی هم که طراحی می‌شوند، بیشتر با دست‌کاری نهادهای ذی‌ربط مثل معاونت علمی ریاست جمهوری است که جواب‌گو نیست. باید بستری برای شکل‌گیری این‌ها توسط خود فارغ‌التحصیلان و نخبگان علوم انسانی ایجاد شود. وقتی ما ۳هزار شرکت دانش‌بنیان داریم و اکثرشان فنی‌مهندسی هستند، قطعاً بدانید اشتباه است. اکثر این‌ها به خطا رفته‌اند و فقط در حوزه‌های فنی مانده‌اند؛ چون دانش شرکت‌داری و بازاریابی ندارند و وقتی شرکتی هم وجود ندارد که این خدمات را به آن‌ها بدهد، قطعاً آن عملکردی را که می‌خواهیم در اقتصادمان داشته باشند، دارا نیستند. این‌ها اگر وارد حوزۀ بین‌الملل شوند به مشکل برمی‌خورند. تا وقتی نگاه فنی‌مهندسی در ارزیابی حاکم است، اگر قانون دانش‌بنیان را هم اصلاح کنیم، چندان امیدی نیست که شرکت‌های دانش‌بنیان علوم انسانی توسعه پیدا کنند.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی