کد خبر : 74190
/ 22:59
در میزگرد شهرآرا به مناسبت روز جهاد کشاورزی با حضور کارشناسان این حوزه مطرح شد؛

اقتصاد کشاورزی در محاق!

در دهۀ اخیر، اقتصاد روستاهای ایران به‌شدت به‌سوی ناپایداری حرکت کرده است که آثار آن به‌سرعت به‌سمت شهرهای کوچک و کلان‌شهرها درحال گسترش است.

اقتصاد کشاورزی در محاق!

خبرنگار: محسن موسوی‌زاده

به گزارش شهرآرا آنلاین / طبق آخرین آمارها در پنجاه سال گذشته حدود ۳۴‌هزار روستا تخلیه‌ شده‌ است. ریشۀ این ناپایداری اقتصادی را می‌توان در چند مؤلفه و شاخص اقتصادی بررسی کرد. براساس پژوهش مؤسسۀ مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران، سرمایه‌گذاری دولت‌ها در دو دهۀ اخیر به‌ازای هر روستایی، رقمی معادل ۲۰‌هزار‌تومان بر‌آورد شد، اما دولت برای هر شهری ۸۰۰‌هزار‌تومان هزینه می‌کند که این نشان می‌دهد روستاها عملا جایگاهی در سیاست‌گذاری‌های توسعه‌ای ما ندارند.

در حال حاضر این نگاه سبب شده است اقتصاد روستاها از حالت مولد، خارج و حتی برای تأمین برخی نیازهای خود به شهرها وابسته شود. روز جهاد کشاورزی بهانه خوبی شد تا برای بررسی بهتر این موضوع گفتگویی با غلامرضا میری عضو کمیسیون کشاورزی اتاق بازرگانی و فرهاد فرخ‌منش رئیس ادارۀ توسعۀ تجارت سازمان جهاد کشاورزی خراسان‌رضوی داشته باشیم و راهکارهای حمایت از اقتصاد روستایی و تقویت بخش کشاورزی را مورد واکاوی قرار دهیم.

 

درحال حاضر چه موضوعی سبب شده اقتصاد روستایی و بخش کشاورزی نسبت به سایر بخش‌ها رشد کمتری داشته باشد؟

میری: ابتدا باید تأکید کنم تجربه ثابت کرده که حتی در زمان جنگ و بحران و زمانی‌که پایه‌های اقتصاد صنعتی هر کشور دچار بحران شود، کشاورزی و تولید در سطح روستاست که پایه‌های تولید یک کشور را تثبیت می‌کند و این همان اقتصاد پایدار درراستای تولید پایدار است که در بستر روستاها شکل می‌گیرد. وقتی کشوری برای توسعۀ پایدار خود برنامه‌ریزی کند، با حفظ جایگاه روستاها می‌تواند زمینه‌ساز حفظ منابع و تثبیت منابع محیطی و جمعیت پایدار روستایی شود. اما چرا بخش کشاورزی در حاشیۀ سایر بخش‌ها قرار گرفت؟ با اجرای ناموفق اصلاحات ارضی و بالارفتن ناگهانی قیمت نفت، استراتژی توسعۀ کشور به نحوی تدوین شد که نتیجۀ آن، کاهش شدید سهم دام‌پروری در اقتصاد ملی و مهاجرت شدید روستاییان به شهرها بود.

 

یعنی ریشۀ مشکلات اقتصاد کشاورزی ما به دوران اصلاحات ارضی بر‌می‌گردد؟

هم این موضوع و هم نفتی‌شدن اقتصاد کشور. درواقع نفتی‌شدن اقتصاد کشور و افزایش درآمد ملی و بروز نیاز جدی، روند سرمایه‌گذاری را در محورهایی قرار داد که نقش روستاها و روستاییان را در اقتصاد ملی به‌شدت تضعیف کرد. بعد از اصلاحات ارضی، زمین‌های ما به اندازه‌ای کوچک شد که در عمل کشت و کار در آن‌ها صرفۀ اقتصادی چندانی ندارد؛ برای همین بخشی از روستایی‌ها زمین‌های خود را می‌فروشند و به شهرها می‌روند.

 

براساس صحبت شما یکی از دلایل اصلی مشکلات کشاورزی در ایران نفتی‌بودن اقتصاد ماست. چگونه این اقتصاد نفتی به کشاورزی آسیب زد؟

اولویت‌ندادن به کشاورزی، از مهم‌ترین کمبودها و مشکلات اقتصاد نفتی است. درواقع اقتصاد ایران، یک اقتصاد نفتی است. کشور ما از لحاظ کشاورزی شبیه کشورهایی مانند آرژانتین یا کشورهای پیشرفته‌تر درزمینۀ کشاورزی مانند استرالیا نیست؛ بنابراین همیشه در طول تاریخ حداقل، اولویت با اقتصاد نفتی و شهری بوده است و کشاورزی در پلان دوم قرار دارد. این نوع توجه و نگاه به نفت و صنعت، سرمنشأ خلأها و کمبودها در کشاورزی شده است. اگر از اول، کشاورزی یک منبع تولید اقتصادی و درآمدی برای دولت‌ها محسوب می‌شد، کشاورزی سرنوشت دیگری داشت. 

 

همین اقدام با اجرای برنامۀ چهارم و پنجم توسعۀ اقتصادی در دهۀ۴۰ همراه بود. این برنامه‌ها چه تأثیری بر مشکلات اقتصاد کشاورزی گذاشت؟

در این برنامه‌ها به‌طور کلی به اقتصاد کشاورزی آن‌گونه‌که باید توجه نشد؛ به همین دلیل بیشتر بودجه‌ها دراختیار بخش‌های صنعتی، ایجاد صنعت در شهرها و بخش خدمات قرار گرفت. در چنین شرایطی، روستایی‌ها هم برای اینکه سهمی از بودجه‌های نفتی ببرند که در‌قالب برنامه‌های توسعه در‌حال توزیع بود، از روستاها به شهرها مهاجرت کردند. این مسئله سبب شد کشاورزی ما در حد معیشتی باقی بماند.

 

آقای میری اعتقاد دارد کشاورزی ما معیشتی است. برای حل این مشکل چه اقداماتی انجام داده‌اید؟

فرخ‌منش: در دهۀ اخیر، یکی از دغدغه‌های ما در جهاد، تبدیل اقتصاد معیشتی به کشاورزی اقتصادی در روستاها بوده است، اما برای این مسئله ابتدا باید اقتصاد کشاورزی را تعریف کنیم. اولین اقدام برای رسیدن به اقتصاد کشاورزی، تأمین بازار برای محصولات کشاورزی و همچنین ایجاد صنایع جانبی در روستا‌هاست. درواقع اقتصادی‌شدن کشاورزی، نیازمند تغییر نگاه به روستاهاست و نباید به آن‌ها به‌گونه‌ای نگاه کرد که فقط وظیفۀ تولید محصولات را دارند و در سایر فرایندها نقشی ایفا نمی‌کنند.

 

برای اینکه روستایی‌ها را در سایر زنجیره‌های اقتصادی محصولات وارد کنید، چه اقداماتی انجام داده اید؟

به‌دنبال آن هستیم که در روستاها و حداقل در چند روستا که نزدیک هم هستند، امکان فرآوری محصولات کشاورزی را با استفاده از نیروهای بومی خود روستا‌ها فراهم کنیم. مثلا اگر برای یک محصول، زعفران باشد یا گوجه فرنگی یا هر محصول دیگر، در نزدیکی خود روستا صنایع جانبی آن ایجاد شود، ضمن اینکه سبب افزایش ارزش افزودۀ محصولات می‌شود، به اشتغال روستایی هم کمک می‌کند.

 

روستایی‌ها که سرمایۀ چندانی ندارند تا بتوانند صنایع جانبی ایجاد کنند! چطور می‌توانیم به کشاورزی که حتی پول کافی برای تهیه مواد ها ندارد، بگوییم صنایع جانبی را هم توسعه بدهد؟

این کار را از چندطریق می‌توانیم انجام دهیم؛ یکی ایجاد مشوق‌ برای سرمایه‌گذاران که می‌تواند به‌شکل وام یا معافیت‌های مالیاتی باشد تا فرد ترغیب شود به‌جای اینکه در شهرهای بزرگ صنایع جانبی ایجاد کند، برود و در مناطق روستایی این صنایع را ایجاد کند. همچنین می‌توان با ارائۀ تسهیلات مناسب به خود کشاورزان و ایجاد تعاونی‌هایی در این راستا بسترهای توسعۀ صنایع روستایی را فراهم کرد.

 

بر فرض هم که این صنایع ایجاد شد، محصولات چگونه باید به بازار وارد شود؟ الان مهم‌ترین مشکل روستاهای ما همین است که بازاریابی آن‌ها به‌شدت به دلال‌ها وابسته است و همین موضوع سبب شده اقتصاد روستایی همیشه در حاشیۀ اقتصاد دلالی قرار گیرد.

تلاش می‌کنیم دو قدم برای حل این مشکل برداریم؛ یکی ایجاد باراندازهای دسترسی روستایی‌ها به بازار، به‌گونه‌ای که بتوانند محصولات خود را «مستقیم‌تر» به بازارها ارائه دهند. درواقع نمی‌خواهیم نقش واسطه‌ها را به‌کلی حذف کنیم؛ چون این کار غیرممکن است.

کار دیگری که درحال انجام آن هستیم، برقراری ارتباط مستقیم صادرکنندگان با کشاورزان است. در این فرایند، صادرکننده با خود کشاورز مرتبط می‌شود و میزان محصولی را که به طرف خارجی قول داده است، از کشاورز خریداری و صادر می‌کند. الان وضعیت به گونه‌ای است که صادرکننده مجبور است محصولات مورد‌نیاز خود را از دلال‌ها خریداری کند. این مسئله سبب می‌شود هم کشاورز ضرر کند و هم قیمت تمام‌شدۀ صادرات محصولات ایرانی افزایش یابد .

 

به‌هر‌حال الان مشکل کشاورز، کمبود نقدینگی است. چون کمبود نقدینگی دارد، مجبور است با دلال‌ها کار کند. این راهکاری که می‌گویید، مشکل کمبود نقدینگی کشاورزان را حل نمی‌کند.

اتفاقاً اگر صادرکننده یا مرکزی که می‌خواهد محصولات را فرآوری و ارائه کند، مستقیم با کشاورز طرف شود، نقدینگی کشاورز تأمین خواهد شد. وقتی این دو با یکدیگر هماهنگ شوند، هزینۀ هر دو کاهش می‌یابد. کاری که ما می‌خواهیم انجام دهیم، همین است. کشاورز نقدینگی خود را ازطریق خریدار اصلی تأمین کند، نه دلال. البته برای همین کار هم باید زیرساخت‌هایی مانند حمل و نقل توسعه یابد. باید شبکۀ حمل‌ونقل ما بتواند سریع محصولات را به دست گروه هدف برساند. منظور من از این صحبت‌ها این است که اگر بخش دلالی در اقتصاد روستایی مهار شود، به طور حتم فرایند عبور روستاها از اقتصاد معیشتی به اقتصاد تجاری فراهم خواهد شد.

 

آقای میری! شما که در بخش صادرات دستی دارید، چقدر فعالیت دلال‌ها را در ایجاد مشکلات در اقتصاد روستایی مؤثر می‌دانید؟

میری: بحثی که در‌بارۀ فعالیت دلال‌ها در روستاها مطرح شد، درست است. الان وضعیت به‌گونه‌ای است که دلال‌ها قبل از برداشت محصول وارد می‌شوند و محصول را پیش‌خرید می‌کنند و در زمانی‌که باید صادرکننده برود و سفارش بگیرد، دلال‌ها چون محصولات را جمع‌ کرده‌اند، صادرکنندگان را بسیار اذیت می‌کنند. مثلا هر روز قیمت‌ها را افزایش می‌دهند و نتیجه آن می‌شود که صادرکننده نمی‌تواند به‌طرف خارجی قول بدهد این محصول را به مدت مثلا ۶ماه یا با قیمتی ثابت ارائه کند. اگر این واسطه‌ها مهار شوند، منِ صادرکننده هم می‌توانم به تعهد خود به طرف خارجی پایدار بمانم.

 

خود کشاورزان هم به این آگاه هستند که سود آن‌ها در کار‌نکردن با دلال‌هاست، اما به چه دلیل باز هم مجبور می‌شوند با دلال‌ها کار کنند؟

آنچه باعث می‌شود کشاورز گرفتار واسطه‌ها شود، همین کوچک‌بودن زمین‌های کشاورزی و غیراقتصادی‌بودن کشت در آن‌هاست. وقتی زمین‌های کشاورزی کوچک باشد، در عمل کشاورز توان اقتصادی چندانی ندارد و مجبور می‌شود برای تأمین نقدینگی خود به دلال‌ها روی بیاورد. من تصور می‌کنم برای حل زیربنایی مشکل دلال‌ها باید مشکل غیراقتصادی‌بودن تولید در زمین‌های کوچک را حل کنیم. سطح بهره‌وری در روستاهای ما اندک است که باعث می‌شود هزینۀ تولید افزایش یابد و کشاورز نتواند در بازار رقابتی فعالیت کند. در اینجا مدام مجبور می‌شویم با استفاده از ابزارهای تعرفه‌ای یا قیمت مصنوعی از او حمایت کنیم. برای حل این مشکل باید بهره‌وری در کشاورزی را افزایش دهیم.

 

103692.jpg

 

..........................................

 

دکترعلیرضا سوهانی، عضو هیئت علمی دانشکدۀ کشاورزی دانشگاه آزاد مشهد

  • جهاد را درگیر بروکراسی اداری کردیم

 

برای بررسی عملکرد جهاد کشاورزی باید به برنامه‌های توسعه در سال‌های قبل از انقلاب اشاره‌ای کنیم. در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ سیاست‌های اقتصادی کشور به‌گونه‌ای بود که با اینکه بیشتر مردم در روستاها زندگی می‌کردند، بیشترین بودجه‌های برنامه‌های توسعه در شهرها هزینه می‌شد. این مسئله سبب شده بود تا شکاف خدمات و امکانات بین روستاها و شهرها به‌شدت زیاد باشد. براین‌اساس ما بعد‌از انقلاب با ایجاد جهاد سازندگی تلاش کردیم بسترها و زمینه‌های توسعۀ روستاها در کشور را فراهم کنیم. در این راستا جهاد سازندگی مسئولیت توسعۀ خدمات در روستاها و همچنین انتقال آب، برق و گاز و توسعۀ مشاغل روستایی و صنایع جانبی را برعهده گرفت.

این مسئله سبب شد در دهۀ اول انقلاب، شاهد توسعۀ امکانات زیرساختی در روستاها باشیم؛ به‌گونه‌ای‌که در دهۀ۶۰ بسیاری از روستاهای ما دارای خدمات زیرساختی شدند.

 

جهاد را درگیر بروکراسی اداری کردیم

در مدل مدیریت و عملکرد جهادی بسیاری از مناسبات اداری و بخشنامه‌ای مطرح نبود. افراد براساس دغدغه‌ها و نیز توانایی‌هایی که داشتند، در گروه‌های مختلف دسته‌بندی می‌شدند و بدون ملاحظه معادلات مادی، تنها به دستیابی به هدف موردنظر می‌اندیشیدند.

جهاد سازندگی به‌عنوان یک نهاد راهبردی که بر‌اساس قدرت طراحی و اجرایی نیروهای جهادگر شکل گرفته بود، در سال‌های نخست فعالیت خود، هم در عرصۀ خدمات‌رسانی به نقاط محروم کشور و هم در همراهی با جبهه‌های جنگ تحمیلی، بخش عمده‌ای از فعالیت‌های ضروری نظام اسلامی را بر‌عهده گرفت. اما این سیر رو به رشد، رفته‌رفته با برخی اعمال نظرها در مسیر بروکراسی اداری قرار گرفت و در‌نهایت به وزارت جهاد سازندگی تبدیل شد. در‌واقع یکی از ویژگی‌های مثبت جهادسازندگی، درگیرنشدن در فرایند بروکراسی اداری بود که سبب شده بود در سال‌های اولیۀ انقلاب، این نهاد کارآمدی بسیار زیادی داشته باشد، اما وقتی این نهاد را وارد فرایند اداری و با مشکلات کاغذبازی روبه‌رو کردیم، عملکردش نسبت به آنچه از این نهاد انتظار می‌رفت، کاهش یافت.همچنین در دهۀ دوم و سوم انقلاب و بعداز اینکه جهاد سازندگی به بسیاری از اهداف خود دست یافت باید تجدیدنظرهایی در ساختارهای این نهاد انجام می‌‌گرفت تا بتواند همچنان بهره‌وری مورد‌انتظار از این نهاد را برآورده سازد، اما این کار نه‌تنها محقق نشد؛ بلکه با ایجاد موازی‌کاری با وزارت کشاورزی سبب شدیم بخشی از سرمایه‌های کشور از بین برود. بعداز ادغام این نهاد با وزارت کشاورزی نیز به‌دلیل اینکه در عمل برای انحلال این دو نهاد در یکدیگر تلاشی صورت نگرفت، بهره‌وری لازم و مورد‌انتظار از ادغام این دو نهاد هم به‌دست نیامد.

 

مرز موفقیت جهاد سازندگی روحیۀ جهادی بود

یکی از بزرگ‌ترین دلایل موفقیت جهاد در دهۀ اول انقلاب اسلامی، روحیۀ جهادی کارکنان آن بوده است؛ موضوعی که سبب شد این نهاد در دهۀ۶۰ خدمات ارزنده‌ای برای توسعۀ کشور و محرومیت‌زدایی از روستاها ارائه دهد.

..........................................

 

دیدگاه یک/ فرهاد فرخ منش

  • سبک زندگی شهری را در روستاها گسترش دادیم 

 

در اول انقلاب با توجه به اینکه هنوز بیشتر از نیمی از مردم کشور در روستاها ساکن بودند و شکاف خدمات بین شهر و روستاها بسیار زیاد بود، مسئولان به این نتیجه رسیدند که برای حمایت از روستایی‌ها و جلوگیری از مهاجرت بی‌رویه به شهرها باید سطح خدمات‌دهی به روستاها را افزایش دهند. این مسئله سبب شد در ابتدای انقلاب، جهاد سازندگی ایجاد شود و شروع به ایجاد زیرساخت‌های مختلف در روستاها کند.

این اقدام جهاد سازندگی آن سال‌ها، نتایج بسیاری خوبی به‌دنبال داشت؛ به‌طوری‌که در مدت کوتاهی بسیاری از روستاهای ما که از کمترین سطح خدمات برخوردار بودند به‌زودی دارای آب، برق و حتی گاز شدند. همچنین در آن زمان اقداماتی برای توسعۀ برخی مشاغل روستایی مانند قالی‌بافی در روستاها انجام گرفت.

 

شهری شدن سبک زندگی در روستا

هر‌چند این اقدامات سبب ارتقای سطح زندگی روستایی‌ها شد، در‌این‌میان فعالیت‌هایی که صورت گرفت باعث شد روستایی‌ها به‌مرور با سبک زندگی شهری بیشتر از گذشته آشنا شوند و کم‌کم سبک زندگی سنتی آن‌ها تغییر کند و سبک زندگی شهری در روستاها توسعه یابد.

توسعۀ سبک زندگی شهری در روستاها سبب شد الگوی تولید و مصرف در آن‌ها تغییر کند و نیازها و تقاضاهای مصرفی در روستاها گسترش یابد. براین‌اساس برخی روستایی‌ها ترغیب شدند که بیشتر به شهرها مهاجرت کنند.

یکی از مسائلی که بیشتر باید بر آن تأکید می‌شد، توسعۀ کشاورزی اقتصاد روستایی بود. باید تلاش می‌شد تا با افزایش بهره‌وری، اقتصاد کشاورزی را از اقتصاد معیشتی به اقتصادی که توجیه اقتصادی دارد، تبدیل کنند؛ در این صورت اگر مهاجرتی از روستاها به شهرها صورت می‌گرفت، نرخ متعادلی داشت.

 

نگاه کشاورزی‌محور به روستاها داریم

در حال حاضر و به‌خصوص بعد‌از ادغام جهاد سازندگی و وزارت کشاورزی تلاش شده است تا نگاه توسعه‌ای براساس اقتصاد کشاورزی بر مدیریت جهاد حاکم شود؛ به‌طوری‌که با استفادۀ بهینه از منابع و امکانات بتوانیم سطح اقتصادی روستاها را افزایش دهیم و از این طریق ماندگاری روستاییان را در روستاها بیشتر کنیم.

 

تجارت،‌ بخشی که نباید از آن غافل شد

بخش تجارت کشاورزی بعد‌از ادغام وزارت صنعت، معدن و تجارت با یکدیگر دچار مشکلاتی شد. 

تا پیش‌از این، جهاد کشاورزی تولید می‌کرد و بعد تولیدات خود را در‌اختیار وزارت بازرگانی قرار می‌داد، اما بعد از ادغام، به‌دلیل اینکه جهاد کشاورزی، زمینۀ تجارت محصولات بازرگانی دارای تجربه نبود، در حوزۀ اجرا دچار برخی مشکلات شد که ناخودآگاه تجارت محصولات کشاورزی را تحت‌تأثیر قرار می‌داد. 

با‌این‌حال با اقداماتی که در حال حاضر در جهاد انجام می‌دهیم، سعی می‌کنیم بین قسمت تولید و تجارت در بخش کشاورزی تناسب برقرار کنیم. 

هرقدر که بتوانیم بین این دو حوزه تعادل بیشتری ایجاد کنیم، اقتصاد روستاها نیز از حالت معیشتی خارج می‌شود و جنبۀ اقتصادی بیشتری می‌یابد و خود این مسئله به توسعۀ روستاها کمک شایانی خواهد کرد.

اگر در آینده قرار است وزارت بازرگانی احیا شود، انتظار می‌رود مسئولان برای حمایت از روستایی‌ها موضوع اقتصاد کشاورزی و سیاست‌گذاری تولید براساس نیاز بازار را پررنگ‌تر ببینند تا از این طریق فرایند گذار از اقتصاد معیشتی به اقتصاد توسعه‌ای در روستاها شتاب پیدا کند.

..........................................

 

دیدگاه دو / غلامرضا میری

  • حاشیه‌نشینی نتیجۀ بی‌مهری به اقتصاد روستایی

 

در سال‌های اخیر، یکی از مسائلی که برای بسیاری از مسئولان به دغدغه تبدیل شده، افزایش جمعیت حاشیه‌نشین‌ها در کلان‌شهرهاست. این مسئله سبب شده بسیاری از شهرها توسعۀ خدمات شهری به حاشیۀ شهر و ارتقای سطح زندگی حاشیه‌نشینان را در دستورکار خود قرار دهند. 

 

اقتصاد روستا معیشتی است

یکی از بزرگ‌ترین عواملی که سبب شده در دو دهۀ اخیر، میزان مهاجرت به شهرها افزایش یابد، توسعه‌نیافتن متوازن در کشور و کم‌توجهی به اقتصاد روستایی بوده است. در حال حاضر بیشترین امکانات اشتغال، در کلان‌شهرها و بعد در شهرها قرار دارد. درکنار این مسئله، اقتصاد روستایی ما به‌دلیل اینکه هنوز در سطح معیشتی قرار دارد، غیراقتصادی است و توانایی تأمین زندگی خانوارهای روستایی را ندارد. در چنین شرایطی، اگر اقدامات لازم برای عبور روستاها از اقتصاد معیشتی صورت نگیرد، در سال‌های آینده موج مهاجرت به شهرها تداوم خواهد یافت.

یکی از اقدماتی که باید برای جلوگیری از مهاجرت روستایی‌ها به شهرها صورت بگیرد، اقتصادی‌کردن روستاها در جنبه‌های مختلف است. تصور ما این است که یک روستایی باید کشت و کار کند و آن را به شهرها ارائه دهد؛ این درحالی است که کشاورزی فقط یک جنبه از خدمات و محصولاتی است که روستایی‌ها می‌توانند به شهرها ارائه دهند. براین اساس اگر ما سایر وجوه خدمات روستایی را نیز وارد فرایند اقتصادی کنیم، ماندن در روستاها اقتصادی خواهد شد.

 

ضرورت توجه به گردشگری روستایی

در سال‌های اخیر موضوع توسعۀ صنعت گردشگری در روستاهای ایران به‌شدت مطرح شده است. اگر این صنعت فعال شود، ضمن اینکه از محل اقامت گردشگران بر درآمدهای روستاییان افزوده می‌شود، آن‌ها می‌توانند ازطریق فروش صنایع دستی خود نیز بر میزان درآمدشان بیفزایند.در گردشگری روستایی ضمن اینکه به یک فرهنگ و آیین توجه می‌شود، سفر در مکان خاص و محیط روستا رخ می‌دهد. در این نوع گردشگری مردم تلاش می‌کنند به مناطق روستایی، فولکلور و بومی سفر کنند تا از فضای آنجا لذت ببرند و با سبک جدیدی از زندگی آشنا شوند. گردشگران با سفر به روستاها سبک متفاوتی از زندگی در خانه‌ها و فضاهای کوچک‌تر و محدودتر را تجربه می‌کنند. ایران به‌دلیل تنوع قومی و محیطی می‌تواند از‌جمله کشورهایی باشد که به‌طور گسترده‌ از گردشگری روستایی بهره‌مند می‌شوند.در توسعۀ گردشگری روستایی باید این نکته را هم در‌نظر گرفت که گردشگری روستایی نباید معیشت جایگزین شود و تمام مردم روستا روی گردشگری تمرکز کنند. در توسعۀ گردشگری روستایی باید عنصر تولید، کشاورزی، دام‌پروری، صنایع‌دستی و فرهنگ بومی و محلی را در روستا حفظ و گردشگری آن‌ها را تکمیل کنیم.

 

طرح آمایش سرزمینی باید اجرا شود

یکی از مسائل ضروری برای اقتصادی‌شدن روستاها اجرای طرح آمایش سرزمینی در ایران است. در حال حاضر شاهدیم که قیمت یک یا دو محصول در یک سال به‌دلیل کشت زیاد در ایران به‌شدت کاهش می‌یابد یا در سال‌های دیگر به‌دلیل کشت کم، قیمتشان به‌شدت افزایش پیدا می‌کند. یعنی بخش کشاورزی ما با بخش بازار چندان هماهنگ نیست و بخش تجارت و تولید به‌صورت جزیره‌ای عمل می‌کنند. باید شرایطی فراهم شود که بخش‌های روستایی براساس نیازهایی که در بازار داخلی و خارجی وجود دارد به کشت و کار بپردازند؛ درغیراین‌صورت هرساله شاهد تولید محصولات فراوان هستیم که باوجود میلیارد‌ها تومان هزینه برای تولید آن‌ها در عمل برایشان بازاری وجود ندارد.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی