کد خبر : 74180
/ 22:28

علی شناس باشیم

حجت‌الاسلام علی سرلک می‌گوید: ما در شناخت نهج‌البلاغه خوب عمل نکردیم و این داستان غفلت ما تا به امروز است؛

علی شناس باشیم

خبرنگار: حمیده وحیدی

گفتگوی شهرآرا آنلاین / شاید بتوان هر موضوعی را به چالش کشید، اما شب قدر و حب و محبت امیرالمومنین(ع) چیزی نیست که بتوان به‌آسانی آن را در شیعیان و مسلمانان نادیده گرفت. این شب، بهترین فرصت برای مناجات و راز و نیاز با خداوند و طلب استغفار است. شاید حرف‌های گفتنی زیادی درباره شب‌قدر وجود داشته باشد اما مسلماً شناخت عظمت این شب بر هر چیز مقدم است که لازمه آن هم شناخت سیره حضرت‌علی(ع) است. در همین رابطه گفتگوهایی با حجج الاسلام علی سرلک، سیدمهدی واعظ موسوی و علی‌اکبر نوایی داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

 

حکمت و راز اینکه شب قدر در بین سه شب مخفی مانده است، در چیست؟

راز مخفی‌بودن شب قدر شاید به این دلیل است که به قول معروف خواسته‌اند نرخ و ارزش این شب بالاتر رود، مشتری‌های واقعی جمع شوند و کسانی که همت بیشتری دارند، این گوهر بابرکت را صید کنند. در توضیح شب قدر باید بگویم اولا این شب، ظرف زمانی فعلی که ما با چشم ظاهری‌مان می‌بینیم، نیست و محتوای با‌برکتی است که اهل دل را آماده‌تر می‌کند تا اتفاقی به نام شناخت خدا و قدر و اندازه و قلمرو وجودی خودشان را درک کنند. بیشتر از آنکه شب قدر به یک مناسک و عبادت مذهبی مربوط باشد، به روح بزرگ انسانی مرتبط می‌شود. قرآن سر گرفتن، قرائت دعای جوشن کبیر و همچنین مطالعه و زیارت امام حسین(ع) به این دلیل است که مسلمان واقعی به یک تصمیم نهایی برسد. 

وقتی ما شب قدر را در یک فضای زمانی جستجو کنیم، در یک اتفاق معرفتی خواهیم دید که شخص به اقتضائات زمانی نیز خواهد رسید. اینکه فکر کنیم صرفاً شخص در این سه شب اعمالی انجام می‌دهد تا شاهین بخت او را پادشاه اقلیم حیات کند، نشان از نداشتن بصیرت و آگاهی دارد. می‌بینیم شکارچیان حرفه‌ای، گاهی ساعت‌ها و روزها بدون تحرک در نقطه‌ای سکوت می‌کنند تا شکارشان را از دست ندهند؛ پس ما که انسان و اشرف مخلوقات هستیم، اگر زمانی را برای به‌دست‌آوردن شیء باارزشی خرج کنیم، چیزی از دست نداده‌ایم.

 

آیا به‌راستی تمام گناهان در یک شب پاک می‌شود؟

بنای خدا بر رحمت است و ما آفریده شده‌ایم که به رشد برسیم. در دعای کمیل می‌گوییم: «تو کریم‌تر از آن هستی که ضایع کنی کسی را که خود تربیت کردی.» بنابراین خدا می‌خواهد انسان به رستگاری برسد و تمام انبیا و اولیا بر همین در راه رسالت آدمی قدم برداشته‌اند. 

انسان باید به مقصدش برسد و خداوند در این راه برای بخشش بندگانش از هیچ عملی فروگذار نمی‌کند. همان‌طورکه خیّر مدرسه‌سازی با ساخت مدرسه می‌خواهد تمام دانش‌آموزانش دانشمند، مخترع، کاشف و عارف و شخص مفیدی برای جامعه شوند، خدایی هم که مدرسۀ عالم را ساخته است، دلش نمی‌خواهد انسان‌ها به جایگاهی پایین‌تر از حد انسان کامل تنزل کنند. یکی از اشکالات ما در این است که پیروی نفس می‌کنیم و گناه به بار می‌آوریم. خدا هم فرصت‌هایی همچون شب قدر، عید فطر، زیارت امام رضا(ع) و امام حسین(ع) را فراهم می‌آورد تا ما را تکان و بر سر سیر و سلوک معنوی قرار دهد و دوباره ما را مایل و مشتاق خودش کند. البته نه به این معنا که هر کسی هر گناهی انجام داد و هر تصمیم اشتباهی که بر آن اصرار داشت، بخشیده شود. طبیعتاً کسانی که فهمیدند جا ماندند و بندگی نکردند و سنگینی غل و زنجیرهای نابه‌جا آزارشان داد، از این فرصت طلایی استفاده می‌کنند؛ چراکه این یک شب از هزار ماه برایشان بهتر است؛ شبی که به اندازۀ هشتاد سال برای انسان خیر و برکت می‌آورد. کسی که اهل احیا و شب قدر است، باید بکوشد تا توبۀ واقعی را هم به خودش نزدیک کند.

 

ازآنجایی‌که ما در تعیین ماه گاهی با کشورهای اطراف دچار اختلاف می‌شویم، در تعیین شب قدر مشکلی ایجاد نمی‌شود؟

آب در زبان‌های مختلف قالب گوناگونی دارد، اما آیا این تفاوت‌های لفظی، حقیقت آن را عوض می‌کند؟ اذان شهرهای مختلف نیز ساعات مختلفی دارد؛ چرا‌که افق متفاوتی در سراسر کرۀ زمین گسترده شده است، اما آیا حقیقت غروب فرق می‌کند؟ پیدا‌کردن ظرف معنوی سرزمین‌های گوناگون تجلی متفاوت و مخصوص به آن سرزمین است. بنابراین این موضوع اصل را عوض نمی‌کند؛ بلکه تأکید دارد که شب قدر بیشتر از اینکه به ظرف زمانی معینی مربوط شود، به محتوا و حقیقتی درونی ربط پیدا می‌کند که هیچ گونه اختلافی، ارزش آن را کم نخواهد کرد.

 

شب قدر با نام امیرالمومنین(ع) گره خورده است. فکر می‌کنید توانسته‌ایم تا امروز حقیقت وجودی ایشان و همچنین کتاب نهج‌البلاغه را معرفی کنیم؟

تردیدی نیست که ما در علی‌شناسی خوب کار نکرده‌ایم. داستان پرغصۀ فرزند آدم است که تا به امروز دچار غفلت بوده است. البته اگر هم بگوییم هیچ محبت و ولایت و معرفتی رد و بدل نشده است، بی‌انصافی است؛ چرا‌که سایۀ مهر امیرالمومنین(ع) در وجود ماست، اما همچنان بدهکاریم. ببینید در یک مسئلۀ کلی وقتی ما ضرورت‌ها را درک نمی‌کنیم، با مسائل هم خودبه‌خود درست برخورد نمی‌کنیم؛ مثلا یک خانم خانه‌دار هنگام پذیرایی از مهمان ضرورت مرتب‌کردن خانه را درک می‌کند و چندبرابر روزهای دیگر می‌کوشد. وقتی دانشجو ضرورت کنکور را می‌فهمد، چند‌برابر زمان‌های معمولی درس می‌خواند. وقتی یک ورزشکار اهمیت مسابقه‌ای بزرگ را درک می‌کند، تمریناتش را افزایش می‌دهد. در این موضوع ما دچار همین مشکل هستیم. وقتی ما ضرورت‌ها را درک نکرده‌ایم، با لیله‌القدر و امیرالمومنین(ع) در تعارف و کم‌کاری مواجه می‌شویم. البته همین کار اندک نیز برای ما برکات زیادی به همراه آورده است، اما به یقین وظیفۀ اصلی را انجام نداده‌ایم. ما ضرورت‌ها را درک نمی‌کنیم، مگر اینکه تمایلات ما نورانی و درست باشد. شهید مطهری با اینکه سال‌ها از نهج‌البلاغه استفاده کرده بود و در فهم آن مهارت داشت، اذعان کرد: من تا زمانی‌که با مرحوم شیخ مرتضی طالقانی آشنا نشدم، نهج‌البلاغه را نفهمیدم! وقتی ایشان با آن کمالات این حرف را می‌زند، ما در چه جایگاهی قرار داریم! ان‌شاءا... روزی برسد که این کم‌کاری‌ها را جبران کنیم؛ که اگر آن روز دور باشد، دیگر واویلا به ما و واویلا به جامعۀ ما.

 

برای رسیدن و قدم‌گذاشتن در راه شناخت نهج‌البلاغه، بهتر نبود خیلی زودتر از این‌ها اقدام می‌کردیم؟

طبیعتاً هیچ وقت نباید ناامید شد. کارها کم نیست، اما برای شروع و حرکت به‌سمت حقیقت، راه روشن است. اینکه ساختار نظام آموزش‌وپرورش ما حقیقتاً باور دارد که تعلیم و تربیت باید در‌کنار یکدیگر باشند و معلمان ما آمادگی به‌دوش‌کشیدن این افق را داشته باشند، بسیار مهم است. هیچ کسی نباید منتظر دیگری بماند. باید دونفری و یک‌نفری از جای برخیزیم و همین حالا مخاطبان این حرف‌ها و خوانندگان این مصاحبه از خودشان شروع کنند. انس با نهج‌البلاغه و کلمات قصار نهج‌‌البلاغه و کتاب‌هایی که دربارۀ آن وجود دارد، همگی کمک کننده‌اند.

 

چه کنیم که اثرات خود‌سازی ماه مبارک رمضان دوام و برکت یابد؟

یادمان باشد هر کسی هر کاری انجام می‌دهد، با اثر آن مواجه می‌شود؛ حتی نگاهی با لبخند به روی پدر و مادر، که دیگر از این آسان‌تر نیست. چه برسد به روزه‌داری، آن هم در روزهای بلند تابستان که واقعاً کار سختی است. به اعتبار آیۀ شریفۀ فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ در این عالم، اعمال، آثاری الی‌الابد دارند. روزه‌داری هم حتماً اثر مُلکی و ملکوتی بی‌نهایتی دارد؛ البته نه به این معنی که همۀ آثار را می‌توانیم نشان بدهیم؛ بلکه خیلی از این آثار در حقیقتی جاری می‌شود که ما مقیاس اندازه‌گیری آن حقیقت را نداریم، ولی این قطعی است که تمامی کارهای خوب و بد آثار دارند. قرآن می‌فرماید: «وَنَکْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ» یعنی «‌هر آنچه کردند و بعداً فرستادند محاسبه می‌کنیم». یکی روزۀ مستحبی و یکی روزۀ واجب می‌گیرد و در ملک و ملکوتش اثر می‌گذارد. حتی یک نماز دست‌و‌پا شکسته خواندن یا یک «یاعلی» گفتن یا راه کوچکی برای کسی باز کردن اثر دارد؛ حال چگونه می‌شود روزه اثر نداشته باشد؟!

 

چه باید کرد که آثار اجتماعی این ماه در جامعه ماندگار باشد؟ اصلا اثرات اجتماعی این ماه چیست؟

این‌طور نیست که یک کار خوب را که انجام داده‌ایم، به همان کفایت کنیم و رهایش سازیم. جامعه هم به همین شکل است. آثار یک کار فردی در جامعه نیز تأثیر خود را می‌گذارد. یک کار خوب مانند طی‌کردن چند پله است که اوج گرفته‌ایم، ولی این تمام هدف نیست و نباید در میان راه متوقف شویم؛ بلکه باید سعی کنیم که با کارهای خوب دیگر و تکرار آن‌ها پله‌های بیشتری طی کنیم. برای همین است که قرآن روی مداومت و پایداری تأکید می‌کند: «وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِیقَةِ لَأَسْقَیْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا» و آیات فراوانی از این دست داریم که ترجمه‌اش این‌گونه است: «اگر این‌ها بر مسیری که رفته‌اند پای فشارند، ما از آن آب‌های گوارا می‌نوشیمشان». 

در یک جمع‌بندی کلی باید بگویم خداوند به هر کسی که در این ماه به میهمانی بیاید، توجه می‌کند و همۀ مهمانانش را ارج می‌نهد؛ حتی آنان که فقط شب قدر می‌آیند، قدمشان بر چشم فرشتگان خداست و خداوند به آن‌ها توجه خاص دارد. از آن‌ها بیشتر کسانی هستند که می‌آیند و می‌مانند و می‌خواهند ادامه بدهند. آن‌ها آثار را بیشتر درک می‌کنند و لذت بیشتری نصیبشان می‌شود. در آیات و روایات، تأکیدات بر این دریافت عقلی (آثار روزه‌داری) به حدی زیاد است که دیگر جای گفتگو نمی‌ماند.

 

103669.jpg

 

..........................................

 

حجت‌الاسلام علی‌اکبر نوایی، مدرس حوزۀ علمیه

  • برای تبلیغ و فهم نهج‌البلاغه کار زیادی انجام نشده است

 

نهج‌البلاغه تا چه اندازه در زندگی ما جاری است؟

متأسفانه نهج‌البلاغه در زندگی ما جاری نیست. اگر بخواهیم از گره‌خوردن نام امیرالمومنین(ع) و شب قدر صحبت کنیم، چه‌بسا به این تفسیر اشاره کنیم که خود علی(ع) لیله‌القدر است. این جمله دربارۀ حضرت زهرا(س) نیز گفته شده است. این به آن معناست که یک شب حکومت علی(ع) و هدایت و روشنگری ایشان، از هزار ماه حکومت بنی‌امیه بالاتر است. متأسفانه ما ائمه اطهار(ع) را نشناخته‌ایم؛ اگر حقیقت را درست می‌فهمیدیم باید به‌سمت شناخت آن حرکت می‌کردیم و فرمایشات آن‌ها را شاخص و الگوی زندگی‌مان قرار می‌دادیم. ما نباید نهج‌البلاغه را فراموش کنیم، چرا‌که میراث تاریخی ماست که به زبان علی(ع) ماندگار شده است. نهج‌البلاغه برادر قرآن محسوب می‌شود، اما آیا حق این برادری ادا شده است؟ پس در شب قدر، یکی از مسائلی که می‌تواند مطرح شود، همین است که با علی‌(ع) پیمان ببندیم و بگوییم «ای علی! ما آنچه را از طرف تو صادر شده است، می‌خواهیم؛ پس در هدایت ما کمک کن.».

 

همگی ما می‌دانیم که حب اهل بیت(ع) در دل تمام شیعیان وجود دارد. فکر می‌کنید به دلیل همین اطمینان و دلگرمی بوده که به‌طور جدی تدبر و تفسیر در شخصیت امیرالمومنین(ع) را در زندگی‌هایمان قرار نداده‌ایم؟

متأسفانه جامعۀ ما به حقیقت اسلام کاملا اشراف ندارد. جامعه در بعد دینی کاملا آگاه نشده است. اگر جامعه را دقیق بررسی کنیم، می‌بینم که فلسفۀ ظهور پیامبر اکرم(ص) در تربیت و تعالی انسان کامل است. نمونۀ انسان کامل نیز امیرالمومنین حضرت علی‌(ع) است. ‌صرف اینکه به فرزندانمان بیاموزیم هنگام برخاستن «یا علی‌» بگویند، در تربیت دینی کاری نکرده‌ایم. ما باید کودکانمان را با راه حضرت علی(ع) و همچنین رفتار و منش ایشان‌، عبادت‌، مناجات‌، عدالت‌، شجاعت، بصیرت‌، جهاد و مبارزه و شهادت‌طلبی آشنا کنیم. اگر بخواهیم در این راستا گام برداریم، در اولین قدم نهج‌البلاغه مطرح می‌شود. نوع حکومت ایشان، سیاست‌ورزی، سازش‌ناپذیری علی(ع) در اولویت است. اصلا ببینیم که ایشان با فرزندان و همسر خود چگونه رفتار کرده است. همگی این‌ها برای ما در اولویت قرار می‌گیرد. اگر ما علی‌(ع) را دوست داریم باید به فرزندانمان بگوییم که علی(ع) با قرآن زندگی کرده است و سعی کنیم شب قدر، شروعی برای شناخت واقعی ایشان باشد.

 

چرا کتب اندکی در تفسیر نهج‌البلاغه داریم؟

باید معترف بود که برای ترویج و تبلیغ و فهم نهج‌البلاغه کار زیادی انجام نشده است؛ به‌طوری‌که تفاسیر مختلفی به فراخور جایگاه اجتماعی افراد وجود ندارد.

 

فکر می‌کنید متولی اصلی این کار چه کسی است؟

متولی این جریان قطعاً باید حوزه‌های علمیه باشند. حوزه‌های علمیه باید جوهره‌ای چنان قوی داشته باشند که این مسئله از درون آن‌ها صادر و نشر شود. البته حوزه‌های علمیه کارهای زیادی انجام داده‌اند، اما به‌اندازه‌ای که رسالت حوزه بوده است، کاری صورت نگرفته است. به عنوان کسی که در حوزۀ علمیه مسئولیت دارم، می‌بینیم که کارهای انجام نشده بیشتر از کارهای انجام‌شده است.

 

به عنوان یکی از مدرسان حوزۀ علمیه، برای تشکیل کارگروهی در جهت ترویج و نشر و تفسیر نهج‌البلاغه پیشنهادی ارائه کرده‌اید؟

کارگروهی تشکیل داده‌ایم و در آینده نیز همایشی را با عنوان مهجوریت‌زدایی از نهج‌البلاغه برگزار خواهیم کرد. امیدواریم از امسال تا سال آینده بتوانیم کاری بنیادی انجام دهیم که برکاتش به جامعه برسد. اگر معارف اهل بیت(ع) را در جامعه نشر دهیم و مردم با این معارف آشنا شوند، وضعیت جامعه بهتر از حالا خواهد شد.

..........................................

 

دیدگاه یک/ مدرس حوزه و دانشگاه، حجت‌الاسلام واعظ موسوی

  • انسان مجموعه‌ای از کامروایی‌ها و ناکامی‌هاست

 

معتقدیم که شب قدر، بهترین زمان برای استغفار و توبه است. از نظر روان‌شناسی و علمی تا چه اندازه این مسئله در روح و روان و سلامت فرد تأثیرگذار خواهد بود؟

دعا و نیایش در تمام فرهنگ‌ها وجود دارد؛ یعنی همۀ انسان‌ها در ادیان مختلف دارای مناسک مذهبی هستند و به نیایش می‌پردازند. در علم روان‌شناسی گفته می‌شود که نیایش باعث آرامش تن و روان خواهد شد؛ چرا‌که هنگام نیایش، شخص به منبع لایزالی وصل می‌شود؛ یعنی دست به‌سوی خدایی می‌برد که همچون خودش محدود نیست. تمام لطمه‌های انسان به خودش، از محدودیت‌های اوست و وقتی به نامحدود اتصال پیدا می‌کند، آرامش می‌یابد. آسیب‌ها در این دنیا فراوان است؛ بیماری، ناکامی در عشق، ازدواج، جنگ و خشونت و... همگی انسان را محاصره کرده است و این انسان با مجموعۀ ضعف‌هایی که همراه با خودش جابه‌جا می‌کند، نوعی اسارت را پذیرفته است. به تعبیر قرآن، انسان مبتلاست؛ یعنی مجموعه‌ای از کامروایی‌ها و ناکامی‌هاست. پس چنانچه از رهگذر نیایش به عالم غیب و نامحدود وصل شود، آرامش بی‌حد‌واندازه‌ای پیدا خواهد کرد. لذا هر کسی که کمترین تجربۀ نیایش را داشته باشد، معترف به حال خوب خود در آن لحظه خواهد بود؛ چرا‌که می‌دانسته دیگر تنها نیست. این روزها این جملات را به‌کرات می‌شنویم: «همسرم من را درک نمی‌کند. مادرم من را نمی‌فهمد. از خانواده‌ام فاصله دارم.». غالباً برای بشر همیشه این نوع گله‌مندی‌ها وجود داشته و دارد. حتی آدم‌ها ممکن است ساعت‌ها با هم، صحبت کنند ولی نهایتاً چیزی تغییر نکند. همچنین می‌بینیم در برخی زندگی‌های مشترک، بعد‌از گذشت سی‌سال، صحبت از سوء‌تفاهم در‌میان است، ولی برعکس، در نیایش و ارتباط با خالق، شخص با چند جمله پاسخ و آرامش از‌دست‌رفته را دریافت می‌کند. گاهی حتی جمله‌ای هم رد و بدل نمی‌شود و فرد فقط با نگاهی به آسمان و رجوع به قلبش احساس می‌کند فهمیده شده است. در‌واقع تفاهمی بین محدود و نامحدود و عبد و خالق به وجود خواهد آمد. پس می‌توان نتیجه گرفت که مجموعۀ تمام این عوامل سبب سلامت تن و روان می‌شود. تعداد زیادی از بیماری‌هایی که امروز در جسم مشکلاتی به وجود می‌آورد، بیماری‌های است که به‌خاطر اختلالات و نا‌آرامی‌های روانی ایجاد شده است. می‌گوییم ذکر همچون اکسیژن است و اگر اکسیژن قطع شود، زندگی ادامه نخواهد داشت. پس به‌منظور نگهداشتن و استمرار حال خوب ماه رمضان باید دائم‌الذکر بود. البته دائم‌الذکر بودن، نه به این معنی که مدام لب‌هایت تکان بخورد، بلکه باید از بیداری تا خواب در تمام امور زندگی، دلمان به یاد خدا باشد.

 

آیا علم توانسته است راهی برای آرامش کسانی که به توحید و معاد اعتقادی ندارند، پیدا کند؟

روان‌شناسان تلاش کردند به کسانی که باوری به خالق و عالم غیب ندارند، آرامش دهند و این افراد را از حالت اضطراب به آرامش برسانند، اما تا جایی که من مطلع هستم، تلاش‌ها در این زمینه به‌طور مقطعی نتیجه داده و هیچ کدام ماندگار نبوده است. دلیلش نیز آشکار است؛ کسی که به مبدأ و معاد اعتقادی نداشته باشد‌، چیزی او را تکمیل نمی‌کند. او همانند فرزندی است که مادر نداشته باشد. این فرد ممکن است با هر‌گونه وسیلۀ سرگرم‌کننده‌ای آرام شود، اما بعد‌از مدتی دوباره بی‌قرار خواهد شد. البته این مسئله صرفاً مربوط به این افراد نمی‌شود؛ بلکه در زمان‌هایی نیز خود ما، جسم و روانمان به‌دنبال خداست، اما نمی‌دانیم به بیراهه می‌رویم. به هر دری می‌زنیم، ولی پاسخ مطلوبی نمی‌گیریم تا اینکه در آخر می‌فهمیم تنها راه رسیدن به آرامش مناجات با معبود است.

..........................................

 

دیدگاه دو / مدرس حوزۀ علمیه، حجت‌الاسلام علی‌اکبر نوایی

  • شب قدر در همۀ امت‌های پیشین بوده است

 

آیا شب قدر در امت‌های پیشین پیامبر نیز بوده است؟

بله؛ چنین مسئله‌ای در تاریخ بشر و تاریخ ادیان وجود داشته است. دربارۀ حضرت موسی گفته شده است که ایشان در شب‌های قدر همیشه با خدا مناجات کرده‌اند. پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: حضرت موسی به خدای متعال در مناجات‌هایشان عرض کرد «من قرب و نزدیکی تو را طلب می‌کنم» و خدا نیز در پاسخ فرمود «قرب من برای کسی است که شب بیدار باشد». همچنین روایاتی از حضرت داوود و حضرت سلیمان و دیگر پیامبران دربارۀ شب قدر وارد شده است. بنابراین شب قدر مختص امت اسلام از زمان پیغمبر تا به امروز نیست؛ بلکه مربوط‌به تمام ادیان و پیامبران بوده است و آن‌ها امت‌های خود را به مناجات و راز و نیاز با خدا ترغیب می‌کردند.

 

گفته می‌شود اسنادی وجود دارد که بیان می‌کند منحرفینی از مسلمانان در صدر اسلام و بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص) قصد داشتند شب قدر را صرفاً منسوب به حیات پیامبر بدانند؛ این مطلب صحت تاریخی دارد؟

خیر؛ این جریان اصلا سند تاریخی معتبری ندارد؛ چرا‌که ما در قرآن سورۀ قدر را داریم. از‌طرفی در قرآن آمده است که نزول یک‌بارۀ آیات در شب قدر اتفاق افتاده است؛ پس مشخص می‌شود ماه رمضان و شب قدر پیش از آن هم وجود داشته است که می‌گوید: «همانا ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم» و نمی‌گوید: «ای پیامبر ما برای تو شبی همچون قدر قرار دادیم تا قرآن را در آن نازل کنیم»! 

روایاتی هم دربارۀ قبل‌از رسالت پیامبر وجود دارد که نشان می‌دهد ایشان در شب‌های قدر به غار حرا می‌رفته‌اند. قرآن مجید به‌صورت مجموعه بر قلب پیامبر نازل شد؛ سپس وحی طی ۲۳‌سال به‌طور تدریجی نازل شده است، اما در اینکه کجا و در چه مکانی در شب قدر به‌صورت واحد نازل شده است، دچار اختلاف هستند. برخی‌ می‌گویند این اتفاق در مکه رخ داده است؛ برخی‌ معتقدند در غار حرا بوده است. 

لذا می‌بینیم در برخی جاها که آیات قرآن نازل می‌شده است، پیامبر جلوتر آن را می‌خواندند؛ چرا‌که ذهن ایشان بسیار شفاف و گیرا بوده است. به همین دلیل خدای متعال ایشان را نهی می‌کند و می‌گوید: «عجله نکن به قرآن قبل از اینکه وحی بر تو نازل شود؛ بگذار ما بر تو بخوانیم، بعد تکرار کن.».

 

از اعمالی که در شب قدر به آن اشاره شده است، مطالعۀ مذهبی است که کمتر در‌این‌باره صحبت شده است. کمی در‌این‌باره توضیح دهید.

در شب قدر، دانستن یک مسئله و راه حل خیلی مهم است، ولی انگیزۀ انسان در شب قدر و اینکه چه مطالعه‌ای باشد هم مهم است. مسلماً درک و خواندن یک صفحه نهج‌البلاغه بسیار تأثیر‌گذار است، اما شاید درست نباشد که هر مطالعه‌ای را عبادت محسوب کنیم؛ چرا‌که افضل اعمال در شب قدر استغفار و توبه است. قرآن سر گرفتن و خواندن جوشن کبیر، روح را برای استغفار آماده می‌کند. 

ما در شب قدر باید نیت ارتباط با خدا را داشته باشیم. نیت ما این است که خود را به محضر الهی نزدیک کنیم. بعد‌از استغفار موضوعات دیگری همچون قرائت قرآن‌، خواندن نماز، صلوات و... مطرح می‌شود. همین قرآن سرگرفتن درراستای تقرب به خدای متعال است؛ یعنی خداوندا! من قرآن را بر سر می‌گیرم؛ چرا‌که قرآن مرام‌نامۀ زندگی من است و اصل و راه زندگی‌ام خواهد بود. پس می‌بینیم که مطالعه اهمیت دارد، اما مناجات پیش از آن و بهتر است.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی