کد خبر : 74151
/ 00:00
وحید جلیلی از تعبیر« آتش به اختیار » رهبر انقلاب می‌گوید؛

هم اختیار هم مسئولیت

در روزهای اخیر فعالین دانشجویی سراسر کشور به نمایندگی از دانشجویان در حضور رهبر معظم انقلاب حاضر شدند.

هم اختیار هم مسئولیت

خبرنگاران: سلامی/نیک نژاد

گفتگوی شهرآرا آنلاین / در این جلسه محورهای مهمی مورد اشاره و تاکید قرار گرفت که البته طبق روال همیشگی، این سخنان در بازتاب بالایی داشت. یکی از تعابیری که مقام معظم رهبری در آن دیدار اشاره داشتند «آتش به اختیار» بود که حرف ها و نظرات مختلفی پیرامون آن مطرح شد. بیانی که رهبری در جلسه افطار با دانشجویان داشتند این بود که وقتی دستگاه های اجرایی اختلالی در سیاست گذاری و راهبری دارد، آنهایی که در خط کار می کنند و در بدنه هستند، مقداری مجبور می‌شوند اتصالشان را با دستگاه مربوطه قطع کنند چرا که آن دستگاه مختل است و یا دچار اشتباه تشخیص شده است. بر همین اساس برنامه جهان آرا با حضور وحید‌جلیلی معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری مشهد به واکاوی ابعاد مختلف این موضوع پرداخت که مشروح این برنامه در ادامه آمده است.

 

عده‌ای، برداشت مغرضانه‌ای از سخنان رهبر داشتند

کلیدواژه‌ای که مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان در ماه مبارک رمضان عنوان کردند، بازخوردهای متفاوتی از دوست و دشمن در مورد آن دیده شد. برخی از واکنش‌هایی که در برابر سخنان مقام معظم رهبری صورت گرفت، واقعاً مغرضانه بود؛ یعنی متعمدانه و از روی غرض سعی کردند معنایی را که رهبری از این جمله معنا کرده بودند، تحریف کنند. یکی از وظایف رهبری این است که معایب و نقایص نظام را ترمیم کند؛ یعنی اگر دستگاه یا سیستمی‌ دچار عیبی شد و آن عیب هم مزمن شد و علاج آن به درازا کشید، این افتخار رهبری نظام نیست که دربرابر آن عیب سکوت کند و پاسخ‌هایی را که چندان قانع‌کننده نیست، بپذیرد و اجازه بدهد یک‌سری استانداردهای غلط جلوی آزادشدن یک‌سری از ظرفیت‌ها را بگیرد.

 

ولایت‌فقیه، مانع از دیکتاتوری می‌شود

وقتی ما می‌گوییم ولایت مطلقۀ فقیه، یعنی چه؟ چون عده‌ای را می‌بینم که از این سخنان اشتباه برداشت می‌کنند و می‌گویند این خلاف قانون است و می‌خواهند خلاف چهارچوب‌ها عمل کنند. اولا که این نیست و بعد هم اگر این هم باشد، نظریۀ مترقی ولی‌فقیه، طبق آن چیزی که حضرت امام‌(ره) تبیین کردند، حتی در چهارچوب احکام اولیه و ثانویه هم محدود و محصور نمی‌شود. حکم حکومتی هم می‌تواند این‌ها را نقض کند. یکی از دعواهای عمده‌ای که در طول حیات امام(ره) هم پیش آمد، همین بود که امام(ره) می‌فرمودند ولی‌فقیه اگر ببیند مصلحت نظام و جامعۀ دینی ایجاب می‌کند، حتی می‌تواند حج را هم تعطیل کند. چیزی که در سخنرانی چند روز پیش مقام معظم رهبری نقل شده بود، نه خلاف قانون و نه نفی اصول اساسی نظام است. یکی از مهم‌ترین کارهای ولایت‌فقیه، جلوگیری از دیکتاتوری است. وقتی ولایت مطلقۀ فقیه را می‌گوییم، نه‌تنها دیکتاتوری نیست، بلکه یعنی دست ولی‌فقیه باز است تا با دیکتاتوری در هر شکل آن مقابله کند.

 

دیکتاتوری ستادها، بنیادافکن است

یک شیوه از دیکتاتوری که ما الان با آن مواجه هستیم، دیکتاتوری ستادهاست. یک‌سری ستادهای ناکارآمد، سرگردان و بی‌برنامه در یک جایگاهی قرار گرفته‌اند. با آن‌ها هم خیلی مماشات شده است. اگر ستادها سالیان سال به وظایف قانونی خود عمل نکردند، بلکه بر معایبشان افزوده شد، باید چه‌کار کنیم؟ باید بگوییم که ده‌ها‌هزار، صدها‌هزار فعال فرهنگی که در این کشور هستند، با این شرایط بسوزند و بسازند. یا نه، اصلا وظایف رهبری این است که وقتی می‌بیند یک اختلافی وجود دارد، بیاید و برای رفع آن راهکار خودش را ارائه دهد. چیزی که مقام معظم رهبری عنوان کردند این بود که وقتی شما می‌بینید که با اختلال سیستمی‌ مواجه هستید، شما «آتش‌به‌اختیار» هستید. من تعجب می‌کنم وقتی می‌بینم که یک‌سری از افراد با مواضع تند، سعی کردند سخنان رهبری را تحریف کنند و این حرف منطقی را زیرسؤال ببرند. 

 

برخی ظاهرا اختلال در سیستم را قبول ندارند

آن‌هایی که کلمۀ «آتش‌به‌اختیار» را نفهمیدند، معلوم است که تلقی این‌چنین‌مضحکی از سیستم دارند. یک حرف خیلی منطقی را که ممکن است هر سیستمی‌ دچار اختلال شود را قبول ندارند. شما با یک مجموعۀ انسانی طرف هستید. انسان موجودی عقل‌مند است و می‌تواند در جایگاه خودش آن اختلال را تشخیص بدهد و متناسب با آن اختلال و به اقتضای شرایط، عکس‌العمل مناسبی از خود نشان بدهد. با این عکس‌العمل مناسب شما می‌توانید خروجی اصلی را از سیستم بگیرید. عده‌ای که این حرف‌ها را قبول ندارند، می‌گویند اگر سیستم خروجی هم نداشت اشکال ندارد، آن چیزی که موضوعیت دارد، آن چیز که اصل است، همان فرایند است. این افراد با تلقیِ غلط موجب می‌شوند که توصیه کنند مردم و کسانی که با این سیستم سر‌وکار دارند، به اختلال سیستم کمک کنند. با اطاعتتان، با سکوتتان، با پذیرش اشتباهات و خلأهای خیلی واضح.

 

در حوزۀ فرهنگ بین صف و ستاد فاصله‌ای غیرمنطقی ایجاد شده

نمی‌شود انکار کرد که در حوزۀ فرهنگ بین صف و ستاد فاصله‌ای غیرمنطقی ایجاد شده و ستادها کمتر صف و اقتضائاتش را می‌فهمند. من چند سال پیش یادداشتی نوشتم به نام «صف‌های خسته، ستادهای چاق و پادشاهان لخت». در آن زمان خیلی‌ها ناراحت شدند که چرا گفتید لخت. در آن یادداشت همین را تبیین کرده بودم؛ یعنی ستادهایی که بدجوری فربه شده‌اند. ستادهایی فربه‌ که هیچ خاصیتی ندارند و روز‌به‌روز هم درحال پر‌طمطراق‌شدن هستند. بگذارید راحت‌تر صحبت کنیم. ما یک مفهومی‌ به‌نام ولایت‌پذیری داریم که یکی از افتخارات تشیع و جمهوری اسلامی‌ است؛ ولی اگر هر مفهومی‌ به‌درستی تعبیر نشود و به اندازه، فهم نشود و به آن التزام نباشد، ممکن است به‌تدریج تحریف نشود. قصد دارم «آتش‌به‌اختیار» را از این زاویه توضیح بدهم. اگر در مفهوم ولایت‌پذیری افراط بشود و کار به جایی برسد که فلان‌دهدار در فلان‌روستا بگوید اگر دربرابر کار به‌وضوح اشتباهِ بنده، کسی بخواهد موضع و حرفی بزند، آن فرد ضدولایت‌فقیه است. مشخص است که این تعبیر چیست. مفهوم ولایت در کنار مفهوم جمهوریت است نه در برابر جمهوریت. نظام ما هم نظام ولی‌فقیه است و هم نظام جمهوریت و این دو تا، دو روی یک سکه هستند.

 

قیافه‌های ظاهرالصلاح، افراد انقلابی را سرکوب می‌کنند

یکی از کارهای مهم ولی‌فقیه، باز‌کردن فضا برای مردم و جلوگیری از دیکتاتوری است. نظام ما، نظامِ مستضعفین است. مستضعف در قرآن یعنی چه؟ مستضعف کسی است که ضعیف نگاه داشته بشود، جلوی شکوفایی استعدادها و قابلیت‌هایش گرفته بشود. اصلا نظام دینی به وجود می‌آید و ولایت‌فقیه به صحنه می‌آید برای اینکه تبعیض شکل نگیرد. برای اینکه همه به‌طوریکسان بتوانند به میزان قابلیت و استعدادی که خداوند متعال به هر فرد ارزانی کرده است، رشد بکنند. اگر عده‌ای آمدند جلوی شکوفایی خیلی از ظرفیت‌ها ایستادند و بعد به کسانی که خواستند به آن‌ها اعتراض کنند، بگویند این کار شما، خلاف ولایت‌پذیری است. خیر، این‌چنین نیست. وقتی می‌گوییم ولایت، باید حس گشایش به انسان دست بدهد. فضا باز بشود، نه اینکه عده‌ای این واژه را طوری به کار ببندند که این فضا را ببندند. متأسفانه نمونه‌های مختلفی در حوزه‌های گوناگونی از این مثال داریم. کسانی با قیافه‌های ظاهر‌الصلاح به صحنه می‌آیند و بسیاری از افراد و حتی بچه‌حزب‌اللهی‌ها را ساکت و منزوی می‌کنند و جلوی آن‌ها را می‌گیرند به بهانۀ اینکه کار شما خلاف ولایت‌فقیه است. چرا؟ به‌خاطر اینکه تو باید از من تبعیت کنی، چون من از سلسله‌مراتب به ولایت‌فقیه منتسب هستم. آقا، کاری که شما می‌کنی و مهم‌تر از آن، کاری که نمی‌کنی چه نسبتی با سخنان رهبری دارد که ما هر شب می‌شنویم؟ 

 

مسئولان ظاهرالصلاح فرصت گفتگو را از فعالان انقلابی گرفته‌اند

فرصت گفتگو بین افراد انقلابی و افراد ظاهرالصلاح پیش نمی‌آید. اصلا بحثی پیش نمی‌آید. اتفاقاً این خیلی خوب است. مثلا بگویند که نظر ما این است و نظر شما این است. خیلی از اوقات این گفتگو شکل نمی‌گیرد و اجازۀ گفتگو شکل نمی‌گیرد. اتفاقاً یک فضایی برای گفتگو ایجاد شود، خیلی خوب است. آقا هم همین را گفتند؛ در این سخنرانی خود گفتند میزگردها را راه بیندازید و گفتگوهای چهره به چهره را فعال کنید. یعنی چه؟ یعنی اینکه نظر شما این است و یک نفر دیگر هم هست که نظر دیگری دارد. بگذارید فضا باز باشد و هر کس نظر خود را بدهد. اتفاقاً این‌ها جوری از ولایت حرف می‌زنند که گویی از ولایت خودشان حرف می‌زنند، از ولایت خودشان دم می‌زنند؛ یعنی من حرفی زدم و دیگر تمام شد. باید یک‌سری تعارفات را کنار بگذاریم. در مشهد یک تشکیلاتی است که به‌عنوان مثال در قضیۀ انتخابات می‌گوید هیچ کس حق ندارد خودش فکر کند. تفکر تعطیل. تحلیل تعطیل. انتخابات مجلس باشد یا شورا باشد فرقی نمی‌کند؛ ما صبح جمعه به شما یک لیست می‌دهیم که در بالای آن نوشته شده هو‌المطلوب. بروید به این لیست رأی بدهید اگرچه اسامی‌ را نشناسید، اگرچه هیچ اطلاعی راجع به منش و تفکر این نامزدها نداشته باشید. اسمش را هم می‌گذارند به‌اصطلاح، تفکر ولایی. این ۱۰۰درصد تفکر ضدولایی است.

 

توصیۀ ولایت‌فقیه به همه، تحلیل و فکرکردن است

ولایت‌فقیه از شما خواسته که فکر کنید و آگاه باشید، تحلیل و بصیرت داشته باشید. اگر آمدید سوء‌استفاده کردید و مبانی غربی و سکولار را آوردید و همۀ این‌ها با مبانی دینی فاصله دارد، شما ضدولایت‌فقیه هستید. اگرچه ظاهر‌الصلاح هم باشد. اگرچه دیگران را متهم بکنند. متأسفانه در سال‌های گذشته، از این سنخ‌رفتارها کم نداشتیم. من فکر می‌کنم این جلسۀ مبارک در حضور دانشجویان، آغاز یک ویرایش در نظام ولایی است؛ یعنی آن رسوباتی که موجب شده است این قنات نتواند به آن میزانی که قابلیتش را دارد، جامعه را سیراب کند، باید لای‌روبی شود. باید یک‌سری تفکرات غلط و اشتباه که به وجود آمده و نرم‌افزار تفکر ولایی را در کشور آلوده و ویروسی کرده است، ویروس‌زدایی شود. مسبوق به سابقه هم هست و مربوط به امروز و دیروز نیست. مقام معظم رهبری در ۱۷آبان ۱۳۷۲ هم نکاتی فرمودند که جنجال زیادی برپا شد و عده‌ای از افراد ظاهرالصلاح و در ظاهر دلسوز رهبری، ایراد گرفتند که چه جمله‌ای بود که شما فرمودید. مقام‌معظم‌رهبری در آن سخنرانی به دانشجویان فرمودند: دانشجو باید تحلیلگر باشد. خودت اهل تحلیل باش. خودت فکر کن. تحلیل کنید هر چند غلط. یک عده می‌گفتند ما ولایی هستیم و شعار می‌دادند که تحلیل نکن هر چند درست. شما هر چقدر هم در فکرکردن بکوشید، ممکن است اشتباه فکر کنید. من می‌گویم این‌ها اصلا اسلام‌شناسی اسلام را قبول ندارند و به‌صورت مبنایی با انسان‌شناسی جمهوری اسلامی‌ ایران مخالف‌اند.

..........................................

 

  • بین ایده تا عمل فاصله زیادی افتاده است

 

چه کسی جلوی شما را گرفته که تبلیغ کنید؟

بعضی از این افسران جنگ نرم خودشان باآتش‌به‌اختیارمخالف‌اند؛ چون اگرآتش‌به‌اختیارباشند، به‌دنبالش مسئولیت دارند. آن‌ها یک تنبلی نهادینه‌شده‌ای را می‌پسندند که بگویند هر چه را گفتید، عمل کردیم و شما چیز بیشتری نگفتید. باید به آن‌ها گفت چه کسی جلوی شما را گرفته که بسیاری از کارها را انجام دهید؟ مثلا وقتی فیلم «ماجرای نیمروز» یا «ویلایی‌ها» یا «یتیم‌خانۀ ایران» روی پرده می‌آید، کسی جلوی شما را گرفته که بروید و تبلیغ کنید؟ مگر شما به رهبری نگاه نمی‌کنید که خودشان به‌عنوان یک مبلغ آثار فرهنگی این‌همه آثار خوب را تبلیغ می‌کنند؟ مقام‌معظم‌رهبری فلان‌کتاب را می‌خوانند، برایش نقد می‌نویسند بعد نویسنده را دعوت می‌کنند و شخصاً از او تشکر می‌کنند. خب شما اگر خودتان را سرباز و افسر جنگ نرم می‌دانید، به ستادها و قرارگاه‌های ناکارآمد و مختل چه‌کار دارید؟ وقتی دارید می‌بینید که رهبر و امام و الگوی شما چنین‌راهکاری را ارائه می‌دهند، کسی جلوی شما را گرفته که این کار را انجام ندهید؟آتش‌به‌اختیاریعنی این؛ یعنی من این الگو را دادم، بروید آن را پیاده کنید. نه اینکه بگویید باید طبق بخشنامه و از طریق سلسله‌مراتب به ما ابلاغ شود یا اینکه هنوز رهبری به ما نگفته‌اند.

 

«آتش‌به‌اختیار»بودن، یعنی منفعل‌نبودن

رهبری حرفشان این است که فعال باشید، چرا این‌قدر منفعل هستید؟ آتش‌به‌اختیاربودن یعنی فعال‌بودن؛ یعنی این‌همه فرصت‌هایی را که در اطراف ما هست، کشف‌کردن، دیدن و از آن‌ها حمایت‌کردن. این متأسفانه مشکلی است که از طریق صف به وجود آمده است.آتش‌به‌اختیاریعنی اینکه شما راه بیفتی و معطل نمانی. به کنه خیلی از چشم‌اندازنویسی‌ها که توجه می‌کنی، می‌بینی برای کار‌نکردن است. برنامه‌ریزی برای کارکردن است، نه به‌جای کارکردن. الان مشکل عمده‌ای که در ستادها داریم و به صف هم کشیده شده، این است که برای کارنکردن برنامه‌ریزی می‌کنند. اگر مقام‌معظم‌رهبری گفتند آتش‌به‌اختیار، یعنی این بهانه را گرفتند که فلان‌کار ایجابی حتماً باید به شما ابلاغ شود. مخصوصاً در چنین‌شرایطی که هنوز جلسۀ رهبری تمام نشده، حرف‌های ایشان پیامک و تلگرام می‌شود. خیلی کارهای خوب وجود دارد که شما می‌دانید خوب و معروف است، ولی انجام نمی‌دهید. در تحلیل کلیدواژۀآتش‌به‌اختیارباید به این نکته توجه کرد.

 

کسی که تکلیف‌گراست، معطل نمی‌ماند

افرادی مثل حسین احمدی‌سخا و روح‌ا... نامداری، بچه‌هایی بودند که معطل نمی‌ماندند. کسی که تکلیف‌گرا و آرمان‌گرا باشد، معطل هیچ‌کس نمی‌ماند.آتش‌به‌اختیاریعنی وقتی می‌بینی جبهه‌ای وجود دارد و جنگ همه‌جانبه‌ای وجود دارد، معطل هیچی نمی‌شوی. باید ترازوهایمان را دیجیتال کنیم و باسکول‌ها را کنار بگذاریم. نمی‌خواهم بگویم بزرگ فکر نکنیم، ولی مشروط به اینکه بتوانیم در حد یک خانواده، محله یا پایگاه اقدام واقعی بکنیم. اینکه در جمهوری اسلامی از ایده و تصمیم تا عمل و نتیجه فاصله افتاده، آسیب‌شناسی می‌خواهد. ما ایده‌های خوب کم نداریم، ولی بعضی‌ها فکر می‌کنند ایدۀ خوب به‌تنهایی کفایت می‌کند؛ درحالی‌که باید اقدام صورت بگیرد. پارسال هم آقا در بحث اقتصاد، کلیدواژۀ «اقدام» را به کار بردند. فرمودند اقدام و عمل، یعنی در برنامه‌ریزی‌های ستادها و چشم‌اندازنویسی‌ها متوقف نشوید. الان در عرصۀ فرهنگ چنین‌مشکلی را داریم.

 

103634.jpg

 

..........................................

 

دریچه یک 

  • محافظه‌کاری قتلگاه انقلاب است

 

واقعاً هر کدام از ما هرچقدر هم که امکاناتمان کم باشد و محدودیت‌هایی داشته باشیم، باید یک قدم جلو بیاییم. 

یک سخنران در جایی می‌خواست صحبت کند، اما قبل از اینکه صحبت کند، یک نفر گفت جمعیت زیاد است، هر کسی بلند شود یک قدم جلو بیاید. واعظ از منبر آمد پایین. گفتند چرا آمدی پایین؟ گفت من همین را می‌خواستم بگویم که هر کسی از همان جایی که هست، یک قدم بیاید جلو. ما دو تا سیاهه می‌توانیم بنویسیم. در یک سیاهه می‌توانیم مجموعه‌کمبودهایمان را فهرست کنیم. 

من می‌گویم وقتی نیمۀ خالی لیوان را می‌بینیم، کلاه خودمان را قاضی کنیم و هر کدام ببینیم نیمۀ پر لیوان چقدر است؟ نمی‌گویم نیمۀ خالی را نبینیم، نمی‌گویم در نیمۀ پر لیوان غرق شویم و بگوییم تا همین‌جایی که هستیم، کفایت می‌کند. 

در جای دیگری مقام‌ معظم‌رهبری تعبیر دیگری دارند که می‌فرمایند محافظه‌کاری قتلگاه انقلاب است. ولی همان‌قدر که غرق‌شدن در نیمۀ پر لیوان، مضحک است، غرق‌شدن در نیمۀ خالی لیوان مضحک‌تر است. بعضی‌ها در نیمۀ خالی لیوان غرق می‌شوند و هیچ کاری نمی‌توانند انجام دهند.

 

به جای نق‌زدن، کار کنید

امثال حسین احمدی، استعدادی را که داشتند، به کار گرفتند. او هم می‌توانست بگوید برای گرافیک کلی دستگاه‌ها می‌توانند کلی کارها بکنند، ولی انجام نمی‌‌دهند و بنشیند هی غصه بخورد یا نق بزند. ولی درعین اینکه اعتراض می‌کرد، یک وبلاگ برای خودش درست کرد و در همان وبلاگ شروع‌به‌کار کرد. یا مثلا آقای محسن‌ اردستانی که در فتنۀ۸۸ هنوز نوجوان بود. 

برای من خیلی جالب بود. فکر می‌کردم یک تیم چندنفری از صبح تا شب دارند کار می‌کنند. یک بار من تماس گرفتم که بگویم این تیم تشریف بیاورند ما خدمتشان باشیم که دیدم یک نوجوان است که شاید بیست سالش هم نبود و چقدر کار می‌کرد. همان یک وبلاگ به‌مراتب بیشتر از سازمان تبلیغات اسلامی در مبارزه با فتنۀ۸۸ کار کرد.

درحالی‌که یک دستگاه عریض و طویل زمین‌گیر و منفعل شده بود به‌خاطر اینکه مدیرانش جرأت عبور از جوی که ایجاد شده بود، را نداشتند. هزاران برابر امکاناتی که محسن اردستانی داشت، در اختیارشان بود؛ ولی گیج شده بودند و نمی‌توانستند کار کنند.

 

اختیار، موجب رشد می‌شود

وقتی رهبری به تو اختیار می‌دهد، می‌گوید در آن میدانی که حضور داری، از تو انتظار دارم که خودت فکر کنی، برآورد کنی و عمل کنی. این اتفاقاً موجب رشد می‌شود. 

یکی از دلایل موفقیت خبرگزاری سی‌ان‌ان موقعی که راه افتاد، همین بود. دیدند سازوکاری که در نظامات خبرگزاری دنیا طراحی شده، کارایی ندارد. مثلا یک خبرنگار دارد، بعد این خبرنگار با یک سرویس در ارتباط است که آن سرویس یک معاون سرویس دارد و یک سردبیر دارد، بعد یک سردبیر ارشد دارد و بعد یک ویراستار دارد و.... از وقتی خبرنگار، خبر را تهیه می‌کرد، زمانی را طی می‌کرد تا خبر روی آنتن بیاید. این‌ها آمدند همۀ مراحل را ادغام کردند؛ یعنی صف و ستاد را به هم نزدیک کردند. آن‌موقع خبرنگاری که مثلا در جنگ بوسنی بود، هم‌زمان خودش سردبیر و بلکه سردبیر ارشد بود و تا حرف می‌زد، بلافاصله روی خط می‌رفت. این موجب می‌شد آن کسی که در صف است، قابلیت‌هایش را ارتقا دهد. 

شما هم وقتی می‌خواهید در محله، دانشگاه یا مسجد خودتان آتش‌به‌اختیار عمل کنید، یعنی یک‌سری اختیارات دارید که متناسب با آن مسئولیت دارید و متناسب با آن باید توانایی‌های خودتان را ارتقا دهید.

..........................................

 

دریچه دو 

  • می‌توانیم انقلاب مظلوم خودمان را یاری کنیم

 

اصل اول برای حمایت از انقلاب، انگیزه است. اینکه ارادۀ این کار را بکنید. بچه‌های نسل اول انقلاب و بچه‌های دهۀ۶۰ چطور رشد می‌کردند؟ قیصر امین‌پورها چطور از گتوند بلند می‌شدند و می‌آمدند اینجا و مقابل بزرگ‌ترین چهره‌های هنری کشور می‌ایستادند و می‌گفتند درحالی‌که شما انقلاب اسلامی را بایکوت کردید، ما پابرهنه‌های انقلاب هستیم و نیازهای هنری آن را برطرف می‌کنیم. اراده می‌کردند و خدا هم به همان میزان به آن‌ها برکت می‌داد و راه را برای آن‌ها باز می‌کرد. 

در مدت بسیار کوتاهی جریان هنر روشن‌فکری که فکر می‌کرد جریان هنر انقلاب اسلامی را بایکوت کرده، بنابراین انقلاب اسلامی شکست خواهد خورد، یک‌دفعه می‌دید که این بچه‌ها کلا فضایی را در رشته‌های مختلف ایجاد کرده‌اند که این‌ها پشت‌سرشان مانده‌اند. الان هم این اراده باید وجود داشته باشد که ما می‌توانیم انقلاب مظلوم خودمان را یاری کنیم. 

می‌توانیم دربرابر هجمه‌های عظیمی که دشمن با شبکه‌های مختلف مجازی و ماهواره‌ای و گروه‌های تولید محتوای متعددی که در داخل و خارج شبانه‌روز دارند کار می‌کنند برای اینکه شبهه وارد کنند و امید را از ملت بگیرند، بایستیم مشروط بر اینکه بخواهیم و خودمان را معطل نکنیم. 

 

فعالان فرهنگی صف فعالانه برخورد کنند

به‌بهانۀ اینکه فلان‌جا دست ما را بسته‌اند، یا به ما دستور نداده‌اند، بهانه نکنیم. هرچقدر که در حوزۀ ایجاب فعال‌تر باشیم، اتفاقاً نقدمان هم جدی‌تر می‌تواند صورت بگیرد. 

هر چقدر که فعالان فرهنگی صف فعالانه‌تر برخورد کنند، آن‌موقع راحت‌تر می‌توانند از صدا‌وسیما مطالبه کنند. دیگر فلان‌ مدیر صدا‌وسیما نمی‌تواند بگوید که شما خبر ندارید و کار نمی‌شود کرد و این حرف‌ها مخاطب ندارد. می‌گویید من با این امکانات محدود کار کردم و این تأثیر را به دست آوردم، شما با آن امکانات چرا کار نمی‌کنید؟

 

آتش‌به‌اختیار یعنی مسئولیت

محدودۀ اختیارات کاملا مشخص است. وقتی به یک سرباز در میدان جنگ می‌گویند آتش‌به‌اختیار هستی، اختیار او نمی‌تواند با فلسفۀ وجودی آن اختیار در تناقض باشد. مثلا نمی‌تواند بگوید من آتش‌به‌اختیارم و می‌توانم خودی را بزنم یا خودم را بکشم. نه تو آتش‌به‌اختیار هستی، ولی بسته به شرایط و با توجه به هدفی که در آن جبهه وارد شدی، باید عمل کنی. 

آتش‌به‌اختیار به این معنی نیست که خلاف آن جبهه عمل کنی و از ابزارهایت استفاده کنی. باید کاملا درجهت اهداف آن جبهه، از ابزارت استفاده کنی. 

چرا حرف ستاد و قرارگاه را که مختل شده، به حرف نمی‌کنی؟ به‌خاطر اینکه می‌بینی او دارد خلاف وجودی جبهه سیگنال می‌دهد یا سکوت می‌کند. تو باید کاملا در چهارچوب کار کنی. 

وقتی که اختیار داری، یعنی مسئولیت داری؛ هم مسئولیت قانونی و هم مسئولیت اخلاقی، برای همۀ رفتارهایی که انجام می‌دهی و باید برای آن‌ها پاسخ‌گو باشی.

نمی‌توانی دو روز دیگر این را به گردن فرمانده‌ات بیندازی. باید کاملا یاد بگیری که مسئولیت کاری را که می‌کنی و مسئولیت کاری را که نمی‌کنی، بپذیری. 

ازآن‌طرف اگر مقام‌معظم‌رهبری می‌گویند آتش‌به‌اختیار، می‌گوید شما افسران جنگ نرم هستید؛ یعنی یک‌سری صلاحیت‌هایی در شما احراز شده، بعد وارد جبهه‌ای شده‌اید و حالا در موقعیت بغرنجی قرار گرفته‌اید که به‌خاطر آن صلاحیت‌ها، در یک محدوده‌ای شما آتش‌به‌اختیار هستید.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی