کد خبر : 74133
/ 21:52

منفعت غرب از ادامۀ جنگ در سوریه

محمود شوری می‌گوید: اروپاییان معتقدند صرفاً مقابله با داعش موجب تقویت دولت بشار اسد و جریان‌های حامی وی می‌شود که آن‌ها این مسئله را مطلوب نمی‌دانند.

منفعت غرب از ادامۀ جنگ در سوریه

خبرنگار: محمد سلامی

گفتگوی شهرآرا آنلاین / در زمان جنگ سرد و وجود دو بلوک غرب و شرق به رهبری ایالات متحدۀ آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی، این دو کشور همواره رقیب سرسخت هم بودند و تنازعات دو طرف حتی در مواقعی مانند بحران موشکی کوبا به احتمال رویارویی و برخورد هسته‌ای نیز رسید. اینک فدراسیون روسیه که میراث‌دار شوروی سابق است، به رهبری «ولادمیر پوتین» در اندیشۀ احیای این روابط است و به غرب و آمریکا اجازه نمی‌دهد که به حوزۀ نفوذ سنتی خود تعدی کند. بحران شبه‌جزیرۀ کریمه و اشغال آن توسط روسیه و ورود جنگنده‌های روسیه به صحنۀ سیاسی‌نظامی سوریه، از همین موضوع نشئت می‌گیرد. در این زمینه با آقای محمود شوری، مدیر گروه روسیه و آسیای مرکزی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام گفتگو کرده‌ایم که در ادامه خواهید خواند.

 

چرا روسیه احساس کرد که باید به صحنۀ سیاسی‌نظامی سوریه ورود پیدا کند؟

روسیه با‌توجه‌به منافع متعددی که در سوریه داشت و موضوع حفاظت از پایگاه دریایی که در سوریه دراختیار داشت و همچنین نگرانی از تهدیدهای امنیتی‌ای که نیروهای افراطی سوریه برای امنیت روسیه ایجاد کرده بودند، به این بحران، متفاوت نگاه کرد و علی‌رغم اینکه چند سال سعی شد با روش‌های سیاسی، بحران سیاسی را اداره و مدیریت کند و اجازه ندهد که شرایط در سوریه به نحوی پیش رود که موردپسند مخالفان بشار اسد باشد، عملا ضعف نظامی دولت بشار اسد باعث شد که روس‌ها در مقطعی به این فکر بیفتند که برای اینکه بتوانند از منافع خود در سوریه محافظت کنند، باید خودشان مستقیم وارد عمل شوند. به همین دلیل شاهد بودیم که در اکتبر۲۰۱۵ روس‌ها وارد عملیات نظامی در سوریه شدند. 

به نظر می‌رسد سوریه برای روسیه، اهمیت استراتژیکی شایان توجهی دارد. روس‌ها تنها پایگاه دریایی خارج از کشور را در سوریه دارند و پایگاه دریایی «طرطوس» برای روس‌ها از منظر اینکه بتوانند در دریای مدیترانه حضور داشته باشند، اهمیت استراتژیک دارد. به همین دلیل، نگاه روسیه به سوریه نگاه به یکی از آخرین سنگرها و پایگاه‌هایی است که موجب می‌شود روسیه همچنان به‌عنوان یک قدرت بزرگ در صحنۀ جهانی عمل کند. فکر می‌کنم این دلایل قانع‌کننده‌ای برای روسیه است تا بخواهند از منافع خود حفاظت کنند.

 

فکر می‌کنید در این معادله، موازنۀ قوای بین روسیه و آمریکا مؤثر نیست؟

به نظر نمی‌رسد که ورود روسیه به سوریه از منظر رقابت ژئوپلتیک با آمریکا بوده باشد؛ بلکه حتی در مقطعی که ورود پیدا کردند کوشیدند تا با همکاری آمریکایی‌ها، مسئله را مدیریت کنند، ولی اختلاف منافع و اهدافی که بین دو طرف بود، آمریکا و روسیه را در مواضع متضادی قرار داد. روسیه نمی‌خواهد آمریکا را در خاورمیانه به چالش بکشد؛ بلکه به‌دنبال آن است که منافع خود را تضمین و با تهدیدهایی که دربرابرش قرار دارد مقابله کند. به همین دلیل اگر آمریکایی‌ها بخواهند در این راستا با روسیه همگام بشوند، روسیه از آن‌ها استقبال می‌کند و به آن‌ها خوشامد می‌گوید، اما اگر خلاف این عمل کنند و آمریکایی‌ها بخواهند درجهت تضعیف منافع روسیه عمل کنند، طبیعتاً روس‌ها هم درتقابل آن‌ها قرار می‌گیرند. به همین دلیل ما در این مقطع، فرازونشیب‌هایی را در روابط آمریکا و روسیه شاهد هستیم. هرازگاهی در برخی بحث‌ها مانند مقابله با گروه‌های تروریستی، اشتراک نظرهایی بین دو طرف دیده می‌شود، ولی در موضوع آیندۀ دولت اسد، تعارض منافعی وجود دارد که کاملا جدی است.

 

کارشناسان مثالی می‌زنند که روسیه نمی‌خواهد فریبی که در لیبی خورد و این کشور را به دست ناتو سپرد، دوباره تکرار کند. آیا این موضوع دربارۀ سوریه مصداق ندارد؟

طبیعتاً تجربۀ لیبی برای روس‌ها بسیار سخت بود. نتیجۀ اعتماد روس‌ها به غرب موجب شد که منافعشان در لیبی از دست برود و آینده‌ای برای لیبی رقم بخورد که مطلوب روسیه نیست؛ اگرچه الان شرایط در لیبی به نفع روسیه تغییر پیدا کرده ولی در آن مقطع، روسیه به‌شدت از آمریکا که از ظرفیت روسیه در لیبی به‌نوعی سوء‌استفاده کرده بودند خیلی ناراحت بود. به همین دلیل روسیه در سوریه با موضع‌گیری متفاوت‌تری عمل کرد. بحث سوریه با لیبی برای روسیه خیلی متفاوت از هم است. سوریه به‌سبب اهمیت استراتژیکی و نزدیکی که با روسیه دارد، هم می‌تواند تهدیدات بیشتری برای روسیه ایجاد کند و هم منافع روسیه در سوریه خیلی جدی‌تر است.

 

در سوریه دو قدرت ایران و روسیه حضور دارند که هر یک دارای منافع خاص خود هستند. درصورت پیروزی بشار اسد در آینده چه تزاحم منافعی بین این دو کشور در سوریه پدید خواهد آمد؟

من فکر می‌کنم برای تعریف آیندۀ سوریه و اینکه چه کسی در سوریه می‌تواند برندۀ بحران باشد، هنوز زود است ؛ زیرا شرایط سوریه دیگر به قبل از ۲۰۱۱ بر‌نمی‌گردد و حتی درصورت تداوم دولت بشار اسد در سوریه، با وضعیت جدیدی مواجه خواهیم بود. تقابل منافع و بازیگران مختلف اعم از موافقان و مخالفان دولت بشار اسد این آینده را رقم خواهد زد؛ برای همین زود است که دربارۀ آیندۀ این جنگ اظهار نظر کنیم.

طبیعی است که ایران و روسیه هم مانند خیلی از بازیگران در برخی از حوزه‌ها، همپوشانی منافع داشته باشند و در برخی حوزه‌ها منافعشان با یکدیگر متفاوت باشد. به نظر می‌رسد باتوجه‌به اراده‌ای که در هر دو کشور وجود دارد و جهت‌گیری‌ای که هر دو کشور در سطح منطقه دنبال می‌کنند، مدیریت‌کردن این تقابل منافع خیلی دشوار نیست. دو کشور می‌توانند منافع خود را در آیندۀ سوریه مدیریت کنند.

 

دلیل حمایت تمام‌قدِ روسیه از شخص بشار اسد چیست؟

روس‌ها از ابتدای ورودشان در بحران سوریه اعلام کرده‌اند که هدف آن‌ها حفظ بشار اسد نیست. آن‌ها از دولت قانونی در سوریه حمایت و از یک مکانیسم سیاسی برای حل‌وفصل بحران ازطریق مذاکره و گفتگو حمایت می‌کنند؛ به همین دلیل حداقل در بیانیۀ رسمی، تأکید روس‌ها بر حفظ شخص بشار اسد نیست. آن‌ها معتقدند که هنوز شخص دیگری که به‌شکل قانونی بتواند جایگزین بشار اسد بشود، نه تعریف شده و نه مکانیسم حضور او ایجاد شده است. برای همین به‌دنبال این هستند که برای تعیین آیندۀ سوریه ساز‌و‌کاری تعیین کنند. در همین چارچوب هم آن‌ها یک طرح و قانون اساسی برای سوریه ارائه کردند که چندان مورد‌استقبال بازیگران مختلف در بحران سوریه قرار نگرفته است.

 

اکنون آمریکا و روسیه در سوریه مقابل هم ایستاده‌اند. آیا آن‌ها در سوریه هم نقاط مشترک دارند؟

مهم‌ترین بحث برای روس‌ها مسئلۀ مقابله با جریانات افراطی منطقه است. روس‌ها معتقدند این جریان‌ها نیروهایی هستند که فقط با ظرفیت و توانمندی یک کشور قابل مدیریت و از‌بین‌بردن نیستند؛ به همین دلیل آن‌ها به‌دنبال یک نوع ائتلاف بین‌المللی برای مقابله با داعش هستند. در این زمینه، آمریکایی‌ها حداقل در برخی موارد با روس‌ها نقاط مشترک دارند. روس‌ها هر‌از‌چند‌گاهی برای نشان‌دادن حسن نیت خود به طرف غربی، روی مواضع مشترک تأکید و اعلام آمادگی می‌کنند که حاضرند عملیات مشترکی علیه نیروهای افراطی در سوریه دنبال کنند. تنها موضوعی که ممکن است روسیه و آمریکا را به یک نقطه مشترک برساند، مقابله با نیروهای افراطی در سوریه است.

 

چرا به این اندازه روسیه از نیروهای افراطی در منطقه می‌ترسد؟

روسیه، منبع ناامنی در مرزهای جنوبی خود، یعنی افغانستان دارد. سال‌هاست که از منطقۀ افغانستان برای مرزهای جنوبی روسیه و آسیای مرکزی ناامنی ایجاد می‌شود و جریان‌های افراطی از این طریق برای روسیه مشکل‌آفرینی می‌کنند. روس‌ها نگران این هستند که منطقۀ سوریه به منطقۀ دیگری برای تولید ناامنی و گسترش جریان افراطی تبدیل شود. بخش شایان‌توجهی از این نیروهای افراطی از کشورهای آسیای مرکزی، قفقاز شمالی و خودِ روسیه هستند. به همین دلیل مهم‌ترین مقابلۀ روس‌ها در سوریه، مقابله دربرابر تهدیدات افراطی است.

 

اما برخی نیروهای افراطی، داخلی و مربوط به چچن هستند.

روس‌ها آن‌ها را هم بخشی از جریان افراطی می‌دانند. یک نوع پیوستگی بین این جریان‌ها وجود دارد. روس‌ها معتقدند عناصر افراطی، طیف گسترده‌ای از افغانستان، آسیای مرکزی و قفقاز شمالی تا خاورمیانه و سوریه هستند. روس‌ها دارند تلاش می‌کنند جلوی این مسئله را بگیرند.

 

اروپایی‌ها نیز دربرابر بازگشت موج گسترده‌ای از نیروهای افراطی به قارۀ سبز بسیار نگران هستند. چرا در‌زمینۀ تحولات سوریه شاهد همکاری گسترده بین روسیه و اتحادیۀ اروپا نیستیم؟

این نگرانی‌ها برای طرف غربی، یک بعد مسئله است. بعد دیگر، این است که اگر عناصر افراطی از بین بروند، چه کسانی جایگزین آن‌ها می‌شوند. اروپاییان معتقدند که صرفاً مقابله با داعش موجب تقویت دولت بشار اسد و جریان‌های حامی اسد می‌شود که آن‌ها این مسئله را مطلوب نمی‌دانند. برای همین آن‌ها بین دو امر نامطلوب گیر کرده‌اند و تلاش می‌کنند به نحوی این دو نیروی نامطلوب را با هم دفع کنند، یعنی یکی را با دیگری از بین ببرند.

 

به چه صورت این کار را می‌کنند؟

از تعارض بین دولت بشار اسد و حامیانش از یک طرف و جریان‌های افراطی از سوی دیگر استفاده می‌کنند. غربی‌ها از این معادله ضرری نمی‌کنند و علاقه‌مند هستند که این تقابل و تعارض همچنان ادامه داشته باشد تا هر دو طرف تحلیل بروند. آن‌ها می‌کوشند اجازه ندهند هیچ یک از دو طرف بحران، آن‌قدر قدرتمند بشود که بتواند شرایط را خودش تعیین کند.

 

آیا روسیه علاقه‌مند است که روند فعلی در سوریه را در یمن دنبال کند؟

خیر. روس‌ها در یمن منفعت خاصی برای خودشان قائل نیستند. از منظر روس‌ها یمن حوزۀ خاص عربستان تلقی می‌شود. آن‌ها علاقه‌ای ندارند که در‌واقع خود را در حوزۀ یمن در تقابل با عربستان قرار دهند؛ اگرچه به لحاظ مسائل انسانی تلاش می‌کنند به‌عنوان عضوی از شورای امنیت در مدیریت بحران دخالت کنند. سعی می‌کنند که بحران دچار تنش بیشتری نشود و می‌کوشند نقش بیشتری ایفا کنند، اما از یک طرف به‌دلیل اینکه منافع خاصی در یمن ندارند و از سوی دیگر چون نمی‌خواهند در تقابل و تعارض با عربستان قرار بگیرند، به مداخلۀ بیشتر در یمن علاقه‌مند نیستند.

..........................................

 

  • روس‌ها روابط خود با مصر را بهبود بخشیده اند

 

روس‌ها بعد از آمریکا مقام دوم را در دنیا درزمینۀ فروش تسلیحات نظامی به خود اختصاص داده‌اند، ولی نمی‌توان گفت رابطه‌ای بین فروش تسلیحات و بحران سوریه وجود دارد.

روس‌ها خودشان به بحران سوریه وارد شده‌اند و به کسی در بحران سوریه اسلحه نمی‌فروشند. نمی‌توان گفت بحران سوریه به فروش تسلیحات روسی مرتبط است.

 

با اینکه ترکیه و عربستان با حضور و بقای بشار اسد در سوریه مخالفت می‌کنند، «عبدالفتاح السیسی» رئیس‌جمهور مصر، حضور روس‌ها را در سوریه پذیرفته و رویکرد متعادل‌تری در قبال بحران سوریه اتخاذ کرده است. علت آن چیست؟

مصری‌ها در سال‌های اخیر سعی کرده‌اند رابطۀ خود را با روسیه افزایش بدهند. از یک طرف مصری‌ها از روس‌ها خریدهای تسلیحاتی شایان‌توجهی داشته‌اند و از سوی دیگر روس‌ها سعی کرده‌اند به‌عنوان یک آلترناتیو رابطۀ خود را با مصر بهبود بخشند. این یک نکتۀ مهم است که باید به آن توجه داشت.

بعد دیگر بر‌می‌گردد به رابطۀ خاص بین سعودی‌ها و مصر که ابعاد سیاسی خاص خود را دارد. همۀ این‌ها باعث شده که عملا مصری‌ها به واکنش ترک‌ها یا سعودی‌ها درقبال بحران سوریه، علاقه‌مند نباشند.

البته با جرئت می‌گوییم که مصر در جبهۀ حامیان دولت اسد قرار ندارد؛ با‌این‌حال به‌دلیل روابط خوبی که با روس‌ها برقرار کرده‌اند، کوشید‌ه‌اند پای خود را از این بحران کنار بکشند و خود را در بحران سوریه وارد نکنند.

..........................................

 

  • روابط کج‌دار‌ومریز روس‌ها با عربستان

 

اگر روسیه بخواهد به‌طور جدی با عربستان وارد تعارض شود، سعودی‌ها این توانمندی‌ را دارند که روس‌ها را ازطریق حمایت از جریانات افراطی در خاک روسیه یا منطقه دچار چالش کنند؟

روس‌ها علاقه‌ای به این موضوع ندارند. روس‌ها، عربستان را کشوری می‌دانند که از توانمندی‌ها و ظرفیت‌های فراوانی، هم برای همکاری و هم آسیب‌رساندن به منافع روسیه برخوردار است. به همین دلیل روس‌ها نمی‌خواهند عربستان را به حوزه‌ای بکشانند که آن‌ها را وارد فاز آسیب جدی‌زدن به منافع روسیه در منطقه کند. از طرف دیگر روس‌ها، عربستان را کشوری می‌دانند که قدرت منطقه است. عربستان، توانمندی اقتصادی دارد و روس‌ها می‌توانند از لحاظ اقتصادی با عربستان در تعامل باشند. عربستان می‌تواند خریدار بالقوۀ تسلیحات روسیه باشد. همۀ این امور باعث شده که روس‌ها در‌مورد عربستان خیلی شتاب‌زده عمل نکنند و روابط خودشان را با عربستان با احتیاط مدیریت کنند.

روس‌ها سعی می‌کنند که این رابطه نه خیلی تنش‌آلود بشود و نه‌اینکه به‌دلیل تعارض منافعی که در برخی زمینه‌ها با عربستان دارند، خیلی به این کشور نزدیک شوند. بنابراین روس‌ها روابط کج‌دار‌و‌مریز را با سعودی‌ها دنبال می‌کنند.

 

در حال حاضر، بیشترین روابط روسیه و عربستان در چه زمینه‌هایی است؟

روابط محدودی با هم دارند. فروش تسلیحات، برخی از گفتگوها و همکاری‌های اقتصادی بین این دو کشور صورت گرفته، ولی هنوز همکاری‌هایشان جدی نیست. 

 

103613.jpg

 

..........................................

 

دیدگاه یک/ کارشناس مسائل بین‌الملل و جانشین سازمان پدافند غیرعامل کشور، دکتر علی‌اصغر زارعی

  • به روس‌ها بیش از حد اعتماد نکنیم

 

اقتضائات و شرایطی در منطقه وجود داشت که باعث شد روابط ایران و روسیه بیش‌از پیش گسترش پیدا کند. هر‌چند در آغاز دولت یازدهم، مانند گذشته نگاه مثبتی به روسیه وجود نداشت، اقتضائات باعث شد روندی که در روابط ایران و روسیه شروع شده بود به‌صورت گسترده‌تر دنبال شود و امروز ما می‌توانیم بگوییم که روابط ایران و سوریه به‌عنوان دو کشور تأثیرگذار در اوضاع منطقه‌ای و حتی فرامنطقه‌ای به‌گونه‌ای است که برای همۀ تحلیلگران آشکار است.

ابعاد همکاری‌های دو کشور در منطقه، در زمینه‌های امنیتی و استراتژیک پررنگ‌تر بوده است. همکاری‌هایی که دو کشور، به‌خصوص در بحران‌های منطقه‌ای از‌جمله بحران سوریه و عراق داشته‌اند، نشان می‌دهد که دو کشور می‌توانند با همکاری یکدیگر در روند مسائل منطقه اثرگذار باشند و مدیریت مسائل منطقه را با یکدیگر دنبال کنند. اخیراً روابط دو کشور از عمق بیشتری برخوردار شده و همکاری‌های نظامی و دفاعی دو کشور برای مقابله با تروریسم و افراط‌گرایی در منطقه به‌گونه‌ای بوده که برای اولین‌بار هواپیماهای نظامی روسیه، اجازۀ دسترسی به پایگاه‌های ایرانی برای اقدامات عملیاتی و پروازهای جنگنده‌های روسی بر فراز عراق و سوریه را پیدا کرده‌اند. این دسترسی در تاریخ روابط دو کشور بی‌سابقه بوده است و همین نشان می‌دهد که دو کشور دیدگاه‌های بسیار نزدیک و مشترکی در‌خصوص مسائل استراتژیک و راهبردی در منطقه دارند.

 

استفادۀ روس‌ها از پایگاه های ایران محدود بود

دسترسی جنگنده‌های روسیه به پایگاه‌های هوایی ایران، خلاف قانون اساسی کشور نیست. اساساً این‌ها پایگاه نیست. زمانی پایگاه تعریف می‌شود و در‌اختیار یک کشور بیگانه و یا یک بلوک بیگانه قرار می‌گیرد که آن‌ها بتوانند از آن بهره‌برداری مستقیم بکنند؛ مانند پایگاه اینجرلیک ترکیه که تحت‌پیمان ناتوست و هواپیماهای آمریکایی بدون هیچ‌گونه مانع و بدون توافقات قبلی از این پایگاه استفاده می‌کنند. اما همکاری‌های ایران و روسیه به‌صورت مقطعی و با اهداف خاص دنبال می‌شود. هواپیماها و جنگنده‌های روسی با اجازۀ مقامات رسمی جمهوری اسلامی ایران برای مدت محدود و عملیات خاص می‌توانند پرواز یا نشست و برخاست‌هایی در پایگاه‌های کشورمان داشته باشند. این به‌معنای عضویت یا واگذاری پایگاه نیست. زمانی واگذاری پایگاه معنا پیدا می‌کند که آن‌ها دارای سازه‌های امنیتی پروازی، فرودگاه، آشیانه و امکاناتی در آن پایگاه باشند. چنین چیزی اتفاق نیفتاده و دامن‌زدن به ‌چنین مسائلی، ازسوی برخی سایت‌ها و جریانات مشکوکی است که می‌خواهند به‌نوعی وانمود کنند جمهوری اسلامی ایران، امکاناتی دراختیار روسیه قرار داده و این خلاف قانون اساسی است؛ در‌حالی‌که چنین چیزی از اساس معنا ندارد.

 

روس‌ها روابط بلندمدت خود با غرب را فدای ایران نمی کنند

در اوج بحران روابط ایران و آمریکا در بحث هسته‌ای و مسائلی مانند برجام، مواضع روس‌ها در خیلی از موضوعات، مطابق مواضع کشورهای ۱+۵ بود و روسیه علیه ما با این کشورها همسو و همراه بود. در صدور قطعنامه‌های شش‌گانۀ هسته‌ای که علیه ما صادر شد، روس‌ها کاملا با آن‌ها هم‌آوا بودند. روس‌ها حاضر نیستند منافع بلند‌مدت خود یا روابطی را که می‌توانند با اتحادیۀ اروپا، چین و آمریکا داشته باشند با روابط کوتاه‌مدتی که با ایران دارند، معاوضه کنند. ما باید در معادلات منطقه‌ای، صرفاً از روابط با روسیه استفاده کنیم و با ذکاوت، زیرکی و دیپلماسی بسیار هوشمندانه از این شرایط بهره ببریم، ولی نباید فریب تصور روابط استراتژیک با روسیه را بخوریم.

..........................................

 

دیدگاه دو / کارشناس مسائل بین الملل، امیر فضلی

  • انزوا گرایی سازندۀ پوتین 

 

واقع‌گرایی ژئواکونومیک یا واقع‌گرایی روسی عنوان دکترین «ولادیمیر پوتین» بعد‌از رسیدن به قدرت در سال‌۲۰۰۰ بود. سه اصل کلیدی در دکترین واقع‌گرایی روسی تأکید بر مؤلفه‌های رشد اقتصادی، انزواگرایی سازنده و سیاست خارجی فعال و مثبت است. ازجمله کلیدی‌ترین موضوعات که در سیاست خارجی روسیه از دوران ریاست جمهوری پوتین تا‌کنون دنبال شده است، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱- حفظ نفوذ اقتصادی و دیپلماتیک در «خارج نزدیک»

۲- حفظ بقایا و نشانه‌های باقی‌ماندۀ دوران ابرقدرتی؛ با اهمیت‌دادن به تداوم برتری هسته‌ای و ایفای نقش به‌عنوان یکی از پنج قدرت عضو شورای امنیت

۳-علاقه‌مندی به تقویت روابط با کشورهای کلیدی اروپا و بهره‌برداری از شکاف‌های موجود در روابط اروپا و آمریکا

۴-توسعۀ روابط تجاری و دیپلماتیک با چین که شدیداً یادآور سیاست‌های آمریکا در‌قبال چین در دوران جنگ سرد است

۵-تغیر‌شکل‌دادن محیط فعلی بین‌المللی در‌راستای تضعیف نفوذ ژئوپلتیکی آمریکا و تبدیل آن به سیستم جهانی با چند قطب.

 

دکترین نظامی جدید روسیه

پوتین پس‌از روی‌کار‌آمدن، علت اصلی ناکامی در سیاست خارجی را مراکز متعدد تصمیم‌گیری در سیاست خارجی می‌دانست؛ بنابر‌این با ایجاد تمرکز در ساختارهای حکومتی موفق شد قدرت متمرکزی را در روسیه به وجود بیاورد، مضاف بر آنکه وی به محور اقتصادی روسیه که صادرات گاز بود، توجه ویژه کرد و به موازات تأکید بر عامل نظامی، رویکرد اقتصادی را نیز مدنظر قرار داد. در دکترین ولادیمیر پوتین، گسترش ناتو به شرق و لغو پیمان ضد موشک بالستیک (ABM) توسط آمریکا دو مقولۀ مهمی بودند که روسیه را ناگزیر کرد به‌جای آنکه توسعۀ امنیت ملی روسیه را از‌طریق مشارکت در امنیت بین‌المللی دنبال کند، به‌صورت فردی در پی تأمین منافع و امنیت ملی خود برآید. از‌این‌رو، وی دکترین نظامی جدید روسیه را در ۲۱ آوریل ۲۰۰۰ منتشر کرد. در این دکترین، تهدیدات امنیت ملی روسیه در سه شکل تهدیدات اصلی امنیت نظامی، تهدیدات خارجی اساسی و تهدیدات اساسی داخلی مورد توجه قرار گرفت. بر‌این‌اساس علی‌رغم آنکه روسیه با تهدید صریحی در امنیت ملی خود مواجه نیست، مجموعه‌ای از تهدیدات خارجی و داخلی، امنیت ملی روسیه را به مخاطره می‌اندازد. ازجملۀ این تهدیدات می‌توان به ادعاهای ارضی علیه فدراسیون روسیه، نادیده‌گرفتن منافع روسیه در حل مسائل امنیتی بین‌المللی، مخالفت با تقویت روسیه به‌عنوان یکی از مراکز بانفوذ جهان چندقطبی، منازعات مسلحانه و درگیری‌های موجود در نزدیکی مرزهای روسیه و متحدان آن، ایجاد تشکیلات جدید در نیروهای نظامی برای برهم‌زدن توازن موجود بین نیروهای نظامی روسیه و متحدان آن در مقابل نیروهای نظامی خارجی، ایجاد بلوک‌ها و اتحادیه‌های نظامی علیه امنیت نظامی روسیه و متحدان آن و ... اشاره کرد.

 

جلوگیری از گسترش ناتو به شرق

براساس رویکرد جدید روس‌ها، شعار حاکم بر سیاست خارجی روسیه، جلوگیری از گسترش ناتو به شرق است (شعار اوراسیاگرایی)؛ همچنان‌که در این دوره روسیه در موضوع عراق،کوزوو یا اخیراً در بحران سوریه موضع متفاوتی با آمریکا ارائه کرد. در‌‌واقع پوتین با در‌پیش‌گرفتن این رویکرد جدید در جستجوی یک ژئوپلتیک چندقطبی است که براساس آن، روسیه جایگاه واقعی خود را در‌کنار آمریکا و دیگر قدرت‌های بزرگ بیابد و سیاست خارجی این کشور در خدمت روسیه به‌عنوان یک قدرت بزرگ باشد. بنابراین دکترین او، تلاش برای ایجاد توازن قدرت در جهان و حفظ روسیه به‌عنوان یک قدرت بزرگ یا حداقل قدرت دوم بود.

 

اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی