کد خبر : 74111
/ 23:32
گفتگوی شهرآرا با محمود پژوم، رئیس هیئت مدیرۀ انجمن صنفی انبوه سازان خراسان رضوی؛

انبوه‌سازی بی‌کیفیت‌سازی نیست

به اعتقاد کارشناسان، طرح‌هایی که ازسوی برخی دولت‌ها عنوان می‌شود، برای کشورهای توسعه‌یافته مناسب است و در ایران که بیشتر خانوارها با مشکل مسکن دست‌وپنجه نرم می‌کنند، جایی ندارد.

انبوه‌سازی بی‌کیفیت‌سازی نیست

خبرنگار: ظریفیان

به گزارش شهرآرا آنلاین / کاهش قدرت خرید مردم در بخش مسکن، ازسویی به حاشیه‌نشینی در شهرهای بزرگ نیز دامن زده است. بااین‌حال به اعتقاد کارشناسان، طرح‌هایی که ازسوی برخی دولت‌ها عنوان می‌شود، برای کشورهای توسعه‌یافته مناسب است و در ایران که بیشتر خانوارها با مشکل مسکن دست‌وپنجه نرم می‌کنند، جایی ندارد. طبق چشم‌انداز بیست‌ساله در سال۱۴۰۴ باید مشکل مسکن در کشور حل شده باشد. برای رسیدن به این افق جهت تأمین نیاز خانوارهای تازه‌‌شکل‌گرفته و همچنین جایگزینی واحدهای فرسوده باید در سال حدود ۹۰۰هزار تا یک میلیون واحد ساخته شود. در این شرایط انبوه‌سازی چه جایگاهی دارد؟ آیا توانسته اصلی‌ترین بازوی تولید مسکن باشد و نقش اصلی را در تأمین مسکن باکیفیت، ارزان و متناسب با فرهنگ بومی قشر متوسط و رو به پایین جامعه ایفا کند؟ برای پاسخ به این سؤالات به‌سراغ محمود پژوم، رئیس‌هیئت‌مدیرۀ انجمن صنفی انبوه‌سازان خراسان رضوی رفته‌ایم و از وی دربارۀ وضعیت انبوه‌سازی در مشهد پرسیده‌ایم.

 

در حوزۀ مسکن گاه عددهای متفاوتی می‌بینیم. از یک سو آمار میلیونی واحدهای خالی در سراسر کشور اعلام می‌شود و از سوی دیگر در کف جامعه تغییری احساس نمی‌شود. در این شرایط این سؤال مطرح می‌شود که انبوه‌سازی چه جایگاهی دارد؟

این‌طور نیست. اخیراً وزیر راه و شهرسازی اعلام کرد که بالغ بر ۲.۵ میلیون واحد خالی در کشور داریم که از این آمار بد برداشت شد. نزدیک به ۵۰درصد این رقم، مربوط‌به ویلاهایی است که در شمال قرار دارند و ۵۰درصد دیگر واحدهای اقامتی در شهرهای بزرگ مثل تهران، مشهد، قم و سایر شهرها که از آن‌ها با عنوان «خانۀ دوم» یاد می‌کنیم و عموماً به‌گونه‌ای نیستند که کسی بتواند از آن‌ها به‌عنوان مسکن استفاده کند. برآورد ما این است که در کل کشور، چیزی حدود ۵۰۰هزار واحد خالی وجود دارد که بخش عمدۀ آن‌ها را مسکن مهر تشکیل می‌دهد و اغلب به دور از کارشناسی و در جاهای نامناسب ساخته شده‌اند و قابل سکونت نیستند. سالانه در کل کشور به حدود یک‌میلیون واحد مسکونی نیاز داریم. این آمار باتوجه‌به تعداد ازدواج‌هایی که انجام می‌شود و خانواده‌هایی که فرزند دوم و سوم به دنیا می‌آورند و نیاز به مسکن بزرگ‌تری دارند، تخمین زده می‌شود. بااین‌حساب و باتوجه‌به رکود ساختمانی که در این چند سال داشتیم، در آیندۀ نزدیک شاهد تورم و گرانی بزرگی در بخش مسکن خواهیم بود؛ البته نه مثل اتفاقی که سه‌چهار سال پیش افتاد و یک‌شبه قیمت‌ها به‌طور نجومی بالا رفت. با‌توجه‌به کمبود مسکن و قدرت خرید پایین مردم این نیاز دارد تلنبار می‌شود و یقیناً روزی خودش را نشان خواهد داد.

 

وقتی صحبت از انبوه‌سازی می‌شود، یاد ساختمان‌های بتنی چند‌طبقۀ یک‌شکل و خانه‌های سازمانی شبیه هم می‌افتیم. آیا انبوه‌سازی به‌معنای همسان‌سازی است؟

این‌ها طرح‌هایی بودند که یک تیپ خاص داشتند و در اکثر این کشورها به همان صورت اجرا می‌شدند. من از بسیاری از این کشورها بازدید کرده‌ام. این سازه‌ها بسیار بی‌روح و خسته‌کننده هستند و منظر شهری را نامطلوب می‌کنند. خود بتن از نظر روحی می‌تواند تأثیرات منفی داشته باشد. این اتفاق در کشور ما در مسکن مهر که توسط برخی تعاونی‌ها ساخته شد، رخ داد. عموماً انبوه‌سازی به این معنی نیست که تمام ساخت‌‌وسازها باید همسان باشند. شاید یک ویلای دو‌طبقه هم جزو انبوه‌سازی باشد؛ همان‌طور‌که یک برج ۶۰‌طبقه هم می‌تواند از‌طریق انبوه‌سازی ساخته شود. 

 

چقدر از روند توسعۀ نامتوازن شهر مشهد را ناشی از فعالیت‌های انبوه‌سازی می‌دانید؟

اگر منظورتان برج‌سازی‌هایی است که در بعضی نقاط مشهد انجام گرفت، ما هم معتقدیم این انبوه‌سازی کارشناسی‌شده نبود، اما به دلایل اقتصادی در تمام کشورها سعی می‌شود از گسترش افقی شهر جلوگیری و در ارتفاع حرکت شود. ما معتقدیم می‌توانیم مجتمع‌های مرتفع را آن‌گونه‌که با ملاحظات هویتی و فرهنگی ما مطابقت دارند، طراحی کنیم. 

 

آیا انبوه‌سازی می‌تواند در تأمین نیاز جامعۀ ما به مسکن مناسب برای جمعیت شهرنشین متوسط و رو به پایین درآمدی، نقش مؤثری داشته باشد؟

بله. چرا‌که نه!

 

الان این اتفاق افتاده یا اینکه انبوه‌سازی بیشتر در خدمت قشر برخوردار جامعه درآمده است؟

اگر در سطح شهر مشهد نگاه کنید، می‌بینید پروژه‌هایی که همکاران ما در مسکن مهر گلبهار و جاهای دیگر ساخته‌اند که بالغ بر ۸۰درصد مسکن مهر توسط اعضای انجمن انبوه‌سازان ساخته شده، با کیفیت بسیار مناسب تحویل داده شده است. سایر موارد پراکنده در سطح شهر نیز مطابق با استانداردهای فنی کمیتۀ نظارتی انجمن، سازمان نظام مهندسی و ناظران پروژه‌ها هستند و اصلا این‌گونه نیست که فقط برای قشر مرفه باشد. دید ما به این قشر نیز قشری است که زحمت می‌کشد، کارآفرین است و از راه حلال کسب روزی می‌کند. اسراف‌کاری مورد اعتراض ما هم است، ولی اینکه خانه‌ای شیک و تمیز ساخته شود و تمام اصول فنی آن رعایت شود به‌معنای مرفه‌پروری نیست. ضمن اینکه بالغ بر چند‌هزار واحد در توس، پنج‌تن و دیگر جاها برای قشر متوسط و متوسط به پایین نیز ساخته شده است.

 

با‌این‌حال این ساخت‌وسازها برای قشرهای کم‌درآمد خیلی کمتر است.

این امری طبیعی است و دلیل اول آن، قدرت خرید پایین این قشر است. امروز قیمت یک مترمربع یک ساختمان که در حد قابل قبول ساخته شود و تمام آیین‌نامه‌ها و مشخصات فنی آن رعایت شده باشد، به‌طور تقریبی حدود یک‌میلیون‌و‌چهارصدهزار‌تومان است. ازطرفی بالغ‌بر ۷۰درصد ساختمان‌هایی که در حواشی شهر ساخته شده‌اند کیفیت ندارند و کمتر از حد استانداردهستند؛ چنان‌که با وقوع یک زلزله با فاجعه‌ای عظیم در شهر مشهد مواجه خواهیم شد. ما به شورای شهر پیشنهاد دادیم که شهرداری، پروانه‌ را با عدد صفر یا کمتر از ۱۰درصد در‌اختیار انبوه‌سازان قرار دهد تا ساخت‌و‌ساز برای مصرف‌کننده با قیمت حداقلی انجام شود. از آن طرف به بانک‌هایی مثل مسکن نیز پیشنهاد کردیم وام‌هایی با بازپرداخت حداقل ۳۰‌سال به این عزیزان دهند. امروز می‌بینیم بانک‌ها وام‌های ده یا دوازده‌ساله می‌دهند و کارگری که می‌خواهد ۵۰‌میلیون تومان وام را طی این مدت بازگرداند، تمام حقوقش را هم بپردازد کفاف نمی‌دهد. شورای شهر پنجم، شهردار آتی و مسئولان استان باید این موضوعات را درنظر بگیرند.

 

آیا انبوه‌سازی می‌تواند به افزایش مهاجرت در کلان‌شهری مثل مشهد منجر شود و به روند حاشیه‌نشینی سرعت ببخشد؟

یک اتفاقی افتاده است و دولت‌های ما از ابتدا تا الان، همه قصور و کوتاهی کرده‌اند. اگر به روستاها از نظر اشتغال، خدمات و رفاه درست رسیدگی می‌کردیم، امروز شاهد حاشیه‌نشینی‌‌‌‌‌ در شهرها نبودیم. اولین فاکتوری که آن‌ها را به شهرها می‌کشد، نداشتن شغل است. تا‌زمانی‌که این شرایط در روستاهای ما برقرار باشد، یقین بدانید که اوضاع همین خواهد بود. اگر به این مهاجرت‌ها بی‌تفاوت باشیم، حلبی‌آبادها و سکونتگاه‌های بسیار نامطلوبی ایجاد می‌شوند که خود آن‌ها مشکلات اجتماعی، فرهنگی، امنیتی و سیاسی فراوانی برای شهر ما رقم می‌زنند. پس به‌ناچار باید برای ساخت‌و‌ساز به تعداد نفراتی که در حاشیۀ شهرها حضور پیدا می‌کنند، آمادگی داشته باشیم. اینکه چه باید کرد، اعتقاد من این است که علی‌رغم اینکه دیر شده، دولت باید به‌شکل ضربتی و جهادی، همچنان‌که در ابتدای انقلاب در‌زمینه‌های مختلف مثل بهداشت و خانه‌سازی و کشاورزی تجربه‌ کردیم، وارد شود و برنامه‌های کلان داشته باشد. دولت باید به آن بخش توجه کند ولی معنای آن نیست که ما اینجا نسازیم که آن‌ها کوچ نکنند.

 

به لحاظ جایگاه مطالعات اجتماعی و زیست‌محیطی در پروژه‌های انبوه‌سازی، این سؤال مطرح است که چرا در مشهد ساخت‌و‌سازهای کلان صورت می‌گیرد، در‌حالی‌که ابتدایی‌ترین مطالعات اجتماعی دربارۀ آن‌ها انجام نمی‌شود یا اینکه در‌این‌خصوص کم‌کاری می‌شود؟

ما خودمان بارها به شورای شهر در دوره‌های مختلف و به شهرداران وقت یادآور شده‌ایم که اگر می‌گویید برویم در حاشیۀ شهر مشهد ۶هزار واحد ساختمانی بسازیم، به مطالعات اجتماعی نیاز دارد. اگر ملاحظات جامعه‌شناسی، فرهنگی، امنیتی و خیلی از موارد دیگر لحاظ نشود با مشکل مواجه می‌شویم که در مواردی این اتفاق‌ها هم افتاده. این از عهدۀ انجمن انبوه‌سازان خارج است ولی معتقدیم که این مطالعات باید توسط مشاوران ذی‌صلاح انجام شوند؛ زمانی‌که شهرداری پروانه‌ای می‌دهد، موضوع دیگر از عهدۀ ما خارج است.

 

الان این اتفاق می‌افتد؟

به‌ندرت.

 

فکر می‌کنید باید قوانین مشخص‌تر باشند یا نظارت‌های قانون‌مند صورت بگیرد؟

خوشبختانه در این مملکت قانون کم نداریم، حتی زیاد هم داریم که به اعتقاد ما خیلی از آن‌ها باید حذف و یا اصلاح شوند.

 

103581.jpg

 

..........................................

 

فرهاد بیضایی، کارشناس مسکن، با اشاره به احتکار در حوزۀ مسکن:

  • بیشترین تقاضای واحدهای لوکس از سمت بانک‌هاست

 

تجارب انبوه‌سازی زیادی در کشور ما وجود داشته‌اند؛ از لوکس‌سازی‌هایی که برای قشر محدودی از جامعه عرضه می‌شدند تا مسکن مهر که نوید خانه‌دارشدن را به قشرهای کم‌برخوردار جامعه داده بود، همه در پروژه‌های انبوه تعریف شده‌ بودند و هر کدام هم مشکلات خود را داشتند. به نظر می‌رسد انبوه‌سازی به‌عنوان جریان تأثیرگذار در ساخت مسکن استاندارد و متناسب با نیازهای روز جامعه هنوز به جایگاهی که باید، نرسیده است. باوجود‌این، فرهاد بیضایی، کارشناس اقتصاد مسکن معتقد است مسکن مهر تجربۀ خوبی در انبوه‌سازی بوده و با حذف نقاط منفی، حتی می‌توانست تداوم پیدا کند.

 

بعضی معتقدند تجربه‌های انبوه‌سازی که در چند سال اخیر در کشور ما وجود داشتند، بیشتر در خدمت قشر مرفه درآمدند و به‌سمت برج‌سازی‌های لوکس رفته‌اند تا نیازهای قشرهای متوسط و کم‌برخوردار. نظر شما چیست؟

این یک ادعاست که تا الان کسی آن را بررسی نکرده است. از همه‌طیف در انبوه‌سازی بوده است؛ هم تقاضای لوکس، هم تقاضای مصرفی و هم تقاضای سرمایه‌ای. انبوه‌سازی برمبنای تقاضا و کششی که در بازار وجود دارد، حضور پیدا می‌کند. این مشکل از انبوه‌سازی نیست. مشکل از این است که بعضی تقاضاها در بازار تقاضای لوکس یا سرمایه‌ای غیرمولد بودند. این هم به ساختار و نظام مالیاتی ما برمی‌گردد. این مسئله در تمام دنیا از سمت تقاضا کنترل می‌شود، نه از سمت عرضه؛ یعنی تقاضاهای لوکس یا مخربی را که می‌تواند در بازار اخلال ایجاد کند، با ابزارمالیاتی کنترل می‌کنند. انبوه‌ساز به تقاضای مصرفی توجه می‌کند که حاشیۀ سود بیشتر و مالیات کمتری دارد و تقاضا هم برای آن بیشتر است. این به سیاست‌گذاری و قانون‌گذاری دولت به‌ویژه در ساختارهای اقتصادی و استفاده از ابزارهای مالیاتی برمی‌گردد. درمجموع نمی‌توانیم آمار متقنی بدهیم و بگوییم چند درصد عرضۀ مسکن در کشور عرضۀ لوکس و سرمایه‌ای است. از سمت تقاضا می‌شود آن را بررسی کرد؛ ولی از سمت عرضه خیلی سخت است. چون هیچ معیار و شاخصی وجود ندارد. این پدیده در کشور وجود دارد؛ ولی نمی‌توانیم دقیقاً بگوییم سهمش چقدر است. برای کنترل‌کردن آن باید از ابزارهای مالیاتی استفاده کنیم.

 

فکر می‌کنید مشکل انبوه‌سازی در کشور ما بیشتر پروژه‌های غیرکارشناسی شده است یا وجود سوداگری در این خصوص؟

بیشتر اینکه بانک‌ها در این وضعیت نقش داشته‌اند. بیشترین تقاضای واحدهای لوکس از سمت بانک‌هاست. می‌شود گفت تقریباً بین ۲۰ تا۳۰درصد از داده‌های بانک‌ها در حوزۀ املاک و مستغلات بلوکه و تبدیل به دارایی منجمد آن‌ها شده است که عمدتاً هم این واحدها لوکس هستند. طبق گزارشاتی که خود بانک مرکزی می‌دهد، نتوانسته‌اند بخشی از این واحدهای مسکونی را بفروشند. سؤالی که وجود دارد، این است که بانک‌ها با این واحدها چه‌کار می‌کنند؟ معمولا بانک‌ها در بازار رهن‌واجاره حضور ندارند. این واحدها عمدتاً خالی نگه داشته می‌شوند و احتکار می‌شوند؛ بنابراین بخش عمده‌ای از این واحدهای لوکس خالی‌مانده‌ مربوط به بانک‌هاست. بانک‌ها هستند که عمدتاً علاقه دارند این واحدها را دراختیار بگیرند و خالی نگه دارند.

 

انبوه‌سازی می‌تواند به افزایش مهاجرت در کلان‌شهری مثل مشهد منجر شود و به روند حاشیه‌نشینی سرعت بخشد؟

حاشیه‌نشین با مهاجر تفاوت دارد. حاشیه‌نشین اسکان غیررسمی دارد که ماهیت آن با انبوه‌سازی در تضاد است.

 

انتقاداتی که به مسکن مهر وجود دارد، ازجمله جانمایی‌های نامناسب و غیرکارشناسی‌شده را چقدر وارد می‌دانید؟

بحث جانمایی مسکن بیشتر به قوانین بالادستی مربوط می‌شود؛ چون زمین‌هایی که اختصاص پیدا کرده بود، عمدتاً در طرح‌های جامع شهرها پیش‌بینی شده بود. ریشۀ مسئله به ناکارآمدی طرح‌های جامع شهری برمی‌گردد که خودش را در مسکن مهر بیشتر نشان داد. بله، بعضی‌ جاها جانمایی‌های مناسبی وجود نداشته، ولی این به‌خاطر ضعف قانونی بوده که در این حوزه وجود داشته است.

 

خود این تجربه فکر می‌کنید لازم بوده است؟

مسکن مهر تجربۀ خوبی در کشور بود. بعضی نقاط آن مثبت و بعضی هم منفی و دارای انتقاد بود؛ ولی این طرح با حذف آن نقاط منفی، حتی می‌توانست تداوم پیدا کند.

..........................................

 

دیدگاه یک/ عضو هیئت‌علمی دانشگاه اقبال لاهوری، دکتر وحید‌رضا ابراهیمی

انبوه‌سازی، یک فرصت توسعه است

  • دوگانه انبوه‌سازی در ایران

 

انبوه‌سازی، مفهومی است که با مدرنیزاسیون متولد شده‌ است. این مفهوم در ایران با آمدن دلارهای نفتی و باز‌شدن فضای اقتصادی و با کمک توسعه‌گرها در پروژه‌های بزرگ دولتی و حکومتی شکل گرفته اما به‌شکل درست و اصولی اجرا نشده است. بعداز انقلاب و فراهم‌شدن فرصت‌های شغلی، انبوه‌سازی به‌سمت کیفیت‌بخشی سوق پیدا کرد، ولی مثل خیلی از موضوعات و مسائل ما ناقص ماند. توسعه‌گرها باید رشد پیدا می‌کردند و فرصتی می‌یافتند تا انبوه‌سازی را در خدمت مردم برای طبقۀ متوسط رشد بدهند که این اتفاق نیفتاد. شعارهایی که برای محرومان سر داده می‌شد خیلی جدی بود، اما عملا مسکن مهر و اجتماعی و طرح‌های دیگر در خدمت دولت باقی ماند و شرکت‌هایی که باید این کار را می‌کردند، توسعه پیدا نکردند و اغلب نتوانستند وام‌های بانکی با بهره‌های بالا را برگردانند و جایگاه خود را پیدا کنند.

 

وجه میانی انبوه‌سازی وجود ندارد

انبوه‌سازی، یک فرصت توسعه است. در حال حاضر بافت‌های فرسودۀ ما به‌شدت نیازمند ورود سرمایه‌گذارها و توسعه‌گرهای انبوه‌سازی بخش خصوصی هستند که چیزی شبیه توسعه از درون را شروع کنند. با این نقش، انبوه‌سازی می‌تواند فرصتی برای اشتغال، تولید مسکن ارزان‌قیمت و تعدیل قیمت‌ها باشد که اگر همراه با کنترل و نظارت فنی باشد، تأثیرات هریک به لحاظ زیبایی‌شناسی، اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی در جامعه می‌تواند چشم‌گیر باشد. انبوه‌سازی همچنین می‌تواند کنترل کیفی ساختمان را بالا ببرد. شما با تک‌بنا و چهارواحد ساختن، نمی‌توانید چندان نظارت کنید، اما در تعداد بالا می‌توانید کنترل‌های کیفی و نظارتی شدید مهندسی را اعمال کنید. با‌وجوداین، انبوه‌سازی نتوانسته در ایران موفق باشد و جایگاه درست خود را در توسعه پیدا کند. یکی از دلایل آن، کیفیت پایین واحدهای انبوه‌سازی‌شده به‌دلیل تصدیگری دولتی است. در‌واقع مردم با یک دو‌گانه‌ مواجه هستند؛ از یک طرف با انبوه‌سازی گران‌قیمت مواجهند که قدرت خرید آن واحد را ندارند و از طرف دیگر، مدلی از انبوه‌سازی با کیفیت بسیار نازل مثل پروژه‌های حمایتی دولتی را می‌بینند‌. وجه میانی این ماجرا خالی و همان چیزی است که باید به فکرش باشیم.

 

از مسکن مهرهای بی‌کیفیت تا ساختمان‌های لاکچری

تصوری که مردم از انبوه‌سازی دارند، بیشتر مدلی است که با حمایت‌های دولتی در مسکن مهر و تعاونی‌های بی‌کیفیت در زمین‌هایی با قیمت کم اجرا می‌شود، و چون نظارت و کنترل کافی روی آن‌ها نیست، بی‌کیفیت می‌شوند. بنابراین به انبوه‌سازی مانند نقطه‌ای تاریک نگاه می‌کنند. انبوه‌سازی می‌تواند با کیفیت بالا در بخش خصوصی پیش برود، ولی چون تعداد آن‌ها محدود است و نیز با مسائل و موضوعات مختلفی دست‌به‌گریبان هستند، این مدل انبوه‌سازی با کیفیت خوب خود به‌سمت ساختمان‌های‌ لاکچری رفته است که مردم، کمتر آن را به‌عنوان انبوه‌سازی می‌شناسند. در خیلی از کشورهای دنیا این بخش میانی دارد اتفاق می‌افتد و انبوه‌سازی برای طبقۀ متوسط با‌کیفیت مناسب ازسوی بخش خصوصی و با نظارت‌هایی دقیق انجام می‌گیرد. ورود رقابت انبوه‌سازی بخش خصوصی در بافت‌های فرسوده می‌تواند به یک مدل شهرسازی متوازن همراه با کیفیت مطلوب منجر ‌شود. در سال‌های اخیر همۀ هم‌و‌غم وزارت راه‌‌وشهرسازی این بوده که این نوع مسکن را ترویج کند ولی به‌دلیل سیاست‌های کلان و رکود وحشتناک در بخش ساختمان خیلی موفق نشده‌ است. 

..........................................

 

دیدگاه دو / عضو سابق شورای عالی مسکن، افشین پروین‌پور

خرید و فروش زمین یک سرمایه گذاری غیر مولد است

  • سوداگری مسکن

 

انبوه‌سازان، نقش مستقلی در تأمین مسکن اقشار کم‌درآمد ندارند، چون ابزارهای سیاستی و مالی دراختیارشان نیست. این دولت است که باید بسترهایی فراهم کند که بتوان از توان انبوه‌سازان به نفع اقشار متوسط و کم‌درآمد استفاده کرد. قیمت مسکن عمدتاً از قیمت زمین، مصالح، نیروی انسانی و سود سرمایه‌گذاری تشکیل شده است. مشکل اصلی این است که ۵۰درصد قیمت مسکن و در کلانشهرها حتی بالغ‌بر ۷۰ تا ۸۰درصد قیمت مسکن را قیمت زمین تشکیل می‌دهد. اقشار کم‌درآمد بیشتر در این قسمت مشکل دارند. این موضوع به این دلیل است که دولت بازار زمین را درست کنترل نکرده، نه اینکه زمین کم داشته باشیم. انبوه‌سازها کسانی هستند که به‌صورت حرفه‌ای ساخت‌و‌ساز انجام می‌دهند و چون توان ساخت مسکن با تعداد زیاد را دارند، می‌توانند کاری کنند که قیمت ساخت‌وساز مسکن ارزان‌تر تمام شود ضمن اینکه واحدهایی با فناوری و اصول بهتر تولید کنند. بستر آن را باید دولت تأمین و کاری کند که قیمت زمین به قیمت متعادل خود یعنی حداکثر ۱۵درصد قیمت مسکن برگردد.

 

دولت جلوی سوداگری مسکن را بگیرد

مهم‌ترین دلیلی که قیمت زمین را افزایش داده، سوداگری زمین است. دولت نباید اجازه دهد کسی بیشتر از مصرف خود زمین تصرف کند و آن را در مالکیت خود قرار دهد. الان هر فردی می‌تواند هر چند هزار متر زمین که بخواهد بخرد و بعداً که گران شد، آن را بفروشد. در شهرهای بزرگ می‌توانیم افرادی را پیدا کنیم که صدها و هزارها واحد مسکونی دارند. مثلا شهر مشهد طبق اصول شهرسازی باید ۳میلیون واحد مسکونی داشته باشد و بیشتر از آن هم اصلا درست نیست؛ چراکه هر شهری بر‌اساس جمعیت، محیط زیست و شبکه‌های ارتباطی خود استانداردی در محاسبات شهری دارد و مدیریت شهری نباید اجازه دهد بیشتر از آن ساخت‌و‌ساز انجام بگیرد؛ بگذریم که الان تراکم می‌فروشند و هر‌کس هر قدر دلش خواست می‌سازد!

وقتی ۳میلیون واحد مسکونی وجود دارد، نباید اجازه داد که یکی پنجاه واحد مسکونی داشته باشد و انحصار در بازار مسکن ایجاد کند. خرید و فروش زمین، یک سرمایه‌گذاری غیر‌مولد است؛ چون نرخ بازگشت سرمایه در آن بالا و ریسک آن پایین است. فعالان اقتصادی به‌جای اینکه در تولید سرمایه‌گذاری کنند، زمین خرید و فروش می‌کنند و سرمایه‌ها به‌جای اینکه در تولید هزینه شوند، در زمین و مسکن بلوکه می‌شوند؛ یعنی اقتصاد را از تولید می‌اندازند. وقتی این اتفاق‌ می‌افتد، قیمت زمین و مسکن گران می‌شود. دولت باید این انحصار را با ابزار مالیاتی از بین ببرد. 

 

ادبیات مبارزه با سوداگری مسکن در کشور وجود ندارد

در همه جای دنیا از کشورهای اروپایی و آمریکایی گرفته تا کشورهای آسیای جنوب‌شرقی مثل ژاپن و مالزی و خلاصه هر کشوری که مشکل مسکن خود را حل کرده است، ازطریق جلوگیری از سوداگری در بازار مسکن بوده است؛ درحالی‌که این ادبیات در کشور ما بیگانه است. جانمایی‌های غیراصولی و کیفیت پایین مسکن مهر، به مسئولان منطقه‌ای و استانی و عدم نظارت صحیح آن‌ها برمی‌گردد و این اشکال مسکن مهر نیست. چنان‌که در خیلی از موارد، هم جانمایی‌ها خوب بوده و هم واحدها خوب ساخته شده‌اند. مسکن مهر در آن مقطع زمانی، نیاز کشور بود و اگر ساخته نمی‌شد، انفجار قیمتی ایجاد می‌شد. الان هم به یک نهضت مسکن‌سازی در تیراژ بالا نیاز داریم. سالی ۷۰۰ الی ۸۰۰‌هزار ازدواج در کشور انجام می‌شود و هر ازدواج به‌منزلۀ این است که یک مسکن جدید باید ساخته شود. بنابراین کشور را نباید معطل گذاشت. 

 

کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی