کد خبر : 74109
/ 22:31
گزارش روزنامۀ شهرآرا از سفره‌های افطاری سادۀ مساجد مناطق کم‌برخوردار؛

مساجد زمینی و سفره‌های آسمانی

دیوارها کوتاه‌تر، درِ خانه‌ها به هم چفت‌تر و مردم در کوچه‌های باریک محلۀ پورسینا، به هم نزدیک‌تر هستند.

مساجد زمینی و سفره‌های آسمانی

خبرنگار: مسعود سلطانی

به گزارش شهرآرا آنلاین / نزدیک‌شدن افطار، شور و تلاطم بیشتری به محله بخشیده است. نور ملایم و سرخ‌فام خورشید از صحن حیاط مسجد پریده و در کنگره‌های زیر سقف جا خوش کرده است. موج بلند صلوات از زیرزمین مسجد بالا می‌آید و بعد از یک دور کوتاه و سریع در حیاط، راه خودش را به دل‌ها پیدا می‌کند؛ سخن کز دل برآید، لاجرم بر دل نشیند.

مسجد پنجتن آل‌عبا(ع) در شهرک شهید رجایی واقع شده است. در حیاط مسجد قبل از اذان مغرب شور و حرارت بسیاری حکم‌فرماست. کنار راه‌پله‌ای که حیاط را به نمازخانۀ مسجد متصل می‌کند، میز بزرگی گذاشته شده و ظرف‌های سوپ روی آن چیده می‌شود. نوجوانان و جوانان در کنار پیرمردهای محله به صف ایستاده‌اند و غذا را از آشپزخانه تا گوشۀ حیاط دست‌به‌دست می‌کنند.

در خیلی از مساجد سطح شهر مراسم افطاری برگزار می‌شود؛ اما جنس این مراسم، در مساجد مناطق کم‌برخوردار با سایر نقاط متفاوت است.

 

خدا نگه‌ داره زائرهای کرب‌وبلا تو ...

وضو گرفته‌ام و هنوز آستین‌ها را پایین نزده‌ام که طنین صدای بچه‌های آشپزخانه از زیرزمین بیرون می‌زند. یک‌صدا مداحی معروف سیب‌سرخی را هم‌خوانی می‌کنند: «...الهی که چراغ روضه‌هات، روشن باشه/ زیر پرچم تو، یک دنیا سینه‌زن باشه/ می‌ده بوی تو رو، هرکی دوست داره/ با تو خوشبخته و بی‌تو یک آواره... .».

صدای بم بزرگ‌ترها در کنار صدای زیر خردسالان در آشپزخانه، آدم را یاد گروه‌های کر در کلیساها می‌اندازد؛ اما این کجا و آن‌ کجا. دو نفر پای دیگ ظرف‌ها را پر می‌کنند و حدود ده نفر کاسه‌های سوپ را دست‌به‌دست می‌کنند. نوجوان‌ها موقع خواندن شعر، رگ‌های گردنشان بیرون زده است. امام جماعت جوان مسجد هم با گروه هم‌صداست: «....خدا نوکرهاتو، برات نگه داره/ خدا نگه داره سینه‌زن‌هاتو/ خدا نگه داره گریه‌کن‌هاتو/ خدا نگه داره زائرهای کرب‌وبلاتو... .».

 

قرآن و اهل‌بیت‌(ع) در کنار هم

دیگ سوپ زیر نور کم‌جان مهتابی جا خوش کرده، اما بوی آن محیط را پر کرده است. حجت‌الاسلام فاطمی، امام‌جماعت مسجد است و حدوداً سی سال سن دارد. صدای دلنشینی دارد و برق انگیزه و انرژی در چشمانش هویداست، و مخاطب اصلی مسجد را، کودکان و نوجوانان پنج تا پانزده‌‌ساله می‌داند و می‌گوید: «متأسفانه معمولا کسانی که اهل جلسۀ قرآن هستند، هیئت نمی‌روند یا هیئتی‌ها اهل مسجدرفتن نیستند، ما در مسجد پنج‌تن آل‌عبا(ع) خواستیم این قاعده را به هم بزنیم. تمام بچه‌های هیئت در کلاس آیات کلیدی قرآن و جزء‌خوانی شرکت می‌کنند و تمام مسجدی‌های ما این‌طور بار آمده‌اند که قرآن و اهل‌بیت(ع) را در کنار هم داشته باشند.». فاطمی یک سالی است در مسجد مشغول فعالیت شده است. او که خود بزرگ‌شدۀ همین محله و همسایۀ قدیمی مسجد است، زیرنظر ستاد رسیدگی به حاشیۀ‌شهر که توسط نمایندۀ ولی‌فقیه اداره می‌شود، در پهنۀ شهید آزموده، همراه نود روحانی دیگر در مساجد منطقه فعالیت می‌کنند و به‌صورت تشکیلاتی فعالیتشان را سازمان‌دهی می‌کنند و خدمات فرهنگی سازمان‌ها و نهاد‌های مسئول را به منطقه می‌رسانند.

 

صفوف نماز و سفره‌های افطار مردم

اذان می‌شود و به تبعیت از آن، صفوف نماز هم. صف اول را پیرمرد‌های قدیمی محل پر می‌کنند و پشت‌سرشان، مسجد مملو از جمعیت تکمیل می‌شود. نماز دوم هم به‌سرعت خوانده می‌شود و نوجوان‌ها، سفره‌های افطار را پهن می‌کنند. امام جماعت پس از نماز نمی‌نشیند و به نیروهای مسجد کمک می‌کند. چای، سبزی و پنیر، خرما و سوپ در کنار پارچ‌های آب و بسته‌های نان در سفره قرار می‌گیرد. صدای «قبول حق» و «بسم‌ا...» و «بفرما» و تعارف‌ها، محیط را پر کرده است. زیر سفرۀ نازک سفید یک‌بارمصرف، روفرشی‌های کتانی پهن کرده‌اند تا نظافت مسجد حفظ شود. خانم‌ها افطاری مسجد را به خانه می‌برند؛ چون محدودیت فضا، امکان پذیرایی را محدود کرده است. کودکان در حسینیه هستند و برای آن‌ها سفرۀ جدا پهن شده است. علی می‌گوید: «مسجد ما همیشه شلوغ است؛ اما ماه رمضان حال‌وهوای خاص خودش را دارد.». او آرایشگر محله است و سر سفره به یکی از همسایه‌ها برای ساعت ۱۱ شب وقت برای سلمانی می‌دهد.

 

شرف سفره‌های کوچک به اشرافیت مصرفانۀ سفره‌های بزرگ

یک کاسه پر سوپ جو که به زحمت چند رشته گوشت مرغ هم لا‌به‌لای آن می‌شود پیدا کرد، به‌همراه دو تکه نان، یک لیوان چای و قند، سهم من از سفرۀ افطارشان می‌شود. پنیر و سبزی، مشتری زیادی دارد؛ پس روزی من نمی‌شود. سر سفره چندنفری هم با لباس‌های رنگ‌ورو رفته نشسته‌اند و ظاهر ژولیده‌شان گویای روزگار سختشان است. خدام نوجوان، این میهمانان را هم به‌گرمی تحویل می‌گیرند. آشپز این افطار که اتفاقاً برادر امام‌جماعت مسجد است، می‌گوید: «هر شب حدوداً پذیرای ۴۵۰ تا ۵۰۰ نفر از اهالی محله هستیم. کل هزینه‌های افطاری به ۲۰۰هزار تومان نمی‌رسد.». حسن فاطمی، که آشپز هتل‌های بزرگ مشهد بوده و هست، دربارۀ سفره‌های خوش‌آب‌ورنگ و گران‌قیمت آن‌ها می‌گوید: «به خدا، همین غذای سادۀ مسجد خودمان را به آن سفره‌ها نمی‌دهم. سادگی و همبستگی سفره‌های کوچک ما شرف دارد به اشرافیت و اسراف سفره‌های پرهزینه و گران‌قیمت.». مراسم افطار تمام شده است و حالا خدام نوجوان به‌همراه امام‌جماعت وقتی همۀ میهمانان رفته‌اند، حدود ساعت ۹ سفرۀ افطار خودشان را پهن می‌کنند. محمدرضا می‌گوید: «بعضی شب‌ها غذا به خودمون نمی‌رسه و بعد تمیزکردن مسجد می‌ریم خونه افطار می‌کنیم.». محمدرضا پانزده سال دارد و امسال، روزه‌اولی است. روفرشی‌های بزرگ مسجد را داخل حیاط تکان می‌دهند، فرش‌های مسجد را جارو می‌زنند، حیاط را آب‌جارو و سرویس‌های بهداشتی را تمیز می‌کنند. کار مرد‌ها تمام شده است. وعدۀ ثواب شستن ظرف‌ها را خانم‌های محله گرفته‌اند؛ پس ظرف‌ها را می‌برند داخل آشپزخانه و به آن‌ها دست نمی‌زنند.

 

اینجا دل‌ها به هم نزدیک‌تر است

لبخند صمیمانۀ خردسالان در حسینیۀ کودکان، اخلاق کریمانۀ خُدام نوجوان مسجد و شکوه فعالیت امام‌جماعت جوان در کنار قوام حضور پیرمردان و همراهی دلسوزانۀ مادران محله در مسجد پنجتن آل‌عبا(ع)، خوش‌رنگ‌ترین، خوش‌بو‌ترین و مقوی‌ترین عناصر سازندۀ سفرۀ افطار ساده‌شان بود. پشت کوچه‌های تنگ در پسِ خیابان‌های باریک و مملو از موتورسیکلت، بعد از کمربندی دور شهر محله مسجد آل‌عبا(ع) واقع شده است و در مسیر برگشت به این فکر می‌کنم اگرچه جحت‌الاسلام فاطمی از نوجوان‌های بدسرپست محله و مشکلات معیشتی و فرهنگی سخن گفت، اما ظرفیت‌های اجتماعی مهم محله‌شان را محکم‌تر برشمرد: «اینجا دین‌گرایی بین مردم بسیار زیاد است. برخلاف نقاط مرکزی شهر که همسایه‌ها از هم بی‌خبر هستند، اینجا تمام اعضای محله، یکدیگر را می‌شناسند و از خوشی و ناخوشی هم باخبر هستند.». 

 

گزارش کامل را در روزنامه شهرآرا بخوانید:
ورود به صفحه گزارش روزنامه شهرآرا ۲۰ خرداد

کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی